خانهنویسندگانمحمود دلخواسته: برنامه اقتصادی پزشکیان؛ مکمل تحریم‌های ترامپ در نبرد اقتصادی

محمود دلخواسته: برنامه اقتصادی پزشکیان؛ مکمل تحریم‌های ترامپ در نبرد اقتصادی

انگار مافیاهای مالی و نفتی-که غالباً تحت کنترل سپاه پاسداران هستند یا سپاه در آن‌ها سهم دارد-کافی نبودند؛ مافیاهایی که از تحریم‌های آمریکا بیشترین بهره را می‌برند و در کنار خصولتی‌سازی‌ها و پخمه‌سالاری‌ها، نقشی اساسی در وخامت اوضاع اقتصادی مردم دارند هم افزوده شدند. در چنین شرایطی، ناگهان دولت آقای پزشکیان در میان شرایط جنگی، سیاست «شوک اقتصادی» را به جامعه تحمیل می‌کند و به این ترتیب، فاجعه اقتصادی را دچار قوز بالا قوز می‌سازد.

توضیح آنکه دولت با رها کردن کنترل قیمت‌ها، به این توجیه متوسل شد که به قول رئیس‌جمهور:

«اگر چنین نمی‌کردیم، الان با قحطی مواجه بودیم

یا محسن حاجی‌میرزایی، رئیس دفتر او نیز در حمایت از این سخن می گوید:

«اقدام دولت در ساماندهی نظام توزیع ارز کالاهای اساسی، گام مهمی در مدیریت بازار کالا بود و اگر این اقدام انجام نشده بود، احتمال بروز قحطی در جنگ ۴۰ روزه بسیار زیاد بود. اگرچه گرانی رخ داده، اما اگر قحطی پیش می‌آمد، گرانی کالا در برابر آن به چشم نمی‌آمد

در واقع، آنچه که آنها کرده اند در اقتصاد به آن «شوک درمانی» گفته می شود. اتخاذ این سیاست اقتصادی-که در مدتی کوتاه با افت شدید ارزش ریال در برابر دلار، موجب چندبرابر شدن اجاره‌ بها، قیمت مواد غذایی و سایر مایحتاج مردم شده-نیازمند به توضیح و روشنگری است. سیاستی که بکارگیری  آن در چنین زمانی، در عمل مکمل تحریم‌های اقتصادی وحشیانه‌ای است که دولت ترامپ بر ایران اعمال کرده است.

توضیح اینکه کارشناسان مکتب اقتصادی شیکاگو – که با نام‌های دیگری چون «اقتصاد نئولیبرال»، «تاچریسم»، «ریگانیسم»، «اقتصاد سرمایه‌داری وحشی»، «اقتصاد کازینویی» و «اقتصاد گانگستری» شناخته می‌شود – زمام اقتصاد کشور را در حساس‌ترین زمان ممکن به کنترل کامل خود درآورده‌اند و درعمل نقش «حلقه مکمل» ترامپ را در تحریم اقتصادی وطن ایفا می‌کنند. گویی ترامپ از طریق عوامل درونی، سیاست اقتصادی را از طریق دولت ایران به کنترل خود درآورده است تا در جنگ و محاصره اقتصادی – که با هدف بریدن نفس ایرانیان طراحی شده – به اهدافی برسد که در جنگ نظامی موفق به دستیابی به آن‌ها نشد؛ و این‌گونه با شکست ایران، برنامه اسرائیل برای تجزیه کشور کلید بخورد.

بسیاری از هم‌وطنان می‌دانند سیاست «شوک اقتصادی» که پزشکیان این روش را اعمال کرد و نتیجه فوری آن رشد عظیم تورم و چند برابر شدن قیمتها و حذف بسیاری از یارانه ها از روی کالاهای اساسی است، الهام‌گرفته از نظرات فریدریش هایک، اقتصاددان دست‌راستی اتریشی است. جان مینارد کینز، اقتصاددان انگلیسی که نظریاتش پس از جنگ جهانی دوم پایه‌گذار «دولت رفاه» در کشورهای غربی شد، نظریات هایک در کتاب راه بردگی (The Road to Serfdom) را این‌گونه توضیح داده و نسبت به آن هشدار می‌دهد:

«یکی از ترسناک‌ترین و تحریف‌شده‌ترین نظریاتی است که تا کنون خوانده‌ام… این کتاب نمونه‌ای خارق‌العاده از این است که چگونه منطق‌دانی صلب یا تجدیدنظرناپذیر، کار خود را با یک اشتباه آغاز می‌کند و منطقش در نهایت به آشوب می‌انجامد.»

این نظریات، نخستین بار پس از کودتای سازمان سیا در سال ۱۹۷۳ در شیلی، ترور رئیس‌جمهور سالوادور آلنده و روی کار آمدن دیکتاتوری ژنرال پینوشه، با بی‌رحمی تمام به جامعه تحمیل شد. پس از فروپاشی شوروی و بلوک شرق نیز این مدل اقتصادی تحت عنوان «شوک‌درمانی» به کار گرفته شد.

اما بسیاری نمی‌دانند که این نظریه بر پایه همان «شوک الکتریکی» واردشده به برخی بیماران روانی – که دارو و روان‌درمانی روی آن‌ها اثری نداشته – استوار شده و از روان‌پزشکی وارد اقتصاد شده است. در واقع، فکر راهنمای حاکم بر این روش جامعه را بیمار می‌داند و مدعی است که از طریق «شوک اقتصادی» می‌تواند سلامت خود را بازیابد. به بیان دیگر، باور بر این بود که برای جایگزینی سیستم اقتصادی سوسیالیسم دولتی با اقتصاد نئولیبرال، دادن شوک اقتصادی به جامعه‌ای که حتماً «بیمار» فرض می‌شود، الزامی است.

یکی از اقتصاددانان اصلی و مجری این سیاست، پروفسور جفری ساکس بود که نخستین بار این برنامه را در لهستان اجرا کرد؛ البته او برای جلوگیری از اثرات مخرب این شوک، وامی یک‌میلیارد دلاری از دولت آمریکا گرفت. اما زمانی که مسئول اجرای این برنامه در روسیه و دولت یلتسین شد و تقاضای وام مشابهی از آمریکا کرد، پاسخ شنید که حتی یک دلار هم به روسیه پرداخت نخواهد شد. علت این بود که نئوکنconservativeها (نئوکان‌ها) کنترل سیاست خارجی آمریکا را به دست گرفته بودند و نظریات برژینسکی مبنی بر تجزیه روسیه به سه کشور (روسیه اروپایی، روسیه سیبری و روسیه آسیایی) در دستور کار دولت آمریکا قرار گرفته بود. روش کار نیز این بود که با تحمیل شوک اقتصادی، جامعه روسیه را دچار بحرانی سهمگین کرده، مردم را به سمت فقری روزافزون ببرند و از این طریق، جامعه را از درون فروپاشانده و در نهایت به سمت تجزیه سوق دهند. این‌گونه بود که در دوران ریاست‌جمهوری یلتسین، عمر متوسط در روسیه بین ۷ تا ۲۰ سال کاهش یافت و در برخی مناطق، میانگین عمر مردان به زیر ۵۰ سال رسید.

منظور این است که آقای پزشکیان – که مشخص است از اقتصاد چیزی نمی‌داند و دولت خود را از اقتصاددانان پرورش‌یافته در مکتب شیکاگو انباشته کرده – کشور را آن هم در زمان جنگ، دچار چنان شوک اقتصادی وحشتناکی کرده است که اگر از آن جلوگیری نشود، وطن را به طرف فروپاشی از درون و فقری فراگیر خواهد برد.

شگفت‌انگیز این است که این سیاست درست در زمانی به اجرا درآمده که کشور در وضعیت جنگی قرار دارد و دو قدرت اتمی (که یکی از آن‌ها ابرقدرت است) به ایران حمله آورده و کشور را در محاصره اقتصادی قرار داده‌اند! این در حالی است که حتی کشورهای زادگاه سیستم سرمایه‌داری، در زمان‌های بحرانی و جنگ، برنامه‌ای دقیقاً برعکس را اجرا کرده‌اند تا کمر جامعه زیر بار فقر و بیکاری نشکند. مهم‌ترین نمونه آن را در جریان «رکود بزرگ اقتصادی» آمریکا در سال‌های ۱۹۲۹ تا ۱۹۳۹ می‌بینیم که بیشتر حاصل سیاست‌های اقتصادی رئیس‌جمهور هربرت هوور بود. پس از او، فرانکلین روزولت با شعار «new deal» (پیمان نو) به ریاست‌جمهوری رسید، بسیاری از برنامه‌های اقتصادی چپ را به اجرا گذاشت و از این طریق موجب فقرپزدایی گسترده و ایجاد رفاه عمومی شد؛ به‌طوری که آمریکا وارد دوران طلایی خود گردید.

نمونه دیگر را در جریان جنگ جهانی دوم و حمله آلمان به انگلستان می‌بینیم؛ جایی که در انگلستانِ مهد سرمایه‌داری و بازار آزاد، سیاست کنترل قیمت‌ها و جیره‌بندی غذایی به اجرا درآمد و مانع از فقیرتر شدن اکثریت جامعه شد. پس از جنگ نیز سیاست‌های اقتصادی کینزی سبب ایجاد و استقرار «دولت رفاه» گردید.

این‌ها همان سیاست‌هایی است که دولت پزشکیان باید در پیش بگیرد تا با کنترل قیمت‌ها و اجرای برنامه‌های رفاهی در زمان جنگ، به یاری مردم بشتابد؛ نه اینکه در این «نبرد حیاتی»، سنگ حمایت‌های اجتماعی را ببندد و سگ شوک اقتصادی را رها کند تا رانت‌خواران، محتکران و بورس‌بازان روی کمرِ خم‌شده مردم برقصند و بر غارتگری خود بیفزایند.

محمود دلخواسته

اخبار مرتبط

1 دیدگاه

  1. کاملا درست ارزیابى فرموده اید، که البته پزشکیان تنها نمود خارجى جناحى هست که ایشان فقط سر کوه یخ آن است، و اگر گزیده شویم از همینجاست!!!

دیدگاه خود را بنویسید

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید