بسم الله الرحمن الرحیم
قسمت اول:
سی و هفت سال قبل درست در چنین ساعاتی کلاً هر نوع ملاقات و حتی مرخصی زندانیان سیاسی را قطع می کنند.
مجاهدین خلق به گفته رهبرِسازمانش قرار بود عملیات نهایی را در پس از تابستان ۶۷ انجام داده باشد اما چون پذیرش ناگهانی قطعنامه در اواخر تیر انجام گرفت و طبق قوانین بینالمللی امکان حرکت از خاک عراق غیر ممکن می شد عملیات به چند روز پس از پذیرش قطعنامه موکول می شود.
ادعای مسعود رجوی اگر در پازل جستجوی واقعیت ماجرا نصب شود دروغ هیئت مرگ که زندانیان آماده شورش بودند بیشتر رخ می نماید. مفروض را به آمادگی زندانیان برای عملیات در مهر ۶۷ دانست چطور ممکن است در بازه زمانی دو سه روزه پس از آتش بس به زندانیان اطلاع رسانی شود؟
سازمان مجاهدین مدعی است فروردین ۶۷ حکومت آماده قتل عام و تصفیه شده بود این گزاره در خوش بینانه ترین حالت نفوذ باند احمد خمینی در کادر رهبری مجاهدین را می رساند که با عملیات موسوم به نهایی ، زمینه حذف هزاران زندانی آماده گردد. یک سازمان با آن ادعای نفوذ به عمق حاکمیت و به گفته آنان خونخوار چطور بستر قتل عام اسیران در بند را برای آن فراهم می کند؟
رویهم رفته این کمترین در جایگاهی قرار نمی گیرد مدعای حقوقی کند تا به کنه حقیقت ماجرا رسیده باشد اما ایمان دارد کمیته حقیقت یاب برای کالبد شکافی اصل ماجرا شکل خواهد گرفت تا سیهروی شود هر که در او غَش باشد.
متعاقب عملیات مجاهدین خلق ظاهراً در هفتم هشتم مرداد نامه منتسب به مرحوم امام خمینی (ره) به تمامی دادگاه های انقلاب ارسال می گردد دریافت کنندگان نامه مدیران کل اطلاعات ، حاکمان شرع …، چنان با نامه برخورد قداست آمیز داشته انگار از آسمان نازل شده است . دریافت کنندگان نامه خود را نماینده خدا در زمین می خواندند اما همان خدایی که سنگش را به سینه می کوبند خطاب به پیامبرش می گوید قبل از آنکه احکام الهی پایان یابد صبوری کند تا با ادله و علم رسالت خود را انجام داده باشد.
قران سوره طه آیه ۱۱۴ خطاب به محمد می فرماید:
«فَتَعَالَى اللَّهُ الْمَلِکُ الْحَقُّ ۗ وَلَا تَعْجَلْ بِالْقُرْآنِ مِنْ قَبْلِ أَنْ یُقْضَىٰ إِلَیْکَ وَحْیُهُ ۖ وَقُلْ رَبِّ زِدْنِی عِلْمًا.»
برتر و بلند مرتبه است خدا [یِ یگانه] که فرمانروای هستی و حقّ محض است؛ و پیش از آنکه وحی کردن قرآن بر تو پایان گیرد در خواندنش شتاب مکن، و بگو: پروردگارا! دانش مرا بیفزای.
در ذیل نامه منتسب به مرحوم امام خمینی برای قتل عام هزاران اسیر در بند را از پرتال آن فقید کپی و بازنشر می نمایم تا به عمق درنده خویی احمد خمینی پی برده باشید.
«از آنجا که منافقین خائن به هیچ وجه به اسلام معتقد نبوده و هر چه میگویند از روی حیله و نفاق آنهاست و به اقرار سران آنها از اسلام ارتداد پیدا کردهاند، با توجه به محارب بودن آنها و جنگ کلاسیک آنها در شمال و غرب و جنوب کشور با همکاریهای حزب بعث عراق و نیز جاسوسی آنها برای صدام علیه ملت مسلمان ما و با توجه به ارتباط آنان با استکبار جهانی و ضربات ناجوانمردانهٔ آنان از ابتدای تشکیل نظام جمهوری اسلامی تا کنون، کسانی که در زندانهای سراسر کشور بر سر موضع نفاق خود پافشاری کرده و میکنند، محارب و محکوم به اعدام میباشند و تشخیص موضوع نیز در تهران با رای اکثریت آقایان حجتالاسلام نیری دامت افاضاته (قاضی شرع) و جناب آقای اشراقی (دادستان تهران) و نمایندهای از وزارت اطلاعات میباشد، اگر چه احتیاط در اجماع است، و همینطور در زندانهای مراکز استان کشور رای اکثریت آقایان قاضی شرع، دادستان انقلاب و یا دادیار و نماینده وزارت اطلاعات لازم الاتباع میباشد، رحم بر محاربین سادهاندیشی است، قاطعیت اسلام در برابر دشمنان خدا از اصول تردیدناپذیر نظام اسلامی است، امیدوارم با خشم و کینه انقلابی خود نسبت به دشمنان اسلام رضایت خداوند متعال را جلب نمایید، آقایانی که تشخیص موضوع به عهده آنان است وسوسه و شک و تردید نکنند و سعی کنند اشداء علی الکفار باشند. تردید در مسائل قضایی اسلام انقلابی نادیده گرفتن خون پاک و مطهر شهدا میباشد. والسلام»
قسمت دوم:
رهبران سازمان مجاهدین مدعی تصمیم حاکمیت برای قتل عام زندانیان سیاسی از فروردین ۶۷ بوده است اگر گفته فوق را حجّت دانست تصمیم رجوی برای آخرین عملیات ، سعی بین” اهمّ و مهمی” است که فقیهان در اصطلاحات وضع قوانین و احکام شرعی بکار می بردند . او اصالت بخشی به قدرت را اوجب واجبات یا اهمّ دانسته و دماء و خون هزاران اسیر در حبس را مهم خوانده است.
مرداد شصت و هفت اگر مورد کالبد شکافی قرار گرفته باشد نباید نقش محمد خاتمی وزیر وقت فرهنگ و ارشاد اسلامی را در ضلع پروپاگاندای قتل عام نادیده گرفت و او می تواند خیلی از حقایق پشت پرده را بازگو نماید.
حجت الاسلام اکبر هاشمی در خاطرات روز شمار خود به نقل از مسیح مهاجری مدیر مسئول روزنامه جمهوری اسلامی ، اقدام خاتمی در فراخوان مدیران کیهان ، اطلاعات ، رسالت و جمهوری اسلامی و اخطار تند او در صورت درز اخبار برخورد با منافقین محبوس در زندان به اجمال نوشته است.
احمد خمینی به نامه منتسب به آیت الله خمینی راضی نمی شود برای آنکه همه کاسه کوزه را بر سر پدر خراب کند نیز پاکسازی کامل زندان ها از وجود زندانیان سیاسی مجدداً ، با نگارش کوتاه نوشت برای مرحوم امام رسماً همه اسرا را مشمول تصفیه دانسته است .
پدر بزرگوار حضرت امام مدظله العالی
پس از عرض سلام، آیت الله موسوی اردبیلی در مورد حکم اخیر حضرتعالی درباره منافقین ابهاماتی داشته اند که تلفنی در سه سئوال مطرح کردند:
1 – آیا این حکم مربوط به آنهاست که در زندانها بوده اند و محاکمه شده اند و محکوم به اعدام گشته اند ولی تغییر موضع نداده اند و هنوز هم حکم در مورد آنها اجرا نشده است، یا آنهایی که حتی محاکمه هم نشده اند محکوم به اعدامند؟
2 – آیا منافقین که محکوم به زندان محدود شده اند و مقداری از زندانشان را هم کشیده اند ولی بر سرموضع نفاق میباشند محکوم به اعدام میباشند؟
3 – در مورد رسیدگی به وضع منافقین آیا پرونده های منافقینی که در شهرستانهائی که خود استقلال قضائی دارند و تابع مرکز استان نیستند باید به مرکز استان ارسال گردد یا خود میتوانند مستقلا عمل کنند؟
فرزند شما، احمد
زیر این نامه نوشته شده :
بسمه تعالی
در تمام موارد فوق هر کس در هر مرحله اگر بر سر نفاق باشد حکمش اعدام است، سریعا دشمنان اسلام را نابود کنید، در مورد رسیدگی به وضع پرونده ها در هر صورت که حکم سریعتر انجام گردد همان مورد نظر است .
روح الله الموسوی الخمینی
قسمت سوم و پایانی :
فضای عمومی و حالات خانواده ها را در تابستان خونین۶۷ نمی توان با قلم و بیان توصیف کرد مگر شخصاً آن را تجربه کرده باشند.
ورود آیت الله منتظری در ابتدای روزهای کشتار در مقایسه با اقدام رهبران سازمان مجاهدین خلق پس از یکماه از کشتار عبرت آموز است.
مسعود رجوی در تبلیغات رسانه ای برای هواداران خود از اشراف اطلاعاتی سازمان مطبوعش بر تار و پود حکومت ج.ا.ا می گوید ولی همین اشراف اطلاعاتی پس از یکماه متوجه می شود یا صلاح می داند دنیا را از به گفته خود جنایت سبعانه قتل عام زندانیان بیاآگاهاند. او در سوم شهریور ۶۷ با نگارش و ارسال نامه به مقام دبیر کل ملل متحد دست به افشاگری می زند ؛ در بازه زمانی که به جرئت می توان گفت که بیش از نود درصد از کل زندانیان قتل عام شده است.
دو سه روز پس از آغاز کشتار زندانیان سیاسی و اطلاع از فرآیند ظالمانه آن منتظری به گفته خودش حتی از خواندن دورکعت نماز با حضور قلب و طمأنینه خود را ناتوان می بیند و برغم مخالفت مسئول دفتر و داماد وی آیت الله سید هادی هاشمی اما تصمیم به نگارش نامه برای مرحوم امام می گیرد.
نامه معظم له به مرحوم امام بدور از مباحث فقهی محکم حتی تحریرالوسیله امام می باشد انگار احساس کرده است توطئه توطئه فردی چون احمد خمینی بوده نه از معلم و مراد و استادش ؛ چون می داند که احمد خمینی نه فقه می داند نه درکی از تحریرالوسیله بلکه با ذکر حدیث از پیامبر نازنین شاید گام های نحس او را از خطوات استاد و معلمش ابلیس دور سازد.
منتظری با عنایت به اینکه شارح بزرگ نهجالبلاغه و مفسر قرآن است نیز به تأکید آیت الله خمینی در فقه مقام بی بدیل دارد اما نامه مزبور عاری از انذارهای قرآنی و تمثیل کلام امام علی است همچنین رگه هایی از فقه دیده نمی شود. متن نامه پیام اخلاقی یک زندانی به زندانبانش را تداعی می کند تا دغدغه یک فقیه برای فقیه دیگر.
هر مبتدی با نگاه اولیه متوجه می شود صاحب قلم مخاطب را بسان زندانبان بی رحم نگریسته شاید با موعظه اخلاقی دست از خشونت و جنایت عریان بردارد.
او ضمن محکوم ساختن اقدام مجاهدین خلق اما از حقوق طبیعی حق حیات که الهی و ذاتی است می گوید و احتمال می دهد بر آتش کینه احمد خمینی مسبب کشتار و جنایت آب سرد ریخته باشد غافل از آنکه آب در هاون کوبیدن است.
متن نامه گواه است این روح لطیف خدایی و عبد صالح زمان امید به نتیجه و گشایش کار نمی بیند اما تلاش خود را بکار می گیرد شاید روزنه ای بر دخمه وحشت بگشاید.
در پایانِ نامه نهم مرداد ۶۷ با عاریه از حدیث پیامبر نازنین اسلام از طراح کشتار و جنایت درخواست می کند دست نگه دارد اما…
قال رسول الله(ص):
“ادرئوا الحدود عن المسلمین ما استطعتم فان کان له مخرج فخلوا سبیله فان الامام ان یخطی فی العفو خیر من ان یخطی فی العقوبه “.
[ هر چقدر توان دارید حدود را از مسلمانان دورد کنید و اگر راه گریزی هست به آن عمل کنید و حد را جاری نکنید چون قطعا خطای امام در عفو و بخشش بهتر از خطای او در مجازات کردن است. ]
سید یعقوب آل شفیعی

نویسنده این نامه که بزرگترین جنایت بشری در ایران دوره ج ا ا را به قلم کشیده است و خمینی را مسئول این جنایت می داند که بود و هست. او را همچنان – مرحوم امام خمینی (ره) – می نامد و به آیه های قرانی که خمینی زیر پا گذاشته بود استناد می کند. چقدر این گروه سیه دل و نادان هستند که دیو سیرت را امام می نامد گرچه امامان پیشین نیز پست تر و جانی تر از خمینی بودند. شرم بر شما اسلام گرایان باد.