back to top
خانهابوالحسن بنی صدرمقالات و مصاحبه ها«7 تناقض آشکار و 3 ترس اظهار شده توسط آقای روحانی در...

«7 تناقض آشکار و 3 ترس اظهار شده توسط آقای روحانی در سازمان ملل» از دید بنی صدر

عصرجدید: در هفته ای که گذشت شاهد سخنرانی آقای روحانی در مجمع عمومی سازمان ملل متحد و اجلاس خلع سلاح اتمی جنبش غیرمتعهدها و نشست ایران و 5+1 در سطح وزیر خارجه بودیم که آقای ظریف در این رابطه گفت: «دیدار با آمریکا نه هدف است، نه حوزه ممنوعه!» فراموش کرده است بخاطر همین، مرحوم مهندس بازرگان را از وزارت انداختند! باراک اوباما نیز در سخنرانی خود در مجمع عمومی سازمان ملل از اظهارات دولتمردان جدید ایران استقبال کرد و گفت برای بهبود مناسبات، ایران باید نشان دهد که به دنبال ساخت سلاح هسته ای نیست. ارزیابی شما از مواضع اخیر اتخاذ شده توسط دولتمردان ایرانی و آمریکایی و امکان عادی شدن روابط دو کشور چیست؟

 

برای شنیدن مصاحبه اینجا کلیک کنید.

 

بنی صدر: صحبتهای آقای روحانی در مجمع عمومی سازمان ملل متحد موضوع تبلیغات گسترده ای شده است، قبل از اینکه ایشان به سازمان ملل برود، بی بی سی و صدای آمریکا طبل و دهل تبلیغاتی پرصدایی را راه انداختند و چنان امید زیادی ایجاد کردند که به محض اینکه پای این آقا به نیویورک برسد، مشکلات حل می شود! بعد از اینکه آقای روحانی به سازمان ملل رفت و صحبت کرد، واکنشهای زیادی اظهار شدند، مقامات رژیم در ستایش صحبتهای او صحبت کردند، بی بی سی و صدای آمریکا صاحب نظران کذایی را آوردند تا بالاخره مردم را گیج کردند و نفهمیدند که آقای روحانی چه گفت و سخنانش چه محتوایی داشت!؟ واکنش واقعی ای که جای چون و چرا نمی گذارد، واکنش بازار است؛ وقتی که آقای روحانی به نیویورک می رفت، قیمت دلار تا حدود 2950 تومان پایین آمد، قیمت لیره، طلا و هر بشکه نفت هم پایین آمد ولی فردای سخنرانی ایشان قیمت اینها بالا رفت یعنی بازار به سخنرانی آقای روحانی نمره رد داد.

سعی می کنیم صورت را بشکافیم تا ببینیم محتوای سخنرانی آقای روحانی چه بود و از این محتوا بفهمیم رژیم در چه وضعیتی است؟ محتوای صحبت آقای روحانی با محتوای سخنان آقای احمدی نژاد، تفاوت کیفی داشت به این بیان که آقای احمدی نژاد سیاست از موضع تهاجم و (بقول آقای جلیلی) تهدید زدایی حرف می زد، در حالیکه صحبت آقای روحانی شکایت نامه ای با چاشنی اعتراضی است که باید آنرا اینطور بخوانیم: “شکایت نامه=نرمش” و “چاشنی اعتراضی= قهرمانانه”. و این شکایت نامه با چاشنی اعتراضی سه ترس سخت رژیم خصوصا شخص آقای خامنه ای(چون محتوای سخنرانی آقای روحانی آشکار می کرد که سخنرانی با نظر آقای خامنه ای تهیه شده است) را بازگویی می کند:

1- ترس اول و آشکاری که مطبوعات و کارشناسانی که دستگاههای تبلیغاتی آورده بودند، نتوانستند مخفی نمایند، به تحریمها مربوط می شود. آقای روحانی در سازمان ملل، ترس رژیم را از تحریمها و ادامه آن اظهار کرد که مطلوب مطبوعات و دولتهای غرب واقع شد زیرا(آقای روحانی) خیلی راحت به آنها گفت که تحریمهای اعمال شده کارگر بوده است! ایرانی های خائن را نیز بر آن داشت که بگویند: «این تحریمها را نه تنها باید ادامه بدهید، بلکه باید تشدید کنید!» یک زمانی شما در داخل کشور هنگام تبلیغات انتخاباتی و رای اعتماد از مجلس گرفتن و … می خواهید وضعیت اقتصاد کشور را گردن تحریمها بیاندازید و زمانی دیگر در سازمان ملل متحد از تحریمها و اثرشان حرف می زنید، اینجاست که طرف به دنیا می گوید تحریمها بر اقتصاد ایران موثر بوده است که البته نصف حقیقت را می گوید، همه حقیقت این است که تحریمها اقتصاد ایران را به این صورت درنیاورده است، فقر و تورمی که به مردم تحمیل می شود، ناشی از تحریمها نیست، ناشی از بکار بردن درآمد نفت در تخریب اقتصاد تولیدمحور در ایران است.

2- ترس دوم ترس از این است که زمان به ضرر رژیم ایران در حال گذر است، از اینرو است که می گویند امیدواریم سه ماهه یا شش ماهه تمام شود، امروز هم صحبت از یکساله بود، در ایران هم گفتند که دیگر زمان برای از دست دادن نداریم. در سخنرانی ایشان هم اینکه زمان نداریم و ترس از اینکه زمان به ضرر رژیم عمل می کند، اظهار شد. از سه چهار سال پیش بدینسو مرتب به مردم ایران هشدار داده می شد که: «وقتی که می گویند ایران مذاکره را برای این انجام می دهد که وقت بدست بیاورد، رژیم را فریب می دهند و شما را به جایی می برند که راه پس و پیش ندارید و زمان بر ضد شما می شود، آنوقت ناچارید زود سروته قضیه را بهم بیاورید و مثل قضیه جنگ هشت ساله و مساله گروگانها جام زهر را سربکشید!» آقای روحانی در متنی که در سازمان ملل خواند، این ترس را اظهار کرد. وقتی که به قدرتهای طرف ایران می گویید: «اختیار زمان از دست ما در رفته است و در دست شماست!» او هم می گوید: «بسیار خب، تحریمها که موثر شدند، زمان هم که در اختیار من است و از این به بعد من هستم که می گویم چه بکن و چه نکن!»

3- این دو ترس با ترس سومی اظهار شد. در گفتگو با شما هم دو سه بار این مساله را طرح کردم که وقتی می گویند: «ایران قدرت منطقه ای است و قلمروی نفوذ آنرا باید محدود کرد» و آقای روحانی نیز در سازمان ملل کلمه “قدرت منطقه ای” را بکار برد، باید از خود پرسید که قدرت منطقه ای یعنی چه؟ می گویند: «آمریکا قدرت جهانی است»، یعنی دنیا را می دوشد. به کسی نمی گویند که شما بر دیگری قدرت داری ولی باید به دیگری باج بدهی. رژیمی که بابت اینکه می گوید: «من آنم که در افغانستان، عراق، سوریه، لبنان، فلسطین، آفریقا و آمریکای لاتین نفوذ دارم»، در آنجا پول خرج کند تا بگوید: «قدرت منطقه ای هستم»، ضعف منطقه ای است زیرا همه او را می دوشند! شیخهای خلیج فارس که باج می ستانند و منابع مشترک را می برند و می خورند، بجای خود! روسها و چینی ها که می خورند بجای خود! از اینرو وقتی که در سازمان ملل راجع به سوریه و منطقه از خود بعنوان قدرت منطقه ای اسم می برید، رسما ترس خود را از اینکه موقعیتی که در منطقه دارید، کاربردی جز ادامه خشونت ویرانگر در همه قلمروها ندارد، اظهار می کنید. آقای روحانی در سازمان ملل گفته است: «ما در سوریه و بحرین با آنچه که صندوق رای می گوید، موافقیم!» پس معلوم کردید، در سوریه و … دستتان خالی است ولو همزمان با صحبتهایشان، سپاه موشکهای با برد 2000 کیلومتر را نمایش بدهد. واقعیت امر این است که موقعیت متفوقی در صحبت شما مشاهده نشد، بلکه تقاضا مشاهده شد! به تقاضا کننده، صاحب موضع متفوق اطلاق نمی شود، بلکه می گویند دارید از موضع ضعف راجع به مساله ای حرف می زنید!

سه ترس اظهار شده بدین معناست که رژیم در داخل کشور و منطقه کار را به جایی رسانده است که دیگر راه پس و پیش ندارد! محتوای سخنرانی آقای روحانی با اینکه چاشنی تعرضی داشت از سوی طرف مقابل کاملا قابل فهم است. در سخنان آقای روحانی هفت تناقض آشکار وجود داشت، البته تناقضهای دیگری هم بود ولی به بیان آشکارترین تناقضها اکتفا می کنم:

1- همزمان با صحبت ایشان که با کشتار زندانیان در سال 1367 مقارن بود، عده ای را در ایران اعدام کردند و در زمانی که ایشان در سازمان ملل می گوید: «کمیته مبارزه با خشونت و افراطی گری بوجود بیاورد!» که ایران در آتش خشونت می سوزد! وزیر دادگستری ایشان یکی از سه قاضی است که کشتار سال 67 را تصدی کرد، وزیر اطلاعات ایشان خطاب به عموم مردم ایران(نه فقط گروههای سیاسی یا یکی از قشرهای جامعه) می گوید: «جمهوری اسلامی نمی خواهد حتی یک نفر در زندان باشد و مردم باید طوری عمل کنند که نظام مجبور به برخورد و زندانی کردن آنها نباشد!» خطاب به ملت ایران می گوید که باید خفقان بگیرید وگرنه شما را زندانی می کنیم! در همین حال آقای روحانی در سازمان ملل می گوید: «کمیته مبارزه با خشونت تشکیل دهید!» آقای روحانی! نصف جمعیت ایران زن است، خشونت بیشتر از اینکه زن در این رژیم، دون انسان به شمار است؟ زن و مرد ایرانی از حقوق انسان برخوردارند؟ حقوق شهروندی دارند؟ شما از سازمان ملل می خواهی با خشونت مبارزه کند، بعد نماینده همین سازمان ملل برای بررسی حقوق بشر در ایران را به ایران راه نمی دهی! این تناقض آشکار است، اقلا جلوی وزیر اطلاعاتت، آقای علوی را بگیر که همزمان با سخنرانی شما، خطاب به ملت ایران چنین گستاخی به خرج ندهد!

2- آقای روحانی شکایت می کند و می گوید: «مدام می شنویم گزینه نظامی روی میز است! حالا زمان آنست که گزینه صلح روی میز باشد!» در همین حال که ایشان این حرف را می زند، تبلیغات چی های رژیم می گویند که اوباما از همین آدم که چنین حرفی زده است، خواسته است که با هم دست بدهند و آقای روحانی نپذیرفته است! شعور تبلیغاتی رژیم این اندازه است! با زدن این حرف برای آقای اوباما تبلیغ می کنند چون معلوم می شود که آقای اوباما طرفدار صلح است برای اینکه می گوید که می توانیم با هم به توافق برسیم و حاضر به معارفه و دست دادن بوده است شما قبول نکردی! (آقای روحانی) در مصاحبه با CNN عذر بدتر از گناه آورده و گفته است که چون وقت نبود، دیدار میسر نشد!!! دست دادن وقت می خواهد؟ مگر صحبت از نشستن و گفتگو بوده است که از قبل بایستی تدارک شود؟ این هم یک تناقض است و با آن تبلیغاتی که انجام دادند، کاملا به نفع آقای اوباما و آمریکا تمام شده است. معلوم شد که آن طرف خواهان آشتی است ولی این طرف حرفش را می زند اما در عمل تکذیب می کند. پس اینکه غربیها می گویند با حلوا حلوا گفتن دهان شیرین نمی شود حق دارند. شما حرف می زنید ولی می خواهید عکسش را عمل کنید، اعتماد به حرفت نیست.

3- آقای روحانی می گوید: «ما در برنامه اتمی آماده شفاف سازی هستیم.» در سخنان شما چه حرف شفافی در مورد اتم شما بود؟ یک حرف شفاف این بود که غنی سازی بومی شده است و صحبت از اینکه ما آنرا متوقف کنیم حرف بیهوده ای است! اگر این شفاف سازی 20 درصد(و بیشتر) را هم در بر می گیرد، حرف شما با حرف آقای احمدی نژاد چه تفاوتی می کند؟ اگر قرار بود که همان موضع را شما هم اظهار بکنید، همان دعوا ادامه دارد. البته حرف آقای اوباما هم مبهم بود، او می گوید: «ما حق ایران را بر استفاده صلح آمیز از انرژی اتمی قبول داریم.» قبول داریم یعنی چه؟ قبول دارید که ایران اورانیوم را غنی سازی کند و سوخت را خودش تامین کند؟ یا اینکه قبول دارید راکتور اتمی و نیروگاه اتمی بخرد، مثل نیروگاه اتمی بوشهر که از روسها خریده است و سوختش را هم روسها تامین می کنند و ایران سوخت را بخرد و خودش غنی نکند!؟ آقای روحانی!، بیان شما باید شفاف باشد، “من آنم که آمده ام شفافسازی کنم ولی اینجا مبهم حرف می زنم”، تناقض است. اگر می خواستید شفاف حرف بزنید، باید می گفتید: «من حرفهای آقای اوباما را گوش دادم، ایشان مبهم می گوید. این ماده از قرار داد منع گسترش سلاح های هسته ای می گوید کشورها حق دارند از انرژی اتمی استفاده صلح آمیز کنند، بنابرین طبق این ماده من حق دارم اورانیوم را برای تولید سوخت غنی سازی کنم، آقای اوباما موافقید یا خیر؟» آنوقت او در موضع دفاعی قرار می گرفت. در این حد هم حرف آقای روحانی شفاف نبود، مبهم بود، از اینرو است که بازار واکنش منفی نشان داد.

4- در آنجا چند نوبت از تدبیر و امید صحبت کرد ولی آیا در صحبتش یک تدبیر ارائه کرد؟ خیر، از سازمان ملل فقط خواست که برای مبارزه با خشونت ها و افراطی گری ها برخیزد. اولا این قسمت از صحبت ایشان از این حکایت می کند که این آقا اساسنامه سازمان ملل را مطالعه نکرده است و متن سخنرانی خودش را با توجه به آن تنظیم نکرده است برای اینکه سازمان ملل برای حفظ صلح جهانی و نبودن خشونت بوجود آمده است. آقای روحانی بدون اینکه از اسراییل اسمی ببرد به آنچه که در منطقه، فلسطین و سوریه انجام داده است، اعتراض کرده است و بعد می گوید: «ما راه حل را صندوق رای می دانیم!» اگر قرار باشد که صندوق رای مثل صندوق رای ایران باشد که شما از آن بیرون آمدی، آقای اسد نیز از همین صندوق بیرون آمده است و دارید تناقض می گویید! حزب بعث برای خود بر جامعه سوریه ولایت مطلقه قایل است و مردم سوریه می خواهند حاکمیت ملت سوریه برقرار باشد. در بحرین هم همین حرف است والا اگر قرار باشد مثل ایران که مردم حق حاکمیت نداشته باشند، ولایت مطلقه با آقای خامنه ای باشد، یک شورای نگهبان منصوب ایشان معین کند که مردم به چه کسانی رای بدهند، مردم هم از ترس بد و بدتر بیایند به امثال شما رای بدهند، این راه حل سوریه و بحرین نیست. این حرف شما همان حرفی است که آقای اسد می زند! انتخابات را چه کسی انجام می دهد؟ رژیم آقای اسد. از صندوقهای آن چه کسی بیرون می آید؟ آقای اسد. در بحرین هم به همین صورت است، شیخ بحرین می خواهد انتخابات را انجام دهد، چه کسی بیرون می آید؟ آنچه آقای شیخ می خواهد. این تناقض آشکاری است و خود و رهبرتان را لو می دهید!

اگر خود را نماینده مردم ایران می دانستید، از حق حاکمیت مردم سوریه، بحرین و عربستان سخن می گفتید و حرفتان برد جهانی داشت. می گفتید راه حل در این کشورها این است که حاکمیت جباران پایان بپذیرد و این ملتها حاکم بر سرنوشت خویش بشوند. در دوره رضاخان، حرف را صندوق رای می زد اما حرفی را می زد که آقای رضا خان می خواست، پسر رضاخان هم همینطور، دوره شما هم همینطور. شما حتی در مورد پیشنهاد خشونت زدایی هم تدبیر مشخصی ارائه نکردید، نمی توانستید ارائه بکنید! می شود کلی گویی کرد که ای سازمان ملل خشونت زدایی کنید اما اگر بخواهد بگوید خشونتهایی که پیشنهاد می کند که سازمان ملل به آنها بپردازد را بشمارد، آنوقت از همه یقه این رژیم را می گیرد چون به محض اینکه خشونتها مشخص شد به رژیم می گویند خود شما این خشونتها را در ایران بکار می برید! وزیر اطلاعاتتان هم که می گوید که اگر مردم می خواهند زندانی شان نکنیم خفقان بگیرند! البته برای کسانی که پای صندوق رفته اند و رای داده اند، این پاداش بسیار نیکویی است که آقای علوی به آنها داده است!

5- شما در سخنرانی آقای روحانی، یک کلمه حقوق انسان یا حقوق شهروندی شنیدید؟ خیر. در ایران که با آن آمریکایی مصاحبه کردید گفتید که قرار است کمیته حقوق شهروندی تشکیل بدهید! در گفتگوی قبل توضیح دادم که این مساله، مساله کمیته نیست بلکه مساله رعایت حقوقی است که هر انسان ایرانی دارد. حالا شما در آنجا کلمه ای از این حقوق نگفته اید. اصلا یک کلمه در مورد ایران حرف زدید؟ تماما از رابطه ایران با آمریکا و غرب سخن گفتید، در واقع واضح گفتید که سرنوشت این رژیم و این کشور که چگونه زندگی کنند به این رابطه بستگی دارد. از ایران به من گفتند که مردم خیلی امیدوار شده بودند که مشکل رابطه با آمریکا حل بشود. یک زمانی مردم شادی می کردند که نفت را ملی کردیم و سلطه گر را بیرون کردیم، در انقلاب شادی کردند که بر سلطه آمریکا پایان دادند، حالا باید شادی کنیم که آمریکا بر ایران اربابی کند؟ چرا نتوانستید در سازمان ملل جز این سخن بگویید؟ این یک تناقض آشکار دارد، اگر وضعیت ایران یک وضعیت درستی بود چرا شما این همه از آمریکا شکایت کردید؟ آن ترسها چه بود که اظهار کردید؟ در واقع آنجا تصریح کردید که وضعیت داخلی کشور خراب است، نه حقوق انسانی رعایت می شود، نه انسان ایرانی حقوق شهروندی دارد و نه سلامت اقتصادی دارد، بقول وزیرت بشرطی که دم نزند زندان نمی رود! در واقع شما ایران را به زندان ایرانی ها تبدیل کرده اید.

6- تناقض ششم، تناقض صحبتهای ایشان و گنده گویی های سران سپاه در مورد سوریه است. سران سپاه گفتند: « آمریکا از ترس سپاه جرات نکرد به سوریه حمله کند!» آقای روحانی در سازمان ملل در مورد سوریه چه گفت؟ بس کنید، زبان حقیقت باز کنید بقول نویسنده آمریکایی که مقاله نوشته است و می گوید: «اگر بخواهید مساله بین ایران و آمریکا حل بشود، باید این سر ها از پرده بیرون آیند، سر اکتبرسورپرایز بایستی از پرده بیرون بیاید و … همه سرها آشکار شود، معلوم شود که کجای کار گیر بوده است و رفع شود، بلکه هر دو کشور بتوانند در روابط عادی با هم زندگی کنند.» شما باید زبان حقیقت داشته باشید. اگر آمریکا از ترس سپاه نتوانسته به سوریه حمله کند، باید صد برابر بیشتر از حمله به ایران بترسد، پس شما چرا در سازمان ملل می گویید: «چرا گزینه جنگ روی میز است؟»  باید می گفتید: «شما بیخود دم از گزینه جنگ نزنید، شما جرات اینکار را ندارید!» تا با مواضع سپاه سازگار می شد در حالی که عکس این را گفته اید که با موضع سپاه در تناقض است. کدامتان راست می گویید؟ بگذریم که خود شما در گذشته دروغهای زیادی در باره همین مساله اتمی گفتید. وقتی دنیا از این رژیم، اینگونه ادعاها را از آنطرف(سپاه) می شنوند و اینگونه سخنان از اینطرف(آقای روحانی) می شنوند، چگونه به شما اعتماد کنند؟

7- تناقض هفتم، تناقض قسمتهای مختلف این سخنرانی با یکدیگر است، همخوانی ندارند، یک جا تقاضاست، یک جا حرف از آشتی و صلح است، یک جا اعتراض است، یک جا تعرض است، به دلیل اینکه این سخنرانی می باید سپاه را خوش آید، لااقل بدشان نیاد و عصبانی نشوند!، هم با نرمش قهرمانانه آقای خامنه ای تزاحم پیدا نکند هم با جناحهای دیگر رژیم سازگاری داشته باشد، هم مطابق میل آقای اوباما باشد، در نتیجه سخنرانی ای در می آید که قسمتهای مختلفش با هم سازگاری ندارند!

بدین ترتیب در وقتی که داشتیم، محتوای این سخنرانی را آنطور که بود با شما هموطنان در میان گذاشتم، از این پس بر شما ایرانیان است که در یابید. یک ملتی تا وقتی که خود امور خویش را تصدی نکند و با این ترسهایی که اظهار شده، کار بدست قدرت خارجی بیافتد، آنوقت همانند صحبت آقای زیباکلام درباره بعد از کودتای 28 مرداد می شود. در آنوقت آقای زاهدی کودتاچی قرارداد کنسرسیوم را به مجلس برد و گفت: «گفتند بدون یک “واو” اینور آنور، این قرارداد تصویب شود!» پس چنین وضعیتی در انتظار است. این ارزیابی من است، هشدار هم می دهم، دیگر خود دانید.

شاد و پیروز باشید

گفتگو با رادیو عصرجدید در 5 مهر 1392

گفتگوهای رادیو اینترنتی عصرجدید با آقای بنی صدر، جمعه ها ساعت 20:40 الی 21:10(بوقت ایران) از آدرس زیر پخش می شوند:

http://www.asrjadid.com/musicvideo.php?vid=8eade25e1

 

 

اخبار مرتبط

دیدگاه خود را بنویسید

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید