خانهدیدگاه هاهوشنگ کردستانی: ما دو بار در تاریخ بعد از رژیم جمهوری اسلامی...

هوشنگ کردستانی: ما دو بار در تاریخ بعد از رژیم جمهوری اسلامی بسیار کشته دادیم

از دقیقۀ ۱۱:۰۸ سؤال: آقای کردستانی برگردیم به انقلاب ایران …

هوشنگ کردستانی از دقیقۀ ۱۲:۲۹- در اولین مجلس اسلامی، … کسی که برداشتن شیر و خورشید را بعد از تصویب مجلس شورای اسلامی باید اجرا کند، رئیس جمهور آقای ابوالحسن بنی صدر است. از بندر اتزلی یک تلگراف به ایشان زدم. در آن تلگراف آمده بود که شنیده شده است، که مجلس اسلامی، نشان شیرو خورشید را از روی پرچم ایران برداشته است. من ضمن اعتراض به این کار، اعلام می کنم که ملت ایران بر خلاف مصوبۀ مجلس اسلامی، همواره پرچم ایران را با نشان شیر و خورشید حمل خواهد کرد. خوشحالم که امروز اینطور شده است. بدین گونه شده است که همه جا پرچم ایران با شیر و خورشید است. این تلگراف را در روزنامۀ پیام جبهه ملی– که پر تیراژ ترین روزنامۀ آن زمان بود، از کیهان و اطلاعات و میزان بازرگان و انقلاب اسلامی بنی صدر، بودء، در صفحۀ آخر، زیر عنوان تلگراق مسئول سازماندهی جبهه ملی، آقای مهندس هوشنگ کردستانی، به آقای رئیس جمهور بنی صدر در اعتراض به برداشتن نشان شیر و خورشید، چاپ شد. من خوشحال ام که وظیفه ام را به موقع اش انجام دادم و امروز خوشحالم که پرچم ایران در هر جای این سیاره با نشان شیرو و خورشید، به دست شیر زنان و مردان حمل می شود. البته چند روز بعد، در سخنرانی که آقای شاپور بختیار داشت، در حین سخنرانی خودشان به برداشتن نشان شیر و خورشید، اعتراض کردند.

سؤال: … یک عده ای مردد اند که به خیابان بیایند یا نیایند. پیام شما به این افراد چیست؟

دقیقۀ ۱۶:۲۲)-هوشنگ کردستانی: اولاً من یک توضیح بدهم که دو بار در تاریخ بعد از جمهوری اسلامی، ما بسیار کشته دادیم. یعنی یک نسلی را در حقیقت از دست دادیم. یکی در (۲۵ خرداد ) سال ۱۳۶۰ بود، که جبهه ملی دعوت به همه پرسی کرد. با وجود اینکه خمینی گفت این ها مرتداند و خونشان حلال است، و با وجود اینکه او از احزاب، خواست که اعلام کنند که ما [در آن تظاهرات و راهپیمایی] شرکت نداریم، آن احزاب و .. عبارت بودند از سازمان مجاهدین خلق، که البته اعلام انصراف ندادند، نهضت آزادی گفت ما دعوت کننده نیستیم، آقای داریوش فروهر از حزب ملت ایران گفت ما تغییر حکومت به هر شکل مخالفیم. بهر حال، ما در آن تظاهرات شرکت کردیم. یکی دو هفته قبل از آن شرکت، نمایندگان ٧ یا ٨ سازمان سیاسی با من در تماس بودند، که گفتند در آن راهپیمایی شرکت خواهند کرد. ولی با این نطق خمینی، رفتیم سر قرار، خیابان شاه رضای آن زمان [خیابان انقلاب اسلامی] نبش ایران شهر، از این ٧ الی ٨ سازمان، فقط “حزب رنجبران ایران” آمده بود. یعنی جاما [یک حزب سیاسی سوسیالیست به رهبری کاظم سامی] نیامده بود؛ سازمان مجاهدین خلق نیامده بودند؛ سازمان چریک های فدائی خلق [اقلیت] نیامده بودند؛ خیلی ها نیامده بودند، بجر حزب رنجبران ایران، که من باید بگویم که آنها به عهدشان وفا کردند. بعد، خبرگزاری ایتالیا اعلام کرد که امروز [۲۵ خرداد ۱۳۶۰] به دعوت جبهه ملی، ۶۰۰ هزار نفر از منزل هایشان به خیابان آمدند؛ البته در کل شهر تهران، نه در یک جای مشخص که میدان فردوسی بود. من اطلاع دارم که در کادر رهبری سازمان مجاهدین خلق، ایراد گرفته بودند که ما دو هفته با آقای هوشنگ کردستانی مذاکره کردیم که در راهپیمایی ۲۵ خرداد ۱۳۶۰ شرکت کنیم، چه شد که شرکت نکردیم؟ جواب رهبری آن سازمان این بود که این جبهه ملی ها، طبقۀ مرفه بودند. خوب، این را که قبلاً هم می دانستید. ولی متأسفانه به این نتیجه رسیدند که مردم به دعوت جبهه ملی نیامدند، بلکه در مخالفت با خمینی آمدند؛ ما هم که ٣ هزار، ۴ هزار، ۵ هزار، ١٠ هزار طرفدار داریم، … در ۳۰ خرداد و … سال ۱۳۶۰ ریختند به خیابان و بعد هم برخورد ایجاد شد، بسیاری کشته شدند. و بعد به انتقام این حرکت سازمان مجاهدین خلق، خمینی تصمیم گرفت، تمام کسانی که در قبل به دلیل پخش اعلامیه های جبهه ملی در زندان ها بودند، همه، اعدام شوند. …بالاخره معلوم نشد چقدر اعدام شدند. … آقای مسعود رجوی فکر کرد که من رهبر ام، هیچوقت حساب نمی کند که رهبر را ملت تعیین می کند، نه ١٠ هزار نفر، نه ۵ هزار نفر. در این جریان اخیر هم آقای رضا پهلوی، دچار این توهم شد که من وقتی می روم توی سالن، ٩٠ نفر می گویند، جاوید شاه، پس، من رهبرم …

اخبار مرتبط

دیدگاه خود را بنویسید

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید