back to top
خانهنویسندگانمحمود دلخواسته: چگونه، خامنه ای، تنفر از تیم ملی فوتبال را مهندسی...

محمود دلخواسته: چگونه، خامنه ای، تنفر از تیم ملی فوتبال را مهندسی و اینگونه بحرانی را از سر رد کرد؟

Delkhsteh-Mahmoud-1شاید در تاریخ مسابقات بین المللی بی سابقه باشد که مردمی از تیم ملی خود متنفر و شکست تیم آنها را شاد کند.

چگونه اینگونه شد؟

مردم انگستان را نخبگان فناتیک ناسیونالیست که خود را از ما بهترون می دانستند و آقای دنیا، با دروغ و فریب رسانه ای، به طرف برگزیت هل دادند و اینگونه ملتی تاریخی که به هشیاری سیاسی و خونسردی در قضاوت معروفیت داشت، رای به فقیر شدن و منزوی شدن و کوچکتر شدن اقتصاد خود داد و اینگونه به «مرد بیمار اروپا» تبدیل گردید.

این مثال برای این بود که نشان داده شود که بسیار اتفاق می افتد که مردمی را به عملی می دارند و آن مردم با ذوق و شوق به دنبال کسان و جریانهایی بیافتند که بر ضد منافع و حقوق آنها عمل می کنند.

در مورد ایران و کسانی که تیم ملی کشور را، تیم خامنه ای توصیف و در برابر جهان و در هنگام مسابقه آنها را بیشرف خواندند و چنان به روحیه آنها ضربه زدند که بزرگترین شکست تاریخی تیم ملی را نصیبشان کرد، این “موفقیت” حاصل شد. این کافی نبود، در خیابانها جشن شکست تیم ملی را گرفتند و بعضی در بیخردی سیاسی کامل و نبود عرق ملی، کار را بدانجا رساندند که پرچم انگستان را در استادیوم و خیابانهای ایران حمل کردند.

چگونه اینگونه شد و چگونه «تیم خامنه ای» توانست تیم «مردم ایران» را نه تنها یک بر صفر شکست دهد، بلکه آن بخش از مردم، شکست خود را جشن هم گرفته و به یکدیگر تبریک هم گفتند؟ تجربه نشان داده است که در اتاق فکر رژیم، بر خلاف اتاق فکر شاه که چنان بی خردهایی صادر کنندگان فتوا بودند که حتی رساله و کتاب ولایت فقیه خمینی هم جزء کتابهای ممنوعه شده بود، افرادی وجود دارند که اگر چه فاقد دید عمیق استراتژیک می باشند ولی تاکتیک زنهای خوبی می باشند. بنظر می رسد که این تیم از قبل، خطر واکنش مردم به پیروزی احتمالی تیم فوتبال را در شرایطی که جامعه از اصلاح طلبی عبور و سخت التهاب زده و به طرف انقلاب می رود و خطرات ریختن میلیونها نفر به خیابانها در سراسر ایران را پیش بینی کرده بودند و اینکه چگونه مانع این کار شوند؟

برای جلوگیری از اینکار می باید بین تیم ملی فوتبال و مردم جدایی ایجاد می کردند و برای اینکار می باید تیم ملی را تیم آقای خامنه ای جلوه می دادند. برای انجام اینکار، تیم ملی را به نزد جنایتکار تاریخی، آقای رئیسی بردند و اینگونه پروژه کلید خورد و امواج تنفر از این رفتن/بردن به نزد جنایتکار ایجاد شد.  

سلطنت طلبها هم مطابق معمول از آنجا که نه فقط مانند اتاق فکر رژیم فاقد شعور سیاسی استراتژیک می باشند، بلکه بر عکس آنها این بیخردی فضای تاکتیک آنها را هم در بر گرفته است، به راحتی در دام آقای خامنه ای افتاده و واکنش شده و رسانه های وابسته نیز به یاری آنها شتافتند. اینگونه، «تیم ملی» را «تیم آخوندها» معرفی کردند و اینکه طرد کردن آنها و بیشرف خواندن آنها و از شکست آنها شادی کردن اوجب واجبات است.

لازم به گفتن است که تا قبل برنامه فوتبال، این جامعه ملی بود که کنش بود و این رژیم خامنه ای بود که واکنش شده بود به همین علت دچار سرگیجه و در نتیجه دست به هر جنایتی که می زد نتیجه عکس می داد و همبستگی ایرانیان و خشم مردم نسبت به خود را افزایش می داد. (مانند کشتار در بلوچستان و در شاهچراغ و لشکر کشی به کردستان) و نمی دانست که در کجا، چکار باید بکند.

ولی برنامه مسابقه فوتبال جام جهانی، فرصتی در اختیار اتاق فکر اقای خامنه ای گذاشت تا رابطه را بر عکس کند. ولی این زمانی ممکن می شد که بشود خشم بخش بزرگی از مردم را به غلیان آورده و آنرا به نفرت از تیم ملی تبدیل کرد. البته یکی از مشخصات نفرت داشتن این است که طرف را در رابطه با طرف مورد نفرت واقع شده، کور می کند و دیگر قادر به دیدن و یا پذیرفتن تغییر در آن طرف نیست. به همین علت بود که حتی زمانی که بازیکنان از خواندن سرود آخوندها خوداری کردند و شجاعت آنها و کوشش در جبران مافات، اعجاب جهان را بر انگیختند، آنها را نه تنها بخود نیاورد هیچ، بر شدت توهینها و تهمتها افزودند.

خامنه ای برای اینکه بر شدت نفرت آن بخش از مردم بر علیه تیم ملی بیافزاید، از پیروزی تیم اظهار شادی کرد و کاروان پیروزی دولتی را در خیانانها راه انداخت و اینگونه بنزین بیشتری بر آتش خشم مردم ریخت.

سود آن چگونه به آقای خامنه ای رسید؟

فقط تصور این را بکنید که اگر اکثریت مردم با تیم ملی همدلی نشان داده بودند و بعد از شکست دادن ولز بصورت میلیونی به خیابانها ریخته بودند و دست به تظاهر ات ضد رژیم زده بودند. آنگاه، رژیم در چه وضعیت اسفناکی قرار می گرفت؟ اینگونه واکنش استبداد شدن سبب شد که آن دسته از مردم در واقع به پای خود شلیک کرده و آن را جشن هم بگیرند!

خلاصه اینکه در این برخورد سیاسی خامنه ای برنده شد:

خامنه ای یک/1. جامعه ملی صفر/0

چرا خامنه ای موفق شد؟ کمتر می شود شک کرد که اتاق فکر او در حال گزارش با شادی به او گزراش داده و منتظر گرفتن صله. اگر خوب گوش کنید، صدای خنده آنها را خواهید شنید که چگونه مردم را سر کار گذاشتیم.

سوال دوباره: چرا بخش بزرگی از جامعه ملی ایران بازی تیم آقای خامنه ای را خورد؟ علت هیچ نیست جز اینکه زمانی که احساسات بر عقل غلبه کند، انسان واکنش شده و در نتیجه عقل متعارف را از کار می اندازد. اینگونه فرد همان کاری را انجام می دهد که طرف کنشگر می خواسته است و بازیچه او می شود.

فردوسی در داستان رستم و دیو وارونه کار، این درس و هشدار را به ما داده بود. ولی از آنجا که بسیاری اهل مطالعه و آموختن از تاریخ نیستند، یا آن را نشنیده بودند و یا متوجه هسته عقلانی داستان نشده بودند.

بهر حال آقای خامنه ای پیروزی مقطعی بدست آورد. و فرصتی بزرگ برای اعتراضات سراسری از دست رفت.

در زبان انگیسی عبارتی وجود دارد که می گوید:

He has won the battle but lost the war

ترجمه: «او در نبرد پیروز شد ولی در جنگ شکست خورد.»

که در اینجا بکار می آید. ولی این پیروزی در نبرد آقای خامنه ای، در واقع تنها گرفتن فرصتی از جنبش انقلابی بود. ولی جنبش ادامه دارد و اگر هر چه بیشتر نقد را روش کار کند و فریب سلطنت طلبها را با شعار دروغین “وحدت” را نخورد و شعار استراتژیک «مرگ بر ستمگر/چه شاه باشه چه رهبر» را گسترش داده. خواسته هایش را در حد سرنگونی رژیم محدود نکند و از هم اکنون به روشنی و در وضوح کامل بگوید که در پی آن است که حاکمیت را یکبار برای همیشه از «ژن سالارها» ی شاه و شیخ، که بالضروره مردم را از «ژن پست» می دانند پس گرفته و به مردم باز گردانند و در پی به نتیجه رساندن جنبشهای 130 ساله ایرانیان در استقرار جمهوری شهروندان ایران است، آنگاه به قول خانم هم وطنی، «ما محکوم به پیروز شدن خواهیم بود.

در چنین وضعیتی، شاهد جنبشی خواهیم بود که امواجش سراسر ایران را از هر طبقه و زبان و دین و باور و قوم و جنسیت در بر خواهد گرفت. اینگونه هم وطن را از کفتارهایی که از ظهور مردمسالاری در وطن مستقل و آزاد وحشت دارند و در پی پاره پاره کردن آن می باشند حفظ خواهد کرد و هم استبداد مذهبی را در کنار استبداد سلطنتی دفن. اینگونه ایران را از غاصبان آن پس خواهد گرفت. در اینصورت، در جام جهانی بعدی همگی از شمال تا جنوب و شرق تا غرب وطن، برای تیم ملی ایران هورا خواهیم کشید.

 

اخبار مرتبط

دیدگاه خود را بنویسید

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید