back to top
خانهدیدگاه هامحمد شوری: شبان این گله روحانیت است!

محمد شوری: شبان این گله روحانیت است!

 

این یک داستان واقعی ست.
داستان روحانیت(داستان دوم)
از: محمد شوری
(نویسنده و روزنامه نگار)
سال ها پیش محمدرضا فاکر (متوفی ۲۱بهمن ۱۳۸۸) یکی از نمایندگان سابق مجلس شورای اسلامی و ایضا در دوره ای نیز نماینده ی خمینی در سپاه، در سمینار ائمه و جماعات در مرکز سپاه پاسداران اصفهان گفته بود:
شبان این گله روحانیت است. اگر این شبان از این گله جدا شد، گله در کام گرگ است!
و بعد در دنباله ی سخن خود می گوید:
در همه ی نهادها حضور روحانیت لازم است. در سپاه که دیگر امام رسما اعلام کردند. در جهاد همین جور. همه ی این نهاد ها روحانی لازم دارند و تا وقتی که روحانی در راس امور نباشد فعلا اطمینان کامل نیست. و این وظیفه، وظیفه ی همه ماست که این بار را بدوش بگیریم. من جسارت نمی کنم به برادران غیر روحانی. ولی روحانی غالبا اسلام را با گوشت و پوستش و با خونش لمس کرده. نوع روحانیون بر ای دنیا، دینشان را نمی فروشند. روحانی برای زندگی خودش، مسئولیتش را رها نمی کند. روحانی گروه گرایی و حزب گرایی و سازمان گرایی ندارد. روحانی اسلام  را و قرآن را و راه اهل بیت عصمت و طهارت را بر همه چیز مقدم می دارد. دیگران هم دارند، ولی این مطمئن تر است و این که مطمئن تر است باید باشد!
(منبع: کتاب: امام و روحانیت. از انتشارات دفتر سیاسی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی. تاریخ انتشار ۱۳۶۲)
هاشمی رفسنجانی نیز بر اساس آن حس مالکیت داشتن روحانیت بر سرنوشت کشور و مردم، با مخاطب قرار دادن طیف هایی مثل مهدی بازرگان و ابوالحسن بنی صدر، با منت گذاشتن بر آنان، قیم مآبانه در یکی از خطبه های نماز جمعه این چنین گفته است:
برادران! ما به خدا مایلیم که با هم باشیم و کار بکنیم! دلیلش هم: حسن نیت ما که اول بار این حکومت را با همه چیزش دادیم دست شماها!
(کتاب در مکتب جمعه،ج ۷،ص۲۲۹، سیزده آبان ۱۳۶۲).
و بعد در ادامه می گوید:
ما برایمان انقلاب اصل است! و امام اصل است! و اسلام اصل است! اگر این انقلاب یک روزی نیاز به خفقان پیدا کرد، خفقان پیش می آوریم؛ اما امروز ایجاب نکرده هنوز! (همان).
با استمرار ولایت فقیه توسط علی خامنه ای و بر مبنای همان اصل ژن سید بودن، که روحانیون وارث و جانشین ائمه هستند، برای حفظ نظام که بقای آن ارحج و واجب اولی است بر احکام اسلام، این خفقان سال هاست که بر مردم تحمیل شده. روحانیت همواره _چه پیش از بدست آوردن قدرت سیاسی با سرنگون شدن سلطنت پهلوی و چه بعد از آن_  عوام، و توده های مردم را صغیر، نابالغ و عقب افتاده ی ذهنی می داند. اکثریت آنان بر این باور بوده و با استناد به روایات و احادیث آن را مکتوب و یا در منابر به هنگام وعظ و تبلیغ بیان می کنند. آنان خود را متخصص انحصاری در اسلام شناسی و مذهب تشیع می دانند و در یک سلسله مراتب، بعد از نواب خاص در دوران غیبت صغرا، خود را نواب عام امام زمان در دوران غیبت کبرا می دانند و تشکیل یک حکومت اسلامی همیشه از آرمان ها و آرزوهای دیرینه ی آنان بوده که با تاسیس جمهوری اسلامی در سال ۱۳۵۸ تصور خود از حکومت اسلامی را با اصل ولایت فقیه و شورای نگهبان در عینیت جامعه به تصدیق رساندند!
