back to top
خانهابوالحسن بنی صدرمقالات و مصاحبه ها«تنش شدید و صف بندي جديد در جمهوری اسلامی در مقابله با...

«تنش شدید و صف بندی جدید در جمهوری اسلامی در مقابله با حکومت روحانی» از دید بنی صدر

عصرجدید: فراخواندن وزیر اطلاعات حکومت روحانی به مجلس و طرح ٢١ سوال از وی توسط یکی از نمایندگان جبهه پایداری، تنش و صف بندی جدیدی را در جمهوری اسلامی بوجود اورده است، ارزیابی شما از این تنش و صف بندی جدید چیست؟

 

برای شنیدن این مصاحبه، اینجا را کلیک کنید

 

بنی صدر: گاهی اطلاعی را پخش می کنید و جامعه را از آنچه اطلاع ندارد، مطلع می کنید، گاهی نیز این اطلاع را تحلیل می کنید و ربطش را با داده ها و امرهای واقع دیگر معین می کنید، همچنین، گاهی وضعیت را می سنجید، کار ما در مصاحبه با عصرجدید سنجش وضعیت است، دیوارهای سانسور را نیز بشکند، بدین ترتیب که سعی ما بر این است که وضعیت به ترتیبی شفاف و روشن در معرض گوش شنونده قرار گیرد که حس مسئولیت و میل به چون و چرا در او برانگیخته شود. مثلا به تازگی آقای هاشمی رفسنجانی گفته است: «خسارتهای بسیار بزرگی وارد شده که مردم از آن خبر ندارند»، یعنی خسارتها و خورد و بردهای 8 سال گذشته که آقای روحانی و حکومتش گفته اند، هنوز ناچیز است، بعلاوه دیوار سانسور مانع از رسیدن خسارتهای محاسبه شده در خارج به گوش مردم شده است. این گفتگوها باید برای این باشد که حس پرسیدن از خود برانگیخته شود که چرا بی تفاوتم، چرا به مسئولیت خودم عمل نمی کنم، چرا حقوق خود را رعایت نمی کنم و بکار نمی برم، چرا اجازه می دهم که با کشور من، وطن من، خود من و هستی من این بازی ها بشود؟ بنابرین کار ما این نیست که صحبتی بکنیم که عده ای را خوش بیاید، بگویند: «حرف خوبی بود»، بعد هم یادشان برود، بلکه سعی مان بر این است، سعی شنونده نیز باید بر این باشد که ببیند آنچه می شنود یا می خواند، آیا میل به چون و چرا کردن و احساس مسئولیت را در او برمی انگیزد یا نه؟

با این یادآوری به این بحث می پردازم که اگر به سوال شما درباره این رویارویی در رژیم ولایت مطلقه فقیه پاسخ می دهم، یک نوع وضعیت سنجی است تا بلکه شما مردم ایران به خود بیایید، چون و چرا کنید، ببینید که آیا این رژیم کارآیی دارد، قابل اصلاح هست، به شما راست می گویند که جز اصلاح راه حلی وجود ندارد؟ بقول نویسنده ای؛ «آنهایی که از انقلاب می ترسانند و می گویند:”غیر از اصلاح راه حلی نیست”، مردم را 2 مرتبه می ترسانند! یک بار می ترسانند بابت اینکه اگر به ما رای ندهید، اقتدارگراها بر کشور شما حاکم می شوند و بلاهایی بر سر شما می آورند که در حکومت احمدی نژاد آوردند، چون باید سانسور کنند و پرده بکشند، یادشان می رود که آن حکومت، در واقع حکومت آقای خامنه ای بود. ترس دیگر نیز است که تکان نخورید که اگر این رژیم برود، ایران بدتر از سوریه، افغانستان و … می شود! بنابرین رژیم یک بار می ترساند، این آقایان(اصلاحطلبانی که در رژیم هستند یا در حاشیه رژیم اند و خود را طرفدار دموکراسی معرفی می کنند!) دو بار می ترسانند و این دو ترس را القا می کنند!»

به بحث خودمان برگردیم. آقای خامنه ای مهندسی انتخابات را انجام داد تا آقای روحانی رئیس جمهور شود و مساله بحران اتمی را به ترتیبی حل کند که جام زهر را خودش ننوشد بلکه وانمود کند که شربت بهلیمو ساخت شیراز و خوشمزه است و خود مردم سر بکشند، اما بعد از انجام مرحله توافق ژنو خود را وسط دو طرف می بیند، در بیرون و فوق دو طرف نمی بیند و می بیند که اگر توافق نهایی انجام بگیرد، دنباله اش نیز این باشد که رابطه با غرب عادی شود، اصولگراها و اقتدارگراها بی محل می شوند در نتیجه آقای رهبر و ولایت فقیه اش بی پایه می شود، زیرا مردم که مخالف و منزجرند، گروههای هوادارش نیز بی محل می شوند، از اینرو خامنه ای می خواهد به ترتیبی عمل شود که آقای روحانی و حکومتش خرج توافق اتمی شوند، بعد هم دنبال کارشان بروند، به اصطلاح برایش مزاحمتی ایجاد نکنند، این است که می بینید طرفدارانش هجومی عمومی به روحانی و حکومتش آورده اند، با اینکه روحانی تلاش کرده که بقول خودش تعامل کند و دو طرف را داشته باشد و در محدوده آقای خامنه ای عمل می کند، با اینحال، در 9 قلمرو به روحانی و حکومتش یورش روزمره همگانی آورده اند:

1- به ستوه آوردن وزیران حکومت روحانی. وزیرانش دو دسته هستند:

          یک دسته متعلق به اصولگراها هستند که مشکلی ندارند، کسی هم از آنها سوال نمی کند.

     دسته دیگر وزرایی هستند که به خدمت اصولگراها در نمی آیند و می خواهند در اردوگاه خودشان باشند که اینها را می خواهند به ستوه آورند، می بینید که 21 سوال به این وزرا برمی گردد، آقای ظریف را اخیرا به مجلس بردند و گفتند از جوابهایش قانع نشده اند، قصد دارند وزیر آموزش و پرورش را استیضاح کنند، وزیر ارشاد را نیز سوال پیچ کرده اند، از وزیر اطلاعات نیز 21 سوال کرده اند.

2- هدف حمله قرار دادن نزدیکان آقای روحانی:  کاری که از اول انقلاب تا امروز با همه رئیس جمهورها حتی خود خامنه ای انجام داده اند، چنانکه در مورد احمدی نژاد نیز مشایی، رحیمی و بقایی مورد حمله روزمره بودند، در مورد روحانی نیز همینطور است، خصوصا در حال حاضر آقای نوبخت بیشتر زیر حمله است.

3- بی اعتبار کردن روحانی و وزرایش: اولا با کند کردن دستگاه اداری که نتوانند کاری از پیش ببرند، ثانیا با نشان دادن کاستی های کارشان، مثلا فضاحتی که در توزیع سبدکالا شد، عکسها و … در مطبوعات پخش شد و دنیا دید که ایران به گداخانه تبدیل شده است و اصولگراها این را دست آویز قرار دادند که تو توانایی اداره نداری و در هر قلمرویی که عمل می کنی، ناتوانی بروز می دهی! 

4- یافتن جملاتی از سخنان روحانی و وزیرانش برای جنجال سازی: ظاهرا آقای روحانی و وزیرانش در ادای جملات جنجال ساز متخصصند و طرف می تواند آنها را وسیله جنجال کند، مثل آنچه آقای روحانی گفت: «توافق ژنو تسلیم دنیا در برابر ایران بود» و «آنهایی که به توافق ژنو انتقاد می کنند، بیسوادند» یا «آمریکا کدخدای دنیاست» که دستمایه می شوند، یا حرفهای آقای ظریف که در دانشگاه گفت: « آمریکا با یک بمبش می تواند تمام سیستم های نظامی ما را از کار بیندازد».

5- تبلیغ اینکه روحانی و وزیر خارجه و برخی دیگر از وزرایش در خط آمریکا هستند، بطوری که می بینید، 13 تا از 21 سوال بطور مستقیم به رابطه با آمریکا مربوط است.

6- روبرو کردن آقای روحانی با آقایان خاتمی، هاشمی رفسنجانی، موسوی و کروبی و وفادران به آنها؛ به ترتیبی که الان روحانی بین دو سنگ آسیاب قرار گرفته است، یک طرف آنهایی اند که می گویند: «حصر باید برداشته شود و در اداره حکومت شرکت داده شوند»، طرف دیگر هم حمله شدید شبانه روزی به حصرشدگان را انجام می دهند، یکی از سوالات نیز این است که شما می خواهید فتنه گران سال 88 را به کار بگیرید! چرا اینطور است؟ برای اینکه آقای خامنه ای، نه تنها در دوره رهبری خود، بلکه برای بعد از خودش هم می خواهد اینها پیشاپیش دفع شر بشوند تا جانشینش چنانکه می خواهد معین شود و در واقع سلسله خامنه ایه ادامه پیدا کند.

7- تقابل تبلیغاتی بسیار آشکار؛ به ترتیبی که حتی صدا و سیما هم وارد این تقابل شده است. تازه ترین دعوا، دعوای نماینده آقای روحانی در هیئت نظارت بر صدا و سیماست که به رویه صدا و سیما اعتراض کرده و رئیس هیئت گفته است که معاون روحانی باید اخراج گردد! آقای ضرغامی هم می خواهد بطور واضح بگوید که در خط و ربط اصولگراهاست. 

8- مقابل کردن حکومت روحانی با مراجع قم و قشرهای دیندار و سنتی جامعه از این طریق که وزرات ارشاد ایشان در امور مربوط به فیلم و فیلم سازی و مطبوعات رویه ای دارد که برای موازین دین و روحانیت خطرناک است و ابهت مقام مرجعیت را می شکند!

9- علاوه بر اینکه کوشش بر این است که آقای خامنه ای را در محل سکاندار ضدیت با آمریکا و غرب سلطه گر و مقابله کننده قاطع با خط سازش و اهل فتنه و … بنشانند، آنطرف را هم به ترتیبی که توضیح دادم بعنوان نماد خط آمریکا و دیگر عیبهایی که اصولگراها در او می بینند، بنشانند، خلاصه کلام به ستوه آوردن و به تدریج فرسودن حکومت روحانی، تا عمر این حکومت بعد از توافق اتمی به سر بیاید، البته بنابر اطلاعی که از داخل دادند، آقای روحانی هم فهمیده که چنین تدارکی شده، از اینرو او نیز چون می داند دست دستگاه ولایت مطلقه زیر سنگ توافق اتمی است، می خواهد آنرا به ترتیبی انجام دهد که فرسوده نشود، بلکه برنده بشود به ترتیبی که طرف مقابل را بی محل کند.

21 سوال چه می گویند؟ 13 سوالش مربوط به آمریکاست و در همان سوال اول می گوید: «دنبال کردن عادی سازی رابطه با آمریکا که مصداق نظام سلطه است، توسط وزارت امور خارجه و شخص رئیس جمهور». آیا آقای روحانی این کار را تازه شروع کرده؟ نه، این کار را قبل از انتخابات و با موافقت آقای خامنه ای شروع کرد. در سوال دوم آمده است: «بیان اینکه آمریکا کدخدای جهان است توسط مسئولان کشور و پرداختن عملی به این دیدگاه اشتباه»، این جمله را چه کسی در چه زمانی گفت؟ آقای روحانی در اردیبهشت ماه گفت، اگر این حرف خطا بود که موجب پرسش در مجلس شده، آیا خامنه ای و شورای نگهبانش آنرا قبل از انتخابات نشنیدند؟ هر دو شنیدند، ایرادی هم نگرفتند زیرا خود آقای خامنه ای توسط فرستاده اش آقای ولایتی گفتگوهای محرمانه را شروع کرده بود و خامنه ای، ولایتی و تاحدودی محسن رضایی باید پیشاپیش مواضع آشتی جویانه می گرفتند تا دستگاه تبلیغاتی انگلیس و آمریکا یعنی صدای آمریکا و بی بی سی در انتخابات ریاست جمهوری پشت سرشان می آمد و آمد، چه کسی اینرا ندید و نشنید؟ اینها شب و روز بسود این آقایان، خصوصا آقای روحانی تبلیغ نمی کردند؟ تبلیغ می کردند، بخاطر مواضع آقای روحانی تبلیغ می کردند، بخاطر اینکه وقتی کسی می گوید: «آمریکا کدخدای دنیا است و عقل حکم می کند که با کدخدا درنیافتید و تعامل کنید»، حمایت تبلیغاتی و سیاسی می شود. همین 21 سوال می گوید که آمریکا در سیاست داخلی و خارجی محور است و این رژیم نمی تواند خود را از این محور رها کند، بحدی که از حکومتی در مجلس سوال می کنند و 13 تا از 21 سوال مربوط به آمریکاست!

البته سوالهای دیگر نیز بطور غیرمستقیم به آمریکا ربط پیدا می کند. سوال سوم این است: «پیشنهاد نظرسنجی برای برقراری رابطه با آمریکا توسط مسئولان دولتی»، در حالیکه مسئولان دولتی در کار نبودند، این پیشنهاد را آقایان روحانی و ظریف مطرح کردند، بدین ترتیب سوال کنندگان که تنها پایگاه آقای خامنه ای در رژیم و کشور هستند، دارند می گویند: «آقای روحانی و حکومتش در خط آمریکاست و آقای خامنه ای در خط ضد آمریکاست و نباید گذاشت که خط آمریکا پیش برود». سخن آقای ظریف مبنی بر اینکه «آمریکا با یک بمبش می تواند تمام سیستم های نظامی ما را از کار بیندازد» نیز موضوع یک سوال است، یک سوال نیز درباره رژیم اسرائیل است، در سوال دیگری از «ممانعت و عدم حمایت از برگزاری رزمایش‌های موشکی نیروهای مسلح» می گوید، اما نمی گوید که سپاه وقتی آن آزمایشهای موشکی را انجام داد که گفتگوهای وین انجام می شد و نتیجه اش این شد که آمریکا اصرار کرد که موشکهای بالستیک باید در دستور گفتگوهای 1+5 با ایران قرار بگیرد! حالا می گویند که قرار شده این موشکها موضوع این گفتگوها قرار نگیرند، با این حال حواس این آقایان در توافق ژنو جمع نبوده و در آنجا پذیرفته اند که توافق می باید ملاحظات مندرج در قطعنامه های شورای امنیت را هم برآورده کند و بخاطر سخن گفتن از موشکهای دارای توانایی حمل کلاهک اتمی در آن قطعنامه ها، آمریکا می گوید که یکی از ملاحظات مساله موشکهای بالستیک است. بدین ترتیب ملاحظه می کنید که از یک طرف توسط سپاه و … سنگ اندازی می شود و حکومت روحانی اعتراض می کند که چرا سنگ اندازی می کنید، از طرف دیگر هم آمریکا از ان کار سپاه استفاده می کند و می گوید که این موشکها باید در دستور کار گنجانده شود.

یکی از سوالها به تعرض حکومت به مجلس مربوط است که توجیه تقابل مجلس با حکومت است، یک سوال مربوط به قضایی کردن فضای رسانه های عمومی است که به وسایل ارتباط جمعی و دستگاه قضایی برخورد پیدا می کند و جالبتر از همه، یک سوال به دستگیری 5 سرباز در مرز مربوط می شود که خیلی کم به وزارت اطلاعات مربوط می شود و بیشتر به سپاه و نیروهای انتظامی مربوط می شود که تحت امر رهبرند و او باید جواب بدهد ولی از آقای وزیر اطلاعات جواب خواسته اند. این 21 سوال می گوید که آمریکا محور است و این محور مورد استفاده دو طرف در نزاع با یکدیگر است یعنی این رژیم کمترین  حد از استقلال ندارد. یک عده هستند که نه معنای درست استقلال را می فهمند و نه می خواهند بفهمند چون اگر می خواستند بفهمند در دهه های اخیر، استقلال مرتبا تعریف شده است، از ربطش با آزادی صحبت شده و … ولی این عده باز می نشینند و می گویند: «آزادی ها برقرار نیستند ولی این رژیم استقلال دارد!». وقتی گرایشهای موجود در درون حکومتی می خواهند دعوا کنند، آمریکا محور است، وقتی توافق ژنوی انجام می گیرد که طبق آن اجازه دهنده و تحریم کننده قدرت خارجی و تعهد کننده این رژیم است، چگونه می شود گفت که این حکومت استقلال دارد؟ تردید نکنید که این رژیم بسیار بسیار بیشتر از رژیم شاه وابسته است تا جایی که در رویارویی ها با هم نیز ناچارند به آمریکا متوسل شوند، دعوایشان نیز جز از طریق قدرت خارجی طی نمی شود، این طرف می خواهد توافق اتمی به ترتیبی انجام بگیرد که حکومت روحانی خرج توافق شود، حکومت روحانی نیز می خواهد توافق را طوری انجام دهد که آن طرف بی محل شود!

اگر شما مردم بخواهید چون و چرا کنید، باید بپرسید که چرا تحت چنین رژیمی هستید، چطور شما هیچ محلی از اعراب ندارید؟ یک مورد از این 21 سوال درباره وضع اقتصادی شما هست؟ نیست! اینکه شما مردم این کشور حق و حقوقی دارید و شهروند به شمار می روید و وسایل ارتباط جمعی آزاد نیستند، خود شما از آزادی برخوردار نیستید، اینکه بساط سرکوب با شدت تمام برقرار است، اینکه اعدامها اندازه نمی شناسد، اینکه به اعدامی حتی در پای چوبه دار اجازه نمی دهند از مادرش حلالیت بخواهد و او را به آن وضع شنیع زیر کتک می برند و طناب دار را بر گردنش می اندازند، در سوالها هست؟ نیست! اینکه سالی 150 هزار نفر از استعدادهای شما از کشور می روند، در این سوالها هست؟ خیر، اینکه سرمایه های ایران می روند در این سوالها هست؟ خیر. بودجه ای به مجلس برده اند ولی پولی ندارند چون پولهایشان توقیف است، بدین جهت اصرار دارند تسلیم نامه را امضا کنند و قضیه تمام شود چون مرتب در حال پول گرفتن از بانک هستند و آقای روحانی به دروغ می گوید که تورم را از 43 درصد به 33 درصد کاهش داده است، نمی شود که هم پول چاپ کنید، هم اسکانس بی پشتوانه و بی پایه را در کشور خرج کنید و تورم بالا نرود، پس مثل سابق است، باید یارانه مستقیم و غیرمستقیم بپردازید، اینها در پرسشها هست؟ اصلا و ابدا! آنچه که هست به دعواهای خودشان و آمریکا مربوط می شود.

اینکه از وطن و مردم سرزمینی غفلت می شود، امری است که باید احساس مسئولیت و حس چون و چرا کردن را در شما مردم ایران برانگیزد، چرا کار ایران به اینجا رسیده؟ انقلاب کردید که به اینجا برسید که هیچ یک از مسائل شما، اعم از نابسامانی های عظیم، اعتیاد، مقام اول ایران در قاچاق و مصرف مواد مخدر، خورد و بردها و فسادها، بی پایه شدن خانواده ها، فحشا، گستره جنایت و مرگ، آلودگی محیط زیست و مرگ طبیعت منظور نظر نمایندگان شما مردم و موضوع سوال نباشد!؟ خود شما مردم هم مثل اینکه اصلا وجود ندارید! امر دیگری نیز باید حس چون و چرا کردن را در شما برانگیزد، چنین رژیمی با چنین محتوایی، چگونه قابل اصلاح است؟ حتی در آن راه حلی که از بی محل شدن اصولگراها و اقتدارگراها گفتم، در واقع وقتی بی محل می شوند که ولایت مطلقه فقیه حذف و دولت حقوقمدار شود و الا شدنی نیست. وضعیت به ترتیبی است که برایتان سنجیدم، امیدوارم قدری به مسئولیت، توانایی ها و حقوق خود و این سوالها بیاندیشید.

شاد و پیروز باشید 

گفتگو با رادیو عصرجدید در 9 اسفند 1392

گفتگوهای رادیو اینترنتی عصرجدید با آقای بنی صدر، جمعه ها ساعت 21:40 الی 22:10(بوقت ایران) از آدرس زیر پخش می شوند:

http://www.asrjadid.com/musicvideo.php?vid=8eade25e1

 

 

 

اخبار مرتبط

دیدگاه خود را بنویسید

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید