back to top
خانهدیدگاه هانصرالله نجاتبخش : تقابل دکترین ولایت فقیه با مطالبات اساسی مردم ایران...

نصرالله نجاتبخش : تقابل دکترین ولایت فقیه با مطالبات اساسی مردم ایران – 13

839 nejatخامنه ای و بن بست ساختاری!؟  غرب و بن بست منافع !؟

چالش های داخلی ؟

 

خامنه ای به دنبال چیست؟

خواسته های ملموس و عینی  ولایت مطلقه که تلاش می کند  ادای استبداد “آریامهر”  در ژاندارم شدن منطقه را در آورد، به زبان سیاسی و به زبان نظامی، بطور رسمی و خلاصه این چنین اعلان گشته است :

از زبان ارگان انتشاراتی آقای خامنه ای می خوانیم: که اگر منطق حکیمانه ای  می کوشد برای دولت جدید میدان  مانور باز کند بخاطر مقابله با طرحهای امریکا و غرب به انضمام بعضی از غفلتها و شیطنت های هماهنگ داخلی است. او می خواهد دولت جدید را در دالان تنگ و یکطرفه نرمش و سازش با امریکا بیندازد و به اعتبار ایجاد توقعات غلط و بی مبنا، راه  بر گشت را ببندد. وارد شدن در مسیر مجدد بازی مذاکرات، مذاکراتی که از هم اکنون  و از پیش پایان و نتیجه اش را امریکائیها مشخص کرده اند بازی از پیش “باخت” است و باید از این بازی احتراز کرد و همان گونه که نیویورک  تایمز نوشت “رهبر زیرک و اسرار آمیز ایران از رویکرد گشایش استقبال می کند، اما به عنوان کسی که می گوید انقلابی است و نه دیپلمات، به رئیس جمهور و تیم همکارش سفارش می کند که هرگز طبیعت و ذات دشمنان خود را از یاد نبرند و در هر جا بتوان نرمش نشان داد، نرمش،  اما هرگز اهداف را زیر پا نگذارند و خلاصه حرف آخر رژیم اینکه اگر تحریمها لغو شوند رهبر اجازه ادامه مسیر را خواهد داد.” (1)

از زبان ارگان سرکوب آقای خامنه ای میخوانیم : “ایران باید دامنه قدرت جهانی خود را گسترش دهد” حسین سلامی٬ جانشین فرمانده کل سپاه، اعلام کرد جمهوری اسلامی برای مقابله و رویارویی با قدرت‌های جهانی باید دامنه «قدرت» خود در منطقه و جهان را گسترش دهد. ما برای مواجهه با قدرت‌های بزرگ نیاز به ترازی مؤثر از قدرت جهانی داریم و رسیدن به افق‌های دوردست پیشرفت، بدون میدان تأثیر جهانی میسر نمی‌شود. او اضافه کرد که «بدون جهانی شدن نمی‌توان با قدرت‌های جهانی مبارزه کرد. در مقطع کنونی جنگ و زندگی با هم درآمیخته و تفکیک میدان جنگ از صلح عملاً ممکن نیست. با اعلام اینکه جمهوری اسلامی نمی‌تواند ابعاد قدرت خود را “ملی” تعریف کند تا بتواند در محیط بین‌المللی با قدرت‌های جهانی درگیر شود.(2) 

این فرمانده سپاه با استدلال فوق، اعلان میکند: «ما نیازمند انبساط قدرت و توسعه کرده نفوذ در محیط منطقه‌ای و بین‌المللی هستیم تا بتوانیم توازن تأثیر را برقرار کنیم. جمهوری اسلامی سال‌هاست با شعار کمک به «مستضعفان جهان» دامنه نفوذ خود را در منطقه و جهان گسترش داده، در لبنان٬ در عراق٬ در سوریه، در فلسطین، افغانستان و در کشور های آمریکای جنوبی مناطقی هستند که ایران اعلام کرده  و در این مناطق دارای نفوذ و  نقشی مهم است. 

لبنان٬ فلسطین٬ سوریه و عراق چهار کشوری هستند که «سپاه قدس» به فرماندهی قاسم سلیمانی در آنها حضوری فعال دارد. آقای سلیمانی ۲۸ دی ماه سال گذشته در نشست مقدماتی کنفرانس «جوانان و بیداری اسلامی» از نفوذ جمهوری اسلامی در جنوب لبنان و عراق خبر داد که این اظهارات روز بعد با واکنشهای اعتراضی مقام‌های عراقی و لبنانی مواجه شد٬ به طوری که سفرای جمهوری اسلامی در این کشور‌ها ناچار شدند اظهارات آقای سلیمانی را تکذیب کنند.

 

امریکا  به دنبال چیست؟

کارشناسان اقتصادی، نقطه آغاز و منشاء بروز بحران اقتصادی جهان را در تشدید بحران اقتصادی آمریکا ارزیابی می‌کنند. بحرانی که با رکود بازار مسکن، افت شدید در بازارهای مالی، و کاهش 30 تا35  درصدی ارزش دلار در سالهای گذشته شده و تاثیر شدیدی بر اقتصادهای متاثر از اقتصاد آمریکا نظیر اقتصاد اروپا، آمریکای لاتین و کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس داشته است. 

در کنار تبعات منفی این بحران بر اقتصاد آمریکا و بالتبع بر اقتصاد جهانی، تاثیرات این بحران بر حوزه سیاست خارجی نیز نگرانی های زیادی را در این کشور پدید آورده است. برخی از تحلیلگران اثرات بحران را شبیه پیامدهای سیاسی و اقتصادی  فروپاشی شوروی سابق و  دیوار برلین و یا حوادث 11 سپتامبر ارزیابی کرده اند. 

تحلیلگران بیم آن دارند که بحران جاری اقتصادی باعث شود دولت آمریکا تمرکز بر سیاست داخلی و مبارزه با اثرات داخلی بحران را جایگزین سیاست خارجی نماید و بالتبع از درک خطراتی که حوزه سیاست خارجی آمریکا را تهدید می نماید، غافل بماند. آنان توصیه و پیشنهاد می نمایند که آمریکا کماکان توجه خود را بر سیاست خارجی حفظ نماید که این خود پیامی برای دنیاست که آمریکا باز هم می تواند رهبری دنیا را بر عهده داشته باشد.

درحالیکه سیاست خارجی آمریکا طی دو دهه گذشته، جنگهای مختلفی از جمله جنگ دوم خلیج فارس، جنگ افغانستان و جنگ عراق را از سر گذرانده است اما به دنبال بحران اقتصادی این کشور که تحلیلگران آن را زاییده سیاستهای نظامی واشنگتن میدانند، تغییرات جهت داری را تجربه کرده و رویکرد متفاوتی را نسبت به قبل در پیش گرفته است. اگر چه این تغییرات  با روی کار آمدن دموکراتها پدید آمده است اما فارغ از مواضع کلی سیاست خارجی دموکراتها، نباید از تاثیر بحران اقتصادی بر روندهای سیاست خارجی آمریکا غافل ماند. به یقین و با اطمینان می‌توان گفت که رویکرد جدید دولت باراک اوباما مبنی بر تعامل با دنیا، عمدتأ تحت تاثیر نگرانی از بحران اقتصادی امریکا بوده است. دولت اوباما مجبور شده برای مدیریت و کنترل پیامدهای بحرانهای داخلی امریکا، سیاست خارجی خود را تعدیل کند و سیاستی کم هزینه تر در پیش بگیرد. 

کشور چین بزرگترین گزینه ای می باشد که دولت اوباما برای تامین طرحهای محرک اقتصادی چند صد میلیارد دلاری خود، حساب ویژه‌ای بر روی خرید اوراق بهادار توسط این کشور نموده است. در حال حاضر علاوه بر بستانکاری خارجی از آمریکا، از جمله، چین با بیش از یک تریلیون دلار، امریکا با مسئله بحران داخلی در سوریه و تغییر حکومت این کشور، جنگ افغانستان و بیرون بردن نیروهای نظامی خود  و بویژه با  مسئله هسته‌ای ایران که از موضوعات بسیار مهم در حوزه سیاست خارجی آمریکا قرار گرفته است.

مسئله هسته‌ای ایران و اظهارات چند سال اخیر آمریکا مبنی بر اینکه «همه گزینه ها روی میز است» به خوبی نشان دهنده تمایل آمریکا برای حمله نظامی با ایران است، اما عقب نشینی کاخ سفید و تلاش برای مذاکرات مستقیم با ایران حاکی از این واقعیت است که آمریکا نه توان لازم و نه بودجه کافی برای تحقق تمایلات خود را دارد! 

ضعف اقتصادی سیاست خارجی آمریکا، پاسخ مناسبی به این پرسش است که چرا  امریکا، طی یک سال اخیر از کانال‌های مختلف خواستار برگزاری مذاکرات مستقیم با ایران شده است؟

” جوف برامل”، کارشناس سیاست خارجی آمریکا در انجمن مطالعات سیاست خارجی می نویسد: “آمریکایی که مشکلات اقتصادی آن را فلج کرده، توانایی‌هایی محدود در فرماندهی و راهبریِ جهانی دارد که جنگ و درگیری‌های گوناگون و انقلاب‌های پیش‌بینی نشده آن را متزلزل کرده است.” (3) این کارشناس بر این باور است که بزرگ‌ترین چیزی که آمریکا را تهدید می‌کند، از خارج امریکا نیست، بلکه از ضعف درونی آن سرچشمه می‌گیرد. او می‌گوید: «این واقعیت‌ها پیش از آنکه حاصل هرج و مرج حاکم در نظم جهانی باشد، نتیجه تغییر و تحولات اجتماعی و اقتصادی  و شکاف در درون آمریکا است.”

از این روی ایالات متحده که تا کنون نقش و حضوری غالب در نقاط مختلف جهان داشت‌، سیاستی محتاطانه‌تر و منعطف‌تری را در پیش گرفته است و این چنین است که رئیس جمهور باراک اوباما در نشست عمومی سازمان ملل متحد روی مسئله هسته ای ایران، جنگ سوریه، صلح میان اسرائیل و فلسطین متمرکز بود. 

بدون شک سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا از حالت مداخله گرایی بین المللی تغییر نکرده است، اما  اولویت بندی ایالات متحده آمریکا تغییر کرده است.  اگر در ده سال گذشته افغانستان در رده بندی اول ایالات متحده آمریکا و در صدر مسائل قرار داشت، حال ممکن است افغانستان در رده های پایین قرار گرفته باشد، یعنی ایالات متحده آمریکا همچنان القاعده و گروه های تروریستی را خطری برای منافع ملی خود می داند و در صدد امضای پیمان امنیتی با افغانستان می باشد، اما سیاست خارجی امریکا ورای مشکل افغانستان می باشد. 

حال، سئوال این است که نهایت توقع و خواست امریکا از ایران چیست؟ پایان این مطالبات و بهانه ها کجاست؟ آری، امریکائیها در حال حاضر روی غنی سازی 20 در صدی ایران مانور می دهند و باورشان بر این است که میتوان غنی سازی 20 در صدی را تعلیق کرد تا در لغو تحریمها تصمیم بگیرند. دقیق آن را از زبان نیکلا برنز، معاون وزیر خارجه امریکا در مصاحبه با گلوبال پست بشنویم که می گوید: ” با توجه به پارانویای ایرانیان در باره امریکا، آنها نیازمند نشانه های حاکی از احترام هستند. همان طور که اوباما این کار را در گفتگوی تلفنی اش با حسن روحانی انجام داد، کری باید این احترام را منتقل کندو باید با صراحت نشان دهد که امریکا در مذاکرات احساسی بر خورد نخواهد کرد….اما بدون سازش های ملموس ایران در زمینه مسائل کلیدی مانند غنی سازی  اورانیوم، رآکتور آب سنگین اراک و لزوم بازرسی های سر زده آژانس بین المللی هسته ای، مذاکرات راهی به جایی نخواهد برد و بهمین دلیل اروپا و امریکا در طول مذاکرات تحریم ها را در جای خود نگهداشته اند و تا ایران به یک مسیر متفاوت متعهد نشود آنها تحریم ها را کاهش نخواهند داد… ریسک اصلی در مذاکرات ایران این است که روحانی نتواند به قولی که در اظهاراتش در نیویورک داده عمل کند. (4) 

