افزایش پیدرپی قیمت مواد غذایی و کاهش قدرت خرید، سبد مصرفی بخش بزرگی از خانوارهای ایرانی را تغییر داده است. گزارشهای منتشرشده در رسانههای داخلی نشان میدهد که خانوادههای کمدرآمد و حتی بخشهایی از طبقه متوسط، مصرف گوشت قرمز، لبنیات و برنج ایرانی را کاهش داده و به مواد غذایی ارزانتر، از جمله حبوبات، تخممرغ و فرآوردههای کمهزینهتر روی آوردهاند.
بررسی قیمتهای بازار نیز ابعاد فشار وارد بر معیشت مردم را آشکار میکند. اقتصاد آنلاین در گزارشی که بر پایه نرخهای بازار در ۱۲ مرداد ۱۴۰۵ منتشر کرد، قیمت هر کیلوگرم گوشت سردست گوسفندی را حدود یک میلیون و ۹۰۰ هزار تومان اعلام کرد. در همین گزارش آمده است که بخشی از تقاضای مصرفکنندگان از گوشت قرمز به سوی مرغ، تخممرغ و حبوبات منتقل شده و مصرف گوشت با قیمتهای کنونی بیشتر در میان خانوارهای پردرآمد باقی مانده است.
تجارتنیوز نیز در گزارش قیمت گوشت قرمز در ۱۳ مرداد نوشت که اگرچه بازار در مقایسه با روزهای قبل با جهش تازهای روبهرو نشده، قیمت انواع گوشت گوسفندی و گوساله همچنان در سطحی قرار دارد که خرید منظم آن برای بسیاری از خانوارها دشوار است. ثبات قیمت در چنین سطح بالایی، لزوماً به معنای بهبود وضع مصرفکنندگان نیست، بلکه میتواند نتیجه کاهش تقاضای مؤثر در بازار باشد.
فشار گرانی تنها به گوشت محدود نیست. بر پایه قیمتهای مصوب منتشرشده از سوی خبرگزاری مهر و خبرآنلاین، قیمت شیر نایلونی ۹۰۰ گرمی با چربی ۱٫۵ درصد به ۸۴ هزار تومان، شیر بطری یکلیتری به ۹۸ هزار تومان، پنیر UF چهارصد گرمی به ۲۰۳ هزار تومان و ماست دبهای دو کیلوگرمی به ۲۲۸ هزار و ۷۰۰ تومان رسیده است. این قیمتها در پی افزایش نرخ شیر خام و هزینههای تولید تعیین شدهاند.
گزارش میدانی خبرگزاری ایلنا از وضعیت سفرههای کارگری نیز نشان میدهد که لبنیات، پس از گوشت و مرغ، در آستانه حذف یا کاهش شدید از سبد مصرف برخی خانوادهها قرار گرفته است. شماری از کارگران در گفتوگو با این خبرگزاری گفتهاند مصرف شیر در خانواده آنان از مصرف روزانه به هفتهای یکبار کاهش یافته و خرید ماست و پنیر نیز به دلیل افزایش قیمتها محدود شده است.
برنج ایرانی نیز از این روند جدا نمانده است. اقتصادنیوز در گزارشی از نوسان دوباره قیمت انواع برنج طارم، هاشمی و دمسیاه خبر داده و نوشته است که بحران حملونقل دریایی و شرایط بازار، روند کاهشی پیشین را متوقف کرده است. افزایش قیمت برنج ایرانی سبب شده بخشی از خانوارها به برنجهای خارجی، محصولات کمکیفیتتر یا کاهش میزان مصرف روی آورند.
تغییر الگوی مصرف تنها یک مسئله اقتصادی نیست و میتواند پیامدهای اجتماعی و بهداشتی نیز داشته باشد. کاهش مصرف لبنیات و منابع پروتئینی، بهویژه در میان کودکان، سالمندان، زنان باردار و خانوارهای کمدرآمد، احتمال کمبود برخی مواد مغذی را افزایش میدهد. در چنین شرایطی، جایگزینی اجباری مواد غذایی بر اساس قیمت و نه نیازهای تغذیهای، میتواند در بلندمدت سلامت عمومی جامعه را تحت تأثیر قرار دهد.
گزارشهای رسانههای داخلی نشان میدهد که مسئله اصلی تنها افزایش قیمت یک یا دو کالا نیست، بلکه فاصله فزاینده میان درآمد خانوار و هزینه تأمین نیازهای اولیه است. هنگامی که گوشت، لبنیات و برنج به کالاهایی کممصرف یا مناسبتی تبدیل میشوند، سخن گفتن از ثبات بازار بدون توجه به توان خرید مردم، تصویری ناقص از وضعیت معیشتی جامعه ارائه میدهد.
