بیانیه مرکز پژوهشهای حقوندی
خطاب به تلاشگران برپایی کنگره جمهوریخواهان
“ جمهوریت نتیجهٔ جامعهٔ حقوند است، نه محصول توافق سیاسی نخبگان”
تلاش برای برپایی کنگره جمهوریخواهان گامی مهم و ضروری است، اما تجربهٔ تاریخی ایران و دههها فعالیت اپوزیسیون نشان داده است که اعلام جمهوری یا تشکیل کنگره بدون آمادهسازی واقعی جامعه، تنها تکرار شکستهای گذشته و اتلاف منابع است. بسیاری از فعالان جمهوریخواه تاکنون نتوانستهاند بدیل واقعی بسازند و در عمل، با تمرکز بر رقابتهای شخصی و تشکیل ائتلافهای کوتاهمدت صرفاً به بازتولید همان سیاستهای سلطهگر ناحقوند کمک کردهاند یا عملکرد آنها با آنچه ادعا می کنند تفاوت دارد. اکنون دیگر هیچ بهانهای پذیرفتنی نیست؛ تاریخ شکستها باید درس عبرت باشد و مسیر تغییر واقعی روشن شود.
در گفتمان حقوندی، جمهوریت یک پروژهٔ انسانی، فرهنگی و اجتماعی است، نه یک برچسب سیاسی یا ساختار دستوری. انسان حقوند کسی است که خود را صاحب حق میشناسد، مسئولیت اجتماعی و فردی را میپذیرد، خود را الگوی عمل به حقوق می داند و در برابر حقوق دیگر باشندگان خود را متعهد می داند. هر حرکت جمهوریخواهی که باشندگان ایرانی را در مرکز قرار ندهد، و نهادهای مستقل اجتماعی را شکل ندهد، محکوم به شکست است.
نقد عملکرد گذشته جمهوریخواهان
- تمرکز صرف بر قدرت و مخالفت: بسیاری از کنگرهها و احزاب گذشته، انرژی خود را صرف رقابتهای درونگروهی و شخصیتمحوری کردند و نه ایجاد نهادهای مستقل.
- عدم توانایی در ایجاد بدیل واقعی: تلاشها بیشتر شعاری و سطحی بوده و نتوانسته جامعه خصوصا نسل جدید را آمادهٔ پذیرش جمهوریت کند.
- کوتاهمدتی و ائتلافهای واکنشی: بسیاری از ائتلافها صرفاً بر ضد قدرت حاکم شکل گرفتند و فاقد چشمانداز بلندمدت برای ایجاد جمهوری مبتنی بر حقوق بودند.
- ضعف در پروژهٔ جمهوریسازی: بدون انسان(های) حقوند و نهادهای مستقل و خودانگیخته، حتی اعلام جمهوری نیز به بازتولید تمرکز قدرت و بازگشت استبداد میانجامد.
جمهوریخواهی واقعی: نیاز و خواست جامعه
جمهوریسازی پروژهای دستوری از بالا نیست. اگر جامعه خود را نیازمند جمهوریت نداند، هیچ کنگره، ائتلاف یا برنامهای نمیتواند تغییر پایدار ایجاد کند. جمهوریخواهی باید در گوشت و پوست و استخوان جامعه تبدیل به نیاز حقیقی شود.
- تمامی لایههای جامعه باید بفهمند که جمهوریت برای آنها حیاتی است، نه فقط یک شعار سیاسی.
- آموزش حقوق، تمرین مشارکت، استقلال رأی و شناخت ناحقوندیها مسیر آمادهسازی ذهنی و توانمندسازی فرهنگی مردم برای این تحول بزرگ است.
- تنها زمانی که مردم خودانگیخته احساس نیاز کنند، پروژهٔ جمهوریسازی پایدار و واقعی خواهد بود.
مسیر عملی برای کنگره جمهوریخواهان
- تمرکز بر جمهوریسازی: انسانهای حقوند و نهادهای مستقل اجتماعی در مرکز برنامهها باشند. آگاهی حقوقی، استقلال فردی و وجدان شهروندی پایهٔ این مسیر است.
- تمرین جمهوریت در ساختار کنگره: شفافیت، پاسخگویی، گردش مسئولیتها و حق نقد باید در عملکرد داخلی رعایت شود؛ هر کنگرهای که خودش جمهوریت را تمرین نکند، فاقد مشروعیت است.
- کمیسیونهای راهبردی:
- کمیسیون فرهنگ ناحقوندی: شناسایی ساختارهای استبدادی و روشهای مقابله و خشونت زدایی
- کمیسیون جامعه و گذار به شهروندی: تبدیل فرهنگ امتمداری به شهروند حقوند مسئول
- کمیسیون نهادهای مستقل اجتماعی: ایجاد انجمنها، اتحادیهها و شبکههای مدنی
- کمیسیون حقوق، قانون اساسی و معماری قدرت: تضمین تفکیک قوا و محدودسازی تمرکز قدرت
- شبکهسازی واقعی شهروندان آگاه: بدون شبکهای از شهروندان فعال و آگاه و خودانگیخته و دارای اندیشه راهنمایی متناسب با گفتمان حقوندی، کنگره هیچ تضمینی برای ایجاد جمهوری مبتنی بر حقوق ندارد.
- هشدار صریح: تکرار رفتارهای گذشته یعنی تبدیل کنگره به باشگاه سیاسی، بازتولید فرهنگ منجیگرایی و ائتلافهای کوتاهمدت، شکست خورده و تاریخی است و هیچ جایی در مسیر جمهوری ندارد.
مرکز پژوهشهای حقوندی تأکید میکند: جمهوریخواهی واقعی یعنی تمرین جمهوریت، تحول فرهنگی، ایجاد انسان حقوند و نهادهای مستقل. بدون عبرت از شکستهای گذشته و آمادهسازی جامعه، هیچ تحول پایداری رخ نخواهد داد. اکنون زمان آن است که فعالان جمهوریخواه اندیشه راهنمای خود را بازیابی کنند، شعارزدگی را کنار بگذارند و مسیر تاریخی و واقعی جمهوریت را باز کنند تا راه جمهوری حقوندان گشوده شود.
۱۴ اسفند ۱۴۰۴
مرکز پژوهشهای حقوندی
