انتصابهای شتابزده شش فرمانده جدید ارشد نظامی توسط مجتبی خامنهای، به عنوان بازآرایی اضطراری ساختار دفاعی و امنیتی برای حفظ بقای حکومت پَس از جنگ اخیر ارزیابی شده است. در حالی که بوقهای حکومتی در داخل با هیاهو این تغییرات را نشانه «قدرت و صلابت ساختاری» جلوه میدهند، تحلیلگران بینالمللی و رسانههای عربی آن را تلاشی تمامعیار برای کنترل شبکههای نفوذ، جبران تلفات فرماندهان پیشین و مقابله با خیزش احتمالی تودهها در بحران اقتصادی کنونی میدانند.
طبق سیاق همیشگی، رسانههای وابسته به دستگاه قدرت نظیر خبرگزاریهای ایرنا و مهر، با به راهانداختن هیاهوی تبلیغاتی، احکام جدید صادرشده از سوی مجتبی خامنهای را تحت عناوین «تکیه بر تجربه»، «بومیسازی امنیت» و «اقتدار ملی» بزک کردهاند. مقامات رسمی نظیر عباس عراقچی و محمدباقر قالیباف با ارسال تبریکهای پیدرپی، تلاش دارند تا این جابهجاییهای کلان را روندی طبیعی و مایه دلگرمی نیروهای خود نشان دهند.
اما واقعیت پنهان در پشت این ادبیات فرمایشی، هراس حاکمیت از انشقاق داخلی و جبران خلاء ناشی از تلفات جنگ اخیر است. ارگانهای خبری داخل کشور عامدانه از پرداختن به این مسئله طفره میروند که این انتصابهای شتابزده، دقیقاً پس از کشته شدن چندین فرمانده ارشد (از جمله محمد پاکپور و علیرضا تنگسیری) در جریان درگیریهای نظامی اخیر با آمریکا و اسرائیل صورت گرفته است. نظام انحصارگر که همواره بر «ثبات ساختاری» پوشالی خود مانور میداد، اکنون مجبور شده است برای پر کردن فوری دخمههای فرماندهی، دست به یک جابهجایی فلهای در بالاترین سطوح نیروهای مسلح بزند.
در نقطه مقابل سانسور داخلی، شبکه الجزیره قطر و خبرگزاریهای غربی نظیر سیانان، زاویه پنهان این بازی قدرت را افشا کردهاند. رسانههای بینالمللی با تمرکز بر سوابق این شش تن، به کالبدشکافی اهداف استبداد پرداختهاند:
کشتار نوآوری به پای وفاداری مطلق: تحلیلگران بینالمللی تأکید دارند که ارتقای احمد وحیدی به فرماندهی کل سپاه و علی عبداللهی به ریاست ستاد کل، به هیچوجه یک نوسازی نسلی نیست؛ بلکه تثبیت و چنگاندازی «گارد قدیمی و فرسوده» بر مقدرات کشور است که در آن، وفاداری کورکورانه به شخص رهبر بر هرگونه نوآوری نظامی ارجحیت دارد.
بازگشت معماران سرکوب داخلی: رسانههای عربی و عبری نظیر شبکه ۱۲ اسرائیل، انتصاب حسین طائب (رئیس اسبق اطلاعات سپاه) به ریاست سازمان بسیج را یک پیام آشکار امنیتی میدانند. طائب که کارنامهای تاریک در خفقان جامعه و سرکوب خیزشهای مردمی دارد، مأموریت یافته تا با ایجاد «شبکههای اطلاعاتی محلهمحور»، بسیج را برای مقابله با انفجار خشم تودهها در بحران اقتصادی کنونی آماده کند.
ترمیم رخنههای عمیق اطلاعاتی: اندیشکدههای امنیتی بینالمللی اشاره میکنند که جنگ اخیر، فساد ساختاری و نفوذ گسترده در لایههای اطلاعاتی رژیم را بر ملا کرد. این انتصابها تلاش مذبوحانهای است تا پیش از آغاز مجدد اعتراضات یا ضربات خارجی، سپری محافظ برای حفظ کلیت نظام ایجاد شود.
از منظر حقوق بنیادین ملت و آرمانهای اصیل انقلاب مردم ایران، این دستاندازیها و آرایشهای جنگی جدید، گواهی روشن بر بنبست کامل تاریخی حاکمیت توتالیتر است. رژیمی که فاقد هرگونه مشروعیت مدنی و ملی است، اقتصاد کشور را به زانو درآورده، بنزین را به قیمتهای نجومی رسانده و از تأمین اولیه معییشت مردم عاجز است، چارهای جز این نمیبیند که فرایند تصمیمگیری سیاسی کشور را بیش از پیش «نظامی و امنیتی» کند.
سپردن فرماندهی کل سپاه به احمد وحیدی و احیای مهرههای بدنامی چون حسین طائب، نشان میدهد که حاکمیت، جامعه ایران را نه یک ملت، بلکه یک «اتاق جنگ» و دشمن بالقوه فرض کرده است. نظام استبدادی انحصارگرا با این انتصابات، عملاً به جامعه و جهان اعلام کرده است که هیچ قصدی برای اصلاح، عقبنشینی یا تن دادن به اراده ملی ندارد.
اما تاریخ این مرز و بوم ثابت کرده است که گماشتن چهرههای امنیتی و تکیه بر طناب دار و سرنیزه، هرگز نتوانسته لرزههای سرنگونی را از اندام یک ساختار پوسیده دور کند؛ این تحرکات تنها فاصله میان ملت و قدرت غاصب را عمیقتر کرده و صیرورت جامعه را برای عبور کامل از این بساط زور، شتاب خواهد بخشید.
