خانهتاریخمعامله نفتی مخفی که به سقوط شاه کمک کرد، چگونه عربستان جای...

معامله نفتی مخفی که به سقوط شاه کمک کرد، چگونه عربستان جای ایران را بعنوان متحد اصلی امریکا در منطقه گرفت ـ بخش ۲

توضیح سایت انقلاب اسلامی در هجرت: ترجمه مطالعه آقای آندرو اسکات Andrew Scott Cooper را از اینجهت در اختیار خوانندگان می گذاریم که توضیح می دهد چگونه عربستان سعودی جای ایران را بعنوان متحد اصلی امریکا در خاورمیانه گرفت.

بخش: صفحه ۵۶۷، جلد ۶۲، شماره ۴، شماره استاندارد مجله: ۰۰۲۶-۳۱۴۱

این مطالعه در نشریه خاورمیانه پاییز۲۰۰۸ توسط کوپر، آندرو اسکات منتشر شده است. آندرو اسکات کوپر دانش‌آموخته دکتری تاریخ در دانشگاه ویکتوریا در نیوزیلند است. رساله او تأثیر شوک نفتی سال ۱۹۷۳ بر روابط آمریکا و ایران در سال‌های قبل از انقلاب اسلامی ۱۹۷۹ را بررسی می‌کند. پیشتر، او به عنوان خبرنگار آزاد و پژوهشگر در سازمان ملل و دیده‌بان حقوق بشر فعالیت کرده است. او مدرک کارشناسی ارشد در روزنامه‌نگاری از دانشگاه کولومبیا و اخیراً مدرک فوق‌لیسانس در مطالعات راهبردی از دانشگاه ابردین دارد.

بخش اول این مطالعه  قبلا در سایت انقلاب اسلامی در هجرت درج شده است:

https://enghelabe-eslami.de/72233/

بیل سایمون به طور واقعی معتقد بود که او تعهدی از ریچارد نیکسون برای مقابله با رغبت شاه برای قیمت‌های بالای نفت دارد. کمتر از یک هفته بعد، در سوم اوت ۱۹۷۴، یک گروه کاری متشکل از مقامات ارشد خزانه‌داری و وزارت خارجه جلسه‌ای برگزار کردند تا شنونده درخواست سایمون باشند. این جلسه‌ای بود که کسینجر، به ویژه، نمی‌خواست داشته باشد. نظر او این بود که قیمت‌های بالای نفت قیمت لازم برای ثبات در خاورمیانه است. روزنامه «سیاست خارجی» اخیراً مقاله‌ای منتشر کرده بود که دیدگاه کسینجر را منعکس می‌کرد. سلطنت‌های محافظه‌کار مانند ایران کم‌ترین احتمال را داشتند که بر سر حمایت آمریکا از اسرائیل روبرو شوند، و درآمدهای بالای نفت، حاکمان این دولت‌ها که غالباً طرفدار آمریکا بودند، را قادر می‌ساخت تا اقتصاد خود را توسعه دهند، ارتش‌های خود را بسازند و از ناآرامی‌های اجتماعی جلوگیری کنند. کسینجر جلسه ۳ اوت را با بیان واضح شروع کرد:

هنری کسینجر: دارید می‌گویید وضعیت نفت غیرقابل کنترل است.

بیل سایمون: بله. این مجبورمان می‌کند یک تغییر بزرگ در توازن ایجاد کنیم — شما می‌توانید بگویید این خوب است یا بد برای ما. اروپای غربی دارد وابسته می‌شود به عرب‌ها هم در نفت و هم در پول.

کسینجر: باید بدانید که احتمال جنگ دیگری بین عرب‌ها و اسرائیل وجود دارد. آیا سعودی‌ها واقعا آمادگی همکاری برای کاهش قیمت‌ها را دارند، و تا چه حد؟

بیل سایمون: اگر تولید کاهش پیدا نکند، قیمت نفت ۳۰ درصد پایین می‌آید. ما کاهش‌های تولید را یک اقدام نالایق می‌دانیم، و برای ایران، می‌توانیم کمک‌های نظامی را کاهش دهیم.

کسینجر: اولین سوال این است که چه کسی باید مقابله کند — آمریکا، یا آمریکا، اروپا و ژاپن؟ سوال دوم این است که پس از دور اول چه اتفاق می‌افتد؟ من فکر می‌کنم ایران توسط الجزایر و خیلی‌های دیگر حمایت می‌شود.

کسینجر به همکاران خود درباره خطر اعتماد به سعودی‌ها هشدار داد که “می‌خواهند تنها تامین‌کننده ما باشند تا بتوانند هر وقت خواستند ما را تحت فشار قرار دهند…. نتیجه‌گیری من این است که باید با دقت بسیار حرکت کنیم.” او گفت که آمریکا برای مواجهه با تولیدکنندگان نفت آماده نیست. “باید آمادگی استفاده از زور را داشته باشیم… همیشه سیاست ما واکنش خشن در برابر تحریک بوده است.” او فهمید که صبر همگان در حال پایان است: “من، هرچند، آماده‌ام به‌صورت خصوصی با شاه صحبت کنم.”

رئیس فدرال رزرو، آرتور برنز، جلسه را با ناامیدی پایان داد: “ما در راه فاجعه در جهان صنعتی هستیم. ندادن سلاح‌ به ایران کمکی نمی‌کند.”

وقتی ریچارد نیکسون پنج روز بعد استعفا داد، پنجره فرصت بیل سایمون برای مقابله با شاه و پایین آوردن قیمت نفت بدون رویارویی، بسته شد. هنری کسینجر، که مصمم بود به هر قیمتی از قلمرو خود محافظت کند، از پیامدهای واترگیت برای خرید دو سال طلایی برای شاه استفاده کرد. اما همان‌طور که رویدادها بعداً نشان داد، پیروزی تاکتیکی کوتاه‌مدت کسینجر بر بیل سایمون، مشکلات بزرگ بلندمدتی برای رئیس‌جمهور جدید، جرالد R. فورد، که در ۹ آگوست ۱۹۷۴ سوگند یاد کرد، ایجاد کرد.

ماه‌های اول ریاست‌جمهوری فورد پر از ناآرامی بود، شامل استعفای نیکسون، تصمیم جنجالی فورد برای عفو او، مبارزه بانوی اول بتی فورد با سرطان سینه، تجاوز ترکیه به قبرس، بحران‌های مداوم در خاورمیانه و ویتنام، و بحران دائمی انرژی. فورد به شدت بر دبیر خارجه‌اش تکیه داشت تا او را در مسیر سیاست خارجی راهنمایی کند. کسینجر در ۱۷ آگست در دفتر کاخ‌سفید موضوع نفت و شاه را مطرح کرد. متن گفت‌وگو نشان می‌دهد که او نگران کاری است که بیل سایمون و سعودی‌ها در حال انجام آن هستند:

کسینجر: سایمون به دنبال مقابله با شاه است. او فکر می‌کند که سعودی‌ها قیمت‌ها را کاهش خواهند اگر شاه موافقت کند. من شک دارم که سعودی‌ها پیشقدم شوند. همچنین، سعودی‌ها متعلق به بی‌تکلف‌ترین و بی‌جربزه‌ترین عرب‌ها هستند. آن‌ها با مهارت مانور داده‌اند. من فکر می‌کنم سعی می‌کنند به ما بگویند – آن‌ها گفته بودند مزایده‌ای برگزار خواهد شد – اما هرگز این اتفاق نمی‌افتد. آن‌ها اجازه نمی‌دهند ما با قیمت‌های پایین‌تر زندگی کنیم، اما برای آن‌ها جنگ نمی‌کنند. اگر پیش‌قدم شوند، تندروها بر آن‌ها ضربه می‌زنند. شاه یک مرد سخت‌دل و بدجنس است. اما او دوست واقعی ما است. او تنها کسی است که در مقابل اتحاد شوروی می‌تواند بایستد. ما به او نیاز داریم تا تعادل را در مقابل هند حفظ کنیم. ما نمی‌توانیم بدون شکست او، او را مواجه کنیم. می‌توانیم از طریق قطع امدادهای نظامی به او برسیم، و فرانسوی‌ها خوشحال خواهند شد که جایگزین آن‌ها شوند.

جرالد فورد: او تحریم را نپذیرفت

کسینجر: درست است. اما حالا سایمون موافق است. استراتژی مقابله با شاه جواب نمی‌دهد. حالا به فکر راه‌های دیگر هستیم.

جرالد فورد: وقتی مصرف‌کنندگان سازماندهی شدند و شروع به تعامل با تولیدکنندگان کردیم – اگر همانطور که می‌خواهید عمل کند – چه کار خواهید کرد؟ کسینجر: ما در حال سازماندهی مصرف‌کنندگان هستیم. سپس کمیسیون‌های دو جانبه‌ای را برای نزدیکتر کردن اقتصادهایشان به ما تشکیل می‌دهیم. به این ترتیب، قدرت تأثیرگذاری داریم و اروپایی‌ها نمی‌توانند در یک بحران وارد شوند. می‌خواهیم سرمایه‌شان را قفل کنیم. وقتی شاه می‌بیند که مصرف‌کنندگان را سازماندهی می‌کنیم – او خواهد دید، مگر اینکه این کار را انجام دهیم به گونه‌ای که تهدیدآمیز به نظر نرسد. شاید باید در ماه اکتبر، در ارتباط با سفر شوروی، به او سر بزنم و درباره ترتیبات دوجانبه صحبت کنم.

جرالد فورد:  آیا او می‌خواهد قیمت‌ها بالاتر رود؟

کسینجر: بله. منابع محدود دارد. می‌داند سود در مواد پتروشیمی‌ بالاتر است و سعودی‌ها از شرکت‌ها در همه چیز بیشتر می‌گیرند. قبل از نیمه‌سال ۱۹۷۵ در موقعیتی نخواهیم بود که با تولیدکنندگان روبه‌رو شویم. باید شروع کنیم.

کیشینجر همین حالا پنج ادعای استثنایی در مورد ایران کرده بود. او پذیرفته بود که شاه کلید کاهش قیمت نفت است. اعتراف کرده بود که از قبل می‌دانسته شاه قصد دارد نرخ‌های بیشتری را اعلام کند. پیشنهادهای کمک سعودی‌ها را نادیده گرفت چون جدی گرفته نمی‌شد. به جز در حوزه بحرانی فروش سلاح، وزیر امور خارجه اعتراف کرد که آمریکا قدرت استراتژیکش را بر یکی از مهم‌ترین متحدانش از دست داده است. به شکل حیاتی، کیسنجر به فورد هشدار داد که رژیم شاه آنقدر قوی نیست که نشان می دهد؛ مقابله با شاه بر سر قیمت نفت ممکن است در واقع «او را شکست دهد». کمک‌یار کیسنجر، وینستون لارد، او را به وضعیت بغرنجی که در آن گیر افتاده بودند، یادآوری کرد: «تا حدی، بحث‌های مربوط به قیمت نفت می‌تواند در معاملات‌مان با ایران به صورت مجزا باقی بماند، اما مگر زمانی که برخی از اهرم‌هایی که داریم فشار آورده و هزینه‌های سیاسی هر دو طرف را بر عهده بگیریم، [شاه] احتمالا در مورد مسئله قیمت نفت متقاعد نخواهد شد.» سه و نیم سال قبل از شروع انقلاب در ایران، و بیش از پنج سال قبل از گرفتن گروگان‌های آمریکایی در تهران، استراتژی نیکسون-کیسنجر برای خوشآمدگویی به میل شاه برای قیمت‌های بالای نفت و سلاح‌های پیشرفته در یک مورد کلاسیک «بازگشت»، شکست خورده بود. در نهایت، وزیر خارجه شروع به درک چیزی کرد که دیگران سال‌ها می‌دانستند: محمدرضا پهلوی ملی‌گرای پرشور ایرانی بود که عمیقاً از نیات هواداران آمریکایی‌اش سوءظن داشت. وقتی فورد در سپتامبر ۱۹۷۴ علناً خواستار کاهش قیمت نفت شد، شاه با جمله‌ی خاطره‌انگیز پاسخ داد: «هیچ‌کس نمی‌تواند به ما دستور دهد. هیچ‌کس نمی‌تواند به ما اشاره کند، چون ما هم جواب می‌دهیم.» همان‌طور که یکی از مقامات اطلاعاتی آمریکا در آن زمان درباره این شاه ۵۵ ساله‌ی مفتخر، شاه شاهان، که تختش در کودتای CIA در سال ۱۹۵۳ بازگردانده شده بود، گفت: «او نوزاد ما بود، اما حالا بزرگ شده است».

مأی-جون ۱۹۷۵: «عملیات چتربازی در عربستان سعودی»

شاه به شهر می‌آمد. در مه ۱۹۷۵ واشنگتن پرچم‌ها را برای محمدرضا پهلوی و ملکه فراه برافراشت. در طول ۳۴ سال سلطنتش بر تخت عظیم و جواهرنمایش بلورین، شاه نُه بار قبلاً به پایتخت سفر کرده بود و با شش رئیس‌جمهور آمریکا دیدار کرده بود؛ جورج فورڈ هفتمین بود. کاپیتان‌ها و پادشاهان صنعت آمریکا مهمان یک شام دولتی مجلل بودند که در آن، آن مارگرت با لباس کم پوشش، برنامه‌ای شامل آواز و رقص اجرا کرد که مجله تایم با ذوق نوشت «آن‌ها را در لاس وگاس مجذوب می‌کرد، چه رسد به تهران… بدون شک این دیدار مهم‌ترین و چشم‌نوازترین سفر دولتی بود که واشنگتن در سال‌ها دیده بود.»

اندی وارهول در این شام حضور داشت؛ ولی وزیر خزانه‌داری و خانم سایمون شرکت نکردند.

شاه دو دیدار خصوصی و ۹۰ دقیقه‌ای با فورڈ، کیسینجر و برنت اسکاوکروفت داشت. قبل از اولین جلسه در ۱۵ مه ۱۹۷۵، کیسینجر درباره دوستش، شاه، به صورت نیکسونی گفت: «او مردی سخت، بی‌احساس و توانا است. دیدگاه ژئوپولیتیکی دارد.» برگه گزارش کیسینجر به رئیس‌جمهور اهمیت «استثنایی» سفر شاه را توضیح می‌داد و از فورڈ خواست تا موضوع قیمت نفت را برای جلوگیری از ناراحت کردن شاه مطرح نکند؛ زیرا احساسات شاه ممکن است جریحه‌دار شود.

«شاه از انتقادهای کنگره و افکار عمومی آمریکا نسبت به سیاست‌های قیمت‌گذاری نفت ایران ناراحت است… یکی از مشکلات بزرگ دوجانبه ما قیمت نفت است».

در عوض، به فورڈ توصیه شد که موضوع را ساده بی‌خیال شود – نصیحت شگفت‌انگیزی به مردی که شانس سیاسی‌اش در تنگنای رکود ناشی از نفت قرار داشت:

«من دیدی نسبت به استدلال کردن با شاه درباره افزایش سریع و زیاد قیمت‌ها ندارم، چون او کاملاً معتقد است که کار درست انجام شده و به راحتی از پیشنهادهای خلاف، احساس توهین می‌کند.»

در حالی که دو نفر منتظر رسیدن شاه بودند، کیسینجر دوباره هشدار داد که انتظار کمک درباره نفت نداشته باشد:

«من باید درباره موضوع انرژی صحبت کنم. او شما را سرکوب می‌کند، اما خوب است.» و در ادامه افزود، «از او درباره خاورمیانه بپرسید. نگران عربستان سعودی است. به او گفتیم در بحران، عملیات‌ چتربازی در عربستان انجام خواهیم داد، و می‌توانید بگویید که در این برنامه‌ریزی احتمالی اطلاع دارید.»

اسناد آن روز نشان می‌دهند که شاه و وزیر خارجه در گفتگو غرق شده‌اند. فورڈ و اسکاوکروفت در برابرشان مانند مهمانان دیرهنگام مهمانی دیگر کوچکتر به نظر می‌رسیدند. موضوع نفت مطرح شد اما در زمینه‌ای کاملاً متفاوت. در حالی که قیمت نفت ایران کنترلی نداشت، اما ذخایر عظیم عربستان همچنان در دستور کار بود.

شاه گفت که نسبت به شانس خانواده حاکمه بدبین است. کمتر از دو ماه قبل، پادشاه فیصل توسط یک نزدیک نسبی ترور شده بود. شاه به عربستان سفر کرده بود تا با خلیفه جدید، خالد، و ولیعهد فهد که در واقع فرمانروای اصلی بود، آشنا شود.

ظاهراً از کنایه‌های آن لحظه غافل ماند، زمانی که گفت خانواده سلطنتی سعودی را در نبردن فساد در دربار نصیحت کرده است.

محمدرضا پهلوی: «با سعودی‌ها صحبت کردم. گفتم، نیاز به پول ندارید، نیاز به دولتِ پاک دارید.»

هری کیسینجر: «آن‌ها ۱۰ درصد به هر قرارداد اضافه می‌کنند.»

م.ر.پ: «این کمترین است. فرانسوی‌ها ۲۰ درصد می‌زنند. این را به فهد Crown Prince گفتم و او هم می‌داند. اگر نتوانند رشوه‌خواری را برطرف کنند و افراد غیرخانواده را وارد روند کنند، ثبات نخواهند داشت.»

هری کیسینجر: «آیا افراد غیرخانواده سرنگونشان نمی‌کنند؟»

م.ر.پ: نه، آنها آنها را وارد دستگاه قدرت می‌کنند.

رئیس‌جمهور فورد در گفت‌وگو مشارکت کرد و به شاه گفت که کیسینجر ایده تصاحب دارایی‌های نفتی عربستان سعودی در صورت بروز بحران را مطرح کرده است: «هنری به من گفت به شما گفته است که در صورت بروز یک وضعیت مشابه قذافی در عربستان سعودی چه خواهیم کرد. من آن را تائید می‌کنم.» شاه به نظر می‌رسید که از اطمینان شخصی فورد خشنود است – «این خوب است» – و گفت که فکر می‌کند مصر باید دعوت به پیوستن به نیروی تهاجمی شود. شاه که رهبر مصر، انور سادات، را تحسین می‌کرد، واضح بود که می‌خواهد درباره عملیات و امکانات لجستیکی بحث کند: «پس باید جزئیات را بررسی کنیم که چه میزان مصر وارد می‌شود. اگر کاملاً غیر عرب باشد، ممکن است مقاومتی وجود داشته باشد، اما میزان مشارکت اعراب نگران‌کننده است.» کیسینجر چندان مطمئن نبود.

هری کیسینجر: من نگران ارتش مصر در عربستان سعودی هستم. حمایت سیاسی خوب است؛ شاید چند سرباز.

جرد فورد: ارتش عربستان به چه میزان قابلیت دارد؟

م.ر.پ: خیلی زیاد نیست. کوچک است.

 

اخبار مرتبط

2 دیدگاه‌ها

  1. با این نوشته ها از اعماق تاریخ فقط یک نتیجه میتوان گرفت که خمینی را چه کسانی به کمک پادوهایی مثل ابوالحسن و صادق و ابرام یزدی بقدرت رساندند. حالا هم به برکت سیاستهای این پادوهای عقب افتاده و خودکفایی کشاورزی که توسط ابوالحسن تبلیغ و بنیان گداشته شد مردم ایران ماشاالله آب خوردن هم ندارند. خجالت بکشید و هی از کودتای خرداد ننالید. شما مسلمانها و بویژه شیعیان تاریخا از جهان هفت قرن عقب هستید.

دیدگاه خود را بنویسید

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید