آمریکا بعنوان ابرقدرت در انحطاط است، بعنوان ابرقدرت، نه بعنوان جامعه. و آقای ترامپ، یکی از بهترین دلایل این انحاطات است. تازه هم، یک استاد علوم سیاسی دانشگاه آکسفورد، یک تحقیقی را منتشر کرده است و می گوید که ریاستجمهوری آقای ترامپ در آمریکا و وقوع برگزیت در انگلستان، به معنای افول آنگلوساکسونها به عنوان قدرت جهانی است. نگرانی اصلی از این است که کشورهایی مثل چین، روسیه و ترکیه که دموکراسی هم ندارند، به قدرتهای جهانی تبدیل شوند. طبیعتاً قدرتی که در حال انحطاط است، چون دیگر امکانات ثابت گذشته را در اختیار ندارد، بیشتر به «دشمنتراشی» نیاز دارد. هیتلر جملهای دارد با این مضمون که اگر هیچ خطری هم کشور را تهدید نکرد، شما حتماً وانمود کنید که کشور در معرض تهدید جنگ و نابودی بینالمللی است؛ مردم را بترسانید، چرا که قدرت بدون وجود دشمن بقا ندارد.
اکنون که دیگر دو قطبی سابق میان آمریکا و روسیه وجود ندارد، آنها باید برای افکار عمومی چهرهی جدیدی از دشمن را ارائه دهند؛ عناوینی چون بنیادگرایی اسلامی، تروریسم اسلامی و معرفی ایران به عنوان پایگاه تروریسم اسلامی. آنها به این تصویرسازی نیاز دارند. در همین راستا، آقای ترامپ به ریاض سفر کرد و در یک فقره، معاملهای ۴۷۰ میلیارد دلاری انجام داد و گفت: «شغل ایجاد کردم». کشور عربستان مگر چقدر جمعیت دارد؟ این همه نیروی نظامی به چه کارش میآید؟ اما بدون وجود یک دشمن فرضی، چگونه میتوان این هزینهها را توجیه کرد؟ پس آمریکا، آلسعود و آقای نتانیاهو، همگی به این دشمن نیاز دارند.
در طرف مقابل نیز وضعیت به همین منوال است. آقای خامنهای همواره سخنان خود را با محوریت دشمن آغاز میکند و تا کلام آخرش از دشمن میگوید. چرا؟ به این دلیل که یک ساختار استبدادی بدون وجود دشمن نمیتواند خود را توجیه کند. به همین جهت، از زمان ماجرای گروگانگیری تاکنون، دشمنی با آمریکا به عنوان محور اصلی سیاست داخلی و خارجی ایران تعیین شده است.
تاریخ مصاحبه آگوست ۲۰۱۷ برابر با مرداد ۱۳۹۶
لینک کامل مصاحبه
https://www.youtube.com/watch?v=6IytP3DQfT4
