خانهدیدگاه هاچگونه کشورهای خلیج می‌خواهند از تنگه هرمز بی‌نیاز شوند: خطوط لوله عظیم...

چگونه کشورهای خلیج می‌خواهند از تنگه هرمز بی‌نیاز شوند: خطوط لوله عظیم و پروژه کانالی فراعنه‌ای

با جنگ در ایران و مسدود شدن این گذرگاه استراتژیک، طرح‌ها برای توسعه مسیرهای جایگزین شکوفا شده‌اند تا تولیدات هیدروکربنی کشورهای منطقه راهی برای صدور بیابند.

ژولیِن بوییسو و ماری دو ورژه – روزنامه لوموند- ۱۷ آوریل ۲۰۲۶

یکشنبه ۲۲ مارس، سازمان بنادر سعودی «پل تجاری» جدیدی را رونمایی کرد که شهر-دولت شارجه در امارات متحده عربی را به عربستان سعودی متصل می‌کند. به عبارتی، یک کریدور زمینی و دریایی که به کشورهای خلیج فارس اجازه می‌دهد از تنگه هرمز دور بزنند. سازمان بنادر با اشاره‌ای تلویحی به انسداد تنگه، از «اتصال مستقیم»، «یکپارچگی منطقه‌ای بهتر» و به‌ویژه «مسیر حمل و نقل قابل‌اعتمادتر» تمجید کرد.

چه گذرگاهی لعنتی است آن نوار دریا که فقط چند ده کیلومتر عرض دارد و جهان را از هیدروکربن تغذیه می‌کند. کافی بود که ایران اوایل مارس آن را فلج کند تا کشورهای منطقه تنگی نفس بگیرند و اقتصاد جهانی به لرزه افتد.

از آن زمان، طرح‌ها برای توسعه مسیرهای جایگزین، تصور ارتباطات جدید، ساخت پایانه‌ها و به‌طور کلی بازترسیم نقشه‌های خلیج پراکنده شده‌اند. برخی طرح‌ها دوباره سر برمی‌آورند، حتی اگر به‌دلیل عظمت‌شان رها شده بودند. مانند آن کانال در امارات که در ۲۰۰۸ تصور شده بود و فوجیرا را در دریای عرب به دوبی متصل می‌کرد. پروژه‌ای عظیم به ارزش صدها میلیارد دلار که شامل کندن ۱۸۰ کیلومتر از چشم‌اندازی کوهستانی است.

فشار فوری این است که چگونه روزانه ۲۰ میلیون بشکه که پیش از جنگ آمریکایی-اسرائیلی علیه ایران از طریق تنگه عبور می‌کرد، صادر شود. از این‌رو، ایده خطوط لوله جدید مطرح است. «آن‌ها چاره دیگری ندارند جز اینکه به‌طور جدی به این موضوع بپردازند»، رابین میلز، مدیرعامل Qamar Energy، شرکت مشاوره مستقر در دبی و پژوهشگر وابسته مرکز سیاست انرژی جهانی دانشگاه کلمبیا در نیویورک، می‌گوید. «تمام این کشورها خواهند دید چگونه خطوط لوله دورزن را توسعه دهند و تا حد امکان وابستگی‌شان به تنگه را کاهش دهند.»

تفکر درباره «پساهرمز» آغاز شده است. بدر جعفر، فرستاده ویژه امارات در امور خیریه و تجارت، در یادداشتی در Financial Times در ۷ آوریل نوشت که «ماه مارس را صرف گفتگو با صدها صاحب‌کار و مقامات عالی‌رتبه دولتی خلیج درباره بحران و آنچه در پی خواهد آمد کردم.» او افزود که بحث تغییر کرده است: دیگر فقط مدیریت بحران فوری نیست، بلکه بازاندیشی در نظام‌هایی است که این آسیب‌پذیری را ایجاد کرده‌اند.

این سناریوی بد که بسته شدن تنگه هرمز را در بر دارد، چندین‌بار پیش‌تر تصور شده بود. به همین خاطر، در ۱۹۸۱ خط لوله شرق-غرب به‌وجود آمد. این مجرا به‌طول ۱۲۰۰ کیلومتر توسط عربستان ساخته شد، زمانی که درگیری ایران و عراق (۱۹۸۰-۱۹۸۸) به «جنگ نفت‌کش‌ها» داخل تنگه کشیده شد. پترولاین، نام دیگر این خط لوله، سراسر کشور را از میدان نفتی ابقیق در خلیج تا بندر ینبع در دریای سرخ طی می‌کند. این زیرساخت ظرف چند هفته گذشته به مهره اصلی ریاض تبدیل شده است: از ۲۸ فوریه، ظرفیت آن تقریباً تا ده برابر افزایش یافته و از کمتر از ۸۰۰ هزار بشکه در روز به نزدیک ۷ میلیون رسیده است.

فقط یک لوله دیگر متعلق به امارات متحده عربی امکان دور زدن هرمز را می‌دهد: خط لوله نفت خام ابوظبی که در ۲۰۱۱ تکمیل شد و به‌طول ۴۰۰ کیلومتر منابع نفتی حبشان در شمال‌غرب را به بندر فوجیرا در خلیج عمان وصل می‌کند. این لوله هم از آغاز درگیری مقادیر بی‌سابقه‌ای نفت جابه‌جا کرده است؛ هرچند قادر به انتقال کامل تولید امارات نیست.

و حالا؟ آیا باید ظرفیت این ساختارها را افزایش داد؟ آیا باید خطوط جدید ساخت؟ رابین میلز می‌گوید: «عربستان و امارات احتمالاً فعالیت‌های خود را بر پایه همین مسیرهای موجود گسترش خواهند داد». «اما اگر از کویت یا قطر صحبت کنیم، آن‌ها چیزی در دسترس ندارند. باید مسیرهای جدیدی تصور کنند که باید از طریق کشورهای ثالث مانند عربستان سعودی یا شاید عراق عبور کنند.»

محاصره تنگه هرمز ورق‌های ژئوپولیتیکی منطقه را دوباره پخش می‌کند. کامیل لونس، معاون مدیر دفتر پاریس گروه اندیشکده شورای اروپا برای روابط خارجی، می‌گوید: «رقابتی برای تبدیل شدن به هاب منطقه‌ای جدید بین کشورهای خلیج آغاز شده است.» و عربستان به‌خاطر اندازه یا موقعیت جغرافیایی‌اش برتری‌هایی دارد. اما برخی هنوز ترجیح می‌دهند به یک گذرگاه دریایی وابسته بمانند، هرچند آسیب‌پذیر باشد. این پژوهشگر خاطرنشان می‌کند: «تمام کشورهای کوچک خلیج می‌خواهند تعادلی بین تهران و ریاض حفظ کنند، و نباید فراموش کرد که پایگاه‌های نظامی آمریکا در بحرین یا کویت هم برای حفاظت در برابر عربستان وجود دارند».

نهاد فراملی

نَجی اَبی-عَاد، مدیر عملیات شرکت نفتی Petroleb فعال در خلیج، یادآور می‌شود که «مشکل بزرگ این است که همه این کشورها به یکدیگر اعتماد ندارند. کافی است به تاریخچه خطوط لوله منطقه نگاه کنید». البته تروماهای گذشته‌ای مانند محاصره قطر توسط عربستان، امارات و بحرین در سال‌های ۲۰۱۷ تا ۲۰۲۱ وجود دارد، و نیز رقابت بین ریاض و ابوظبی در سایه جنگ یمن.

در یادداشتی برای اندیشکده Gulf Research Center، نَجی اَبی-عَاد تلاش کرده سرنوشت مجموعه‌ای از خطوط لوله فرامرزی ساخته‌شده در خاورمیانه در هفت دهه گذشته را پی‌گیری کند. نتیجه‌گیری او این است: «تقریباً همه آن‌ها بسته شده‌اند و اکثرشان زمان بیشتری را در حالت توقف نسبت به زمان کار بوده‌اند.»

برای جلوگیری از اینکه خطوط لوله آینده گروگان رقابت‌های سیاسی شوند، این کارشناس توصیه می‌کند «چارچوبی مقرراتی و قوی» تحت نظارت نهادی فراملی مانند شورای همکاری خلیج برقرار شود. با این حال، این زیرساخت‌ها نیز در صورت تقابل با تهران در معرض حملات پهپادی یا موشکی خواهند بود. در هفته‌های اخیر، بندر فوجیرا هدف حملات قرار گرفته؛ بندر ینبع نیز همین‌طور؛ و همین‌طور خط لوله شرق-غرب. و کافی است یک کشتی در میان یک کانال مورد حمله قرار گیرد و متوقف شود تا ترافیک دریانوردی برای روزها یا هفته‌ها فلج شود، همچون حادثه کانال سوئز در ۲۰۲۱ پس از برخورد کشتی کانتینربر Ever Given

آدیتیا ساراسوات، مسئول تحقیقات خاورمیانه در شرکت مشاوره Rystad Energy می گوید:«هرچقدر هم بخواهید دور بزنید، همیشه ایستگاه پمپاژی روی سطح یا ترمینالی در سواحل‌تان خواهد بود که در سناریوی درگیری تهدید خواهد شد». اگر تصمیم بگیرند حجم بیشتری نفت را از راه دریای سرخ و در نتیجه از گذرگاه باب‌المندب بفرستند، کشورهای خلیج نیز در معرض حملات شورشیان حوثی، متحدان ایران، قرار خواهند گرفت.

سرمایه‌گذاری نجومی

اما درگیری‌های مسلحانه اغلب محرک تنوع‌بخشی به لجستیک نفتی بوده‌اند، چنان‌که گابریل کالینز، پژوهشگر موسسه جیمز بییکر دانشگاه رایس در هیوستون، در یک مطالعه اشاره می‌کند.

در جنگ جهانی دوم، برای اجتناب از حملات زیردریایی‌های آلمانی به نفت‌کش‌های خلیج مکزیک، دولت آمریکا با صنعت نفت هم‌پیمان شد تا شبکه‌ای از خطوط لوله از تگزاس تا نیویورک و فیلادلفیا بسازد. به کشورهای خلیج، گابریل کالینزدو خط لوله موازی با ظرفیت ترکیبی ۱۰ میلیون بشکه در روز، که از جنوب عراق آغاز و به سواحل عمان می‌رسد، را پیشنهاد می‌دهد.

این «پروژه حداکثری» می‌توانست از گلوگاه‌های دریای سرخ و تنگه هرمز جلوگیری کند. اما سال‌ها کار لازم داشت و سرمایه‌گذاری‌ای نجومی: حدود ۵۵ میلیارد دلار (۴۶،۷ میلیارد یورو) طبق محاسبات او، که دست‌کم ۱۰ میلیارد دلار آن صرف امنیت می‌شد. پروژه‌ای بسیار پرهزینه، به‌ویژه اگر درگیری تنها چند ماه طول بکشد. مهران حقیریان، مدیر تحقیقات بنیاد Bourse & Bazaar، می‌گوید: «جنگ قرار نیست تا ابد ادامه یابد، و مسیرهای جایگزین موقتی یافت می‌شوند، سپس با بازگشت صلح، تنگه هم دوباره باز خواهد شد.»

به‌علاوه، آیا در جهانی که تقاضای سوخت‌های فسیلی — که برای اقلیم مضرند — رو به کاهش است، این بازی ارزش هزینه را دارد؟ طبق آژانس بین‌المللی انرژی، مصرف نفت باید تا حدود سال ۲۰۳۰ به اوج برسد. در حالی‌که فناوری‌های کم‌کربن اکنون دو برابر بیشتر از نفت، گاز یا زغال‌سنگ سرمایه جذب می‌کنند. حتی پادشاهی‌های نفتی خلیج نیز روی تجدیدپذیرها و هیدروژن سبز سرمایه‌گذاری بیشتری کرده‌اند. مارک-آنتوان اییل-مازگا، مدیر مرکز انرژی و اقلیم IFRI، می‌گوید: «اگر میلیاردها دلار برای خرج کردن داشته باشند، اولویت مطلق کشور‌های منطقه نباید هیدروکربن باشد.» او معتقد است پس از چنین بحرانی، آن‌ها بیشتر به تسریع تنوع اقتصادی خواهند پرداخت.

اما این تنوع نیز هزینه‌های فراعنه‌ای می‌طلبد. عربستان قبلاً مجبور شده پروژه‌های زیرساختی‌اش را کوچک‌تر کند، در حالی‌که این کشور در ۲۰۲۴ تنها ۳۲ میلیارد دلار سرمایه‌گذاری جذب کرده بود، خیلی کمتر از هدف ۱۰۰ میلیارد دلار تا ۲۰۳۰. و اوضاع با جنگ در ایران بهتر نخواهد شد. کامیل لونس تأکید می‌کند: «در برنامه‌های توسعه‌شان، کشورهای خلیج سرمایه زیادی روی ادغام در اقتصاد جهانی گذاشته‌اند. این بحران شاید آن‌ها را به تغییر پارادایم و ترجیح همکاری منطقه‌ای وادارد.» خداحافظ تاکسی‌های هوایی و شهرهای آینده‌نگر؛ منطقه باید به راه‌آهن، بزرگراه‌ها و خطوط لوله علاقه‌مند شود. بدون هیدروکربن، کشورهای خلیج نه آینده‌ای دارند و نه حتی حالتی روشن از حال.

اخبار مرتبط

دیدگاه خود را بنویسید

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید