تهران، ۲۸ مرداد ۱۳۳۲/ ۱۹ اوت ۱۹۵۳: طرفداران شاه به خیابان آمدهاند تا طرح کودتا را برای سرنگونی دولت مصدق به مرحلۀ نهایی برسانند… از این سال تا بیست سال بعد، آمریکا به طور مستقیم یا غیرمستقیم دست کم در هفت کودتا شرکت کرد که همگی در کشورهایی رخ دادند که بخشی از «جهان سوم» محسوب میشدند. شرکت در این هفت کودتا را مقامات آمریکایی به تدریج و طی سالها پذیرفتهاند.
کودتای ۲٨ مرداد در ایران را میتوان آغاز دورهای دانست که طی آن ایالات متحد آمریکا مداخلۀ پنهانی در امور کشورهای جهان سوم را راهی آسان برای تغییر اوضاع سیاسی به نفع خود میدید. سازمان سیا که رسماً در سال ۱۹۴۷ تأسیس شده بود، در عمل از اوایل دهۀ ۱۹۵۰ وارد عملیات سنگین در کشورهای خارجی شد.
دو برادر
از وقتی آلن دالس به ریاست این سازمان رسید (حدود شش ماه قبل از کودتای ایران)، سیا به یکی از عوامل اصلی سیاست خارجی کشور تبدیل شد. البته نباید فراموش کرد که حدود یک ماه قبل از ریاست آلن دالس، برادر بزرگش، جان فاستر دالس وزیر خارجۀ دولت آیزنهاور شده بود. این دو برادر که محافظهکار و به شدت ضدکمونیست بودند مستقیماً با برخی شرکتهای بزرگ آمریکایی ارتباط داشتند و برای حفظ منافع آنها در کشورهای دیگر سخت میکوشیدند. برادران دالس برای مقابله با نفوذ شوروی حاضر به هر کاری بودند و در این راه هیچگونه ملاحظۀ اخلاقی نداشتند. به عنوان مثال، جان فاستر دالس به گرمی از ژنرال فرانکو، دیکتاتور اسپانیا، حمایت میکرد. در همین سالها واشنگتن میخواست به هرترتیب اسپانیا را وارد ناتو کند اما مخالفت بریتانیا و فرانسه مانع از این کار شد (اسپانیا سرانجام در سال ۱٩٨۲ به ناتو پیوست).
هفت کودتا
ایران ۱٩۵۳، گواتمالا ۱٩۵۴، کنگو ۱٩۶٠، جمهوری دومینیکن ۱٩۶۱، ویتنام ۱٩۶۳، برزیل ۱٩۶۴ و بالاخره شیلی ۱٩۷۳، هفت موردی هستند که مداخلۀ واشنگتن در آنها قطعی، و از سوی مقامات آمریکایی نیز پذیرفته شده است.
به غیر از اینها، سازمان سیا در جاهایی دیگر عملیاتی داشته که جزییات آنها هنوز روشن نیست. شاید مشهورتر از همه، طرحهای گوناگون برای کشتن فیدل کاسترو و سرنگونی رژیم کوبا باشد.
طی این فاصلۀ بیست ساله میان کودتای ایران و شیلی، شاید پایدارترین انگیزۀ آمریکاییها در برنامهریزی توطئههای سیاسی، ترس از شوروی و غلبۀ کمونیسم بود. با اینحال در هر مورد، محاسبات و ملاحظات خاص محلی هم در کار بوده است. مثلاً در ایران مسئلۀ نفت و یا در گواتمالا مسئلۀ صادرات موز و منافع شرکت آمریکایی صادرات میوه (UFC) از دلایل اصلی توسل به کودتا است.
در عین حال نباید تصور کرد که آمریکا همیشه طرفدار دیکتاتورها بوده یا مثلاً همیشه حکومتهای دموکراتیک را سرنگون کرده است. وضعیت در هر مورد متفاوت است، چنان که در باب رویدادهای ۲۸ مرداد امروزه – در هفتاد و دومین سالگرد کودتا – همچنان بحثهای مفصل پیرامون گستردگی و پیامدهای مداخلۀ آمریکا و انگلیس جریان دارد.
