به گزارش نیویورکتایمز، پس از شکست گفتوگوهای فشرده میان جی. دی. ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، و مقامات ایرانی، واشینگتن اکنون میان دو مسیر دشوار قرار گرفته است: یا ورود به روندی طولانی، پیچیده و فرسایشی از مذاکرات با تهران، یا از سرگیری جنگی که پیشتر بزرگترین اختلال در بازار انرژی مدرن را رقم زده و تنگه هرمز را به کانونی حیاتی در معادلات جهانی بدل کرده است.
در مقابل، شبکه الجزیره با نگاهی محتاطانهتر تأکید میکند که مذاکرات اسلامآباد را نمیتوان شکست کامل دانست. به باور این رسانه، هرچند پیشرفت چشمگیری حاصل نشده، اما نشانههایی از حرکت رو به جلو وجود دارد و ماهیت دیپلماسی، ذاتاً زمانبر و تدریجی است.
بنبستی آشنا، انتخابهایی دشوار
ناکامی ونس در کسب امتیازات مورد نظر واشینگتن، از منظر بسیاری از ناظران چندان غافلگیرکننده نبود؛ با این حال، پیامدهای آن برای کاخ سفید سنگین است. اکنون دولت ترامپ با گزینههایی روبهروست که هر یک هزینههای سیاسی و استراتژیک قابلتوجهی به همراه دارند: یا پذیرش مذاکراتی طولانی بر سر برنامه هستهای ایران، یا ورود دوباره به تقابلی نظامی با پیامدهایی نامعلوم.
ونس که جزئیات اندکی از بیش از ۲۱ ساعت مذاکره ارائه داد، از طرح پیشنهادی «بپذیر یا رد کن» برای پایان دائمی برنامه هستهای ایران سخن گفت؛ پیشنهادی که با پاسخ مثبت تهران همراه نشد. این وضعیت، یادآور بنبست مذاکرات ژنو در اواخر فوریه است که نهایتاً به صدور دستور حملات گسترده نظامی علیه ایران انجامید.
در سوی دیگر، ایران نیز نشان داده است که فشار نظامی لزوماً به تغییر رفتار آن منجر نمیشود. بهنظر میرسد محاسبه ترامپ—که بر تأثیرگذاری نمایش قدرت نظامی آمریکا استوار بود—دستکم تاکنون به نتیجه مورد انتظار نرسیده است.
اهرم فشار یا محدودیت در عمل؟
در شرایط کنونی، مهمترین اهرم ترامپ تهدید به ازسرگیری عملیات نظامی است؛ بهویژه با توجه به اینکه آتشبس شکننده دو هفتهای در ۲۱ آوریل به پایان میرسد. با این حال، این گزینه بیش از آنکه یک راهحل عملی باشد، به یک ریسک پرهزینه سیاسی و اقتصادی شباهت دارد.
ترامپ پیشتر برای جلوگیری از شوکهای شدید اقتصادی—از جمله کاهش چشمگیر عرضه جهانی نفت، افزایش قیمت سوخت، اختلال در زنجیره تأمین و کمبود منابع حیاتی—با آتشبس موافقت کرده بود. بازارهای جهانی نیز به چشمانداز حتی یک توافق ناقص واکنش مثبت نشان دادهاند. از این رو، بازگشت به جنگ میتواند به سقوط بازارها، تشدید کمبودها و افزایش تورم منجر شود.
تنگه هرمز؛ گره کور بحران
در این میان، تنگه هرمز به مهمترین نقطه اختلاف تبدیل شده است. ایران این موضوع را در صدر اولویتهای خود قرار داده و آن را با مجموعهای از مطالبات دیگر—از جمله دریافت غرامت جنگی، لغو تحریمها و پایان کامل درگیری—پیوند زده است.
بسته شدن این گذرگاه حیاتی، که پس از آغاز جنگ بهعنوان ابزار فشار اقتصادی از سوی ایران مورد استفاده قرار گرفت، اکنون به یکی از پیچیدهترین چالشهای پیشروی هرگونه توافق تبدیل شده است. در حالی که واشینگتن پرداخت غرامت را رد کرده، درباره لغو تحریمها نیز بر روندی تدریجی و مشروط تأکید دارد.
پایان یک دور، آغاز ابهام
تحلیل الجزیره بر این نکته تأکید دارد که پایان مذاکرات اسلامآباد به معنای پایان دیپلماسی نیست. تجربه توافق هستهای سال ۲۰۱۵ نشان میدهد که چنین فرآیندهایی میتوانند طولانی، پرپیچوخم و مبتنی بر مصالحههای دشوار باشند.
پاکستان نیز اعلام کرده است که کانالهای ارتباطی همچنان باز خواهد ماند و احتمال ازسرگیری گفتوگوها وجود دارد. در شرایطی که هنوز حدود ده روز از آتشبس باقی مانده، اکثر بازیگران بینالمللی بهجز اسرائیل بر تداوم آن تأکید دارند.
در نهایت، پرسش کلیدی همچنان پابرجاست: آیا بنبست اسلامآباد مقدمهای برای احیای دیپلماسی خواهد بود، یا نقطه آغاز مرحلهای تازه از تقابل؟ پاسخ این پرسش، به تصمیمهایی بستگی دارد که در آیندهای نزدیک در واشینگتن و تهران اتخاذ خواهد شد.
منبع: دنیای اقتصاد
