خانه-اخبار روزبحران در پنتاگون؛ اندیشکده آمریکایی: هگست فاجعه بوده است، ترامپ باید او...

بحران در پنتاگون؛ اندیشکده آمریکایی: هگست فاجعه بوده است، ترامپ باید او را برکنار کند

  انتقاد تند از وزیر دفاع آمریکا در میانه جنگ ایران؛ آیا پیت هگست به حلقه‌ای تبدیل شده که ترامپ را به سمت یک جنگ فرسایشی سوق داده است؟

کوئینسی: هگست «به‌وضوح» برای این مسئولیت مناسب نیست

در حالی که جنگ ایران و آمریکا وارد ماه‌های طولانی خود شده، انتقادها از عملکرد پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا شدت گرفته است.

مؤسسه Quincy Institute for Responsible Statecraft در تحلیلی بسیار تند، عملکرد هگست را در سه حوزه اساسی زیر سؤال برده است:

ارزیابی توان واقعی ارتش آمریکا، سنجش احتمال پیروزی در جنگ و مدیریت نیروهای آمریکایی اعزام‌شده به منطقه.

عنوان تحلیل نیز پیام روشنی دارد:

«هگست یک فاجعه بوده است؛ وقت آن رسیده ترامپ او را برکنار کند.»

این عنوان و استدلال در رسانه وابسته به این مؤسسه، Responsible Statecraft، منتشر شده است. (Responsible Statecraft)

اولین انتقاد: هگست باید درباره امکان پیروزی هشدار می‌داد

به نوشته کوئینسی، هگست هنگام تصمیم دولت ترامپ برای آغاز جنگ باید نسبت به محدودیت‌های یک راهبرد عمدتاً متکی بر حملات هوایی و موشکی هشدار می‌داد.

استدلال این اندیشکده این است که نابودی بخشی از زیرساخت‌های نظامی یک کشور لزوماً به معنای وادار کردن آن کشور به تسلیم نیست.

از این منظر، مشکل اصلی جنگ ایران این است که:

ممکن است آمریکا بتواند اهداف نظامی را نابود کند، اما نتواند یک نتیجه سیاسی پایدار ایجاد کند.

این تفاوت، یکی از مهم‌ترین مشکلات جنگ‌های طولانی‌مدت است.

«پیروزی نظامی» بدون پایان سیاسی چه معنایی دارد؟

کوئینسی استدلال می‌کند که اگر واشنگتن نتواند تعریف روشنی از پایان جنگ ارائه کند، موفقیت‌های تاکتیکی در میدان نبرد الزاماً به پیروزی استراتژیک تبدیل نمی‌شوند.

به بیان ساده:

انهدام اهداف نظامی ≠ پایان جنگ

برتری هوایی ≠ تسلیم سیاسی

مصرف بیشتر مهمات ≠ پیروزی نهایی

از نگاه نویسنده، وزیر دفاع باید پیش از آغاز جنگ این محدودیت‌ها را به رئیس‌جمهور گوشزد می‌کرد.

هشدار درباره ذخایر تسلیحاتی آمریکا

یکی از حساس‌ترین بخش‌های تحلیل کوئینسی به ذخایر موشکی آمریکا مربوط می‌شود.

این اندیشکده هشدار می‌دهد که جنگ طولانی می‌تواند ذخایر برخی تسلیحات کلیدی آمریکا را تحت فشار قرار دهد.

در این زمینه، موشک‌ها و سامانه‌هایی مانند:

  • JASSM

  • Tomahawk

  • PAC-3

  • THAAD

اهمیت ویژه دارند.

موضوع فقط هزینه مالی این تسلیحات نیست.

مسئله بزرگ‌تر این است که آمریکا همزمان در چند منطقه جهان دارای تعهدات امنیتی است و کاهش ذخایر می‌تواند توان واکنش سریع واشنگتن در یک بحران جدید را محدود کند.

جنگ ایران فقط منابع آمریکا در خاورمیانه را مصرف نمی‌کند؛ می‌تواند بر محاسبات نظامی واشنگتن در سایر نقاط جهان نیز اثر بگذارد.

هگست: «کمبود مهمات نداریم»

در مقابل این نگرانی‌ها، هگست تأکید کرده است که آمریکا با کمبود مهمات مواجه نیست و ذخایر نظامی این کشور اجازه می‌دهد عملیات تا زمانی که لازم باشد ادامه پیدا کند.

اما کوئینسی این روایت را زیر سؤال می‌برد.

از نگاه منتقدان، مسئله فقط این نیست که آمریکا امروز مهمات کافی دارد یا نه؛ مسئله این است که:

اگر جنگ ماه‌ها یا سال‌ها ادامه پیدا کند، سرعت مصرف تسلیحات چگونه با سرعت تولید و جایگزینی آنها مقایسه خواهد شد؟

این پرسش به یکی از مهم‌ترین چالش‌های راهبردی جنگ تبدیل شده است.

فشار بر نیروهای آمریکایی؛ پنتاگون چه چیزی را پنهان می‌کند؟

کوئینسی همچنین عملکرد هگست در قبال نیروهای آمریکایی اعزام‌شده به منطقه را مورد انتقاد قرار داده است.

این اندیشکده مدعی است که فشارهای ناشی از جنگ بر نیروهای آمریکایی، از جمله نیروهای مستقر روی ناو هواپیمابر USS Abraham Lincoln، در روایت رسمی پنتاگون کمتر از واقعیت نشان داده شده است.

بر اساس این تحلیل، هگست گزارش‌های منفی درباره وضعیت نیروها را رد کرده و آنها را در چارچوب روایت‌های رسانه‌ای مخالف دولت قرار داده است.

اما منتقدان می‌گویند میان تصویر رسمی پنتاگون و تجربه برخی نیروها و خانواده‌هایشان فاصله وجود دارد.

این اختلاف روایت، یک مسئله مهم ایجاد می‌کند:

آیا تصمیم‌گیرندگان آمریکایی تصویر کاملی از هزینه انسانی جنگ دریافت می‌کنند؟

ترامپ؛ گرفتار میان «پیروزی» و واقعیت جنگ

یکی از مهم‌ترین بخش‌های تحلیل به خود دونالد ترامپ مربوط می‌شود.

کوئینسی استدلال می‌کند که ترامپ ممکن است به‌تدریج با این پرسش سیاسی مواجه شود که اگر جنگ به نتیجه روشنی نرسد، چه کسی مسئول شکست خواهد بود؟

در چنین شرایطی، وزیر دفاع می‌تواند به یکی از نخستین نامزدهای پذیرش مسئولیت سیاسی تبدیل شود.

به‌ویژه با نزدیک شدن انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا، هزینه سیاسی جنگ می‌تواند برای دولت ترامپ افزایش یابد.

برکناری هگست می‌تواند برای ترامپ راهی برای فاصله گرفتن از هزینه سیاسی جنگ باشد.

اما یک سؤال مهم باقی می‌ماند:

آیا تغییر وزیر دفاع واقعاً استراتژی جنگ را تغییر خواهد داد؟

مشکل فقط هگست نیست؛ مشکل می‌تواند خودِ راهبرد جنگ باشد

در حالی که تحلیل کوئینسی مستقیماً هگست را هدف قرار می‌دهد، پیام عمیق‌تر آن به سیاست جنگی دولت ترامپ مربوط می‌شود.

اگر راهبرد آمریکا بر این فرض بنا شده باشد که:

حملات هوایی → تضعیف ایران → فروپاشی مقاومت → پیروزی سیاسی

اما مرحله سوم اتفاق نیفتد، واشنگتن با یک انتخاب دشوار مواجه خواهد شد:

یا تشدید جنگ، یا پذیرش اینکه اهداف اولیه محقق نشده‌اند.

تجربه جنگ‌های طولانی آمریکا نشان می‌دهد فاصله میان پیروزی تاکتیکی و پیروزی سیاسی می‌تواند بسیار زیاد باشد.

هزینه جنگ فقط نظامی نیست

جنگ طولانی می‌تواند چندین هزینه همزمان برای آمریکا ایجاد کند:

هزینه نظامی

مصرف مهمات، تجهیزات و منابع انسانی.

هزینه اقتصادی

افزایش هزینه عملیات و نیاز احتمالی به بودجه‌های اضافی.

هزینه سیاسی

افزایش فشار مخالفان و نگرانی رأی‌دهندگان.

هزینه راهبردی

کاهش توان آمریکا برای واکنش به بحران‌های دیگر در جهان.

هزینه انسانی

افزایش فشار جسمی و روانی بر نیروهای اعزام‌شده.

از همین رو، مسئله هگست تنها یک اختلاف شخصی یا سیاسی نیست؛ بلکه به بحثی درباره ظرفیت واقعی آمریکا برای ادامه جنگ تبدیل شده است.

چرا این انتقاد اکنون مهم‌تر شده است؟

زمان‌بندی این انتقاد اهمیت زیادی دارد.

هرچه جنگ طولانی‌تر شود، دولت ترامپ با سه سؤال سخت‌تر مواجه خواهد شد:

هدف نهایی جنگ چیست؟

چه زمانی جنگ پایان خواهد یافت؟

هزینه رسیدن به این هدف چقدر خواهد بود؟

اگر پاسخ روشنی به این پرسش‌ها وجود نداشته باشد، خطر تبدیل شدن جنگ به یک درگیری فرسایشی افزایش پیدا می‌کند.

انتخابات میان‌دوره‌ای؛ جنگ به یک مسئله سیاسی تبدیل می‌شود

جنگ ایران می‌تواند در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا اهمیت بیشتری پیدا کند.

در صورتی که جنگ طولانی شود و هزینه‌های آن افزایش یابد، مخالفان ترامپ می‌توانند عملکرد دولت در خاورمیانه را به یک موضوع انتخاباتی تبدیل کنند.

در چنین شرایطی، کاخ سفید ممکن است برای نشان دادن تغییر مسیر، به تغییر در تیم امنیت ملی و دفاعی خود فکر کند.

از این منظر، آینده هگست فقط به میدان جنگ وابسته نیست؛ به سیاست داخلی آمریکا نیز گره خورده است.

پیامد بزرگ‌تر برای آمریکا: فراتر از ایران

اگر ارزیابی کوئینسی درباره فشار بر ذخایر تسلیحاتی درست باشد، پیامد جنگ می‌تواند بسیار فراتر از ایران باشد.

آمریکا باید همزمان توان بازدارندگی خود را در برابر سایر قدرت‌ها و بحران‌های احتمالی حفظ کند.

بنابراین، پرسش استراتژیک واشنگتن فقط این نیست که:

«آیا می‌توانیم جنگ ایران را ادامه دهیم؟»

بلکه این است:

«اگر تمام منابع خود را در این جنگ مصرف کنیم، برای بحران بعدی چه چیزی باقی می‌ماند؟»

جمع‌بندی؛ بحران هگست، بحران راهبرد جنگ آمریکا

تحلیل کوئینسی یکی از صریح‌ترین انتقادهای مطرح‌شده علیه پیت هگست در میانه جنگ ایران است.

این اندیشکده معتقد است هگست در سه حوزه کلیدی شکست خورده است:

ارزیابی واقع‌بینانه توان نظامی آمریکا؛

سنجش احتمال دستیابی به پیروزی؛

و مدیریت پیامدهای جنگ برای نیروهای آمریکایی.

اما اهمیت واقعی این انتقاد فراتر از آینده یک وزیر است.

مسئله اصلی اکنون این است که آیا دولت ترامپ راهی برای تبدیل برتری نظامی آمریکا به یک نتیجه سیاسی قابل دستیابی دارد یا نه.

اگر پاسخ منفی باشد، تغییر وزیر دفاع ممکن است تنها یک تغییر سیاسی باشد؛ نه تغییری در مسیر جنگ.

و این همان نقطه‌ای است که جنگ ایران می‌تواند برای دولت ترامپ از یک عملیات نظامی به یک بحران سیاسی تمام‌عیار تبدیل شود.

منابع

Quincy Institute for Responsible Statecraft / Responsible Statecraft، تحلیل با عنوان «Hegseth has been a disaster. It’s time for Trump to fire him.» (Responsible Statecraft)

Quincy Institute درباره جنگ ایران و پیامدهای آن. (Responsible Statecraft)

اخبار مرتبط

دیدگاه خود را بنویسید

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید