به نام مناسب ترین واژه ها، به رسم محبت، به نام خدا،
با سلام به همه خانم ها و آقایان حاضر در همایش،
موضوع صحبت من در همایش امشب “مصدق و اقتصادی بر مبنای موازنه عدمی” است.
همه می دانیم تا پایان دوره قاجار، دولتها سیاست موازنه مثبت را اتخاذ میکردند یعنی چنانچه امتیازی به انگلستان داده میشد در مقابل امتیازی هم به دولت شوروی داده میشد، تا در واقع موازنه مثبتی بین آنها برقرار شود! یعنی ایران هم در ظاهر و هم در باطن دارای استقلال نبود. اما دکتر محمد مصدق با اتخاذ سیاست موازنه عدمی در راستای قطع امتیاز دهی به دول خارجی و به نفع استقلال ایران عمل کرد. قانون ۱۱ آذر ۱۳۲۳ضمن نفی واگذاری امتیاز به شوروی عملا امتیاز نفت انگلیسیها را نیز زیر سوال برد و زمینه ملی شدن صنعت نفت فراهم آمد. تا در ۲۹ اسفند1329پیشنهاد دکتر حسین فاطمی به حقیقت پیوست و نفت ایران ملی شد.
در واقع، دکتر محمد مصدق در دورانی شجاعت پذیرفتن مقام نخست وزیری را در اردیبهشت ۱۳۳0 از خود نشان داد که کشور ما ایران، از عوارض بسیاری از قبیل بحران مدیریتی، فقر، قحطی خصوصا قحطی نان و نیز اشغال توسط قوای بیگانه، رنج میبرد. و در مهرماه همان سال صادرات نفت ایران قطع شد و وی با اجرای سیاست موازنه عدمی در هر چهار بعد سیاسی و اقتصادی و فرهنگی اجتماعی ، طرحی نو در انداخت. چرا که این چهار بعد از هم جدایی ناپذیرو ابعاد مختلف پدیده ها را تشکیل می دهند.یعنی مصدق هم پایبند به استقلال و آزادی ( نه به معنای انزوای ایران بلکه به معنای عمل بر مبنای رعایت حقوق ملی هم به خود مردم و همخ با همه جهان ) ،همه پایبند به حقوق شهروندی و هم پایبند به اقتصادی تولید محور و هم پایبند به آزادی بیان و هم پایبند به اخلاق و عناصر سازنده فرهنگی ایرانی بود.
مصدق، در مقام معمار ایرانی آزاد و مستقل وآباد، دریافته بود که بعد از ملی شدن صنعت نفت بایستی در تغییر ساخت زیر سلطه دولت و نیز سیاست اقتصادی دولت شتاب بخرج دهد وگرنه قانون ملی شدن صنعت نفت جز مرکبی خشک شده بر صفحه کاغذی بیش نخواهد شد و از محتوا خالی میگردد. مصدق بخوبی میدانست که وابستگی دولت در بودجه خود به اقتصاد مسلط و وابستگی جامعه در اقتصاد خود به بودجه دولت، سبب دیرپائی استبداد وابسته میشود. از اینرو در ۲۷ ماه طول حکومتش تمامی کوشش خود را مصرف این امر اساسی کرد که اقتصاد مصرف محور ایران را به اقتصادی تولید محور بدل کند و در آمدهای بودجه را به جای برداشت از چاههای نفت که در واقع باعث انقطاع رابطه نیاز دولت به ملت میگردد، با مالیات به مثابه برداشت از تولید ملت جایگزین کند.
تلاش ارزشمند مصدق و اعضای کابینهاش زمانی بهتر در منظر دیدهای واقع بین و خصوصا نسل جوان کشور که اکنون به جنبش آزادیخواهی و استقلال طلبی برخاسته است، قرار میگیرد که از شرایط اقتصادی ایران در زمانی که وی شجاعت بدست گیری سکان اداره سیاسی -اقتصادی ایران را نشان داد، آگاه باشند.که در این کوتاه سخن مختصات انرا بیان میدارم.
مهمترین مشکلات اقتصادی و مالیای که دولت دکتر مصدق در اجرای اقتصاد بدون نفت با آن روبرو بود، رشد هزینههای شرکت ملی ایران و انگلیس، کاهش ارزش ریال ایران بعد از جنگ دوم جهانی و عدم اجرای تعهدات انگلیس در مقابل ذخایر ارزی لیره ایران در سال ۱۳۲۵ تا ۱۳۳۰ بودند. بعد از ملی شدن صنعت نفت، داراییهای ایران به لیره به خاطر غرض ورزی خزانه داری انگلیس، قابل تبدیل به دلار نبود، هزینه نگهداری کل تاسیسات صنعت نفت آبادان و دیگر مناطق نفت خیز کشور که حدود ۶۰ تا ۶۵ میلیون تومان به گردن دولت افتاد. اما اینهمه فشار باعث سستی مصدق و اعضای کابینهاش در اجرای سیاست موازنه عدمی در اقتصاد نشد.
از همین رو دولت وی،ضمن مبارزه قوی با فساد اقتصادی و رانتخواری با اخذ مالیات از تولید کالاهای مختلف داخلی، کاهش هزینههای ارزی سفرهای خارجی، فروش اوراق قرضه ملی و کاستن از واردات کالا و تشویق صادرات کالا را در دستور کار خود قرار داد و تلاش کرد تا بودجهای متوازن و بدون کسری ببندد. اصولا در سیاست موازنه عدمی ،دکتر مصدق به نفت به مثابه سرمایه ملی و نه منبع در آمد دولت مینگریست. وی معتقد بود نفت بایستی در اقتصاد داخلی ادغام گردد ودر ساخت امور زیر بنایی و رشد صنایع کشور بکار گرفته شود و نبایستی این سرمایه گرانبها را صرف هزینههای جاری کرد. از همین رو در دوران وی، سرمایه گذاری در صنعت رشد چشمگیری پیدا کرد. دکتر مصدق با سیاست موازنه عدمی خود ثابت کرد که رشد اقتصادی به هیچ وجه ربطی به در آمد نفت و یا فروش نفت ندارد. بطوری که بیش از هشت هزار شرکت در زمان وی به ثبت رسید.
اقتصاد کشاورزی ایران در سالهای ۱۳۳۲ – ۱۳۲۹ مبتنی بر کشت سنتی و غیرمکانیزه بود و بخش قابل توجهی از محصول روی زمین از بین میرفت و بخش دیگر نیز کیفیت خوبی برای فروش در بازارهای جهانی نداشت. علاوه بر آن اقتصاد صنعتی ایران نیز ضعیف بود وبه چند کارخانه که توسط کارشناسان خارجی راه اندازی شده بود محدود میگشت. اما هنر دکتر مصدق در این بود که با وجود از دست دادن در آمد نفت و ممانعت انگلستان و امریکا از فروش نفت ایران، موقع را مغتنم شمرد تا سیاست اقتصادی بدون نفت را برای رونق تولید داخلی، کشاورزی و صنعت ایران و نیز ارائه بودجهای بدون کسری را به اجرا بگذارد .یکی از این راهکارهای تامین هزینه در بودجه دولت مصدق تشویق صادرات غیرنفتی داخلی بود. به تدریج، تولید کالاهای صنعتی مانند تولید چراغهای نفتی و علاءالدین ساخت کارخانه عالی نسب، صادرات محصولات کشاورزی منجمله خشکبار و حتی روده و… مورد توجه قرار گرفت.
مصدق در واقع در کنار نهضت ملی کردن صنعت نفت، نهضت صادرات و سلامت مدیریت مالیاتی را که از طرف مردم بعلت حمایت از دولت محبوب خود براه افتاده بود را رهبری میکرد. بطوری که حتی از طریق مالیات بر صادرات نیز درآمد دولت افزایش یافته بود. آنهم بدون این که مقدار مالیاتها بالا رفته باشد.با این اقدامات موثر تولید داخلی محور اقتصاد ایران شد و باعث شد که دولت در سال بعد، یعنی در سال ۱۳۳۱ کسر بودجه بسیار پایینی داشته باش.
دکتر مصدق در شرایط تحریم فروش نفت ایران؛ کاهش اعتبارات بانکی، تشویق به پس انداز و فروش اوراق قرضه ملی را یکی از راههای مشارکت دادن نیروهای ملی و مردمی و بازاریان دانست. آقای بنی صدر که تدوین گرو تدقیق گر اصل موازنه عدمی و نیز ادامه دهنده سیاست موازنه عدمی مصدق در سالهای ۵۹-۶۰ بود،در باره سیاست مصدق می گوید : بسیاری مدعیاند مصدق واقع گرا نبود. اگر واقع گرا بود، پیشنهاد بانک بین المللی را میپذیرفت اما مصدق برای مبارزه با سلطه انگلستان، محدوده وابستگی به روسیه و امریکا را، بر نگزید. حاضر نشد در محدوده روابط سلطه گر – زیر سلطه، مسئله نفت را با انگلیس و امریکا حل کندو یا پیشنهاد بانک بین المللی را بپذیرد چرا که اگر مصدق محدوده سلطه و نه فراخنای استقلال کامل ایران را میپذیرفت، هم قراردادی نظیر قرارداد کنسرسیوم منعقد میشد و هم استبداد بدست وی برقرار میشد و هم ناتوانی یک ملت به امضای نماینده آن ملت میرسید و ادامه تجربه تا یافتن جامعه مستقل و آزاد، نامیسر میشد.
کودتای ۲۸ مرداد ۳۲ علیه حکومت ملی دکتر مصدق و نیزکودتایی ۳۰ خرداد ۶۰ علیه حکومت اقای بنی صدر تنها بعلت این رخ داد که برنامههای این دو حکومت در ابعاد سیاسی و فرهنگی و اجتماعی نیزبر اساس سیاست موازنه عدمی و تکیه بر توانایی مردم و نیروهای محرکه ایران از قبیل ابتکار و خلاقیت داشت . این کودتا ها در واقع کودتا علیه مخالفت ملتی با نظام سلطه است. از اینرواینگونه برنامه ها تنها میتوانند در نظامهای حقوقمند به ثمر نشیند.
بر نسل امروز است که نه تنها اسم مصدق بلکه در واقع رسم مصدق را در پیشه کردن موازنه عدمی و برای خروج از نظام سلطه/ زیر سلطه و برهم زدن ان تلاش کند وبا رد مانع استقرار ازادی و استقلال و دموکراسی در ایران که نظام ولایت فقیه است ، معمار ایرانی مستقل و آزاد و رشد یاب و حقوند بگردد.
jalehwafa @yahoo.de
***
توضیح:
در همایش “میراث محمد مصدق برای ایران امروز”، ۱۵ سخنران شرکت داشتند (بعلاوۀ نقطه نظرات مدیران و میزبانان برگزار کنندۀ همایش). این همایش در تاریخ شنبه ۲۸ مرداد (۱۹ اوت) ساعت ۲۰:۳۰ الی ۲۳:۳۰ به وقت تهران برگزار شد.
نوار صوتی کامل همایش «میراث محمد مصدق برای ایران امروز را در لینک زیرتقدیم می شود:
https: //youtu.be/OdtSxncjLLE?si=bLehBgluIVuoiY1M
سخنرانان به ترتیب حروف الفبا به مدت ١٠ دقیقه:
– پویان اصلانی (سایت ایران، زندگی، آزادی)،
-امیر مصدق کاتوزیان (روزنامه نگار و پژوهشگر)،
– آلن اکباتانی (کلاب گفتمان ملی برای ایران)،
کورش پارسا (عضو اندیشکده جمهوریخواهان سکولار)،
مهرداد درویشپور (جامعه شناس)،
جمال صفری (پژوهشگر و نویسنده تاریخ معاصر)،
مهدی فتاپور (عضو همگامی برای جمهوری سکولار دموکرات)،
فرهنگ قاسمی (عضو همسازی ملی جمهوریخواهان ایران)،
کاظم کردوانی (عضو کانون نویسندگان ایران)،
فرهاد نوروزی (کلاب خیابان مصدق)،
نیکلا گرجستانی (مقام ارشد سابق بانک جهانی)،
مهران مصطفوی (عضو مجامع اسلامی ایرانیان)،
همایون مهمنش (عضو جبهه ملی ایران در خارج از کشور)،
حسین موسویان (رئیس جبهه ملی ایران)،
و ژاله وفا (کلاب مرکز پژوهشهای حقوندی)،
مجریان و مدیران همایش: ایمان فلاح، جهانگیر گلزار و محسن نژاد،
مرکز پژوهش های حقوندی،
https: //t.me/haghvand/672