آیا خصومت اسرائیل و آمریکا با اسپانیا به مراکش جرات داد که فکر کند میتواند با ایجاد بحران کنترل مرز از کار در بیاید؟

دهها هزار مراکشی و دیگران در روز پنجشنبه، ۳۰ جولای ۲۰۲۶، به شهر کوچک سوتا در اسپانیا وارد شدند.
(عکس: مارکوس مورنو / آنادولو از طریق گتی ایماژ)
آنچه باعث صحنههای هفته گذشته شدآنچه باعث شد ۵۰ هزار مراکشی و دیگران به صورت جمعی به شهر سوتا، یکی از دو شهر مستعمره اسپانیا در ساحل شمالی مراکش، وارد شوند، پیچیدهتر از آن است که به نظر میرسد. سوتا، مانند جزایر بالئاریک در مدیترانه و جزایر قناری در اقیانوس اطلس، از قرنها پیش توسط اسپانیاییها سکونت داشته و به عنوان قلمرو رسمی اسپانیا شناخته میشود. این شهر، به عنوان تنها بخش از اتحادیه اروپا که مرز خشکی با یک کشور آفریقایی دارد، همواره مقصدی برای مهاجرانی بوده است که برای عبور از مرزهای سنگینحفظشده بینالمللی تلاش میکنند.
اما موج انسانی که به سوتا وارد شد — از جمله دهها نفری که در تلاش برای دور زدن نردههای مرزی که به دریا کشیده شده بود غرق شدند — مهاجرانی مفلوک نبودند. فیلمهای منتشرشده نشان میدهد که تقریباً هیچکدام از آنها کیسه یا وسایل شخصی به همراه نداشتهاند. همچنین ویدیوهایی وجود دارد که جوانان را در کامیونها، ظاهرا توسط دولت مراکش سازماندهی شده، به لبه سوتا منتقل میکنند. در برخی صحنهها، ماموران مرزی مراکش در حال هدایت آنها به سمت مرز دیده میشوند. حتی به نظر میرسد که ماموران اطلاعاتی مراکش نیز در میان جمعیت بودهاند تا از امنیت مرز و واکنش اسپانیا آگاهی بیشتری کسب کنند. در واقع، حضور همزمان دهها هزار نفر در مرز قطعاً نیازمند پشتیبانی لجستیکی گسترده بوده است.
انگیزههای سیاسیبه نظر میرسد این اقدام تحریکآمیز توسط رژیم مراکش طراحی شده است تا نخستوزیر اسپانیا، پدرو سانچز، را در پاسخ به تلاشهای او برای گرم کردن روابط با الجزایر — رقیب ژئوپلیتیکی دیرینه مراکش و تامینکننده کلیدی گاز طبیعی که به دلیل جنگهای اوکراین و ایران کمیاب شده است — خجالتزده کند. سانچز هفته قبل با رئیسجمهور الجزایر دیدار کرده بود. مراکش در سال ۲۰۲۱ نیز یک موج مشابه را برای ورود به سوتا سازماندهی کرد، آن هم در واکنش به اجازه اسپانیا برای ورود براهیم غالی، رئیسجمهور صحرای غربی (کشوری که مراکش ادعای مالکیت بر آن را دارد) به این کشور برای درمان پزشکی.
شاید تصادفی نباشد که این رویداد در زمانی رخ داده است که دولتهای آمریکا و اسرائیل از دولت سوسیالیست اسپانیا به دلیل حمایت از حقوق فلسطینیان و مخالفت با جنگ ایران خشمگین هستند.
واکنش آمریکا و اسرائیلترامپ اسپانیا را «ناامید» با «آدمهای بد» توصیف کرده است، زیرا سانچز بودجه نظامی کشور را به اندازه خواسته او افزایش نداده و بهویژه، مادرید اجازه نداده است که پایگاههای نظامی آمریکا در خاک اسپانیا برای جنگ با ایران استفاده شوند یا هواپیماهای نظامی آمریکا از حریم هوایی اسپانیا عبور کنند. ماه گذشته، ترامپ به وزیر خزانهداری دستور داد روابط تجاری با اسپانیا را قطع کند — با این حال، این کار به دلیل عضویت اسپانیا در اتحادیه اروپا غیرممکن بود — و او به دنبال راههای دیگری برای تنبیه مادرید بود.
با توجه به اینکه ترامپ رابطه نزدیکتری با پادشاهان عرب سرکوبگر مانند محمد ششم، پادشاه مراکش، نسبت به متحدان سنتی اروپایی دارد، شاید تعجبآور نباشد که او به جای دفاع از یک متحد ناتو در برابر نقض حریم سرزمینیاش، آن را مورد انتقاد قرار دهد.
چهرههای سیاسی آمریکایی همسو با ترامپ به صورت علنی از ایده تصرف دو قلمرو اسپانیا توسط مراکش حمایت کردهاند. مایکل روبین از موسسه انترپرایز آمریکایی، فتح این شهرها توسط مراکش را خواستار شده است. همچنین، ماریو دیاز-بالارت، نماینده جمهوریخواه فلوریدا و رئیس زیر کمیته امنیت ملی مجلس، که یکی از نزدیکترین همپیمانهای مارکو روبیو، وزیر امور خارجه، در کنگره است، اخیراً اعلام کرده است که این شهرها «در قلمرو جغرافیایی اسپانیا نیستند»، بلکه «در قلمرو مراکش» هستند — با این حال، این شهرها بیش از ۶۰۰ سال است که بخشی از مراکش نبودهاند.
به طور مشابه، مقالهای که در مارس ۲۰۲۶ در رسانه راستگرای اسرائیلی «ینت» منتشر شد، به صورت مستقیم از اسرائیل خواسته بود تا از ادعای ارضی مراکش حمایت کند تا با استدلال اینکه خود اسپانیا یک اشغالگر است، مخالفت دولت اسپانیا با اشغال اسرائیل را بیاعتبار کند.
نقض اصول بینالمللیدر واقع، مقامات دولت اسرائیل و حامیان اسرائیل در آمریکا پیام را تکرار میکنند که دولت اسپانیا یک استعمارگر است و بنابراین حق نقد اسرائیل را ندارد. آنها این واقعیت را نادیده میگیرند که اکثریت ساکنان این شهرها از نژاد اسپانیایی هستند و شواهد کمی وجود دارد که حتی ساکنان عرب و بربر این مناطق ترجیح دهند تحت حکومت پادشاهی خودکامه مراکش زندگی کنند.
اگرچه وجود هر قلمرو اروپایی در خاک آفریقا قطعاً مشکلساز است، اما سخت است که باور کنیم این چهرههای راستگرا واقعاً با انگیزه ضداستعماری عمل میکنند.
بهرهبرداری سیاسی از بحرانعلاوه بر این، موج ورود غیرقانونی به سوتا تصاویری ایجاد کرده است که احزاب راست افراطی در اروپا اکنون از آنها برای ادعای وجود یک بحران پناهجویی غیرقابل کنترل استفاده میکنند. این تصاویر، حملات نژادی و بیگانههراسانه علیه سانچز و دیگر دولتهای چپگرا را برای اجازه دادن به «تهاجم» خارجی به قلمرو اتحادیه اروپا تشدید میکند. دولتهای محافظهکار اروپایی خواستار اخراج اسپانیا از منطقه شنگن شدهاند — منطقهای که امکان سفر بدون پاسپورت در اکثر نقاط اروپا را فراهم میکند — با این حال، اسپانیا کنترل مهاجرت داخلی سختگیرانهای بین این شهرها و خاک اصلی اسپانیا اعمال میکند و هیچکدام از ۵۰ هزار نفری که به صورت غیرقانونی وارد سوتا شدهاند، موفق به ورود به قاره اروپا نشدهاند.
در آمریکا، معاون رئیسجمهور JD Vance این ورودها را متهم به «سیاستهای جهانی چپ رادیکال» کرد که «تهاجم به غرب» را تسهیل کردهاند، در حالی که ترامپ هشدار داد که اگر دموکراتها دوباره به قدرت برسند، صحنههای مشابهی از دهها هزار نفر با پوست تیره که به مرز آمریکا هجوم میآورند، در این کشور نیز رخ خواهد داد.
استعمارگری مراکشایرونی اینجاست که مراکش خود یک قدرت استعماری است. این کشور به صورت غیرقانونی به صحرای غربی — که یک کشور عضو کامل اتحادیه آفریقا و به رسمیت شناخته شده توسط سازمان ملل به عنوان یک قلمرو غیرخودگردان است — حمله، اشغال، ضمیمه و استعمار کرده است. آمریکا و اسرائیل تنها دو کشوری هستند که رسماً این کشور اشغالی را تحت حاکمیت مراکش به رسمیت شناختهاند.
مراکش مدتها است که از تهدید باز کردن دروازههای مهاجرت به اسپانیا و دیگر کشورهای اروپایی برای اخذ امتیازات سیاسی و اقتصادی، از جمله در مورد صحرای غربی، استفاده میکند. این امر حتی باعث شد که سانچز، اندکی پس از رویداد ۲۰۲۱ در سوتا، طرح «خودمختاری» مشکوک مراکش برای صحرای غربی را تایید کند — طرحی که حق تعیین سرنوشت صحراویها را نادیده میگیرد و سابقه خطرناکی برای به رسمیت شناختن بینالمللی توسعه ارضی یک کشور از طریق زور ایجاد میکند. دیگر دولتهای چپگرای اروپایی نیز همین کار را کردهاند و حاضرند اصول حقوق بینالملل را فدای نگرانیهای سیاسی خود کنند تا از آسیب به سرمایه سیاسیشان به دلیل جریان گسترده پناهجویان جلوگیری کنند.
سنت استعماری مراکشحمله به سوتا بخشی از سنت دیرینه مراکش برای ظاهر شدن به عنوان «ضداستعماری» به عنوان پوششی برای استعمارگری خود است. مراکش در سال ۱۹۷۵، همزمان با حمله نظامی، ۳۰۰ هزار مراکشی غیرمسلح را در «راهپیمایی سبز» گرد آورد تا ادعای خود بر صحرای غربی را در آستانه استقلال آن از اسپانیا مطرح کند. این فتح، که به صورت پنهانی توسط آمریکا حمایت میشد، در تضاد مستقیم با رای تاریخی دیوان بینالمللی دادگستری و سری از قطعنامههای شورای امنیت سازمان ملل بود که خواستار تعیین سرنوشت بودند. اشغال نظامی خشن تا به امروز ادامه دارد.
نتیجهگیریبنابراین، عبورهای مرزی اخیر نه یک بحران انسانی واقعی و نه بخشی از مبارزه ضداستعماری بودند، بلکه بخشی از تلاشهای ائتلاف رو به رشد آمریکا-اسرائیل-مراکش — که با معاهدههای ابراهیم تقویت شده است — برای تضعیف یک دولت پیشرو اروپایی، تقسیم اروپا و تضعیف حقوق بینالملل و حقوق بشر بودهاند.
استیون زونس
استیون زونس استاد علوم سیاسی و مدیر مطالعات خاورمیانه در دانشگاه سان فرانسیسکو است. آخرین کتاب او، که به همراه جیکوب موندی تالیف شده است، «صحرای غربی: جنگ، ملیگرایی و عدم حل تعارض» (انتشارات دانشگاه سیراکیوز، ۲۰۲۲) است.