به زعم و نگاه آنان، قانون خدا تغییر ناپذیر است و ایدئولوگ و کارشناس آن هم فقط روحانیت است و دیگران حق اظهار نظر ندارند. در واقع نه تنها مردم را فاقد عقل و شعور و فهم در بیان قانون خدا، که همان  اسلام شیعی روحانیت است می دانند، بلکه از دیگر افراد صاحب دانش در دیگر حوزه های علوم نیز بدلیل اینکه فقه نمی دانند رای آنان را هم صائب ندانسته، غیر قابل قبول و فاقد ارزش حقوقی می دانند.
در حقیقت قانون خدا، که همان طریقه ی مذهب تشیع است، فهم و درک آن هم صرفا در اختیار کسانی ست که در حوزه فقه خوانده اند می باشد و بر همین سبیل، مردم صغیر بوده و چون کودک نابالغ و یا فرد سفیه و دیوانه و عقب مانده ی ذهنی، درک درستی از دین ندارند.
در رسانه ها و شبکه های اجتماعی فیلمی از یک روحانی که در حال کتک زدن یک زن مسن است مورد توجه خاص و عام قرار می گیرد. سوای حاشیه های خبری و تحلیلی که از آن شد، یک استنباط و فحوای مستتر و پنهان هم در آن هست و آن حس و شائبه و توهم  قیمومیت روحانیت است بر مردم و عوام.
روحانیت شیعه، بر اساس تکرار و تکرار مکرر خود از برخی روایات و احادیث در منابر و روضه خوانی برای عوام _ که علاوه بر جعلی، و غیر مستند بودن، تحریف  و تحلیل انحرافی از آن هم می شود، همچون آن حکایت ملا نصرالدین از نذری خانه همسایه _که خودش آنرا ساخته بود و بعد خودش هم باور کرده بود_ این امر بر آنان مسجل شده که آنان نماینده ی ائمه و امامان و با یک واسطه نماینده ی بلا عزل خداوند هستند تا مردم و عوام را از گزند گرگ و ددان رهانیده و به مقصد بهشت و رهایی رستگار  و هدایت کنند!!
علی خامنه ای رهبر نظام ولایت فقیه که بیش از ۳۳ سال در ایران حکمرانی می کند، در یکی خطبه های خود در نماز جمعه خطاب به نمازگزاران با پیوند زدن ژن نسبی خمینی به امامان، آن را نیز به روحانیت گره زده، می گوید:
امام امت بر مسند امام صادق  صلوه الله علیه که پدر معنوی او و پدر نسبی اوست نشسته است. و همین راه را، همان خط را دنبال می کند. و سرنوشت روحانیت اصیل اسلام با سرنوشت امام صادق یکی بود و اگر چه مدتی از هم جدا شده بود! این دو خط اما به فضل پروردگار و به همت عالمان دین شناس بزرگوار؛ این دو خط به هم پیوست!
(هفته پنجاه و نهم، ۱۴شهریور ۱۳۵۹ کتاب در مکتب جمعه، ج ۲، ص ۲۹۰).
روحانیت خود را تنها شارح سخن خدا و مترادف با اسلام می دادند. تصور آنان این است که قرآن بدون روحانیت مانند همان قرآنی  است که لشگر معاویه بر سر نیزه کرد! قرآن، اسلام و تشیع فقط با روحانیت است که  هویت پیدا می کند!
این ذهنیت و عقیده اینگونه در سخنان علی خامنه ای  مشهود است:
می خواهند روحانیت مبارز را از بین ببرند. البته روحانیت در این جامعه از بین رفتنی نیست.
تا اسلام در جامعه است، روحانیت هم هست!
تا قرآن مورد احترام مردم است، مفسر قرآن و شارح قرآن هم که روحانیت است، هست!
این برو و برگرد ندارد! (تکبیر نمازگزاران).
[خطبه نماز جمعه،۶ تیر ۱۳۵۹، کتاب در مکتب جمعه، ج ۲، ص ۲۰۶].
روحانیون هم چنین خود را مصداق این آیه از قرآن که: النَّبِیُّ أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ… سوره ۳۳، آیه ۶،  می دانند. هر چند به صراحت چنین تفسیری نمی کنند. ولی از لابلای همان فقه و احادیث و روایات، خود را قیم مردم و مردم را صغیر و نابالغ فرض کرده و لذا همچون خدا فرمان می دهند و گناهکاران را جزا، و متقیان را پاداش!!
احمد علم الهدی  یکی از ائمه ی جمعه و والی خراسان، اخیرا اعتراف کرده که مردم از نگاه وی فقط  متدینین هستند. ایشان گفته:
ما متدینان را به نام «مردم» می‌شناسیم. برای ما آن مردم لائیک موضوعیت ندارد، مردمِ متدین موضوعیت دارند‌. اگر متدینان بر مبنای دینی از حرف من خوش‌شان نیامد، حتما باید عذرخواهی کنم!
و طبعا متدینین از نظر ایشان آن هایی هستند که به روحانیت وجوهات می دهند و اموال منقول خود را وقف آن ها می کنند. و از آن ها بر حسب تکلیف شرعی  و بدون پرسش و چرایی، اطاعت کرده و تقلید می کنند.
غیر از این، مردم _ به تعبیر فاکر _همان گله، _و به تعبیر هاشمی رفسنجانی_ باید آنان را از قرقگاه دور نگاه داشت تا به گناه آلوده نشوند!
هم چنین احساس تکلیف کردن، تکلیف شرعی، از جمله نگاه بالا به پائین روحانیت است که خود را صاحب و مالک و ارباب می بیند.
از حجت الاسلام موسوی خوئینی سوال شد:
چرا از سازمان رادیو و تلویزیون کناره گیری کردید؟
ایشان در پاسخ گفت:
این استعفا نبوده، چون دستور امام یک تکلیف شرعی بود و از تکلیف شرعی نمی شود استعفاء داد!
من گفته ام دراین شرایط این وظیفه ی شرعی را نمی توانم انجام دهم. وقتی شرایط آماده شد و سیستمی که من مدیریتش را قبول ندارم بهم خورد و آن سیستمی که ما گفتیم قبول شد و جایگزین شد، آنوقت خود بخود بکارمان ادامه می دهیم.
(روزنامه انقلاب اسلامی ۴ مرداد ۱۳۵۸).
استعفا و کنار کشیدن از قدرت را هم گناه و خلاف شرع می دانند:
علی خامنه ای همان ابتدای انقلاب و در یکی از خطبه های نماز جمعه خود این چنین گفته است:
روحانیتی که سمت ها و مسئولیت هایی را از روز اول انقلاب تا امروز بر دوش گرفته است جز امتثال فرمان خدا و جز احساس مسئولیت در مقابل این ملت و جز ادامه ی کاری که در طول سالیان دراز انجام می داده، هیچ غرض دیگری نداشته. استعفا کردن از کار، آسانترین کارهاست. ما از روز اول، روز دوم، ماه سوم، ماه پنجم می توانستیم از شورای انقلاب استعفا بدهیم. روزی ۱۸ ساعت، ۱۹ ساعت  کار نکنیم و توقع در مردم برنیانگیزانیم. یک گوشه ای بنشینیم نق برنیم بنویسیم، وجیه المره و مقبول العموم! اینکار را می توانستیم بکنیم. همه کس می تواند یک گوشه ای بنشیند، هیچ مسئولیتی قبول نکند و نق بزند و اعتراض بکند و مردم بگویند که راست می گوید! این کار را نکردیم. نگاهی که انسان به چهره ی معصوم منور تابناک امام می کند و  نگاهی که انسان به چهره ی نیازمند این امت می کند، وقتی که انسان به دقت گوش فرا می دهد و احساس تکلیف را با گوش وجدان خودش می شنود و لمس می کند و سنگینی بار وظیفه را مجبور می شود که این زحمت زیاد را تحمل کند!
(هفته پنجاه و دوم،۲۷ تیر ۱۳۵۹، کتاب در مکتب جمعه، ج ۲، ص ۲۳۱).
و در خطبه ای دیگر این چنین:.
از این راه وارد می شوند تا روحانیت از صحنه کنار بکشد، بگویند و بگویند و بگویند تا چهار تا روحانی که به دستور امام و نصب امام هر کدام از ماها، از این روحانیون یک مسئولیتی را داریم، خوشبختانه به دستور و نصب خود امام است _یعنی غالبا اینجور است_ همین چند نفر روحانی که مسئولیت به نصب امام دارند، این ها خسته بشوند، ناراحت بشوند، قهر کنند، بروند کنار، میدان خالی بشود. ما از میدان کنار رفتن را مایه ی راحتی خودمان می دانیم؛ … من در دو سه ماه قبل خدمت امام عرض کردم ما این را فرار از ضعف می دانیم. فرار از ضعف یعنی پشت کردن به میدان مبارزه و جهاد و این از گناهان  کبیره است!
(نماز جمعه، هفته شصت و نهم، ۲۳ آبان۱۳۵۹،کتاب در مکتب جمعه، ج ۲، ص ).
این نوع  نگاه به مردم با تاسیس ج‌ا.ا، و در اصل همان حکومت اسلامی، مورد قبول روحانیت و  با اصل ولایت فقیه ۴۴ سال است ادامه دارد.
روزنامه اطلاعات ۸ آبان ۱۳۵۸ با انتشار مقاله ای و با عنوان: ولایت فقیه یعنی چه، نوشته  است:
می گویند ولایت فقیه آنطور که در فقه ما است، سرپرستی فقیه از کودکان خردسال، یتیم و سفیهان است. آیا لازم دانستن اینگونه سرپرستی و ولایت برای ملتی که با رشد و آگاهی خود قیام و انقلاب کرده، اهانت نیست!؟
می گویند: ولایت، یکنوع حکومت است که قبل از مشروطه سرزمین ایران را میان والی نشین ها تقسیم کرده بود و آن ها، حاکم مطلق بر جان و مال و ناموس مردم بودند و ظاهرا این معنا هم از چنان معنای والی گرفته شده، یعنی والی ها ملت را همان کودکان صغار و سفیهان حساب می کردند که محتاج به ولی و والی بودند، آیا حالا هم منظور همین است؟ و از این به بعد آیا کشور ما میان فقها تقسیم می شود و هر فقهیی یکی از استان های بزرگ کشور را تحت نفوذ گرفته و بر مردم آن حکم می راند، بی آنکه تعهدی برابر قانون داشته باشد؟
(ن.ک.به: حکایت حکومت ولایت فقیه در سرزمین ایران [ قسمت۱۳۰] بخش سوم از فصل دوم (۷). در همین کانال).
خمینی نیز در درس های خود در مورد حکومت اسلامی و ولایت فقیه که آنرا در سال ۱۳۴۸ بیان کرده  گفته است:
ولایت فقیه از امور اعتباری عقلایی است و واقعیتی جز جعل ندارد. مانند جعل (قراردادن و تعیین)  قیّم برای صغار. قیم ملت با قیّم صغار از لحاظ وظیفه و موقعیت هیچ فرقی ندارد. مثل این است که امام(ع) کسی را برای حضانت، حکومت یا منصبی از مناصب تعیین کند، در این موارد معقول نیست که رسول اکرم(ص) و امام با فقیه فرق داشته باشد…همین ولایتی که برای رسول اکرم(ص) و امام در تشکیل و اجرا و تصدی اداره هست برای فقیه هم هست.
[از کتاب: ولایت فقیه. درس های روح الله خمینی، حوزه علمیه نجف، بهمن ۱۳۴۸].
پایان داستان دوم.
آنچه در داستان سوم می خوانید: بودجه  و بودجه خوار؛ پولشویی روحانیت!
تهران. ایران. ۷ مرداد ۱۴۰۲
محمد شوری(نویسنده و روزنامه نگار)
t.me/shourimohammad
اخبار مرتبط

دیدگاه خود را بنویسید

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید