نادر مرادی از گرانی سنگین کالاهای اساسی و سقوط همزمانِ قدرت خرید دستمزد انتقاد کرد.
به گزارش خبرنگار ایلنا، قیمت دارو دوباره در حال افزایش است (براساس اخبار رسمی ۴ تا ۱۲ برابر میشود)؛ ارز ترجیحی کالاهای اساسی از جمله برنج حذف شده و قرار است گرانی بنزین یک شوک مجدد به بازار اقتصاد وارد آورد.
در چنین شرایطی صحبت از سبد معیشت حداقلی خانوارهای کارگری و قیاس آن با دستمزد واقعی، از معنا تهی شده است؛ «نادر مرادی» فعال کارگری در این رابطه میگوید: قیمت کالاهای اساسی یکی پس از دیگری در حال افزایش است و نتیجهی این روند، خم شدن کمر مردم فقیر و بیپناه است؛ فشاری که در سالهای گذشته سابقه نداشته است.
او ادامه داد: قیمت مایحتاج اساسی زندگی مردم به شدت بالا رفته؛ و هنوز بالاتر هم میرود. امروز قیمت هر کیلو برنج ایرانی حدود ۴۰۰ هزار تومان است؛ با یک محاسبه سرانگشتی به این نتیجه میرسیم که قیمت یک دانه برنج (دقیقاً یک دانه برنج ساده) چیزی حدود ۸۰ هزار تومان میشود. این قیمت به راستی کمرشکن و بی سابقه است؛ سوال این است که اجرای حذف ارز ترجیحی قرار است قیمت برنج را به چه پایهای برساند؛ با یک شوک قیمتی جدید چه بالایی سر سفرهها میآید؟!
به گفته مرادی، اجرای سیاستهای انقباضی و حذفی دولت، منجر به ایجاد موج گرانی جدید تا پایان سال و همچنین در ماههای ابتدایی سال آینده میشود و این یعنی گرانی به توان ۲!
این فعال کارگری تاکید میکند: افزایش دستمزد هرچقدر هم که باشد، نمیتواند این گرانی مضاعف را جبران کند؛ در واقع با این سیاستهای دست راستی و انقباضی، سال آینده قدرت خرید طبقه کارگر و ارزش واقعی دستمزد بازهم سقوط خواهد کرد.
مرادی اضافه میکند: دولت آنقدر در مدیریت بازار ناموفق بوده که مردم هر روز باید منتظر یک سورپرایز تازه باشند! دیروز گوشت، امروز برنج، فردا قند، پسفردا روغن و …. انگار مسابقهی گرانی راه افتاده و جایزهاش خم شدن کمر مردم است!
او با بیان اینکه « نظارتی در کار نیست» گفت: مدام اخباری از گزارش ناترازی و رالی صعود دلار و طلا منتشر میشود؛ نوزدهم آذر، قیمت دلار به بیش از ۱۲۴ هزار تومان رسیده؛ ببینید دستمزد چقدر سقوط کره؛ پایه مزد کمتر از ۱۰۰ دلار است!
حداقل دستمزد به اضافه مزایای همه شمول برای کارگری که یک فرزند دارد، چیزی حدود ۱۵ میلیون تومان است؛ این دستمزد، با در نظر گرفتن قیمت دلار در نوزدهم آذر (که ۱۲۴ هزار و ۸۷۰ تومان است) حدود ۱۲۰ دلار میشود. کارگری که روزی ۸ ساعت و هفتهای ۴۴ ساعت کار میکند، در نهایت ماهی ۱۲۰ دلار حقوق میگیرد و با این حقوق ناچیز باید یک ماه کامل زندگی کند.
مرادی میگوید: این مبلغ ناچیز را با حقوق کارگران مشابه (منظورم حداقلبگیران است) در کشورهای دیگر و همچنین کشورهای همسایه مقایسه کنید؛ نتیجه روشن است: کارگران ایرانی به شدت به زیر خط فقر سقوط کردهاند.
***
معیشت فلاکت بار کارگران فصلی به علت کارمزد کم و ناعادلانه، و بدون سابقه بیمه
ایلنا: یک فعال کارگری گفت: کارگران ساختمانی در رستهی کارگران فصلی به شمار میروند و متأسفانه دولت با تصمیمات بی حساب وکتاب خود، عملاً کارگران فصلی را به سمت نابودی میکشاند.
اکبرعلیی، رئیس انجمن کارگران استادکار ساختمانی قم، در رابطه با وضعیت کارگران فصلی به خبرنگار ایلنا گفت: کارگران ساختمانی در رستهی کارگران فصلی به شمار میروند و متأسفانه دولت با تصمیمات بیحسابوکتاب خود عملاً کارگران فصلی را به سمت نابودی میکشاند. هیچ نشانی از حمایت، رسیدگی یا حتی درک واقعی شرایط زندگی این قشر دیده نمیشود. کارگری که صبح تا شب زیر باران، سرما، گرما و سختی کار میکند، حالا باید زیر فشار تصمیمات اشتباه هم له شود.
علیی بیان کرد: کارگران فصلی همیشه در سختترین شرایط کار میکنند و حداقل انتظارشان این است که دولت با قوانین درست و تصمیمات منطقی از آنها حمایت کند. افزایش نرخ تورم نتیجهی سیاست دولتهاست و تداوم این روند، نتیجهای جز بدتر شدنِ اضاع و احوال کارگران فصلی ندارد.
این فعال کارگری گفت: کارگران نگران اجرای تصمیماتی چون گرانی بنزین و حذف ارز ترجیحی از باقیمانده کالاها هستند چراکه میدانند تبعات این سیاستها گرانی بیشتر و افزایش نرخ تورم است. دولت باید بداند با حرف و شعار نمیشود شکم کارگر را سیر کرد. این سیاستها نه حمایت است و نه مدیریت، اینها چیزی جز ویران کردن زندگی کارگران نیست.
علیی گفت: کارگران ساختمانی در شرایطی که رکود بر کشور حاکم است، با مشکلات بسیاری مواجه هستند. امروز نه تنها حمایتی از این کارگران صورت نمیگیرد، بلکه حداقلها هم از آنها گرفته میشود. کارگران ساختمانی سالهاست برای گرفتن کمترین حقِ یک کارگر، یعنی بیمه اجتماعی، میجنگند اما به نتیجه نمیرسند. همچنان تامین اجتماعی مدعی است که منابع بیمه کارگران ساختمانی کم است و از تخصیص حق بیمه به آنها امتناع میکند.
وی ادامه داد: بسیاری از کارگران ساختمانی، هم از بیثباتکاری و نداشتنِ شغل مناسب با حقوق مکفی رنج میبرند و هم از نداشتنِ سابقهی بیمه. کارگران بسیاری داریم که با وجود داشتنِ سالها سابقهی کار از داشتن بیمه اجتماعی محروم هستند. این در حالی است که آمار حوادث کار در بخش ساختمانی بسیار بالا است.
علیی گفت: نداشتن بیمه اجتماعی، ثبات شغلی و همچنین نبودِ تضمینی برای آینده، نتیجهی مجموع سیاستهایی است که سالها پیاده کردهاند؛ حالا هم دولت با رفتارهای غیرمسئولانه سعی دارد وضعیت کارگران را بدتر از این کند.
این فعال کارگری تاکید کرد: اگر این روند ادامه پیدا کند، دولت باید مسئولیت تمام آسیبهای اجتماعی، معیشتی و حتی روانیای را که در آینده بروز خواهد کرد، بپذیرد. فشار روی کارگران به مرور بحرانساز میشود و این بحران گسترش مییابد.