برایان مورفی می نویسد: آزمون سخت برای روحانی و حلقه نزدیک رهبری ایران این است که بطور ناگهانی کاخ سفید یک تغییر تاریخی در خاور میانه همراه باشد و  سیاست تغییر مسیر بدهد، تغییرات مهمی که می تواند به اندازه بهار عرب، پیمان سازش مصر با اسرائیل(کمپ دیوید) و … اهمیت داشته باشد، این تغییر تا زمانی که روحانی از حمایت رهبر ایران بر خوردار باشد اعتبار دارد، اما اگر این حمایت کاهش پیدا کند، چالش هسته ای  و انسجامش در عرصه بین المللی از بین نخواهد رفت. (5) 

خامنه ای و چالشهای درون حاکمیت 

آقای خامنه ای می گوید به مذاکره با آمریکا خوشبین نیست. در روزهای اخیر، برخی سیاستمداران در ایران و آمریکا نسبت به از سرگیری رابطه دو کشور در آینده، ابراز امیدواری کرده بودند اما آقای خامنه ای می گوید: “آمریکایی ها غیرقابل اعتمادند و در برخوردهایشان صادق نیستند.” او همچنین بدون اشاره مستقیم به وعده های حسن روحانی، از مسئولین دولتی خواست به راه خود ادامه دهند و از مسیر شان منحرف نگردند. او پس از برگشت روحانی از نیویورک،  بدون نام بردن از او گفت: “برخی از آنچه در سفر نیویورک پیش آمد به نظر ما بجا نبود.” 

به دنبال “رهبر”، محمدعلی جعفری فرمانده‌کل سپاه پاسداران، در مورد مکالمه تلفنی روحانی و اوباما گفت: در مسیر حرکت دولت، ممکن است اشتباهات تاکتیکی مانند همین مکالمه تلفنی با اوباما صورت بگیرد. (6) 

  
خامنه‌ای خواستار رئیس‌جمهوری است که “زرهی پولادین” بر تن کند و در برابر دشمنان خارجی بایستد، نترسد، اهل سازش نباشد، به آمریکا نه بگوید، نه آنکه از خود ضعف نشان دهد، عقب‌نشینی کند و موجب پیش روی دشمن شود.
خامنه ای منویات خود را این چنین آشکار می کند: 

“کسانى که در رأس قوه اجرایى قرار می‌گیرند، باید کسانى باشند که در مقابل فشارهاى دشمنان مقاوم باشند، زود نترسند، زود از میدان خارج نشوند، این یکى از شرط‌هاى لازم است”. 

“کسانى سر کار بیایند که همتشان بر حفظ عزت و حرکت کشور در جهت هدف‌هاى انقلاب باشد. آنچه ما در این سال‌هاى طولانى از خیرات و برکات به دست آورده‌ایم، به برکت هدف‌هاى انقلاب بوده است، هر جایى که ما کم آوردیم، عقب ماندیم، شکست خوردیم، به خاطر غفلت از هدف‌هاى انقلاب اسلامى و هدف‌هاى اسلامى بوده است. کسانى که سر کار می آیند  باید اهل ایستادگى باشند، زرهى پولادین از یاد خدا و از توکل به خدا بر تن خودشان بپوشند و وارد میدان شوند”. 

 و صراحتأ به حسن روحانی در مورد مسئله هسته ای  می گوید: “باید در مقابل معارضین کشور بایستد. کشور ما دشمن دارد، معارض دارد. در عرصه بین‌المللى، دشمن بین‌المللى دشمنى نیست که با رودربایستى و با من بمیرم، تو بمیرى کنار بکشد، در دنیا سیاست این‌جورى نیست که با رودربایستى بگوییم: طرف را خجالت‌زده کنیم، مثلاً عقب بکشد، نخیر، هرچه شما ضعف نشان بدهید، او مى‌آید جلو، هرچه شما عقب بکشید، او جرى‌تر می‌شود. این را ما تجربه کردیم، یک جاهایى عقب کشیدیم، دشمن ما جرى‌تر شد. یک چیزى او گفت، ما به خیال یک مصلحتى حرف او را قبول کردیم، دیدیم پایش را گذاشت روى آن حرف، یک قدم آمد جلو، دشمن این‌جورى است. در مقابل دشمن بین‌المللى، با اراده قوى، با احساس عزّت، با اعتماد به این ملت» باید ایستاد”.(7) 

 از این صریح‌تر نمی‌شود. منظورش از «تجربه عقب‌نشینی» بنا بر مصلحت که موجب «یک قدم جلو آمدن دشمن شد»،  را پیش از این بارها توضیح داده است. منظور توافق هسته‌ای حسن روحانی با دولت‌های اروپایی است که به تعلیق موقت غنی‌سازی اورانیوم منتهی شد و به دنبال آن، اروپایی ها خواستار دائمی کردن توقف غنی‌سازی شدند. حال واکنش روحانی را در گرداب بحرانهای رژیم می بینیم، ابتدا شعار های ایشان در سازمان ملل:

شعار های بی هزینه حسن روحانی:

حسن روانی  در صحن علنی مجمع عمومی سازمان ملل متحد در نیویورک گفت:

–   تحریم ها هوشمند و غیرهوشمند، خشن و ناقض حقوق بشر هستند.

–   تفاهم و همدلی لازمه جامعه بشریت است. –  جهانی بدون خشونت و همراه با صلح .

–   دیگران را نه تنها باید تحمل کرد بلکه با آنها باید کار کرد.

–   ایران در قبال امنیت منطقه و جهان مسؤولانه عمل می کند.

–   برنامه هسته ای ایران باید تنها در راستای صلح آمیز باشد. 

–   سلاح هسته ای هیچ جایگاهی در دکترین دفاعی ایران ندارد.

 – ایران به دنبال افزایش تنش ها با آمریکا نیست.

–   جهان علیه خشونت و افراطی‌گری،  باید در دستور کار سازمان ملل متحد قرار گیرد. 

–   امروز با بیم‌هایی مواجهیم،  بیم بی‌توجهی به کرامت و حقوق انسان و… 

 

مجموعه ای از تناقض؟

روحانی در سازمان ملل آن شعار های آتشین را سر می دهد و از سازمان ملل متحد می‌خواهد هیأتی را تشکیل دهد و مأمور خشونت زدائی در سطح جهان باشند، در حالی که در همان زمان «وزیر» واواک او، نه خطاب به فعالان سیاسی بلکه خطاب به مردم ایران می‌گوید: «جمهوری اسلامی نمی‌خواهد حتی «یک نفر» هم در زندان باشد و مردم باید طوری عمل کنند که «نظام مجبور به برخورد و زندانی کردن آن‌ها نباشد.» یعنی نفس نکشید تا اعدام نشوید!! 

سایتهای وابسته به اصولگرایان نیز به بررسی کارنامه وزیران پیشنهادی روحانی پرداخته و نوشته اند: “بین ۱۸ نفر کابینه روحانی، دستکم 7 نفر آنها سابقه ویژه امنیتی و اطلاعاتی دارند: «البته سابقه امنیتی تیم اطراف رئیس جمهور به این تعداد  محدود نمی‌شود و حلقه بسیار بزرگ‌تری از مشاوران و تصمیم‌گیران دور او را در بر می‌گیرد.”

“صراط نیوز” درگزارش خود، می نویسد: “علاوه بر محمود علوی، از علی ربیعی، حمید چیت‌چیان و مصطفی پورمحمدی نام برده است. می‌نویسد که علی ربیعی (وزیر پیشنهادی کار، تعاون و رفاه) را می‌توان “اطلاعاتی‌ترین” فرد در کابینه پیشنهادی روحانی دانست که در دهه ۱۳۷۰و در زمان تصدی‌علی فلاحیان در وزارت اطلاعات، به معاونت این وزارتخانه رسید.”

 

حسن روحانی در افتتاحیه هفتمین همایش ملی نخبگان جوان،  به اقدامات کابینه اطلاعاتی-امنیتی خود در عمر 50 روزه اش اشاره کرد و گفت: “در همین مدت 50 روز که کار را آغاز کرده ایم، همکاران من قدم های مهمی را برداشته اند. ما در زمینه سیاست خارجی قدم هایی برداشته ایم که نه به اندازه 50 روز بلکه به اندازه 500 روز است.” (8) 

این در حالی است که سیاست داخل همچنان متکی بر سرکوب است و اعدامها نیز متوقف نشده، دار و درفش افزون هم شده است، تنها در یک روز( 20 مهر 1392 ) رژیم ملایان در یک اعدام جمعی 15 زندانی را در زندان مرکزی زاهدان بدار آویخت و یا تنها در یک روز (2  شهریور 1392)  27 زندانی را در شهرهای کرج، اراک، ارومیه، اردبیل، مشهد و هندیجان خوزستان بدار آویختند،  11تن از زندانیان در زندانهای گوهردشت و قزلحصار کرج اعدام شدند. 5 زندانی در اراک، 5 زندانی در ارومیه، 3 زندانی در اردبیل، 2 زندانی در وکیل آباد مشهد و یک زندانی در هندیجان در استان خوزستان اعدام شدند. 

در دوم خرداد ۱۳۹۲ عفو بین‌الملل اعلان کرد: در یک سال گذشته ۵۴۴ حکم اعدام در ایران اجرا شده است.

به‌گفته عفو بین‌الملل، “ صدها نفر به اعدام محکوم شدند. منابع دولتی اجرای ۳۱۴ اعدام را تأیید کردند. منابع معتبر غیررسمی گفتند دست‌کم ۲۳۰ اعدام دیگر، بیشتر به شکل پنهانی، اجرا شده است که مجموع را به ۵۴۴ مورد می‌رساند. رقم واقعی ممکن است بسیار بیشتر و بالاتر از ۶۰۰ مورد باشد.”

کمپین بین‌المللی حقوق بشر در ایران و مرکز اسناد حقوق بشر ایران می‌گویند که مقامات ایرانی رکورد تازه‌ای در تعداد اعدام‌ها ثبت کرده‌اند و از زمان تحلیف حسن روحانی تاکنون دست‌کم ۱۲۵ حکم اعدام اجرا شده‌ و ده‌ها زندانی دیگر نیز محکوم به اعدام شده‌اند یا در انتظار اعدام به سر می‌برند. در خبری که روز سه ‌شنبه، ۱۶ مهر، در وب ‌سایت کمپین بین‌المللی حقوق بشر منتشر شده آمده‌ است که «در دو هفته بین ۲۰ شهریورماه تا سوم مهرماه، مقامات ایرانی با ثبت یک رکورد تازه در اعدام مجرمان، ۵۰ تن را به خاطر جرائم مرتبط با مواد مخدر اعدام کرده‌اند”.

این دو نهاد حقوق بشری با ذکر این‌ که «در ایران تعداد سرانه اعدام سالیانه بیش از هر کشور دیگری در جهان است» می‌گویند که تاکنون در سال ۲۰۱۳ (از ۱۲ دی ۱۳۹۱ تاکنون)، ایران «بیش از ۴۰۲ نفر» را اعدام کرده است.

این دو نهاد روند اعدام‌ها در ایران را فزاینده خوانده‌ و آن را با وعده‌های اعلام‌شده حسن روحانی، رئیس جمهور جدید ایران، مبنی بر «ایجاد تغییرات و اصلاحات در زمینه حقوق ملت» مغایر می‌دانند.

مذاکرات در ژنو در حالی در جریان است که هم غرب و هم دولت روحانی بسیار به آن امید بسته اند و آن را “کلید” حل مشکلات می دانند، این مذاکرات گرچه در مسیری نا هموار و پر چالش پیش می رود و هر کدام به دنبال برد خود هستند، اما همانگونه که در بالا توقعات زیادیخواهانه هر کدام را  یاد آور شدیم، این رابطه سهل و آسان فراهم نخواهد شد. در ادامه به این روند خواهیم پرداخت.

ادامه دارد

پی نوشت ها :

(1) خبر گزاری ایسنا 8 مهر 1392، کیهان، موش، دیگ و روحانی

(2) خبرگزاری تسنیم ۱۷ مهر ۱۳۹۲ در ششمین کنفرانس ملی جنگ الکترونیک

(3) خبرگزاری ایسنا 8 مهر 1392

(4) منبع بالا

(5) برایان مورفی، اسوشیتد پرس، به گزارش خبرگزاری فارس7/7/1392 

(6) خبرگزاری تسنیم، دوشنبه 30 سپتامبر 2013

(7) رسانه های رژیم 25 و 27 اردیبهشت 1392

(8) گزارش خبرنگار مهر،۱۳۹۲/۷/۱۶

شماره ۸۳۹ از ۲۹ مهر تا ۱۲ آبان ۱۳۹۲

اخبار مرتبط

دیدگاه خود را بنویسید

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید