به نام خداوند جان و خرد
من آنچه شرط بلاغ است با تو می گویم
تو خواه از سخنم پند گیر خواه ملال
مردم ایران در طی چند دهۀ گذشته، بجای مشاهده تحقق وعده های هویتی و بنیادین (استقلال، آزادی، جمهوریت) انقلاب ۵۷ با ساختارِ قدرتِ امنیتی – رانتی – خویشاوند سالار در ذیل ناکارآمدی حاکمیتی و سیاست گذاری های دور از مصالح ملی، رؤیا پردازی های موعود گرایانه، اقتصاد ناسالم، تورم و فقر فراگیر مواجه اند. ساختاری که نه تنها توانایی حل بحران معیشتی را ندارد، بلکه زندگی حداقلی و خشم فروخفته رابه ملت نجیب ما تحمیل کرده است.
آموزش و پرورش، بجای آن که اهدافی چون امیدواری به آینده روشن و هنر زیستن در جهان پیچیده امروز را به نسل جوان بیاموزد، با ساختاری معیوب به روایت گری کهنگی و مدیحه سرایی و مرید پروری مشغول است.
در چنین اوضاع و احوالی، بجای برخورد اقناعی ظریف و مستدل در قبال روحیه پرسشگری و مطالبه گری اعتراضات نوجوانان و دانشجویان آنان را به کانون های به اصطلاح اصلاح و تربیت گسیل داشتن و تهدید به داغ و درفش و خشونت کردن، نه تنها راه حل نیست، بلکه موَلّد اعتراضات بیشتر و فوران آتش خاموش مشکلات اجتماعی تلنبار شده از چند دهه گذشته خواهد بود.
حاکمیتی که خود را فراتر از نقد بداند، نه تنها توانایی حل بحران ها را نخواهد داشت، بلکه بر عمق آنها خواهد افزود.
در شرایط بی قاعده گی و تهاجمی قدرت های جهانی و منطقه ای، شاخص اصلی بقا و دفاع از تمامیت ارضی کشور، رفاه و رضایت مندی صاحبان اصلی آن، همانا مردم آن کشور است.
حاکمیت باید بر اساس مواد قانون اساسی، اعتراضات قانونی مردم بستوه آمده را برسمیت بشناسد و بجای کشتار و بازداشت و زندان، نسبت به عملکرد فاجعه آمیز خود، پاسخگو باشد.
کانون صنفی فرهنگیان گیلان،
شورای هماهنگی تشک های صنفی فرهنگیان ایران،
نشانی کانال تلگرامی شورا:
@kashowra
