انقلاب اسلامی در هجرت: جنگ یک عمل شیطانی است. ایران میدان شطرنج آمریکا نیست که با منطق «برد یا مساوی» تا آخر ادامه یابد. از منظر حق، جان ایرانی و سرباز آمریکایی هر دو ارزشمند است؛ ملت ایران حق تعیین سرنوشت خود را دارد و هیچ قدرت خارجی حق پایمالکردن حاکمیت ایران و حقوق بینالملل را ندارد. قوانین بر پایه حق باید بر قدرت حاکم باشند، نه قانون جنگل. جان هر بیگناهی ارزشمند است؛ کشتن انسان بیگناه، جنایت علیه بشریت است.
اگر فشار اقتصادی نتیجه ندهد، واشنگتن دوباره به گزینه نظامی بازمیگردد؟
امیرعلی ابوالفتح، کارشناس مسائل آمریکا، معتقد است تقابل ایران و آمریکا وارد مرحلهای شده که در آن فشار اقتصادی و اقدامات نظامی از یکدیگر جدا نیستند. به گفته او، آمریکا همزمان با اعمال فشار اقتصادی، در حال مدیریت یک «جنگ کمشدت نظامی» است و اگر فشارهای اقتصادی نتواند اهداف واشنگتن را محقق کند، احتمال فعال شدن دوباره یک کارزار نظامی گستردهتر وجود دارد. او همچنین معتقد است رفتار چین میتواند نقش تعیینکنندهای در سرنوشت جنگ اقتصادی علیه ایران داشته باشد.
جنگ اقتصادی و نظامی؛ دو مسیر موازی آمریکا علیه ایران
ابوالفتح در تشریح شرایط کنونی میگوید نباید فشار اقتصادی آمریکا و گزینه نظامی را دو سیاست کاملاً جدا از یکدیگر تصور کرد.
از نگاه این کارشناس مسائل آمریکا، واشنگتن میان کمپین اقتصادی و کمپین نظامی در رفتوآمد است؛ به این معنا که آغاز یک کارزار نظامی لزوماً به معنای کنار گذاشتن تحریمها و فشار اقتصادی نیست و برعکس.
او وضعیت فعلی را ترکیبی از جنگ اقتصادی پرشدت و درگیری نظامی کمشدت توصیف میکند؛ شرایطی که به گفته او ممکن است در ماههای آینده نیز ادامه پیدا کند.
احتمال جنگ گستردهتر؛ چرا انتخابات میاندورهای آمریکا مهم است؟
یکی از مهمترین نکات مطرحشده از سوی ابوالفتح، ارتباط میان تحولات ایران و آمریکا با انتخابات میاندورهای ایالات متحده است.
به اعتقاد او، احتمال اینکه آمریکا پیش از انتخابات میاندورهای خود آغازگر یک جنگ پرشدت و گسترده شود، چندان بالا نیست؛ زیرا دولت آمریکا ممکن است تمایلی نداشته باشد در آستانه انتخابات وارد یک درگیری نظامی بزرگ شود که نتیجه آن قابل پیشبینی نیست.
با این حال، او یک سناریوی متفاوت را نیز مطرح میکند: ممکن است ایران بنا بر محاسبات و دلایل مختلف، پیش از انتخابات دست به اقدامی بزند که به یک درگیری گستردهتر منجر شود.
ابوالفتح همچنین احتمال میدهد پس از انتخابات میاندورهای آمریکا، در صورت ناکامی فشارهای اقتصادی، گزینه نظامی دوباره فعالتر شود. این بخش از اظهارات او یک پیشبینی سیاسی است و نمیتوان آن را بهعنوان پیشبینی قطعی وقوع جنگ تلقی کرد
جنگ ۱۲ روزه، جنگ ۴۰ روزه و احتمال ورود به مرحله جدید
ابوالفتح برای توضیح شرایط کنونی، میان جنگهای «پرشدت» و «کمشدت» تفاوت قائل میشود.
به گفته او، اگر جنگ ۱۲ روزه و جنگ ۴۰ روزه را نمونههایی از جنگهای پرشدت در نظر بگیریم، درگیریهایی که با وقفههای چندروزه یا چند هفتهای دوباره آغاز میشوند را میتوان در دسته جنگ کمشدت قرار داد.
او بر همین اساس معتقد است احتمال ورود به یک دوره جدید از درگیری پرشدت همچنان وجود دارد.
این دیدگاه در حالی مطرح میشود که برخی تحلیلهای منتشرشده در هفتههای اخیر نیز شرایط میان ایران و آمریکا را نوعی وضعیت «نه جنگ، نه صلح» یا جنگ کمشدت توصیف کردهاند.
آیا فشار اقتصادی میتواند ایران را پای میز مذاکره بیاورد؟
موفقیت تحریمها به تابآوری ایران بستگی دارد
به اعتقاد ابوالفتح، اینکه فشارهای اقتصادی آمریکا در نهایت بتواند ایران را به پذیرش خواستههای واشنگتن یا ورود به مذاکرات مورد نظر آمریکا وادار کند، قطعی نیست.
او تأکید میکند که نتیجه این سیاست به دو عامل مهم بستگی دارد:
-
میزان شدت فشار اقتصادی آمریکا
-
میزان تابآوری اقتصاد ایران و توانایی تهران برای کاهش آثار تحریمها
از نگاه او، میان تضعیف اقتصادی و تسلیم سیاسی تفاوت وجود دارد. یک کشور ممکن است تحت فشار اقتصادی شدید قرار گیرد، اما این مسئله الزاماً به معنای پذیرش تمام خواستههای طرف مقابل نیست.
در گزارشهای منتشرشده از این گفتوگو نیز بر همین نکته تأکید شده که نتیجه نهایی فشار اقتصادی هنوز قابل پیشبینی قطعی نیست.
چرا چین مهمترین بازیگر جنگ اقتصادی ایران است؟
اروپا؛ همراه آمریکا، اما با قدرت مانور محدود
ابوالفتح اروپا را در این معادله بازیگری با قدرت چانهزنی محدود ارزیابی میکند.
به گفته او، اروپا در بسیاری از مسائل مهم سیاست خارجی از آمریکا پیروی میکند و انتظار اینکه کشورهای اروپایی در موضوع ایران بهصورت جدی در برابر واشنگتن قرار بگیرند، واقعبینانه نیست.
او همچنین معتقد است مواضع اروپا تحت تأثیر مناسبات آن با ایران و تجربه جنگ اوکراین قرار دارد.
بنابراین، از دیدگاه این کارشناس، وزن اروپا در تعیین سرنوشت جنگ اقتصادی ایران نسبت به چین کمتر است.
روسیه؛ کشوری که خود زیر فشار تحریمهاست
روسیه نیز وضعیت متفاوتی دارد.
این کشور سالهاست با تحریمهای گسترده غرب مواجه است و به همین دلیل فشارهای تحریمی آمریکا علیه ایران الزاماً برای مسکو معنای متفاوتی نسبت به گذشته ندارد.
اما شرایط چین کاملاً متفاوت است.
پکن؛ حلقه کلیدی فشار آمریکا بر ایران
چرا چین برای تهران اهمیت بیشتری دارد؟
به اعتقاد ابوالفتح، سرنوشت جنگ اقتصادی ایران بیش از هر جای دیگری در پکن مشخص میشود.
چین برخلاف اروپا و روسیه، اقتصاد بسیار گسترده و درهمتنیدهای با آمریکا دارد. به همین دلیل، پکن نمیتواند بدون در نظر گرفتن پیامدهای اقتصادی و سیاسی روابط خود با واشنگتن تصمیمگیری کند.
در عین حال، چین تاکنون در برابر فشارهای آمریکا علیه روابط اقتصادی خود با ایران مقاومت نشان داده است.
اما این مقاومت مطلق و بدون محدودیت نیست.
چین همزمان منافع گستردهای در خاورمیانه دارد و روابط نزدیکی با کشورهایی مانند عربستان سعودی و امارات متحده عربی برقرار کرده است. بنابراین، سیاست پکن در قبال ایران میتواند ترکیبی از مقاومت، احتیاط و محاسبه منافع اقتصادی باشد.
آمریکا نمیخواهد درگیری با چین را تشدید کند
یکی از نکات مهم تحلیل ابوالفتح این است که واشنگتن برای اعمال فشار بر چین محتاط است.
به گفته او، مجازات یک بانک در کشوری مانند مصر یا امارات با برخورد با یک بانک معتبر چینی تفاوت اساسی دارد؛ زیرا پکن میتواند در برابر چنین اقداماتی واکنش متقابل نشان دهد.
در نتیجه، آمریکا باید میان دو هدف تعادل برقرار کند:
افزایش فشار بر ایران از یک سو و حفظ مناسبات با چین از سوی دیگر.
اگر واشنگتن برای فشار بر ایران مجبور شود هزینه سنگینی در روابط خود با چین بپردازد، محاسبات کاخ سفید پیچیدهتر خواهد شد.
«منفذ تنفسی» ایران؛ نقش چین در دور زدن فشارها
از دیدگاه ابوالفتح، حتی اگر چین کاملاً با ایران همراه نشود، همین میزان از احتیاط پکن میتواند برای تهران یک «منفذ تنفسی» ایجاد کند.
آمریکا تلاش میکند این منفذ را محدود کند، اما انجام این کار بدون در نظر گرفتن واکنش چین دشوار است.
به همین دلیل، پرسش کلیدی برای واشنگتن این است که آیا میتواند پکن را تا حدی با سیاست فشار اقتصادی خود علیه ایران همراه کند یا خیر.
تا اینجا، به تعبیر ابوالفتح، چین از موضع خود عقبنشینی نکرده است؛ اما مشخص نیست اگر فشار آمریکا افزایش پیدا کند، پکن تا چه اندازه حاضر خواهد بود برای حفظ روابط اقتصادی خود با ایران هزینه بپردازد.
اگر فشار اقتصادی شکست بخورد چه اتفاقی میافتد؟
سناریوی بازگشت به کارزار نظامی
سناریویی که ابوالفتح مطرح میکند، یک چرخه احتمالی را ترسیم میکند:
فشار اقتصادی → انتظار تغییر رفتار ایران → ارزیابی نتیجه تحریمها → در صورت ناکامی، افزایش فشار → احتمال بازگشت به گزینه نظامی
بر این اساس، اگر واشنگتن به این نتیجه برسد که تحریمها و فشارهای اقتصادی به اهداف مورد نظر دست پیدا نکردهاند، احتمال افزایش فشار نظامی میتواند بیشتر شود.
با این حال، این به معنای قطعی بودن جنگ نیست؛ زیرا تصمیم درباره ورود به یک جنگ گسترده تحت تأثیر عوامل متعددی از جمله شرایط منطقه، وضعیت داخلی آمریکا، محاسبات ایران، واکنش اسرائیل و موضع قدرتهای بزرگ قرار خواهد گرفت.
سناریوی خطرناکتر؛ آغاز درگیری از سوی ایران
ابوالفتح در عین حال احتمال دیگری را نیز مطرح میکند: اینکه ایران، بنا بر محاسبات خود، پیش از انتخابات آمریکا دست به یک اقدام پیشدستانه بزند و در نتیجه وارد یک جنگ پرشدت شود.
این سناریو نشان میدهد که از نگاه او، خطر تشدید درگیری تنها به تصمیم واشنگتن وابسته نیست و محاسبات تهران نیز میتواند در تغییر سطح درگیری نقش داشته باشد.
آینده در گرو سه متغیر اصلی
با کنار هم گذاشتن اظهارات ابوالفتح، میتوان سه عامل را برای آینده تقابل ایران و آمریکا مهمتر از سایر عوامل دانست:
۱. تابآوری اقتصاد ایران
هرچه ایران بتواند آثار فشار اقتصادی و تحریمها را بیشتر مدیریت کند، احتمال اینکه فشار اقتصادی آمریکا به هدف سیاسی مورد نظر واشنگتن منجر شود، کاهش مییابد.
۲. رفتار چین
میزان همکاری یا مقاومت چین در برابر تحریمها میتواند مستقیماً بر میزان اثربخشی فشار اقتصادی آمریکا تأثیر بگذارد.
۳. محاسبات سیاسی و انتخاباتی آمریکا
انتخابات میاندورهای آمریکا میتواند بر زمانبندی و نحوه تصمیمگیری واشنگتن تأثیر بگذارد؛ هرچند نباید تصور کرد که نتیجه انتخابات لزوماً به تغییر اساسی سیاست آمریکا در قبال ایران منجر خواهد شد. برخی تحلیلهای قبلی نیز بر تداوم بخش مهمی از سیاست واشنگتن حتی پس از انتخابات تأکید کردهاند.
جمعبندی؛ جنگ بعدی اجتنابناپذیر نیست
اظهارات امیرعلی ابوالفتح تصویری از یک تقابل فرسایشی میان ایران و آمریکا ارائه میدهد؛ تقابلی که در آن فشار اقتصادی و نظامی همزمان مورد استفاده قرار میگیرند.
از این منظر، انتخابات میاندورهای آمریکا میتواند یکی از نقاط مهم در تقویم سیاسی واشنگتن باشد، اما تعیینکننده نهایی نخواهد بود.
اگر فشار اقتصادی آمریکا بتواند تهران را به تغییر رفتار یا پذیرش مذاکرات مورد نظر واشنگتن وادار کند، ممکن است مسیر دیپلماسی تقویت شود. اما اگر این سیاست نتیجه مورد انتظار آمریکا را به همراه نداشته باشد، به گفته ابوالفتح، احتمال بازگشت جدیتر گزینه نظامی وجود خواهد داشت.
در این میان، چین میتواند مهمترین متغیر خارجی باشد؛ زیرا میزان همراهی یا مقاومت پکن میتواند تعیین کند که فشار اقتصادی آمریکا تا چه اندازه مؤثر واقع شود.
در نهایت، آنچه ابوالفتح مطرح میکند یک سناریوی احتمالی است، نه پیشبینی قطعی وقوع جنگ. مسیر آینده به تصمیمهای تهران و واشنگتن، رفتار پکن، شرایط منطقه و تحولات سیاسی داخل آمریکا وابسته خواهد بود.
منبع
خبرآنلاین — گفتوگو با امیرعلی ابوالفتح، کارشناس مسائل آمریکا درباره فشار اقتصادی آمریکا علیه ایران، احتمال بازگشت درگیری نظامی، نقش چین و انتخابات میاندورهای آمریکا. این گفتوگو در گزارشهای منتشرشده در ۳ و ۴ سپتامبر ۲۰۲۶ / ۱۲ و ۱۳ شهریور ۱۴۰۵ بازتاب یافته است.
