دونالد ترامپ در شبکه اجتماعی خود نوشت ایران به آمریکا اعلام کرده که هیچ عوارضی از کشتیها دریافت نمیکند. وی هشدار داد: «اگر این اطلاعات نادرست باشد، مذاکرات فورا پایان مییابد.»
گزارشهای رسیده از روند گفتوگوهای پشتپرده در بورگناشتوک سوئیس و منامه، بار دیگر پرده از ماهیت واقعی روابط میان «قدرتهای سلطهگر خارجی» و «استبداد حاکم بر ایران» برمیدارد. دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، در موضعگیری اخیر خود در شبکههای اجتماعی، نظام تهران را تهدید کرده است که اگر اطلاعات مربوط به توافقات پنهانی پیرامون ناوبری و عدم دریافت عوارض در تنگه هرمز نادرست باشد، واشنگتن فوراً و به طور یکجانبه مذاکرات را متوقف خواهد کرد.
حاکمیت پیوسته مدعی است که در حال پیشبرد مذاکرات از موضع قدرت است، اما در عمل، با گره زدن سرنوشت اقتصادی، امنیت آبراهها و داراییهای ملی به اراده کاخ سفید، کشور را در موضع ضعف و انفعال مطلق قرار داده است. تهدید ترامپ نشان میدهد که در هندسه قدرت جهانی، امتیاز دادنهای پنهانی تنها به جریتر شدن طرف سلطهگر منجر میشود.
تنگه هرمز و امتیازهای پنهان: حق حاکمیت ملی فروشی نیست
حق حاکمیت ملت ایران بر سرزمین و آبراههای ملی خود، مطلق و غیرقابل واگذاری است. با این حال، گزارشها نشان میدهند که دستگاه دیپلماسی حاکمیت در تفاهمنامه اسلامآباد و گفتوگوهای تکمیلی، بر سر نحوه اداره تنگه هرمز، حضور بازرسان آژانس و حتی حقوق ناوبری ملی دست به معامله زده است.ترامپ مدعی است ایران متعهد شده هیچ عوارضی از کشتیها دریافت نکند.
این ادعا در شرایطی مطرح میشود که نهادهای نظامی حاکمیت در داخل، مواضع متناقضی اتخاذ کرده و حاکمیت عملاً دچار دوگانگی در تصمیمگیری و فلج ساختاری شده است. وقتی یک رژیم استبدادی مشروعیت خود را از ملت سلب میکند، ناچار است برای بقای خود با قدرتهای بیگانه وارد «بندوبستهای پنهان» شود. این همان نقطهای است که استقلال کشور به حراج گذاشته میشود تا تداوم قدرت انحصاری در داخل تضمین گردد.بازسازی دولت جبار و پیامدهای اقتصادی تسلیم تحولات اخیر بازار مالی، ریزش قیمت نفت و جنجالهای مربوط به نحوه هزینهکرد داراییهای آزادشده، گواه دیگری بر این مدعاست.
ترامپ و وزیر خزانهداری آمریکا صراحتاً اعلام کردهاند که داراییهای مسدودشده ملت ایران، تنها باید برای خرید کالاهای خاص (نظیر گندم و سویا) از خودِ آمریکا هزینه شود. این یعنی تحقیر ملی و بازگرداندن ایران به وضعیتِ شبهمستعمره، آن هم در لوای شعارهای توخالیِ «عزت و مقاومت».توقف یا تداوم مذاکرات تحت تهدیدهای ترامپ، ترسی است که تنها بر اندام صاحبان قدرت در تهران مینشیند؛ چرا که آنان حیات خود را در این سازشها میبینند. برای ملت ایران، چه تحریمهای کمرشکن طرف آمریکایی و چه تفاهمنامههای ذلتبار حاکمیت، دو روی یک سکهاند که هدف هر دو، به بند کشیدن تواناییهای تولیدی و استقلال اقتصادی جامعه است.
تا زمانی که سیاست خارجی کشور بر اساس بیان قدرت و باج دادن به شرق یا غرب برای حفظ بقا تنظیم شود، ایران بازیچه دست روسای جمهور آمریکا و قدرتهای منطقهای خواهد بود.
تنها راه برونرفت از این بنبست مستمر:
پایان دادن به پنهانکاریها و شفافسازی کامل تمام مفاد تفاهمنامهها برای آگاهی عموم مردم.
گسست از منطق تاییدخواهی از بیگانه و اتکا به حقوق پنجگانه انسان و ملی.
پیدایش یک جایگزین ملی بر پایه استقلال و آزادی، که بتواند با تکیه بر اراده آزاد ملت، سیاست خارجی را بر مبنای عدم تسلیم در برابر هیچ قدرت خارجی بازسازی کند.
تا زمانی که ملت ایران ابتکار عمل را به دست نگیرد، تهدیدهای ترامپ و عقبنشینیهای حاکمیت جبار، دور باطلِ تخریبِ نیروهای محرکه کشور را استمرار خواهد بخشید. حق عمل کردنی است و استقلال، تنها با آزادیِ درونمرزی محقق میشود.