کودتا با چه هدفی؟
کودتای گواتمالا ده ماه بعد از کودتای ایران انجام گرفت. چنان که اشاره شد، در این کشور کوچک آمریکای مرکزی، شرکت آمریکایی «United Fruit Company» که بعدها «چیکیتا» نام گرفت، انحصار تولید و صدور موز و برخی دیگر از میوههای استوایی را در دست داشت. در کستاریکا و هندوراس نیز وضع به همین منوال بود. در گواتمالا، بخش بزرگی از اراضی کشاورزی ملک شرکت UFC محسوب میشد که درآمد سالانهاش بیشتر از درآمدهای دولت بود. اما وقتی «خاکوبو آربنز» به ریاست جمهوری رسید در صدد مصادرۀ این زمینها برآمد. ولی شرکت آمریکایی با همکاری سیا دولت آربنز را سرنگون کردند. آمریکاییها میترسیدند موج ملی شدن اراضی کشاورزی به سایر کشورهای آمریکای مرکزی سرایت کند.
در کنگو اما آمریکا کودتاگر اصلی نبود. بلژیکیها که سالها این سرزمین را ملک طلق خود میدانستند برای از بین بردن نطفۀ دولت ملی دست به کار شدند، ولی قتل پاتریس لومومبا مطمئناً با مشارکت آمریکا و سازمان سیا انجام گرفت.
در جمهوری دومینیکن، همکاری سیا با نظامیها با هدف قتل رافائل تروخیو، حاکم خودشیفته و پایان دادن به حکومت زورمدار او صورت گرفت اما در نهایت نتیجۀ مثبتی حاصل نشد.
در ویتنام نیز آمریکا از خودسریهای «نگودین دیم» خسته شده بود. ریختوپاش و فساد خاندان حاکم، بهویژه رفتارهای پرادعا و وقیحانۀ همسر نگو دین دیم که خودسوزی راهبان بودایی را با عنوان «راه انداختن باربیکیو» مسخره میکرد، بقای رژیم و البته نفوذ آمریکا در منطقه را به خطر انداخته بود. دغدغۀ اصلی آمریکا حفظ موقعیت سیاسی خود بود و فقط رژیمی را برای ویتنام جنوبی میخواست که واقعاً مطیع باشد.
در برزیل، همراهی آمریکا با گروهی از نظامیان برای سرنگون کردن دولت «ژوآو گولارت» بدون تردید به شکلگیری یک رژیم دیکتاتوری انجامید که بیش از بیست سال برزیلیها را گرفتار کرد. اتفاقاً در این کشور نیز طرفداران رژیم نظامی، تا سالها بعد وقوع کودتا را انکار میکردند و از «قیام مردمی» سخن میگفتند اما امروزه مدارک کافی برای اثبات مداخلۀ واشنگتن موجود است. آمریکاییها از «چپ» بودن دولت گولارت و برنامههای او برای ملی کردن منابع طبیعی ناخرسند بودند و شخص ژوآو گولارت را تحت نفوذ مسکو میدانستند.
و بالاخره: کودتای شیلی شناختهشدهترین مورد در فهرست یادشده است. در این کشور هم رژیم پینوشه میکوشید به مردم خود و به دنیا بقبولاند که سقوط دولت سالوادور آلنده با «خواست و ارادۀ ملی» صورت گرفته است. از نظر پینوشه و نظامیها، آلنده «یک کمونیست خودفروخته به مسکو» بود. بعدها ویلیام کولبی، رئیس وقت سیا توضیح داد که مأموریت این سازمان در شیلی «متزلزل کردن دولت در جهت ایجاد فضایی مناسب برای کودتا» بوده است.
منبع: رادیو فرانسه/ فرید وهابی
