در میانه قرن بیستویکم، در زمانی که علم و ثروت بشر مرزهای تازهای را ممکن کرده، کودکانی و سالمندانی از زن و مرد در غزه از گرسنگی جان میدهند. نه به دلیل خشکسالی، نه به دلیل بلای طبیعی، بلکه به دلیل تصمیمهای سیاسیِ جنایتکارانه و حسابشده اسرائیل.
سازمانهای مدافع حقوق انسان در اشکال و نامهای مختلف در جهان تأیید کردهاند: قحطی در غزه واقعیت است. صدها هزار نفر امروز در وضعیت «فاجعهبار» قرار داده شدهاند و نیم میلیون انسان رسماً در قحطی اجباری دارند جان میدهند. این کودکان و مادرانشان نه در کتابهای تاریخ، بلکه همین حالا، در چند کیلومتریِ دنیایی که سیر و پرمصرف است، از سوءتغذیه روزانه جان میدهند.
وقتی نان و شیر سلاح میشوند
گزارشها روشناند: گرسنگی در غزه محصول محاصره و ممانعت از ورود غذای کافی است. جایی که نان و شیر باید زندگی ببخشند، به سلاحی برای تحقیر و خاموشکردن انسانها بدل شدهاند. این «مهندسیِ گرسنگی» لکهای است بر وجدان بشریت.
کودکانی که آیندهشان دزدیده میشود
سوءتغذیه تنها مرگ امروز نیست؛ مرگِ آرامِ فرداست. کودکانی که از این قحطی جان بهدر برند، اغلب با آسیبهای جسمی و ذهنیِ جبرانناپذیر بزرگ خواهند شد. این یعنی یک نسلِ کامل، قربانی تصمیماتی که آگاهانه بر ضد حیات آنها گرفته شده است.
سکوتی که همدستی است
جهان امروز نمیتواند بگوید «نمیدانستیم». تصاویر و گزارشها در برابر چشمان همه قرار دارد. دولتها بیانیه صادر میکنند، اما کامیونهای کمک همچنان پشت مرزها متوقف میمانند. هر ساعت تعلل، جانهایی را میگیرد که دیگر بازنمیگردند. سکوت در برابر این فاجعه، عملی و تصمیمی جز همدستی نیست.
مسئولیت اخلاقی ما
هیچ سیاستی، هیچ بهانهای، نمیتواند حقِ بدیهی انسان به نان و آب را انکار کند. در جهانی که اسراف و مصرفگرایی بیپایان است، مرگ کودکان از گرسنگی نه فقط جنایتی جنگی، که شکستی اخلاقی برای همهی ما انسانهاست. امروز پرسش سادهای پیش روی وجدان هر انسان است: شما بچه دارید؟ خود زمانی کودک بودهاید؟
آیا میتوانی بدانی که کودکی را با گرسنگی میکشند و او هر لحظه دارد زجر میکشد و ضعیف میشود و بیمار میشود و جلوی چشم مادر و پدر خود جان میدهد و همچنان بیتفاوت بمانی؟
برای نخستینبار از آغاز درگیریها در غزه، نهادِ مرجع «طبقهبندی یکپارچهٔ امنیت غذایی» (IPC) وقوع قحطی را در شهر غزه و پیرامون آن تأیید کرده است. بیش از نیممیلیون نفر در وضعیت «فاجعهبار» (مرحله ۵) قرار دارند. مرحله ۵ برای بسیاری آشنا نیست. آن را توضیح میدهم.
مرحله ۵ بالاترین و شدیدترین سطح از گرسنگی است و به آن «فاجعه یا قحطی غذایی» میگویند.
معنایش این است که:
- فردی یا خانواری در این سطح دیگر توان دسترسی کافی به غذا ندارد.
- سوءتغذیه حاد بهشدت گسترده و همهگیر شده است.
- مرگومیر ناشی از گرسنگی و بیماریهای مرتبط با آن در حال رخدادن است.
به زبان ساده: وقتی یک جمعیت یا منطقه به «مرحله ۵» میرسد، یعنی قحطی رسمی اعلام شده است و افراد بهطور مستقیم با خطر مرگ ناشی از گرسنگی روبهرو هستند.
بر اساس معیارهای IPC، بر اساس دادههای دریافتی که:
- دستکم ۲۰٪ خانوارها هیچ دسترسیای به غذای کافی نداشته باشند،
- سوءتغذیه حاد به سطح بحرانی برسد (مثلاً بیش از ۳۰٪ کودکان دچار آن باشند)،
- و مرگومیر ناشی از گرسنگی در حد «بحران انسانی» باشد، آن منطقه در مرحله ۵ طبقهبندی میشود.
بر اساس تمام این موازین و بر اساس دادهها و تحقیق (IPC)، مردم غزه در حال جان دادن بهخاطر دست نیافتن به مواد غذایی گردیدهاند. در گزارش آمده که حدود ۱.۴ میلیون نفر انسانهای بیپناه در این منطقه در آستانهٔ قحطیاند. این فاجعه «تماماً ساختِ دست انسان سیاسی و به ظاهر متمدن در اسرائیل است» بهتر بگویم این فاجعه محصول دست نتانیاهو و دولت او و تندروهای اسرائیل و متحدان آنها در سطح جهان میباشد.
واقعیتهای میدانی و آستانههای قحطی
طبق IPC و بیانیههای همسو از سوی سازمانهای بینالمللی، قحطی با سه شکل مختلف تعریف میشود: کمبود شدید غذا نزد دستکم ۲۰٪ خانوارها، سوءتغذیه حادِ حدود ۳۰٪ کودکان زیر پنج سال، و مرگِ روزانهٔ حداقل ۲ نفر از هر ۱۰هزار نفر جمعیت منطقه. گزارش اوت ۲۰۲۵ نشان میدهد که این شواهد در غزه تحقق یافته و خطر گسترش به مناطق دیگر همچون دیرالبلح و خانیونس تا پایان سپتامبر نیز وجود دارد.
پزشکان بدون مرز بالاترین نرخ ثبتشده سوءتغذیه حاد را در دو درمانگاه غزه گزارش کردهاند و گزارش دادهاند که پذیرش بیماران سوءتغذیه در مدتی کوتاه چند برابر شده است.
۲. «سلاح گرسنگی» و مهندسی سیستماتیک کمبود مواد غذایی
ریشهٔ بحران فقر و مرگ بهخاطر گرسنگی، سیاست کشتار جمعی اسرائیل میباشد. سیاستی که با محدودیتهای سیستماتیک بر ورود غذا و امداد ادامه دارد. سیاستی که با محاصره شدید این منطقه از هر نظر، تخریب زیرساختهای غذایی و امکانات زندگی و اختلال عمدی در ورود کمک به این مردم از طرف اسرائیل ادامه دارد. سیاستی که عملاً در غزه با برنامه کشتار مردم این منطقه در دستور دولت نتانیاهو میباشد.
دبیرکل سازمان ملل این فاجعه را «فاجعهای دستساز و محک اخلاقی برای بشریت» خوانده و خواستار اقدام فوری گردیده است.
روزنامه گاردین عنوان نموده، پیشینه «مهندسی گرسنگی» مستند است: اسناد منتشرشده از سالهای پیش نشان میدهد مقامهای اسرائیلی محاسبه کالری مورد نیاز غزه را بهعنوان ابزار فشار بهکار گرفته بودند؛ امروز نیز دادههای تحلیلی نشان میدهد در مقاطع طولانی، ورود مواد غذایی بسیار کمتر از حداقل نیاز جمعیت بوده است (به نقل از گاردین).
۳. چرا اعلام رسمی قحطی دیر عنوان شد؟
عملکرد IPC تا رسیدن به نتیجه و ارائه آن سختگیرانه و مبتنی بر دادههای جامع مرگومیر و سوءتغذیه میباشد. محدودیتهای دسترسی و ناامنی در شمال غزه گردآوری اطلاعات را بهتعویق انداخته بود؛ با وجود موانع بسیار، ۲۲ اوت ۲۰۲۵ قحطی رسماً تأیید شد و سازمان جهانی بهداشت نیز آن را اعلام کرد.
۴. پیامدهای انسانی برای نسلهای مختلف
آنچه مسلم است، سوءتغذیهٔ کودکان حتی برای زندهماندگان به آسیبهای روحی و روانی مادامالعمر جسمی و روانی میانجامد. تحلیلهای پزشکی و گزارشهای خبری معتبر نسبت به تبعات طولانیمدت برای نسل آینده هشدار میدهند؛ فراموش نکنیم که این اسلحه کشتار با قحطی در طول تاریخ مورد استفاده بوده و امروز نباید تکرار شود.
۵. مسئولیتهای حقوقی و اخلاقی
طبق حقوق بینالملل بشردوستانه که مدافع حقوق همگان است و استثنا در آن نیست و هر انسان با هر عقیده و مرام بایستی از آن برخوردار گردد. تأمین دسترسی به غذا و دارو برای مردم در این منطقه، مسئولیتی است که نمیتوان بر آن چشم پوشید. نهادهای ملل متحد و سازمانهای امدادی مکرراً هشدار دادهاند که موانع بر سر راه ورود و توزیع امن کمکها باید فوراً برداشته شود.
۶. نقد بیعملی دولتها
اعلام قحطی موجی از محکومیتها و نامههای سرگشاده دانشگاهیان و چهرههای جهانی را برانگیخته است. در شهرهای مختلف جهان شاهد اعتراضات اجتماعات بزرگ و کوچک هستیم. با این حال هنوز از اعتراض تا عمل موانع بسیاری وجود دارد که بخشی از راهحلها در دست دولتها و تواناییهای آنهاست. رسانهها و نهادهای بینالمللی از ادامهٔ آهسته و ناکارآمدی و موانع اسرائیل خبر میدهند که متأسفانه با جان دادن انسانها غیرقابلجبران است.
چه باید کرد؟ رسانهها و ارگانیزاسیونهای مختلف پیشنهاداتی دادهاند. بخشی از آنها را در ادامه آوردهام:
۱. آتشبس فوری و تضمین کریدورهای بشردوستانهٔ پایدار با نظارت سازمان ملل و بازیگران بیطرف؛ توقف هدفگیری زیرساختهای غذایی و امدادی (الجزیره).
۲. رفع موانع ورودِ حجیم و منظمِ غذا، آب، سوخت و مکملهای درمان سوءتغذیه (RUTF/RUSF)، با سازوکار رهگیری شفاف از مرز تا خانواده (سازمان بهداشت جهانی).
۳. ایمنی توزیع: نقاط توزیع باید از نظر حقوق بشری بیطرف و امن باشند؛ تجربهٔ شکستخوردهٔ «نقاط غذا» که به خشونت و ازدحامِ مرگبار انجامید نباید تکرار شود (گاردین).
۴. حفاظت از کودکان و مادران: ایجاد کلینیکهای تغذیهٔ جامعهمحور، غربالگری فعال، و درمان فوری سوءتغذیهٔ حاد؛ این جمعیتها پنجرهٔ زمانی بسیار محدودی برای بازگشت به مسیر رشد دارند (پزشکان بدون مرز).
۵. پاسخگویی و تحریمهای هدفمند: دولتها که امروز فقط «بیانیه» میدهند، باید در صورت تداوم ممانعت از امدادرسانی، از ابزارهای حقوقی و اقتصادیِ هدفمند استفاده کنند تا هزینهٔ نقض حق حیات بالا برود (رویترز).
موضع اخلاقی ما در دفاع از حقِ زندگی
حقِ زندگی و دسترسی به غذا حق همگان با هر عقیده و مرام و گویش و رنگ و فرهنگ و … است. قحطی در غزه نه تنها پیامد جنگ در این منطقه بلکه نتیجهٔ تصمیمهای دولت جنایتپیشه نتانیاهو است. سکوت ما مردم در هر کجای جهان و یا تنها تماشاگر بودن امکان ادامه این جنایت بر ضد بشریت را ممکن میکند. دولتهایی که میدانند و میتوانند، اما عمل نمیکنند، در آزمون انسانیت مردود شدهاند. امروز در میان تجربه معیار عمل کاملاً روشن گردیده است.
یا امروز نمایندگان مجالس و مسئولین سیاسی و حقوقی در کنار حق زندگیِ مردم فلسطین وقتی میایستند و برای کمکرسانیِ امن و کافی فشار مؤثر به دولت نتانیاهو میآورند، و یا با تداوم کندی و بیعملی، به گسترشِ قحطی مهندسیشده اسرائیل تن میدهند.
آتشبس فوری، رفع محاصرهٔ غذایی، و دسترسی بدون مانع کمکها اینها حداقل لازم برای جلوگیری از یک فاجعهٔ انسانی است که در حال انجام است.
آنچه نبایستی از ذهن دور بداریم این است که خشونت را اسرائیل در دل تک تک مردم غزه دارد بیشتر از گذشته میکارد. این خشونت در طول زمان میتواند اشکال سیستماتیک پیدا کند و در دفاع از خود گروههای مسلح برای حفظ جان خود تولید کند. آنها که حماس و عملکرد او را تحلیل و محکوم میکنند و من نیز مخالف حمله آنها به مردم بیپناه اسرائیل بوده و هستم، باید بدانند که از خشونتهای بیحد در اشکال مختلف اسرائیل بر علیه مردم بی پناه غزه جز خشونت تولید نخواهد شد. با قحطی و کشتار این مردم، نطفه خشونت کشته نمیشود بلکه زنده میگردد.
