back to top
خانهدیدگاه هامازیارشکوری گیل چالان: اصلاح طلبان،روحانی وخط ونشان رهبر

مازیارشکوری گیل چالان: اصلاح طلبان،روحانی وخط ونشان رهبر

Maziar Shakori .17052013JPGباسمه تعالی
سرانجام یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری با پیروزی شیخ حسن روحانی به اتمام رسید.گرچه این انتخابات کمترین نشان ومحتوایی ازیک انتخابات آزاد را دارا نبود اما به هر روی انتخاب روحانی برای تکیه زدن برسریرریاست جمهوری ایران می باید از جهات مختلف مورد تحلیل قرار گیرد.
آنچه مسلم است اینکه حسن روحانی بی حمایت گسترده جریان اصلاح طلبی وبالاخص شخص محمد خاتمی فاقد پایگاه اجتماعی بود.بنابرواقع این اصلاح طلبان بودند که در چند روزپایانی انتخابات عقبه اجتماعی شان را درسبد روحانی سرمایه گذاری کردند.اما آنچه می باید بدان توجه داشت اینکه اصلاح طلبان تا چه حد میتوانند به این سرمایه گذاری امید بسته وسهم خود را ازآن ببرند.بنابرآنچه تا کنون به وقوع پیوسته مخاطب مطالبات رأی دهندگان به روحانی شخص رئیس جمهورنمی باشد بلکه این اصلاح طلبان وبالاخص محمد خاتمی است که درهروجه مخاطب رأی دهندگان قلمداد می شوند.چراکه حمایت اصلاح طلبان در دقایق پایانی بازی انتخابات از روحانی دربستری شکل گرفت که اصلاح طلبان گام به گام ازشروط خود برای شرکت درانتخابات پا پس نهادند ودرنهایت ازکاندیدایی که چه به جهت شکلی ومحتوایی حتی شباهتی به انها نداشت حمایت کردند وسرمایه اجتماعی خود را دراین قماربرروی آینده وی شرط بندی کردند.اکنون این قلم برآن است تا دریابد سرانجام اصلاح طلبان دراین قمارچه خواهد بود.
آنچه رااصلاح طلبان وسیله قراردادند تا عقبه اجتماعی خود را برای روحانی بسیج نمایند ایجاد انتظاراتی ازجمله،آزادی زندانیان سیاسی،تغییرات اقتصادی،اجتماعی وروابط خارجی بالاخص حل بحران هسته ای یران ومتعاقب آن مرتفع نمودن تحریم ها بوده.
اما آنچه بسیاردرخورتوجه است اینکه:
اصلاح طلبان خود براین نکته اعتراف دارند که مابین بد و بدتردست به انتخاب زده اند.این نکته در روزهای اخیرمورد اعتراف دکترابراهیم یزدی ومحمد خاتمی قرارگرفت.چراکه اصلاح طلبان براین امر واقفند که روحانی درتیپ شناسی سیاسی به جهت عملکرد گذشته دورونزدیک وهمچنین شناسنامه سیاسی با عضویت درجامعه روحانیت درطیف راست سنتی جمهوری اسلامی قرارمیگیرد.ازاین حیث حسن روحانی برخلاف تبلیغات اصلاح طلبان هیچگونه اعتقاد وپایبندی به آزادی های سیاسی واجتماعی که مقدمه ولازمه تغییرات اقتصادی هستند ندارد وبراین اساس گامی هم در این مسیربرنخواهد داشت.
اما اگرحسن روحانی همچون مابقی هم صنفان روحانی خود حتی بخواهد برخلاف میل باطنیش به عنصرمصلحت هم دست بیازد بازکاردشواروراه سنگلاخ است.چرا که دراین حالت روحانی میباید درمسند رئیس جمهوردربرابرساختارکلی نظام مستقرومشخصا رهبرجمهوری اسلامی قرارگیرد.اما رهبری نظام ازهم اکنون به وضوح پیام هایی را مبنی برادامه سیاست های پلیسی و امنیتی برای داخل وخارج ارسال کرده است.
ازجمله پیام های رهبرنظام حاکم اینکه:
* درگیروداررقابت انتخاباتی ریاست جمهوری نهادهای امنیتی رژیم به تهدید شدید خانواده های کارکنان رادیوفردا وبخش فارسی بی بی سی درایران پرداختند.صادق صبا مسئول بخش فارسی بی بی سی در این را بطه میگوید:« در چند روز اخیر فشار‌های کم سابقه‌ای به خانواده افرادی که در بی‌بی‌سی فارسی کار می‌کنند، وارد شده است . . . در گذشته وانمود می‌کردند که دوست خانواده‌ها هستند و می‌خواهند نصیحت کنند که فرزندان آنها در این رسانه کار نکنند یا اگر کار می‌کنند، خبرچینی کنند. اما الان این برخوردها تهدیدآمیز شده است» والبته آنچه بی بی سی در مورد فشارها وتهدید ها خبرداده اینکه این آزار و اذیت‌‌ها شامل تهدید خانواده‌ها به از دست دادن شغل، حقوق بازنشستگی و ممنوع الخروج شدن می‌شود.
تهدید کارمندان رسانه های خبری درکوران انتخابات چه پیامی برای داخل وخارج دربردارد؟
** درست یک روز پس ازبرگزاری انتخابات ریاست جمهوری هنگامی که خیابان های تهران وبرخی مناطق ایران شاهد حضورمردم وپایکوبی شان به جهت اعلام پیروزی کاندیدای مورد حمایت اصلاح طلبان بود رسانه های خبری خبر”حمله خونین به اردوگاه  لیبرتی ” را مخابره کردند.حملات موشکی رژیم ایران به اردوگاه محل اسقرارمجاهدین خلق که درحال حاظرخلع سلاح شده اند تلفاتی هم درپی داشت.
این موشک باران درشرایطی رخ میدهد که مدتهاست مجاهدین خلق هیچ گونه توانی درجهت تحرکات سیاسی وحتی سیاسی علیه رژیم حاکم ندارند.با این وصف موشک باران اردوگاه لیبرتی،آن هم یک روز پس ازانتخابات چه پیامی در بردارد؟
 
*** مورخه دوشنبه هفدهم خرداد هم خبردیگری موجبات تعجب شد.محمود احمدی نژاد رئیس جمهورکنونی نظام از سوی شعبه ۷۶ دادگاه کیفری استان تهران به دادگاه احضارشد.وجالب اینکه این احضاریه درمورخه هفتم خرداد ماه علیه احمدی نژاد تنظیم شده است.
حال باید دید خبری کردنش پس از هفده روز چه پیامی برای اصلاح طلبان وحسن روحانی دربردارد.بهرترتیب رئیس جمهورجدید باید مراقب رفتاروگفتارخود باشد والا . . .
**** رهبرجمهوری اسلامی در مورخه بیست ودوم خرداد ماه یعنی دوروزپیش ازانتخابات مجدد خط ونشان هایی برای مخالفانش در داخل وخارج کشید.خامنه ای باشفافیت تمام عنوان داشت:« عرصه بین المللی، عرصه تعارف و رودربایستی نیست و هر قدر شما ضعف نشان دهید و عقب بنشینید دشمن جلوتر می آید . . .  گاهی به خاطر مصلحت، بعضی حرف ها را قبول کردیم اما دشمن پا روی حرف خودش گذاشت و با جسارت بیشتر جلو آمد، بنابراین باید در مقابل خواسته های نامشروع بیگانگان با قدرت ایستاد»
این مواضع علی خامنه ای،آن هم دو روز مانده به انتخابات چه پیامی برای داخل وخارج دارد؟واقعا خامنه ای اجازه خواهد داد درمسائل راهبردی،فی المثل مسئله بحران هسته ای جزاودیگرکسی اعمال نظرکند؟
 ***** درهمین مورخه بیست ودوم خرداد خامنه ای برای اولین باروخلاف انتظارعنوان داشت:« ممكن است كسی به دلیلی نخواهد از نظام اسلامی حمایت كند، اما از كشورش كه می خواهد حمایت كند. همه باید بیایند»
این بیان دال براین است که رأی مردم پشتوانه کشور است نه حکومت اما وی سریعا درمورخه بیست وچهارم خرداد ماه در هنگام انداختن برگه رأی به صندوق پیامی خلاف سخنان دوروزپیشش را تقدیم اصلاح طلبان کرد.رهبرجمهوری اسلامی خطاب به آنان گفت:« بلیغات منفی و متراکم دشمنان و مخالفان” در مورد انتخابات در جمهوری اسلامی این است که حضور مردم در پای صندوق رای، تاثیر اساسی دارد و انتقاداتی را که از نحوه گزینش نامزدهای انتخاباتی و برگزاری انتخابات در ایران می‌شود رد کرد»
سخن ادا شده از سوی رهبرجمهوری اسلامی حامل دوپیام برای اصلاح طلبان است:
_ اینکه با پشتوانه رأی جمع آوری شده مردم که اصلاح طلبان درصندوق رژیمش ریخته اند به تقابل خارج میرود.
_ به اصلاح طلبان پیام میدهد که شرکت شان در انتخابات خط بطلانی بر روی ادعاهای دیروزشان مبنی برعدم آزادی انتخابات میکشد.
 درهرصورت خامنه ای با تکیه به مشارکت بالای مردم درداخل وخارج به حیات سیاسی ادامه خواهد داد.
اما آنچه بیش ازپیش اصلاح طلبان برآن پای می فشارند تغییردرسیاست های اتمی جمهوری اسلامی میباشد.مواضع اخیررهبرجمهوری اسلامی درحوزه روابط خارجی گویای این است که درهروجه خود تصمیم گیرنده است وکما کان راه سابق ادامه دارد.اما آنچه محتمل است اینکه خامنه ای تصمیم دیگری هم داشته باشد.وآن اینکه با آوردن حسن روحانی ازتیم مشهور”ایران گیتی”ها همچون سلف خود درصدد نوشیدن جام زهربرآید.اما سرکشیدن جام زهرهم دردی ازاصلاح طلبان دوا نخواهد کرد وکما اینکه تجربه جام زهربیشترمخل برفضای سیاسی کشورمیباشد.
تجربه سیاسی سال شصت وهفت گویای یک نکته است.وآن اینکه بلا فاصله پس ازسرکشیدن جام زهرخمینی حکم به قتل عام زندانیان سیاسی وعقیدتی داد که مجازات محکومیت شان دربی دادگاه های خودش صادرشده بود.ازمیان دیکتاتورها این فقط خمینی نبود ونیست که پس از سرکشیدن جام زهرمخالفان خود را تا بدانجا که دستشان برسد قتل عام خواهند کرد،بلکه قتل عام در چنین شرایطی بیش ازهرچیزریشه درمشکلات روانی دیکتاتورها دارد تا شاید بتوانند با انتقام خونین شکست شان را مرحمی نهند.
 اما دراین میان برداشت اصلاح طلبان این خواهد بود که جمهوری اسلامی برمبنای تبلیغات حقوق بشری غربی ها تصفیه حساب داخلی با مخالفان را درتوان ندارد.این تحلیل برنسیم قرارگرفته وبدین علت است که سخت بی ثبات است.اصلاح طلبان میباید به نکاتی دراین خصوص توجه داشته باشند.من جمله اینکه غربی ها بالاخص دست راستی ها همیشه آماده معامله با جمهوری اسلامی میباشند.اصلاح طلبان بارها وبارها درتحلیل هایشان معترف بوده اند که جمهوری اسلامی خواهان تضمین امنیتی ازغرب میباشد.بنابراین آنچه رخ خواهد داد سازش با خارج وسرکوب درداخل خواهد بود.سایقه تاریخی هم برهمین مبنا استواراست.ترورهای برون مرزی رژیم در زمان ریاست جمهوری اکبرهاشمی رفسنجانی با هماهنگی کامل دولت های غربی به بارمی نشست.حتی درپرونده قتل دررستوران میکونوس دولت فدرال آلمان بارها قصد مداخله درروند پرونده را داشت که با مقاومت دادستانی فدرال مواجه شد.نگاهی به کتاب” سفر به تهران: چرا آمریکا باید با جمهوری اسلامی کنار بیاید” به قلم اف. لورت و اچ.ام.لور.گویای مدعای این قلم درقربانی نمودن حقوق بشردرپای منافع غربیان میباشد.
ازدیگرسوی برخی تحلیلگران اصلاح طلب وبراندازبراین باورند که نیروهای حامی رژیم ایران دردهه اخیرریزش عمیقی داشته وبراین اساس رژیم ابزارکافی برای سرکوب دراختیارندارد.اما مشکل تحلیلگران درهمین نکته نهفته است.رژیم حاکم ایران ازدودهه پیش تا کنون درصدد سیستماتیک کردن نیروهایش بوده ودر این امرکاملا موفق نشان داده.ازانتخابات مجلس چهارم تا کنون گام به گام مدیرکلان بی دانش وزارت اطلاعات را راهی مجلس نمودند تا بجای آن نیروهای تحصیلکرده را جایگزین نمایند.دانشگاه امام محمد باقروابسته به وزارت اطلاعات گسترش یافته ودروس اطلاعاتی منظمی برای آموزش دانشجویان به درس نهاده شد.دانشگاه امام حسین وابسته به سپاه پاسداران هم برهمین راه گام نهاد وبالاخص دررشته مخابرات فارغ التحصیلانی را ازخروجی ها بیرون داد.دردودهه اخیربسیاری ازپاسداران دررشته جغرافیا وژئوپولتیک تحصیل کردند تا همواره توان تحلیل استراتژی جنگی در منطقه را دارا باشند که البته امروزنتیجه این تدبیردرسوریه به عین قابل روئیت می باشد.مضافا براین ها رژیم حاکم نیروهای وابسته به خود در سپاه پاسداران ونهادهای دیگررا به هرترتیب برای تحصیل دردورشته حقوق وفقه وحقوق راهی دانشگاه ها کرده اند تا پس ازبازنشستگی از نهادهای انقلابی در کسوت وکیل ودفتردارومحضردارزیرنظراداره ثبت درشریان های جامعه پخش وبصورت اورگانیک توان عملیاتی رژیم را به توان رسانده وازتوان نیروهای منتقد ومخالف بکاهند.فی الواقع رژیم نیروهای شخصی لباس سفید را از کف خیابان ها جمع وبا برنامه ونیازبه سیستم مبدل نموده.
براین اساس رژیم ولایت فقیه با درایت کافی وبا پشتوانه آرای اصلاح طلبان توان سرکوب وانتقام درداخل را دارد.
البته ازیک نکته غافل نمانیم،آن اینکه برخی اصلاح طلبان براین باورند که درمورد حل بحران هسته ای ایران براهتی غربی ها دست ازسررزیم برخواهند داشت وتحریم ها مرتفع خواهند شد.درحالی که دربهترین حالت هم تا مدت ها چماق تحریم بالای سررژیم خواهد ماند.
* طرف رژیم فقط امریکا ویا بخشی ازغرب نمی باشد.غربی ها مسئله اتمی را با بردن به شورای حکام وشورای امنیت از فازسیاسی به فازحقوقی کشانده اند.مسلم درارمانی ترین حالت حل وفصل تا مدت ها طول خواهد کشید تا روند حقوقی برداشتن تحریم ها عملی شود.
** اصلاح طلبان درتحلیل های خود جمهوری اسلامی را به گونه یک سیستم منسجم نمی نگرند.این نحوه نگرش درتحلیل آنها درحل بحران اتمی هم تأثیرگذاربوده.اصلاح طلبان براین باورند که هاشمی،خاتمی وروحانی مورد اعتماد غرب درحل بحران اتمی هستند.درحالی که درنگرش غربی ها جمهوری اسلامی به عنوان یک کل مورد مطالعه قرار میگیرد ودراین کل دولت هاشمی رفسنجانی به گونه پنهانی آغازگرمسئله اتمی بوده وخاتمی تا پایان دوره اول ریاست جمهوریش به ادامه دهنده همین طریق پنهانی بوده.البته نگاهی هم به سخنان حسن روحانی در میتینگ جماران ومناظره ها به وضوح نشان از این دارد که رژیم ایران درآن دوره مسئله اتمی را به پیش میبرده منتها با دیپلوماسی فریب و این ازچشمان تیزبین غرب پنهان نخواهد ماند.
بنا بر این دودلیل مذکورغرب تا مدت ها چماقش را بالای سررژیم ایران نگاه خواهد داشت.
ازهر روی این اصلاح طلبان هستند که آرای طبقه اجتماعی شان را در سبد روحانی ریخته اند ومسلم درهرصورت عملکرد روحانی برپایگاه اجتماعی آنان تأثیرگذارخواهد بود.
 
 
 
 
اخبار مرتبط

دیدگاه خود را بنویسید

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید