خانهدیدگاه هارحیم کاظمی سرشت - جنگ دوازده‌روزه: چرا این یک جنگ میهنی بود؟

رحیم کاظمی سرشت – جنگ دوازده‌روزه: چرا این یک جنگ میهنی بود؟

در روزگار آشفته و بحران‌زده امروز ایران، که سایه‌های استبداد داخلی و تهدیدهای بیرونی بر سر کشور سنگینی می‌کنند، یکی از مسئولیت‌های خطیر هر ایرانی آگاه، ایستادن بر مرز حقیقت و دفاع از منافع ملی است.
جنگ دوازده‌روزه‌ای که از سوی دولت اسرائیل علیه ایران به راه افتاد، یکی از همان لحظاتی بود که این مرز به‌وضوح تعیین می‌شود: مرز میان مخالفت با حکومت و دفاع از میهن.

با وجود روشن بودن ماهیت این حمله، متأسفانه بخشی از فضای مجازی و برخی جریان‌های سیاسی، با استناد به مخالفت خود با جمهوری اسلامی، کوشیدند تا این جنگ را نه یک جنگ میهنی، بلکه صرفاً “اقدامی علیه حکومت” جلوه دهند.
اما واقعیت‌ها، آمار و پیامدهای انسانی و زیرساختی این جنگ، خلاف این ادعا را نشان می‌دهد.

جنگ میهنی چیست؟

در ادبیات تاریخی و سیاسی، «جنگ میهنی» یا «جنگ ملی» جنگی‌ست که در آن:
• سرزمین یک کشور مورد تجاوز قرار می‌گیرد،
• مردم عادی قربانی حملات می‌شوند،
• زیرساخت‌ها و دارایی‌های عمومی آسیب می‌بینند،
• و موجودیت ملی، فراتر از نظام حاکم، تهدید می‌شود.

با این تعریف، بی‌تردید جنگی که طی آن هزاران ایرانی کشته و مجروح شدند، و ساختار زیستی و اقتصادی کشور در معرض تخریب گسترده قرار گرفت، مصداق روشن جنگ میهنی است.

شواهد روشن از تجاوز به ملت ایران

جنگ دوازده‌روزه نه یک درگیری موضعی یا هدفمند علیه ارکان حکومت، بلکه یک حمله چندوجهی به تمامیت ایران بود. شواهد آن روشن است:
• ۱٬۱۶۰ نفر از شهروندان ایرانی، در نقاط مختلف کشور، از جنوب تا غرب و مرکز، کشته شدند؛
• ده‌ها هزار نفر مجروح شدند یا آسیب‌ روحی و روانی جدی دیدند؛
• زیرساخت‌های کلیدی کشور از جمله فرودگاه‌های بین‌المللی، بیمارستان‌ها، نیروگاه‌های برق، ایستگاه‌های مخابراتی، پالایشگاه‌ها و مراکز صنعتی در چندین استان، مورد حمله مستقیم قرار گرفتند؛
• دانشمندان، پزشکان، مهندسان و کارکنان غیرنظامی، که بخشی از سرمایه علمی و انسانی ایران بودند، در جریان این حملات جان باختند؛
• زندگی روزمره ده‌ها هزار خانوار مختل شد؛ برق قطع شد، مراکز درمانی فلج شدند و بسیاری خانه‌های خود را از دست دادند.

در چنین شرایطی، صرف ادعای اینکه هدف این جنگ “حکومت” بوده و نه “ملت”، بیشتر به یک فرافکنی سیاسی شبیه است تا تحلیل ملی.

مخالفت با حکومت، مجوز حمایت از تجاوز نیست

می‌توان و باید از حکومت جمهوری اسلامی، به دلیل استبداد، فساد و ناکارآمدی، به‌درستی انتقاد کرد.
اما هیچ ایرانیِ وطن‌دوستی نمی‌تواند بپذیرد که به بهانه‌ی این مخالفت، بمباران شهرهای ایران، کشتار مردم و تخریب منابع ملی، توجیه‌پذیر باشد.

اگر این منطق را بپذیریم، فردا می‌توان با همین توجیه، هر کشور استبدادی را بمباران کرد و آن را «آزادی‌بخش» نامید. این منطق نه‌تنها ضدانسانی‌ست، بلکه مشروعیت را از هر نوع کنش مستقل و ملی‌گرا می‌گیرد و راه را برای استعمار و تجاوز خارجی هموار می‌کند.

میهن‌دوستی، فراتر از گرایش سیاسی

تاریخ نشان داده است که میهن‌دوستی یک وظیفه ملی است، نه انتخاب حزبی.
در جریان حمله عراق به ایران، بسیاری از مخالفان حکومت، با وجود سرکوب‌هایی که دیده بودند، در دفاع از خاک ایران ایستادند. چرا؟ چون کشور متعلق به همه ماست، نه صرفاً به حاکمانش.

امروز نیز همان منطق پابرجاست. اگر خاک ما مورد هجوم قرار بگیرد، اگر فرودگاه‌های ما بمباران شوند، اگر دانشمندان و پزشکان ما کشته شوند، ما نه به خاطر حکومت، بلکه به خاطر ایران باید بایستیم.

نتیجه‌گیری: این جنگ، یک جنگ میهنی بود

واقعیت روشن است:
جنگ دوازده‌روزه علیه ایران، جنگی میهنی و ملی بود.
نه به خاطر مشروعیت جمهوری اسلامی،
بلکه به‌دلیل آن‌که مردم، خاک، منابع و آینده ایران مورد تهاجم قرار گرفتند.

کسانی که این جنگ را صرفاً یک «درگیری با حکومت» می‌دانند، یا دچار توهم سیاسی‌اند، یا وابستگی فکری و رسانه‌ای به منافع بیگانه دارند.

ما امروز بیش از همیشه نیازمند صدایی ملی، مستقل، شجاع و صریح هستیم که در برابر هر دو خطر بایستد:
• هم خطر استبداد داخلی،
• هم خطر تجاوز و سلطه‌جویی خارجی.

نه به دیکتاتوری،
نه به بمباران،
نه به سیاست‌های نیابتی،
آری به استقلال، آزادی، و حاکمیت ملی ایران.
رحیم کاظمی سرشت

اخبار مرتبط

دیدگاه خود را بنویسید

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید