این مقاله یک گزارش ویژه رویترز است که در سپتامبر ۲۰۲۲ درباره منابع اطلاعاتی سیا در ایران منتشر شد.
این جاسوس تنها چند دقیقه با خروج از ایران فاصله داشت که دستگیر شد.
غلامرضا حسینی در اواخر سال ۲۰۱۰ در فرودگاه امام خمینی تهران بود و خود را برای پروازی به مقصد بانکوک آماده میکرد. قرار بود این مهندس صنعتی ایرانی در آنجا با رابطان خود در سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) دیدار کند. اما پیش از آنکه بتواند عوارض خروج از کشور را بپردازد، دستگاه خودپرداز فرودگاه کارت او را نامعتبر اعلام کرد. لحظاتی بعد، یک مأمور امنیتی از حسینی خواست گذرنامهاش را نشان دهد و سپس او را با خود برد.
حسینی گفت او را به سالن تشریفات خالیای منتقل کردند و به او دستور دادند روی کاناپهای بنشیند که رو به دیوار چرخانده شده بود. در آن چند لحظه گیجکننده که تنها مانده بود و هیچ دوربین امنیتیای نمیدید، حسینی دستش را در جیب شلوارش فرو برد و کارت حافظهای پر از اسرار دولتی را بیرون کشید؛ اطلاعاتی که اکنون میتوانست او را به چوبه دار بسپارد. او کارت را در دهانش گذاشت، آن را جوید، تکهتکه کرد و بلعید.
اندکی بعد، مأموران وزارت اطلاعات وارد اتاق شدند و بازجویی آغاز شد؛ بازجوییای که به گفته حسینی با ضربوشتم همراه بود. انکارهای او و نابود کردن اطلاعات هیچ فایدهای نداشت؛ آنها ظاهراً از پیش همه چیز را میدانستند. اما چگونه؟
حسینی به رویترز گفت: «اینها چیزهایی بود که من هرگز به هیچکس در دنیا نگفته بودم.» در حالی که ذهنش به سرعت درگیر شده بود، حسینی حتی به این فکر افتاد که شاید خود سیا او را لو داده باشد.
برخلاف آنچه حسینی گمان میکرد، تحقیقات یکساله رویترز درباره نحوه برخورد سیا با منابع اطلاعاتیاش نشان داد که او نه قربانی خیانت، بلکه قربانی سهلانگاری سیا شده بود. یک سامانه مخفی ارتباطی معیوب متعلق به سیا باعث شد دستگاه اطلاعاتی ایران بهراحتی او را شناسایی و بازداشت کند. حسینی که نزدیک به یک دهه زندانی بود و اکنون برای نخستین بار سخن میگوید، گفت پس از آزادیاش در سال ۲۰۱۹ نیز دیگر هرگز خبری از این سازمان دریافت نکرد.
سیا از اظهار نظر درباره روایت حسینی خودداری کرد.
تجربه حسینی از مدیریت ضعیف و رها شدن، موردی استثنایی نبود. رویترز در مصاحبه با شش منبع اطلاعاتی سابق ایرانی سیا دریافت که این سازمان در بحبوحه تلاش شدید خود برای جمعآوری اطلاعات در ایران، از جهات دیگری نیز بیاحتیاط عمل کرده و جان افرادی را که برای کمک به ایالات متحده زندگی خود را به خطر انداخته بودند، در معرض تهدید قرار داده است.
یکی از این منابع گفت سیا به او دستور داده بود که تحویل اطلاعات خود را در ترکیه و در مکانی انجام دهد که سازمان میدانست تحت نظارت ایران قرار دارد. مرد دیگری، کارمند سابق دولت که برای دریافت ویزای آمریکا به ابوظبی سفر کرده بود، ادعا کرد یک افسر سیا در آنجا تلاش ناموفقی برای واداشتن او به جاسوسی برای آمریکا انجام داد؛ اقدامی که پس از بازگشت او به ایران به بازداشتش انجامید.
چنین اقدامات تهاجمی از سوی سیا گاه شهروندان عادی ایرانی را با خطر مواجه میکرد، بیآنکه چشمانداز قابل توجهی برای دستیابی به اطلاعات حیاتی وجود داشته باشد. این شش ایرانی گفتند هنگامی که دستگیر شدند، سیا هیچ کمکی به آنان یا خانوادههایشان نکرد، حتی سالها بعد.
جیمز اولسون، رئیس پیشین ضدجاسوسی سیا، گفت از این پروندههای مشخص اطلاعی نداشته است. با این حال، او افزود هرگونه به خطر انداختن غیرضروری منابع اطلاعاتی از سوی این سازمان، هم شکست حرفهای و هم شکست اخلاقی محسوب میشود.
اولسون گفت: «اگر ما بیاحتیاط باشیم، اگر بیپروا عمل کنیم و در ما نفوذ شده باشد، باید شرمنده باشیم. اگر افرادی به بهای اعتماد به ما و در اختیار گذاشتن اطلاعات، هزینه سنگینی پرداختهاند، در آن صورت ما از نظر اخلاقی شکست خوردهایم.»
این مردان در جریان پاکسازی تهاجمی ضدجاسوسی ایران که از سال ۲۰۰۹ آغاز شد زندانی شدند؛ کارزاری که بنا بر گزارشهای خبری و گفتههای سه مقام سابق امنیت ملی آمریکا، بخشی از آن بهواسطه مجموعهای از اشتباهات سیا ممکن شد. تهران در گزارشهای رسانههای دولتی خود مدعی شده است که عملیات شناسایی عوامل نفوذی، در نهایت دهها منبع اطلاعاتی سیا را به دام انداخت.
برای تهیه این گزارش، رویترز دهها ساعت با شش ایرانی که بین سالهای ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۵ از سوی دولت خود به جاسوسی محکوم شده بودند، مصاحبه کرد.
برای راستیآزمایی روایتهای آنان، رویترز با ۱۰ مقام سابق اطلاعاتی آمریکا که از عملیات ایران آگاهی داشتند گفتوگو کرد، اسناد دولتی و گزارشهای خبری ایران را بررسی نمود و با افرادی که این جاسوسان را میشناختند مصاحبه کرد.
هیچیک از مقامهای سابق یا فعلی آمریکا که با رویترز صحبت کردند، هویت هیچیک از منابع سیا را تأیید یا افشا نکردند.
سیا از اظهار نظر مشخص درباره یافتههای رویترز یا عملیات اطلاعاتی خود در ایران خودداری کرد. سخنگوی این سازمان گفت سیا نهایت تلاش خود را برای حفاظت از افرادی که با آن همکاری میکنند، به کار میگیرد.
وزارت امور خارجه ایران و نمایندگی این کشور در سازمان ملل متحد در نیویورک به درخواستهای رویترز برای اظهار نظر پاسخ ندادند.
حسینی تنها یکی از شش نفری بود که رویترز با آنان گفتوگو کرد و گفت از این ابزار پیامرسان آسیبپذیر استفاده میکرد. اما تحلیل دو متخصص مستقل امنیت سایبری نشان داد این سامانه ارتباطی مخفی آنلاین که اکنون از کار افتاده و حسینی از آن استفاده میکرد — و رویترز آن را در آرشیو اینترنتی پیدا کرد — ممکن است دستکم ۲۰ جاسوس ایرانی دیگر و احتمالاً صدها منبع اطلاعاتی دیگر در کشورهای مختلف جهان را نیز در معرض افشا قرار داده باشد.
این پلتفرم پیامرسان که تا سال ۲۰۱۳ فعال بود، درون وبسایتهای ابتدایی خبری و سرگرمی پنهان شده بود؛ سایتهایی که جاسوسان میتوانستند از طریق آنها با سیا ارتباط برقرار کنند. رویترز وجود این سامانه را با چهار مقام سابق آمریکایی تأیید کرد.
پیامدهای این شکستها سالها بعد نیز همچنان گریبانگیر این سازمان است. روزنامه نیویورک تایمز گزارش داد که در مجموعهای از پیامهای داخلی سال گذشته، رهبری سیا هشدار داده بود که این سازمان بخش عمده شبکه جاسوسان خود در ایران را از دست داده و ضعف مداوم در فنون عملیاتی همچنان مأموریت جهانی این سازمان را به خطر میاندازد.
«این یک هدف اطلاعاتی بسیار جدی، بسیار جدی برای نفوذ به برنامه تسلیحات هستهای ایران است. بالاتر از این، بهسختی میتوان اولویتی پیدا کرد.» جیمز لاولر، افسر پیشین سیا که حوزه تمرکزش شامل سلاحهای کشتار جمعی و ایران بود.
سازمان سیا ایران را یکی از دشوارترین اهداف خود میداند. از زمان اشغال سفارت آمریکا در تهران توسط دانشجویان ایرانی در سال ۱۹۷۹، ایالات متحده دیگر هیچ حضور دیپلماتیکی در این کشور نداشته است. در نتیجه، افسران سیا ناچارند عوامل بالقوه را در خارج از ایران یا از طریق ارتباطات آنلاین جذب کنند. این حضور محدود محلی، دستگاه اطلاعاتی آمریکا را در مواجهه با رویدادهایی همچون اعتراضاتی که اکنون پس از مرگ زنی بازداشتشده به دلیل نقض قوانین پوشش مذهبی کشور، ایران را فرا گرفته، در موضع ضعف قرار میدهد.
چهار مقام پیشین اطلاعاتی که با رویترز گفتوگو کردند، گفتند این سازمان در زمینه جاسوسی علیه ایران حاضر است خطرات بیشتری را در مورد منابع خود بپذیرد. مهار جاهطلبیهای هستهای جمهوری اسلامی مدتهاست یکی از اولویتهای اصلی واشنگتن بوده است. تهران تأکید دارد که فعالیتهای هستهایاش صرفاً برای نیازهای انرژی است.
جیمز لاولر، افسر پیشین سیا که حوزه تمرکز او شامل سلاحهای کشتار جمعی و ایران بود، گفت: «این یک هدف اطلاعاتی بسیار جدی، بسیار جدی برای نفوذ به برنامه تسلیحات هستهای ایران است. بالاتر از این، بهسختی میتوان اولویتی پیدا کرد. بنابراین وقتی آنها تحلیل ریسک در برابر منفعت را انجام میدهند، باید میزان فوقالعاده این منفعت را در نظر گرفت.»
درباره جنگ سایهوار چندین دههای میان ایران و واشنگتن مطالب زیادی نوشته شده است؛ نبردی که در آن هر دو طرف از رویارویی نظامی مستقیم اجتناب کردهاند، اما در عین حال به خرابکاری، ترور و حملات سایبری دست زدهاند. با این حال، این شش منبع اطلاعاتی که برای نخستین بار با رویترز مصاحبه کردند، روایتی بیسابقه و دستاول از این بازی مرگبار جاسوسی از منظر ایرانیانی ارائه دادند که بهعنوان نیروهای میدانی سیا فعالیت میکردند.
این شش ایرانی احکام زندانی بین پنج تا ده سال را گذراندند. چهار نفر از آنان، از جمله حسینی، پس از آزادی در ایران ماندند و همچنان در معرض خطر بازداشت مجدد قرار دارند. دو نفر دیگر از کشور گریختند و به پناهندگانی بیتابعیت تبدیل شدند.
این شش مرد اذعان کردند که رابطان سیا هرگز بهطور قطعی وعده کمک در صورت دستگیری به آنان نداده بودند. با این حال، همگی باور داشتند که روزی کمک آمریکا خواهد رسید.
افشای این پروندههای جاسوسی میتواند برای اعتبار سیا چالشی جدی ایجاد کند، در حالی که این سازمان تلاش میکند شبکه جاسوسی خود را در ایران بازسازی کند. رسانههای دولتی ایران برخی از این پروندهها را علنی کردند و سیا را سازمانی ناتوان و بیکفایت به تصویر کشیدند.
حسینی به رویترز گفت: «این لکه ننگی بر دامان دولت آمریکا است.»
تمی کاپرمن تورپ، سخنگوی سیا، از اظهار نظر درباره حسینی، پرونده دیگر ایرانیان بازداشتشده یا هر جنبهای از نحوه اجرای عملیات این سازمان خودداری کرد. با این حال، او گفت سیا هرگز نسبت به جان افرادی که به این سازمان کمک میکنند، بیمبالات نخواهد بود.
تورپ گفت: «سیا تعهدات خود برای حفاظت از افرادی را که با ما همکاری میکنند بسیار جدی میگیرد و ما میدانیم که بسیاری از آنان با شجاعت و با پذیرش خطرات شخصی بزرگ این کار را انجام میدهند. این تصور که سیا با تمام توان برای حفاظت از آنان تلاش نمیکند، نادرست است.»
داوطلبی خشمگین
ورود حسینی به دنیای جاسوسی پس از آن رخ داد که او مسیری دشوار را تا دستیابی به حرفهای پردرآمد پیموده بود. او که فرزند یک خیاط بود، در تهران بزرگ شد و به گفته خودش، تراشکاری و مکانیک خودرو آموخت؛ او مدرک هنرستان خود را نیز به رویترز نشان داد.
حسینی گفت در این مسیر، معلمانش متوجه هوش او شدند و او را تشویق کردند تا در رشته مهندسی صنایع در دانشگاه صنعتی معتبر امیرکبیر تحصیل کند. به گفته او، یکی از استادان دانشگاه وی را با دانشآموخته سابقی آشنا کرد که با دولت ایران ارتباط داشت و بعدها شریک تجاری او شد.
شرکت مهندسی آنها که در سال ۲۰۰۱ تأسیس شد، خدماتی برای کمک به کسبوکارها در بهینهسازی مصرف انرژی ارائه میداد. حسینی گفت این شرکت در ابتدا عمدتاً با کارخانههای صنایع غذایی و فولاد همکاری میکرد، اما به مرور زمان موفق شد قراردادهایی با صنایع انرژی و دفاعی ایران به دست آورد. روایت حسینی از پیشینه حرفهای خود در اسناد شرکتی، گزارشهای رسانههای ایرانی و مصاحبه با شش نفر از همکارانش تأیید شده است.
حسینی گفت موفقیت این شرکت خانواده او را به رفاه رساند؛ بهگونهای که توانست خانهای بزرگ بخرد، خودروهای وارداتی سوار شود و به سفرهای خارجی برود. اما در سالهای پس از انتخاب محمود احمدینژاد به ریاستجمهوری، که از ۲۰۰۵ تا ۲۰۱۳ در این سمت بود، کسبوکار او دچار تزلزل شد.
در دوران احمدینژاد، که چهرهای تندرو و همسو با رهبر حکومت دینی کشور بود، نیروهای امنیتی ایران تشویق شدند وارد بخش صنعتی شوند؛ اقدامی که کنترل نظامیان بر پروژههای تجاری سودآور را افزایش داد. فعالان دموکراسیخواه ایرانی گفتند شرکتهای باسابقه اغلب ناچار شدند به پیمانکاران فرعی این تازهواردان تبدیل شوند و در نتیجه سهمشان از منافع اقتصادی کاهش یافت.
حسینی گفت دیری نپایید که تمام قراردادهای جدید او ناچار بود از طریق برخی از این شرکتها عبور کند؛ وضعیتی که با سقوط درآمدها، او را مجبور به تعدیل نیرو کرد.
حسینی که یک دهه بعد با صدایی آمیخته به خشم این رویدادها را بازگو میکرد، گفت: «آنها بلد نبودند کار را انجام دهند، اما بیشترین سهم سود را میبردند. انگار تو مدیر شرکت باشی، همه کارها را از صفر تا صد انجام بدهی، اما ببینی حقوقت را به پایینترین کارمندان میدهند. احساس میکردم به من تجاوز شده است.»
در همان زمان، لحن آمریکا علیه احمدینژاد نیز تندتر میشد. واشنگتن رئیسجمهور ایران را تحریککنندهای خطرناک میدانست که در پی ساخت سلاح هستهای است. حسینی به این نتیجه رسید که زندگیاش توسط یک نظام فاسد در حال نابودی است و این حکومت بیش از حد بیثباتتر از آن است که اجازه دستیابی به سلاح هستهای داشته باشد. خشم او شدت گرفت.
او گفت روزی در سال ۲۰۰۷، وبسایت عمومی سیا را باز کرد و روی لینک تماس با این سازمان کلیک کرد: «من مهندسی هستم که در سایت هستهای نطنز کار کردهام و اطلاعاتی دارم.» او این پیام را به زبان فارسی نوشت.
نطنز که در حدود ۲۰۰ مایلی جنوب تهران قرار دارد، یکی از تأسیسات اصلی غنیسازی اورانیوم است. سوابق آرشیوشده وبسایت شرکت مهندسی حسینی در سال ۲۰۰۷ نشان میدهد که این شرکت در پروژههای غیرنظامی برق فعالیت داشته است. رویترز نتوانست بهطور مستقل اشتغال حسینی در نطنز را تأیید کند.
حسینی گفت یک ماه بعد، با شگفتی ایمیلی از سوی سیا دریافت کرد.
بخشی از تیم؟
حسینی گفت سه ماه پس از آن تماس، به دبی پرواز کرد. در بازار خرید مجلل سوق مدینه جمیرا، به دنبال زنی بلوند میگشت که کتابی سیاه در دست داشت. او بیرون رستورانی ایستاده بود که قرار ملاقاتشان در آنجا تنظیم شده بود، که زن همراه با مردی از راه رسید.
مدیر رستوران آنها را به میزی دنج در گوشهای خلوت راهنمایی کرد. زن تنها خود را «کریس» معرفی کرد و به انگلیسی سخن گفت، در حالی که همکارش صحبتهای او را به فارسی ترجمه میکرد. کریس در حالی که جرعهای از جام شامپاین خود مینوشید، به او گفت که آنها همان افرادی هستند که حسینی طی چند ماه گذشته از طریق پلتفرم گفتوگوی گوگل با آنان در ارتباط بوده است. سپس از حسینی درباره کارش پرسید.
تأسیسات هستهای ایران
ایران همواره مدعی بوده است که برنامه هستهایاش صرفاً برای نیازهای صلحآمیز انرژی است. غرب بیم آن دارد که تهران در پی ساخت سلاح هستهای باشد.
حسینی گفت توضیح داد که شرکت او چند سال پیشتر روی قراردادهایی برای بهینهسازی جریان برق در سایت نطنز کار کرده بود؛ عملیاتی پیچیده و دقیق برای حفظ چرخش سانتریفیوژها با سرعتی کاملاً تنظیمشده که برای غنیسازی اورانیوم ضروری بود. نطنز که در مرکز ایران واقع شده، قلب برنامه هستهای تهران به شمار میرفت؛ برنامهای که دولت ایران میگفت با هدف تولید برق غیرنظامی دنبال میشود. اما واشنگتن نطنز را محور اصلی تلاش ایران برای دستیابی به سلاح هستهای میدانست.
حسینی به کریس گفت شرکت او پیمانکار فرعی شرکت کالای الکتریک بوده است؛ شرکتی که دولت آمریکا در سال ۲۰۰۷ به دلیل نقش ادعاییاش در برنامه توسعه هستهای ایران تحریم کرد. او افزود که در پی کسب قراردادهای بیشتری در دیگر سایتهای حساس هستهای و نظامی نیز بوده است.
شرکت کالای الکتریک به درخواستها برای اظهار نظر پاسخ نداد.
حسینی گفت روز بعد، آن سه نفر بار دیگر ملاقات کردند؛ این بار در اتاق هتل او که مشرف به خلیج فارس بود. حسینی نقشهای پیچیده و شبیه به هزارتو را روی میز گشود که شبکه برق متصل به تأسیسات هستهای نطنز را نشان میداد. به گفته حسینی، هنگامی که کریس این نقشه را دید، دهانش از شدت شگفتی باز ماند.
حسینی توضیح داد که اگرچه این نقشه چند سال قدمت داشت، اما یادداشتهای آن درباره میزان برق ورودی به این تأسیسات میتوانست مبنایی برای واشنگتن فراهم کند تا تعداد سانتریفیوژهای فعال در آن زمان را برآورد کند. او باور داشت این اطلاعات میتواند برای ارزیابی میزان پیشرفت ایران در فرآوری اورانیوم با غنای بالا، که برای ساخت سلاح هستهای لازم است، مورد استفاده قرار گیرد.
حسینی گفت در آن زمان نمیدانست که نطنز از پیش در تیررس مقامات آمریکایی قرار گرفته بود. همان سال، واشنگتن و اسرائیل یک سلاح سایبری را به کار گرفتند که همان سانتریفیوژها را هدف خرابکاری قرار داد؛ سلاحی که با آلوده کردن آنها به ویروس، برای سالها روند غنیسازی اورانیوم در نطنز را مختل کرد؛ موضوعی که تحلیلگران امنیتی به آن نتیجهگیری کردهاند. رویترز نتوانست مشخص کند که آیا اطلاعات ارائهشده توسط حسینی در آن خرابکاری سایبری یا دیگر عملیاتها نقشی داشته است یا خیر.
حسینی گفت در دیدارهای بعدی، سیا از او خواست تمرکز خود را بر هدف گستردهتری از سوی آمریکا معطوف کند: شناسایی نقاط حیاتی احتمالی در شبکه برق سراسری ایران که در صورت هدف قرار گرفتن توسط موشک یا خرابکاران، میتوانست موجب خاموشیهای طولانیمدت و فلجکننده شود.
حسینی گفت او به دیدارهای خود با سیا در تایلند و مالزی ادامه داد؛ در مجموع طی سه سال، هفت ملاقات انجام شد. برای ارائه مدرکی از این سفرها، حسینی عکسهایی از مهرهای ورود در گذرنامهاش برای همه سفرها بهجز دو سفر نخست ارائه کرد؛ سفرهایی که به گفته او با گذرنامه قدیمیتری انجام شده بود که اکنون دور انداخته شده است.
حسینی گفت با پیشرفت این رابطه، کریس جای خود را به یک رابط مرد داد که همراه با مقامهایی حضور مییافت که به گفته او در عملیات ایران سیا جایگاه ارشدتری داشتند، همچنین کارشناسان فنیای که قادر بودند اصطلاحات تخصصی مهندسی او را بهخوبی درک کنند.
این نقش جدید به حسینی انگیزه بخشید و به فعالیتهای او احساس فوریت و هدفمندی تزریق کرد. او با شتاب تلاش کرد قراردادهایی به دست آورد که دسترسی بیشتری به اطلاعات مورد نظر سیا برایش فراهم کند. او گفت شرکتش موفق شد قراردادی با یکی از واحدهای ستاد — مجموعه عظیم اقتصادی تحت کنترل رهبر جمهوری اسلامی ایران، آیتالله علی خامنهای — برای ارزیابی نیازهای برق پروژهای بزرگ شامل مرکز خرید و مجتمع تجاری در شمال تهران به دست آورد.
حسینی گفت او در مقام نماینده سازمان اقتصادی وابسته به رهبر جمهوری اسلامی، شرکت برق دولتی توانیر را برای تأمین برق مورد نیاز این پروژه عظیم تحت فشار قرار داد. هنگامی که توانیر اعلام کرد برق کافی برای پاسخگویی به نیازهای گسترده این طرح را در اختیار ندارد، حسینی از این شرکت خواست تحلیلهای عمیق و دقیقی از شبکه برق سراسری ارائه دهد. این امر به او امکان دسترسی به نقشههایی را داد که نشان میداد برق چگونه به سایتهای هستهای و نظامی منتقل میشود و همچنین کدام نقاط حیاتی شبکه میتوانند هدف خرابکاری قرار گیرند.
ستاد و توانیر به درخواستها برای اظهار نظر پاسخ ندادند.
حسینی گفت در اوت ۲۰۰۸، یک سال پس از آنکه به جاسوس تبدیل شد، در هتلی در دبی با یک افسر مسنتر، چهارشانه و دیگر مأموران سیا ملاقات کرد.
حسینی به نقل از آن افسر گفت: «ما باید این تعهد را گسترش دهیم.»
آن افسر برگهای به حسینی داد و از او خواست تعهدی مکتوب بنویسد مبنی بر اینکه اطلاعاتی را که در اختیار میگذارد به هیچ دولت دیگری ارائه نخواهد کرد؛ اقدامی که به گفته دو مقام سابق سیا، روشی رایج برای تقویت حس وفاداری و تعهد در منابع اطلاعاتی بود.
سپس یکی دیگر از افسران سیا در آن جلسه، یک سامانه ارتباطی مخفی را به حسینی نشان داد که میتوانست از طریق آن با رابطان خود ارتباط برقرار کند: وبسایتی ابتدایی به زبان فارسی درباره اخبار فوتبال به نام Iraniangoals.com. با وارد کردن رمز عبور در نوار جستوجو، پنجرهای مخفی برای پیامرسانی ظاهر میشد که به حسینی امکان میداد اطلاعات ارسال کند و از سیا دستورالعمل دریافت نماید.
حسینی گفت زمانی که در یکی از این سفرها از اینکه تولد سهسالگی دخترش را از دست داده بود ابراز ناراحتی کرد، یکی از افسران سیا برای او یک خرس عروسکی خرید تا به دخترش هدیه دهد. حسینی به رویترز گفت: «احساس میکردم به تیم پیوستهام.»
فروپاشی سامانه مخفی
آنچه حسینی نمیدانست این بود که قدرتمندترین سازمان اطلاعاتی جهان ابزاری در اختیار او گذاشته بود که احتمالاً به دستگیریاش انجامید. در سال ۲۰۱۸، یاهو نیوز گزارش داد که یک سامانه مخفی ارتباطی مبتنی بر وب و دارای نقص، به بازداشت و اعدام دهها منبع اطلاعاتی سیا در ایران و چین منجر شده بود.
رویترز وبسایت مخفی ارتباطی سیا را که حسینی معرفی کرده بود، یعنی Iraniangoals.com، در یک آرشیو اینترنتی پیدا کرد؛ سایتی که همچنان بهصورت عمومی در دسترس است. سپس رویترز از دو تحلیلگر مستقل سایبری — بیل مارچاک از Citizen Lab دانشگاه تورنتو و زک ادواردز از Victory Medium — خواست بررسی کنند که ایران چگونه ممکن است از ضعفهای فناوری خود سیا برای شناسایی حسینی و دیگر منابع این سازمان استفاده کرده باشد. این دو متخصص در حوزه حریم خصوصی و امنیت سایبری هستند و تجربه تحلیل عملیات اطلاعاتی الکترونیکی را دارند. این بررسی نخستین تحلیل فنی مستقل از این شکست اطلاعاتی به شمار میرود.
مارچاک و ادواردز بهسرعت دریافتند که پنجره پیامرسانی مخفی پنهانشده در Iraniangoals.com را میتوان تنها با راستکلیک روی صفحه و مشاهده کدنویسی وبسایت شناسایی کرد. این کد شامل توضیحاتی درباره عملکردهای محرمانه بود، از جمله واژههای «message» و «compose»؛ سرنخهایی آشکار که نشان میداد قابلیت پیامرسانی درون سایت تعبیه شده است. همچنین کدنویسی مربوط به نوار جستوجویی که نرمافزار مخفی پیامرسان را فعال میکرد، با عنوان «password» برچسبگذاری شده بود.
تحلیلگران مستقل به این نتیجه رسیدند که Iraniangoals.com نه یک ابزار سفارشی و پیشرفته جاسوسی، بلکه یکی از صدها وبسایتی بود که سیا بهصورت انبوه برای منابع خود تولید کرده بود. این سایتهای ابتدایی به موضوعاتی مانند زیبایی، تناسب اندام و سرگرمی اختصاص داشتند؛ از جمله یک صفحه هواداری جنگ ستارگان و سایتی دیگر درباره مجری فقید آمریکایی برنامههای گفتوگومحور، جانی کارسون.
دو مقام سابق سیا به رویترز گفتند هر وبسایت جعلی تنها به یک جاسوس اختصاص داده میشد تا در صورت دستگیری هر عامل، میزان افشای کل شبکه محدود بماند.
اما تحلیلگران مستقل گفتند سیا شناسایی این سایتها را بسیار آسان کرده بود. مارچاک بیش از ۳۵۰ وبسایت را شناسایی کرد که همگی از همان سامانه مخفی پیامرسان استفاده میکردند؛ سایتهایی که دستکم نه سال است غیرفعال شدهاند و در آرشیو باقی ماندهاند. ادواردز نیز یافتهها و روششناسی او را تأیید کرد. سوابق آنلاین مورد بررسی آنها نشان میدهد فضای میزبانی این وبسایتهای پوششی اغلب بهصورت عمده و چندتایی، معمولاً از همان ارائهدهندگان اینترنتی و بر روی یک فضای سرور مشترک خریداری شده بود. در نتیجه، شناسههای عددی یا آدرسهای IP بسیاری از این وبسایتها بهصورت متوالی بودند؛ مشابه خانههایی در یک خیابان.
مارچاک، پژوهشگر Citizen Lab، گفت: «سیا واقعاً در این مورد شکست خورد.» او افزود این سامانه مخفی پیامرسانی «کاملاً توی ذوق میزد.»
علاوه بر این، برخی از سایتها نامهایی بهشدت مشابه داشتند. برای مثال، در حالی که حسینی از طریق Iraniangoals.com با سیا ارتباط برقرار میکرد، سایتی با نام Iraniangoalkicks.com برای منبع دیگری ساخته شده بود. تحلیلگران دریافتند که دستکم دو دوجین از بیش از ۳۵۰ سایت تولیدشده توسط سیا، بهعنوان پلتفرمهای پیامرسانی برای عوامل ایرانی عمل میکردند.
در مجموع، این ویژگیها بدان معنا بود که کشف یک جاسوس که از یکی از این وبسایتها استفاده میکرد، میتوانست به دستگاه اطلاعاتی ایران اجازه دهد صفحات بیشتری را که دیگر منابع سیا از آنها استفاده میکردند، شناسایی کند. پس از شناسایی این سایتها، دستگیری مأمورانی که از آنها استفاده میکردند بسیار ساده میشد: ایرانیها فقط کافی بود منتظر بمانند و ببینند چه کسی ظاهر میشود. در واقع، تحلیلگران گفتند سیا برای منابع خود در سراسر جهان از یک ردیف بوته یکسان استفاده کرده بود؛ و هر رقیب اطلاعاتی هوشیاری میتوانست همه آنها را شناسایی کند.
این آسیبپذیری بسیار فراتر از ایران بود. تحلیلگران دریافتند این وبسایتها که به زبانهای مختلف نوشته شده بودند، ظاهراً کانالی برای ارتباطات سیا با مأمورانش در دستکم ۲۰ کشور از جمله چین، برزیل، روسیه، تایلند و غنا بودهاند.
تورپ، سخنگوی سیا، از اظهار نظر درباره این سامانه خودداری کرد.
رویترز ماهیت این شکست اطلاعاتی در وبسایتهای قالبوار سیا را با سه مقام سابق امنیت ملی تأیید کرد.
به گفته مقامهای سابق آمریکایی، این سازمان تا سال ۲۰۱۳، یعنی زمانی که بسیاری از عواملش شروع به ناپدید شدن کردند، بهطور کامل از به خطر افتادن این سامانه آگاه نشده بود.
با این حال، سیا هرگز این شبکه را برای ارزشمندترین منابع خود به اندازه کافی امن نمیدانست. سه افسر سابق سیا گفتند منابع ردهبالا ابزارهای ارتباطی مخفی سفارشی دریافت میکردند که از ابتدا در مقر اصلی سازمان در لنگلی، ویرجینیا ساخته میشد تا بدون جلب توجه، کاملاً با زندگی یک جاسوس سازگار باشد.
به گفته آنان، این سایتهای انبوه برای منابعی طراحی شده بودند که یا کاملاً مورد اعتماد و تأیید نبودند، یا دسترسی محدودی — هرچند بالقوه ارزشمند — به اسرار دولتی داشتند.
یکی از مقامهای سابق سیا گفت: «این ابزار برای فردی است که ارزش سرمایهگذاری در فنون پیشرفته عملیاتی را ندارد.»
سیا از اظهار نظر درباره سامانه ارتباطات مخفی و این شکست اطلاعاتی خودداری کرد.
نظام طبقاتی برای جاسوسان
جیمز لاولر، افسر پیشین سیا، گفت: «ما برای حفاظت از منابع خود، از جهنم عبور میکنیم و بازمیگردیم.»
این جمله، عبارتی رایج در میان کهنهکاران این سازمان است. اما گاهی این تعهد با تبصرهای همراه است.
برخی مقامهای سابق اطلاعاتی بهطور خصوصی اذعان میکنند که سیا از منابع خود بر اساس مقیاسی متغیر و متناسب با ارزش ادراکشده هر جاسوس محافظت میکند؛ ارزیابیای که پیوسته تغییر میکند و تقریباً هیچگاه بهطور کامل برای خود منبع توضیح داده نمیشود.
در رأس این هرم، افرادی قرار دارند که سیا آنها را «عوامل کاملاً جذبشده و بهدقت راستیآزماییشده» مینامد. این افراد شامل مقامهای عالیرتبه دولتی یا دانشمندان هستهای هستند که بهطور مستقیم و مستمر به اسرار حیاتی دسترسی دارند. افسران سیا گاه سالها تلاش میکنند تا این عوامل کلیدی را به همکاری و جاسوسی برای خود ترغیب کنند.
اگر افسر سیا در جذب این فرد موفق شود — و تأیید مقر اصلی سازمان را نیز دریافت کند — مأمور تازهجذبشده رسماً در فهرست سیا قرار میگیرد و حقوق منظم از این سازمان دریافت میکند. چنین جاسوسانی گاه به ابزارهای هوشمندانه و آموزشهایی مجهز میشوند که بیشتر یادآور افسانههای هالیوودی است. اگر یک عامل ردهبالا دستگیر شود، پیامدهای آن تا بالاترین سطوح سیا بازتاب مییابد. افسران سابق میگویند سیا گاه سالها بعد، فرزند یا همسر یک مأمور اعدامشده را پیدا میکند تا غرامتی میلیوندلاری و مدالی محرمانه از سوی سازمان به یاد فداکاری او ارائه دهد.
اما بخش زیادی از اطلاعاتی که سیا جمعآوری میکند، از منابع سطحپایینی به دست میآید که هرگز به «اعضای تمامعیار فهرست جاسوسان» تبدیل نمیشوند؛ این را پل پیلار، کهنهسرباز ۲۸ ساله جامعه اطلاعاتی آمریکا و تحلیلگر ارشد خاورمیانه در سیا، میگوید.
چنین منابعی — که گاه مقامهای ناراضی سابق یا عاشقان طردشده هستند — ممکن است تنها قطعاتی پراکنده از راز بزرگتری را در اختیار داشته باشند که سیا در پی کشف آن است.
پیلار گفت: «هرچه بتوانی به دست میآوری.»
افسران سابق سیا گفتند این منابع معمولاً نسبت به عوامل سطحبالا حفاظت کمتری دریافت میکنند، حقوق منظم ندارند و اغلب هیچ تعهدی برای کمک سیا در صورت دستگیریشان وجود ندارد.
مصاحبه با شش جاسوس سابق نشان داد که در داخل ایران، سیا منابع سطحپایین خود را در معرض خطرات جدی قرار داده بود. این افراد میدانستند که با ارائه اطلاعات به آمریکا، جان خود را به خطر میاندازند و گفتند سیا هیچ تضمینی درباره امنیتشان نداده بود. با این حال، آنها در گفتوگو با رویترز بارها تأکید کردند که باور داشتند سیا نهایت تلاش خود را برای حفاظت از آنان انجام خواهد داد.
یکی از این افراد، محمد آقایی، گفت سالها به مراجعه به سیا فکر میکرد، پیش از آنکه سرانجام دست به اقدام بزند.
آقایی عضو سابق و باسابقه بسیج بود؛ سازمان شبهنظامی مذهبیای که در سرکوب خشونتآمیز اعتراضات دانشجویی طرفدار دموکراسی در اواخر دهه ۱۹۹۰ و دهه ۲۰۰۰ نقش داشت. او گفت از نحوه استفاده خامنهای از ایدئولوژی مذهبی برای حفظ قدرت سرخورده شده بود. آقایی گفت میخواست از مخالفان ایرانی که دیده بود در خیابانها مورد حمله قرار میگیرند حمایت کند و تصور میکرد آمریکا ممکن است کمک کند.
سالها بعد، آقایی طرحی ریخت تا از سیا برای حمایت مالی از یک مخالف شناختهشده ایرانی — فرزند یکی از روحانیان برجسته — که او را میشناخت، کمک بگیرد. در سال ۲۰۱۱، او به استانبول پرواز کرد، با تاکسی به کنسولگری رفت و به نگهبان امنیتی گفت میخواهد با سیا صحبت کند.
شرح آقایی از روند اولیه ارزیابیاش در کنسولگری، بهطور نزدیک با آنچه مقامهای سابق آمریکایی به رویترز گفته بودند بهعنوان رویه استاندارد برای برخورد با چنین «مراجعهکنندگان داوطلب»ی که به دنبال ارتباط با سیا هستند، مطابقت دارد.
او گفت ابتدا توسط نگهبانان یونیفورمپوش بهطور کامل بازرسی بدنی شد، سپس به اتاق دیگری منتقل شد. در آنجا، یک مقام امنیت دیپلماتیک طی چند ساعت درباره پیشینه و انگیزههایش از او بازجویی کرد؛ فردی که مرتب اتاق را ترک میکرد و با پرسشهای بیشتری بازمیگشت.
این ایرانی گفت که سرانجام همان روز با یک افسر سیا دیدار کرد. اما او علاقهای به حمایت از مخالف سیاسی نداشت. در عوض، بیشتر به ارتباطات خانوادگی آقایی با نیروهای امنیتی ایران علاقهمند بود. آقایی فاش کرده بود که بستگانی در وزارت اطلاعات و همچنین سپاه پاسداران انقلاب اسلامی دارد.
افسر سیا پیشنهاد کرد هزینه سفر او را جبران کند و سپس مأموریتی کوچک برای اثبات تواناییاش به او سپرد.
آقایی گفت از او خواسته شد از ارتباطات خانوادگی خود برای جمعآوری اطلاعات درباره نیروی قدس — شاخه برونمرزی سپاه پاسداران — از جمله نامها، شماره تلفنها و آدرس فرماندهان ارشد استفاده کند. او گفت هیچ آموزشی درباره نحوه اجتناب از شناسایی دریافت نکرد و هیچ راه ارتباطی مخفی نیز برای تماس با افسر سیا به او داده نشد.
به او صرفاً گفته شد پس از تکمیل مأموریت، دوباره در کنسولگری استانبول حاضر شود و ۲ هزار دلار برای پوشش هزینههای سفر دریافت کرد. آقایی گفت چند ماه بعد به ترکیه بازگشت تا اطلاعات گردآوریشده را تحویل دهد. همان افسر سیا او را برای مأموریتی دیگر آماده کرد. اما پس از بازگشت به ایران در دسامبر ۲۰۱۱، بهزودی بازداشت شد.
آقایی به رویترز گفت بازجوی وزارت اطلاعات پس از دستگیری به او گفت: «ما میدانیم که تو در کنسولگری ملاقاتهایی داشتهای.»
او میدانست که در حال پذیرش خطر است — اما نه به تمامی ابعاد آن. به گفته یک مقام سابق آمریکایی که آگاهی مستقیم از موضوع داشت، سیا یک سال پیشتر از طریق شنود تلفنی دریافته بود که مأموران ایرانی کنسولگری را زیر نظر دارند و در جستوجوی افرادی چون آقایی هستند.
پس چرا وقتی سیا میدانست کنسولگری تحت نظارت است، آقایی را دوباره به آنجا بازگرداند؟
یک افسر ارشد و کهنهکار سابق سیا گفت چنین وضعیتی ناشی از این واقعیت است که بیشتر داوطلبان در نهایت اطلاعات ارزشمندی ارائه نمیکنند و بسیاری نیز عوامل دوجانبه هستند. او توضیح داد که پیش از ملاقات با یک منبع خارج از ایستگاه، افسر سیا ممکن است ساعتها در سطح شهر پرسه بزند تا هرگونه تعقیب احتمالی را خنثی کند. او گفت گاهی برای یک داوطلب تازهکار، این کار بیش از حد دردسرساز و پرخطر تلقی میشود.
طبق سوابق قضایی، گفتههای همبندان و گزارشهای رسانهای ایران، آقایی نزدیک به شش سال را به اتهام جاسوسی در زندان اوین تهران گذراند.
سیا از اظهار نظر درباره اینکه آیا میدانسته ایرانیها ظاهراً کنسولگری آمریکا را زیر نظر داشتهاند یا خیر خودداری کرد، و همچنین نگفت که آیا با آقایی دیدار داشته است یا نه. رویترز نتوانست بهطور مستقل روایت آقایی از این دیدارها را تأیید کند.
او پس از آزادی، ابتدا به ترکیه و سپس به سوئیس گریخت و از مراکز پناهندگان با رویترز گفتوگو کرد.
ترفند ویزا
همه منابع اطلاعاتی داوطلب نیستند. به گفته پنج مقام سابق امنیت ملی آمریکا، سیا گاه ایرانیانی را که امیدوار به دریافت ویزای آمریکا هستند، هنگام مراجعه به کنسولگریهای ایالات متحده در امارات متحده عربی یا ترکیه، تحت فشار قرار میدهد یا حتی فریب میدهد تا اطلاعات در اختیار این سازمان بگذارند.
پس از آنکه یک متقاضی ایرانی درخواست خود را ارائه میدهد، به افسران دیپلماتیک دستور داده میشود بررسی کنند که آیا سوابق شغلی یا ارتباطات خانوادگی او میتواند وی را به منبعی ارزشمند تبدیل کند یا نه. چند روز بعد، ممکن است با یک متقاضی امیدوارکننده تماس گرفته شود و از او خواسته شود برای پاسخ به پرسشهای دقیقتر به کنسولگری بازگردد.
به گفته این مقامهای امنیت ملی — که همگی مستقیماً در چنین اقداماتی دخیل بودهاند — افسران سیا که در پوشش مأموران کنسولی ظاهر میشوند، متقاضی را بهتدریج وارد جلساتی با پرسشهای عمیقتر میکنند و همزمان این احتمال را زنده نگه میدارند که درخواست ویزای او تأیید خواهد شد. تا زمانی که فرد ایرانی متوجه شود اطلاعات خود را در اختیار یک افسر اطلاعاتی قرار داده، معمولاً افشاگریهایی انجام داده است که میتواند او را راهی زندان کند.
یکی از ایرانیانی که با رویترز گفتوگو کرد، دقیقاً با چنین وضعیتی روبهرو شد. او، که یک مقام بازنشسته ایرانی بود، پس از راهاندازی یک آژانس مسافرتی، در سال ۲۰۱۱ همراه همسرش به ابوظبی سفر کرد تا به سفارت آمریکا مراجعه کند. این فعال گردشگری بهتازگی در قرعهکشی گرین کارت آمریکا برنده شده بود و باور داشت این شانس بزرگ میتواند به گسترش کسبوکار گردشگریاش کمک کند.
او گفت در ابتدا از دعوت شدن به مجموعهای از مصاحبهها طی چند سفر به ابوظبی هیجانزده بود. وی گفت در داخل و خارج از سفارت با یک افسر کنسولی آمریکایی دیدار میکرد که خود را «استیو» معرفی کرده بود. این مقام آمریکایی علاوه بر وعده کمک در تکمیل روند مهاجرت، گفته بود میتواند مسیر دریافت ویزای آمریکا برای مشتریان ایرانی او را نیز هموار کند.
اما این ایرانی گفت که بهمرور، محور گفتوگوها از آینده او در آمریکا به درخواستهای استیو برای اطلاعات حساس درباره بخشهای هوانوردی و دفاعی ایران تغییر یافت.
او گفت هنگامی که متوجه خطر احتمالی شد — اینکه اگر مقامات ایرانی از این ارتباط آگاه شوند، چه پیامدهایی خواهد داشت — تماس خود را با استیو، که احتمالاً نام مستعار بود، قطع کرد و از رؤیای زندگی در آمریکا دست کشید. با این حال، در سال ۲۰۱۵ در ایران توسط مأموران اطلاعاتی بازداشت شد؛ مأمورانی که بهنوعی از این ارتباط باخبر شده بودند. بازجویان ایرانی از او پرسیدند آیا حاضر است برای تهران بهعنوان عامل دوجانبه کار کند تا اطلاعات بیشتری درباره شیوههای جذب جاسوس توسط سیا به دست آورند؟
او این پیشنهاد را رد کرد و به ۱۰ سال زندان محکوم شد؛ هرچند پس از گذراندن هفت سال، در سال ۲۰۲۲ زودتر آزاد شد. همسرش به رویترز گفت: «ما احساس میکنیم هر دو طرف با ما بازی کردند.»
این مرد پس از آزادی هرگز نتوانست کسبوکار گردشگری خود را احیا کند و از زمان آزادیاش در سال ۲۰۲۱ برای یافتن کار در ایران با دشواری روبهرو بوده است. این فعال سابق گردشگری گفت حتی اپلیکیشنهای درخواست خودرو نیز احتمالاً به دلیل محکومیتش، درخواست او برای رانندگی را رد کردند.
رویترز نتوانست بهطور مستقل تعاملات این مرد با سیا را تأیید کند. او برای پشتیبانی از روایت خود، سوابق سفر و مکاتباتش با سفارت را ارائه داد. رویترز همچنین بهطور مستقل با زندانی سابق دیگری تماس گرفت که گفت در زمانی که هر دو در یک زندان بودند، با این مرد آشنا شده بود. او گفت این کارآفرین در آن زمان نیز روایت مشابهی از تلاش سیا برای جذب او ارائه کرده بود.
سیا از اظهار نظر درباره پرونده این فعال گردشگری خودداری کرد. با این حال، پنج مقام سابق امنیت ملی آمریکا جزئیات نحوه استفاده از ترفند ویزا برای جمعآوری اطلاعات از ایرانیان را تأیید کردند.
رهاشده در سرما
وقتی حسینی، مهندس ایرانی، در سال ۲۰۰۹ بار دیگر با سیا دیدار کرد، خود را برای مهمترین ملاقاتش تا آن زمان آماده کرده بود. او ماهها صرف جمعآوری اطلاعات محرمانه درباره نقاط آسیبپذیر شبکه برق سراسری ایران کرده بود. حسینی گفت با موتورسیکلت خود در بیابانها رفتوآمد کرده و عکسها و مختصات GPS دکلها و ایستگاههای اصلی برق را گردآوری کرده بود؛ نقاطی که به باور او میتوانستند هدف موشکها یا خرابکاران قرار گیرند و موجب خاموشیهای گسترده شوند.
اما هنگامی که به مالزی رسید، تنها یک مأمور سیا به استقبال او آمد.
آن افسر به او گفت: «اوضاع تغییر کرده است.»
حسینی گفت آن مأمور به او اطلاع داد که سیا دیگر به اطلاعاتی که درباره آسیبپذیریهای شبکه برق جمعآوری کرده بود، علاقهای ندارد.
حسینی شوکه شد. او برای پاسخ دادن به خواستههای رابطان خود، خطرات زیادی را پذیرفته بود. او گفت: «اما حالا دیگر اصلاً علاقهای نداشتند.»
او گفت از آن پس، مأمور سیا از او خواست تمرکز خود را عمیقتر بر برنامههای تأسیسات هستهای فردو بگذارد؛ جایی که به گفته حسینی، شرکتش اخیراً قراردادی در آنجا به دست آورده بود.
این تأسیسات که در دل کوهی نزدیک شهر مقدس قم قرار داشت، تا زمانی که ایران در سال ۲۰۰۹ وجود آن را تأیید کرد، از دید بازرسان هستهای سازمان ملل پنهان مانده بود. در آن زمان، دولت باراک اوباما، رئیسجمهور آمریکا، از افشای وجود این سایت برای کسب اهرم فشار در آغاز مذاکرات دیپلماتیکی استفاده کرد که هدف آن مهار جاهطلبیهای هستهای ایران بود.
حسینی گفت سیا اطلاعات جزئیتر و دقیقتری درباره فردو درخواست کرد؛ اطلاعاتی که او باور داشت واشنگتن برای کمک به مذاکرات خود به آن نیاز دارد. حسینی تغییر جهت رابطانش را بازتابی از تمایل دولت جدید اوباما به حرکت بهسوی راهحل دیپلماتیک با ایران میدانست.
افسران سابق سیا میگویند تغییر در اولویتهای اطلاعاتی با روی کار آمدن رئیسجمهور جدید امری رایج است. با این حال، آنان گفتند تغییر مسیر منابع اطلاعاتی تقریباً همیشه به دلایل روزمرهتر و تاکتیکی انجام میشود؛ دلایلی که هیچگاه بهطور کامل برای جاسوس توضیح داده نمیشود.
حسینی گفت یک سال دیگر نیز به ارائه اطلاعات به سیا ادامه داد. در مقطعی، رابط سیا موضوع دیدار با خانواده او را مطرح کرد؛ پیشنهادی که حسینی امیدوار بود نشانهای از امکان اسکان مجدد نهایی در ایالات متحده باشد.
اما اسکان مجدد، پاداشی نادر است. سه افسر سابق اطلاعاتی گفتند واشنگتن تنها حدود ۱۰۰ ویزا در سال در اختیار سیا قرار میدهد تا بهعنوان مشوقی برای جاسوسان خود در سراسر جهان استفاده شود.
پل پیلار، تحلیلگر سابق سیا، گفت: «این کار مستلزم منابع عظیم و برنامهریزی عملیاتی گسترده است و تنها برای برجستهترینِ برجستهترین منابع اختصاص مییابد.»
حسینی نزدیک به ۱۰ سال را در زندان اوین تهران گذراند؛ زندانی که به نگهداری زندانیان سیاسی و متهمان به جاسوسی شهرت دارد. به گفته زندانیان سابق و گروههای حقوق بشری، بسیاری از زندانیان در آنجا با شکنجه و حتی اعدام روبهرو میشوند.
حسینی گفت تقریباً یک دهه زندان تأثیر سنگینی بر او گذاشت. او گفت سالها حبس و شکنجههای طولانیمدت — از جمله ضربوشتم، شوک الکتریکی و انفرادی در اتاقهایی با روشنایی دائمی — توانایی او برای برقراری ارتباط، حتی با خانوادهاش، را آسیب زده است.
او گفت: «وقتی از من سؤال میکنند، احساس میکنم دوباره در اتاق بازجویی هستم.»
دولت ایران به درخواستها برای اظهار نظر درباره نحوه رفتار با زندانیان پاسخ نداد.
اکنون سه سال از آزادی حسینی، که حالا ۴۷ سال دارد، میگذرد. او سبک زندگی مرفه خود و بسیاری از دوستانش را از دست داده است؛ دوستانی که بیم دارد در روند پیگرد قضاییاش با نیروهای امنیتی ایران همکاری کرده باشند.
از میان شش جاسوس سابقی که رویترز با آنان مصاحبه کرد، چهار نفر پس از آزادی در ایران ماندند و دو نفر دیگر بهعنوان پناهنده زندگی میکنند؛ یکی در ترکیه و دیگری در سوئیس. همه آنها میگویند در تلاش برای بازسازی زندگی خود، نتوانستهاند هیچ کمکی از ایالات متحده دریافت کنند.
بیشتر آنها حتی راهی برای درخواست کمک پیدا نکردهاند.
یک مقام ارشد سابق اطلاعاتی که در واکنش سیا به افشای جاسوسانش در ایران نقش داشت، گفت: «در نهایت، ما فقط باید امیدوار باشیم که آنها و خانوادههایشان از زنده ماندن خود خوشحال باشند.»
حسینی گفت سیا دو راه برای درخواست کمک در صورت بروز مشکل در اختیار او گذاشته بود. یکی تماس با یک شماره محرمانه در آمریکا از خارج از ایران و ارائه رمز عبور به اپراتور بود. راه دوم، مراجعه به مسئول امنیت منطقهای در هر کنسولگری آمریکا در جهان و درخواست کمک بود. رویترز تأیید کرد که این دو روش از جمله شیوههایی هستند که سیا برای ارتباط اضطراری با منابع خود ارائه میدهد.
اما زمانی که حسینی در سال ۲۰۱۹ از زندان آزاد شد، دیگر شماره محرمانه را به خاطر نداشت. همچنین او از پیامدهای احتمالی در صورت مشاهده مراجعهاش به کنسولگری آمریکا توسط دستگاه اطلاعاتی ایران، پس از محکومیتش به جاسوسی، هراس داشت.
هر شش جاسوس سابقی که با رویترز گفتوگو کردند، گفتند با توجه به فداکاریهایی که انجام دادهاند، امیدوار بودند دولت آمریکا راهی برای تماس با آنان پیدا کند و در ساختن زندگی جدیدی در آمریکا یا کشوری دیگر به آنان کمک کند. سالها پس از آزادی، آنان همچنان در انتظارند.
اما به گفته مقامهای سابق اطلاعاتی آمریکا، از منظر سیا، برقراری دوباره ارتباط با یک جاسوس دستگیرشده در ایران اغلب با خطرات عظیم و دستاوردی اندک همراه است. آنان گفتند زندانیانی که خوششانس باشند و از اعدام بگریزند، ممکن است پس از آزادی به عوامل دوجانبه تبدیل شده باشند. حتی آنهایی که چنین نباشند نیز احتمالاً از سوی مقامات ایرانی بهشدت تحت نظر قرار خواهند گرفت تا هرگونه لغزش احتمالیشان شناسایی شود.
یک مقام ارشد سابق اطلاعاتی که در واکنش سیا به افشای جاسوسانش در ایران نقش داشت، گفت: «ما باید از خود بپرسیم بهترین راه برای زنده نگه داشتن این فرد چیست، و گاهی بهترین پاسخ این است که او را به حال خود رها کنیم. در نهایت، تنها باید امیدوار باشیم که او و خانوادهاش از زنده ماندنشان خشنود باشند.»
حسینی اما دیدگاه متفاوتی دارد. او اکنون با کمتر از ۲۵۰ دلار در ماه — یعنی یکدهم درآمد سابقش — از خانواده خود حمایت میکند؛ درآمدی که از طریق کار پارهوقت در حوزه پشتیبانی فناوری اطلاعات بهسختی فراهم میشود. حسینی گفت برخی شرکتهای مهندسی در ابتدا او را استخدام کردند، اما تنها چند روز بعد، پس از تکمیل بررسی سوابقش، او را اخراج کردند.
او که زمانی فردی با دیدگاههای صریح و پرشور بود، اکنون با احتیاط نظرات خود را حتی در جمع دوستان سانسور میکند، زیرا میترسد گزارش شود. بسیاری از صبحها، او با اضطراب شدید از احتمال بازداشت دوباره از خواب بیدار میشود.
او گفت: «نمیتوانم هیچ آیندهای را تصور کنم.»
رویترز
