مسعود پزشکیان از روزی که به نهاد ریاست جمهوری پا گذاشت، شاهد حوادث و اتفاقات متعددی بوده است تا جایی که بعضی او را «بدشانسترین رئیس جمهور پس از انقلاب» و «دولت بیمهلت» میخوانند.
رئیس جمهور ایران در بدو ورود به نهاد ریاست جمهوری در مراسمی که زنده از تلویزیون پخش میشد، با قرآن استخاره کرد که این آیه آمد: «در صف اقوام گمراهی از جن و انس که پیش از شما بودند در آتش وارد شوید…»
به نظر میرسید آقای پزشکیان انتظار چنین آیهای از قرآن را نداشت و خطاب به حاضران گفت: «آره بابا! خیلی بده…»
بعد، با لبخندی تلخ، قرآن را بست و به راهش ادامه داد تا به دفتر جدیدش رسید. حالا از آن چله تابستان تا چله زمستان بیش از شش ماه میگذرد.
مسعود پزشکیان در همان شب نخست پس از مراسم تحلیف ریاست جمهوری یعنی نهم مردادماه با کشته شدن اسماعیل هنیه، رهبر سیاسی حماس در تهران روبرو شد. او تا زمان منع مذاکره با آمریکا از طرف آیتالله خامنهای، با اتفاقات و حوادث متعددی در ایران، منطقه و جهان مواجه بوده است.
بروز مسائل و مشکلات کلان داخلی و خارجی این موضوع را در رسانهها و شبکههای اجتماعی تقویت کرده است که آقای پزشکیان و دولتش «جوانمرگ» شده است و راهی جز استعفا ندارد، اگر هم استعفا ندهد کاری از پیش نخواهد برد و محکوم به گذران روزها و اجرای اقدامات حداقلی است.
«استعفا نمیدهم»
طرفداران و حامیان مسعود پزشکیان در هفتههای اخیر بارها هشدار دادهاند که رئیس جمهور فرصت زیادی ندارد و باید دست به اقدامات مهمی بزند و اگر به همین روال «بیعملی» ادامه دهد «سرمایه اجتماعی و اعتماد ۵۰ درصدی رای دهندگان» را از دست میدهد؛ اعتمادی که به گفته عباس عبدی، فعال سیاسی و رسانه «از ابتدا هم ضعیف بود».
آقای پزشکیان در دوران قبل و بعد از انتخابات بارها بر مذاکره برای رفع تحریمها تاکید کرد. با آغاز به کار دولت چهاردهم، تعدادی از معاونان و مدیران دولت صریحتر صحبت کردند و به رغم آنکه درباره این موضوعات معمولا در سطوح بالاتر و با نظر مستقیم رهبر جمهوری اسلامی تصمیمگیری میشود، رفع تحریمها از طریق مذاکره مستقیم با دونالد ترامپ را بارها تکرار کردند.
از سخنان آنها چنین برداشت میشد که حاکمیت نیز برای حل بحرانهای اقتصادی و ناترازیها مایل به رفع تحریمهاست و این خوشبینیها آنقدر بالا رفت که علی عبدالعلیزاده، نماینده رئیس جمهور در هماهنگی اجرای سیاستهای کلی توسعه دریامحوراعلام کرد که برقراری روابط با آمریکا در دو سه ماه «شدنی» است.
اما اظهارات علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی ایران در نوزدهم بهمنماه که گفت مذاکره با آمریکا «نههوشمندانه، نهعقلانی و نه شرافتمندانه» است، آب سردی بر روی ایده طرفداران مذاکره با آمریکا بود و چنین استنباط شد که با بسته شدن باب مذاکره، راههای امید به کارآمدی دولت نیز بسته شده و آقای پزشکیان راهی جز استعفا ندارد.
این حرفها آنقدر بالا گرفت که شایعاتی مطرح شد که رئیس جمهور استعفا داده است ولی مسعود پزشکیان هم در ۲۲ بهمنماه در مراسم سالگرد پیروزی انقلاب و هم در روز ۲۴ بهمنماه تاکید کرد که «استعفا نمی دهم و تا آخر خواهم ماند».
از نظر افرادی مانند بیژن اشتری، نویسنده و مترجم کتابی درباره شوروری و بلوک شرق، در نظام جمهوری اسلامی ایران «استعفای مقامات جزو محرمات (تابو) است و حتی عملی اعتراضی و خائنانه به شمار میرود. کسی که مورد لطف نظام قرار گرفته و وارد حلقه بالایی قدرت شده، آن هم در حد رئیس جمهور، اصولاً حق استعفا ندارد.»
آقای اشتری در صفحه اینستاگرامش با اشاره به اینکه در جمهوری اسلامی «استعفا» سابقه تاریخی ندارد، نقش «رهبر» را در انتخاب رئیس جمهور و وزرا کلیدی و مهم میداند و میگوید: «مانند یک شبکه و باند مافیا آمدن با پای خودت هست اما خارج شدن از آن محال است.»
بررسی سوابق روسای جمهور نشان میدهد که در دولتهای مختلف هرازگاهی موضوع استعفا در رسانهها مطرح شده است و جدیترین مورد آن به زمان خانهنشینی یازده روزه محمود احمدینژاد در سال ۱۳۹۰ برمیگردد. در آن زمان مشاور رسانهای آقای احمدی نژاد اعلام کرد که استعفایی در کار نیست و «کسی که برای خدمت آمده تا آخرش میماند؛ تا شهادت میماند.»
پزشکیان در مرحله «پات»
بررسی سخنان اخیر مسعود پزشکیان نشان میدهد که در موضوع مذاکره با آمریکا، ادبیات گفتاری او با سخنان رهبر جمهوری اسلامی ایران هماهنگ و «ولایت مدارانه»تر از گذشته شده است. طیفهای محافظهکار و مخالفان مذاکره با آمریکا در رسانهها هم به تعریف و تمجید از آقای پزشکیان پرداختهاند.
صدای مذاکره با آمریکا در دولت خاموش شده است و شرایط برای فعالان سیاسی، روزنامهها و رسانههایی که موافق مذاکره با امریکا بودند تنگ و بسته شده است. در سوی دیگر میدان، فضا برای گروههای تندرو باز شده است تا جایی که حمید رسایی، نماینده محافظهکار مجلس اعلام کرد که هرکس از مذاکره با آمریکا صحبت کند «بیشرف» است.
به نظر میرسد هم اکنون مسعود پزشکیان با مجموعهای از مشکلات داخلی و بینالمللی درهم تنیده مواجه است که همچون کلافی سردرگم دولت را در چندماهه آغاز به کارش با بحران کارآمدی روبرو کرده و بدنه آن را نیازمند جراحی زودهنگام کرده است.
حمید آصفی، فعال سیاسی معقتد است که پزشکیان در موقعیت «پات» در شطرنج قرار گرفته است و هیچ حرکتی نمیتواند انجام بدهد. پات وضعیتی در بازی شطرنج است که حریفی که نوبت حرکت با اوست، بی آنکه در معرض کیش باشد، هیچ حرکت قانونی نتواند بکند.
آقای آصفی در گفتوگو با بیبیسی فارسی با اشاره به وعدههای مسعود پزشکیان از جمله رفع فیلترینگ،و تصویب «افای تیاف» و تاکید بر اهمیت و ادامه مذاکرات برجام میگوید: «مسعود پزشکیان، مثل جراحی است که در وسط عمل، متوجه میشود چاقویش را گم کرده است. او با دستان خالی، بدون حمایت کامل رهبری، بدون اجماع و حمایت داخلی نمیتواند کاری انجام دهد و ایران را از باتلاقی که در آن گرفتار شده است بیرون بیاورد.»
این فعال سیاسی با اشاره به سوابق آقای پزشکیان از جمله در نمایندگی مجلس، معتقد است او در شرایط فعلی بین خواسته مردم برای بهبود معیشت و «دستور بالاسریها» گیر کرده است.
به گفته حمید آصفی، «پزشکیان دیروز، نماینده مجلس مرتبط با کف جامعه بود و امروز به رئیسجمهوری بدل شده که حتی جرئت “غرزدنهای نیمبند” حسن روحانی را نیز ندارد.»
احمد زیدآبادی، روزنامهنگار اصلاحطلب در یادداشتی درباره موقعیت رئیس جمهور در شرایط امروز نوشت «دکتر پزشکیان و کابینهاش عملا در ساختمان پاستور محصور شدهاند و شب و روز هم بیوقفه توسط شبکههای تلویزیونی داخلی و فرامرزی بمباران میشوند.»
آقای زیدآبادی نوشت: دولت «زیر بار تبلیغات پرحجم شبکههای داخلی و خارجی، در گوشه رینگ گیر افتاده است! از این جهت و از جهات متفاوت دیگر، دولت در حال غرق شدن در باتلاق پاستور است و خودش هم ظاهراً خبر ندارد.»
بحرانهای اقتصادی و راهحلها
با توجه به مشکلات و ناترازیهای متعدد اقتصادی در ایران این سوال مطرح میشود که آیا پزشکیان و دولتش راهی برای گذر از اوضاع کنونی دارند یا محکوم به شکست هستند؟
هادی کحالزاده، کارشناس مسائل اقتصادی با اشاره به عملکرد چندماهه دولت، معتقد است آقای پزشکیان کاریزما و توان رهبری دولت را ندارد و قادر به ایجاد هماهنگی در بین اعضای دولت نیست.
او میگوید «اگر در دوران ابراهیم رئیسی شاهد ناتوانی دولت در تصمیمگیری بودیم اما در دولت فعلی علاوه بر ناتوانی در تصمیمگیری، فاقد یک دورنما و دید و برنامه هماهنگ هستیم و به جای وفاق و همدلی شاهد انشقاق و صداهای مختلف و ناهماهنگی هستیم.»
آقای کحالزاده به بیبیسی فارسی گفت: بازگشت ایران به میز مذاکره و فعال نشدن «مکانیزم ماشه» از سوی غربیها یک فرصت برای دولت پزشکیان است.
این کارشناس مسائل اقتصادی از سوی دیگر براین باور است که در حال حاضر ایران با حدود دو هزار و ۶۰۰ تحریم روبرو است و تحریمهای بیشتر نمیتواند در کوتاه مدت شوک جدیدی به اقتصاد وارد کند و دولت را به زانو درآورد.
مهرماه سال آینده توافق ده ساله برجام به پایان میرسد و در این مدت اگر «مکانیزم ماشه» طبق بندهای ۳۶ و ۳۷ توافق برجام، فعال شود و پرونده هستهای ایران به شورای امنیت برگردد میتوان انتظار داشت که ایران با مخمصه تازهای روبرو شود.
آقای کحالزاده معتقد است دولت چارهای ندارد جز اینکه در بودجه و اولویتبندیهای اقتصادی تجدید نظر کند. حذف یا کاهش بودجه نهادها و سازمانهای نظامی و فرهنگی مانند صدا و سیما، صرفهجویی در زمینههایی مانند انرژی و تمرکز بر روی معیشت و زندگی مردم میتواند میزان «تابآوری» مردم را در مقابل تورم و مشکلات متعدد اقتصادی بالا ببرد و از این طریق موجب رضایت مردم شود. بر این اساس پرداخت کالابرگ و تامین مواد غذایی آنها میتواند راهکاری برای مقابله با بحرانهای اقتصادی موجود باشد.
روزنامه هممیهن روز ۲۵ بهمنماه، شش روز بعد از سخنان آقای خامنهای درباره منع مذاکره با آمریکا در گفتوگو با کارشناسان و فعالان سیاسی به بررسی موقعیت جدید مسعود پزشکیان در قامت رئیس جمهور پرداخت و این سوال را مطرح کرد که چه راهی پیش روی آقای پزشکیان است.
حمیدرضا جلاییپور، فعال سیاسی اصلاحطلب معتقد است که دولت در شرایط «شبهجنگی» قرار دارد و راه مقابله با تهدیدات «همراهی بین حکومت و مردم» است.
این فعال سیاسی راهکار دولت در شرایط موجود را در «اذیت» نکردن مردم، رفع فیلتر تلگرام و اینستاگرام، تصویب افایتیاف، بازنگری در برنامههای صدا و سیما و افزایش یارانهها میداند.
محمد عطریانفر، فعال سیاسی اصلاحطلب معتقد است که دولت نمیتواند برخلاف نظر «رهبری» کاری انجام دهد و «دوگانهسازی» میان دولت و حاکمیت «تصور غلطی است.»
آقای عطریانفر تاکید دارد که «در عرصه سیاست بینالملل و مواضع ایران در رابطه با غرب و آمریکا، برنامه هستهای و برجام، افایتیاف و… همه مطابق با نظر رهبری است و دولت نه این کار را میکند و نه میتواند گامی مخالف بردارد.»
«ناکامی» زودهنگام
بسیاری از منتقدان حکمرانی در ایران با محمد عطریانفر، هم نظرند که سیاستهای کلان و بخش اعظم تصمیمات مهم کشور در عرصه سیاسی و اقتصادی در اختیار رهبر جمهوری اسلامی ایران است و بدون اراده و نظر او امکان حل و فصل مشکلات میسر نیست. به اعتقاد آنان، «اگر علی خامنهای اجازه مذاکره را میداد امروز شاهد موجی از تحلیل و تعریف و تمجید از مذاکره با آمریکا بودیم.»
سابقه دولتهای گذشته نشان میدهد که روسای جمهور در اجرای بسیاری از اهدافشان در موقعیت «آچمز» و تعارض با سیاستهای آقای خامنهای قرار گرفتهاند و اختلافات آنها به گونهای بوده است که افرادی مانند محمد خاتمی و حسن روحانی پس از پایان دورهشان طرد و یا ردصلاحیت شده و و فرصت بازگشت به قدرت نداشتهاند.
معضلات و تعارض در نظام حکمرانی باعث شده است که تغییر نظام ریاستی به نظام پارلمانی یا بازگشت به سیستم نخستوزیری بارها مطرح شود. در تازهترین نمونه، عثمان سالاری، نایب رئیس کمیسیون حقوقی مجلس روز دوم اسفند پیشنهاد کرد که «بهتر است رئیسجمهور توسط رهبری انتخاب شود.»
علی خامنهای در سال ۹۰ در سفر به کرمانشاه گفته بود «امروز نظام ما نظام ریاستی است؛ یعنی مردم با رأی مستقیم خودشان رئیسجمهور را انتخاب میکنند؛ تا الان هم شیوه بسیار خوب و تجربه شدهای بوده است. اگر یک روزی در آیندههای دور یا نزدیک احساس شود به جای نظام ریاستی مثلاً نظام پارلمانی مطلوب است، هیچ اشکالی ندارد؛ نظام جمهوری اسلامی میتواند این خط هندسی را به خط هندسی دیگری تبدیل کند؛ تفاوتی نمیکند.»
جدا از اهمیت نقش رهبر جمهوری اسلامی ایران در فرایند تصمیمگیری، به طور مشخص درباره کابینه مسعود پزشکیان نیز این نکته در رسانهها و شبکههای اجتماعی مطرح میشود که پروژه تشکیل «دولت وفاق» ناموفق بوده است و نتوانسته است در میان گروهها و جریانهای سیاسی پیوندی برقرار کند.
غلامعلی جعفرزاده ایمنآبادی، نماینده پیشین مجلس به روزنامه هممیهن گفته است: «از ابتدا استخوانبندی و ساختار این دولت ایراد داشته است. ۷۰ درصد اعضای این دولت، افرادی هستند که به آقای پزشکیان رای ندادهاند. بیش از ۵۰ درصد آنها هنوز گزارشهایشان را به سعید جلیلی یا محمدباقر قالیباف میدهند و به نوعی پزشکیان را قبول ندارند.»
عباس عبدی، روزنامهنگار اصلاحطلب در هفدهم بهمنماه در یادداشتی در روزنامه اعتماد با اشاره به وعدههای عملی نشده مسعود پزشکیان، از منع انتشار نظرسنجیها درباره دولت انتقاد کرد و آن را «خیانت» به جامعه و خلاف اخلاق و آگاهیهای جمعی دانست.
آقای عبدی نوشت: « نظرسنجی “موسسه شناخت” نشان میدهد که امید و اعتماد نسبت به آغاز کار این دولت تا حدود یکسوم و حتی بیشتر کاهش یافته است.»
بررسیها نشان میدهد که مشکلات آقای پزشکیان فقط معطوف به فیلترینگ، بازنشدن فضای سیاسی، بسته شدن باب مذاکره و ادامه تحریمها نیست. او با مجموعهای از مشکلات و نارساییهای داخلی هم روبرو است که از آنها به عنوان «ابرچالش» یا «ابربحران» یاد میشود.
مساله کمبود انرژی و برق، آلودگی هوا، تعطیلات پیاپی در اکثر استانهای ایران به دلیل ناترازیها، افزایش قیمت ارز و تورم و … همانند بهمنی است که برروی دولت آوار شده است.
این روزها منتقدان اصلی مسعود پزشکیان طرفداران و حامیان او هستند و در روزهای اخیر بارها از او خواستهاند که «تصمیمی» بگیرد و از این حالت «بیعملی» و خنثی بودن و دادن نصحیت و شعار دوری کند.
آنها میپرسند: «رئیسجمهور و کابینهاش مشغول چه کاری هستند؟»
.
بی بی سی