ناصر اعتمادی: موج تازه اخراج مهاجران افغان از ایران، صدها هزار زن و کودک را به افغانستانی بازگردانده است که زیر سلطۀ طالبان بنیادگرا با فقر گسترده، کمبود سرپناه و محرومیت کامل از آموزش و بهداشت و آزادیهای فردی روبرو است. سازمان ملل هشدار میدهد که این بازگشت اجباری، در درجۀ اول آنان را در معرض خشونت، ازدواج اجباری و بحران انسانی بیسابقه قرار داده است.
در پارک «مولانا جامی» هرات، زنی جوان، کودکش را در گهوارهای دستساز از تکهای پارچه میان دو درخت آرام میکند. «مهناز»– نامی که به خواست خودش تغییر یافته است- سه روز است که همراه خانوادهاش در این پارک پناه گرفته و تنها توانسته یک بسته شیر خشک برای نوزادش تهیه کند. آنها با چند ساک و چمدان کوچک از ایران گذشتهاند و همه داراییشان را در همین مسیر خرج کردهاند.
پارک به اردوگاهی خودجوش برای صدها خانوادهای بدل شده که پس از سالها یا حتی دههها زندگی در ایران، ناخواسته به افغانستان بازگشتهاند؛ برخی در پی فرمان و اجبار دولت ایران در اسفند گذشته و به ویژه پس از جنگ دوازده روزه به اتهام جاسوسی برای اسرائیل و برخی نیز به امید گریز از موج خصومت و افغانستیزی در ایران.
مهناز به گفتۀ خبرنگار «رخشانه مدیا» جایی برای رفتن ندارد. او میگوید : «پسرعمویم در هرات زندگی میکند، اما هرگز او را ندیدهام. اگر هم روبرو شویم، شاید یکدیگر را نشناسیم.» او و دهها زن دیگر میگویند از زمان ورود به افغانستان، هیچ کمکی از سوی مقامات طالبان دریافت نکردهاند و تنها از یاری پراکندۀ گروهی از داوطلبان محلی برخوردار بودهاند.
هشدار سازمان ملل:
بر اساس آمار دفتر هماهنگی کمکهای بشردوستانۀ سازمان ملل، از سپتامبر ۲۰۲۳ تاکنون بیش از ۲٫۴ میلیون مهاجر افغان از ایران و پاکستان اخراج شده و به ناگزیر به افغانستان بازگشتهاند. به گفتۀ سازمان «زنان سازمان ملل (UN Women)»، یکسوم این جمعیت را زنان و دختران تشکیل میدهند. بسیاری از آنان هرگز در افغانستان زندگی نکردهاند و اکنون در جامعهای که طالبان آن را زیر سختترین محدودیتها و تبعیضهای جنسیتی-اسلامی برده، بیخانه، بیدرآمد و بدون دسترسی به آموزش و بهداشت ماندهاند.
سوزان فرگوسن، نمایندۀ ویژۀ سازمان «زنان سازمان ملل» در افغانستان، ۷ اوت در بیانیهای هشدار داد: «زنان و دخترانی که با دست خالی وارد جوامعی میشوند که خود در آستانۀ فروپاشیاند، با خطراتی چندبرابر روبرو هستند.» او خواستار کمک فوری بینالمللی برای تأمین سرپناه امن، فرصت آموزش و امکان اشتغال برای این گروه شد.
بحران مسکن در کابل:
همزمان با موج بازگشت اجباری آوارگان افغان، بحران مسکن در کابل شدت یافته است. به گزارش خبرگزاری فرانسه از سال گذشته اجارۀ خانههای سهاتاقه در پایتخت از ۱۰ هزار افغانی به ۲۰ هزار افغانی (حدود ۲۵۲ یورو) رسیده؛ بهایی که برای کشوری که ۸۵ درصد مردمش با کمتر از یک دلار در روز زندگی میکنند، دستنیافتنی است.
محمد محسن زریاب، پدر هفت فرزند، که پس از اخراج از ایران به کابل آمده، به خبرگزاری فرانسه گفته است: «در ایران، صاحبخانه اجاره را برایم کم میکرد. اینجا، اگر نتوانی بپردازی، دیگری هست که بپردازد.» او فعلاً با خانوادهاش در خانۀ خویشاوندان زندگی میکند، اما چشماندازی برای اجارۀ خانه ندارد.
زهرا هاشمی، که با سه فرزند از ایران بازگشته، بیم آن دارد که حتی اتاق نمور و بیبرق فعلی را هم از دست بدهد. شوهرش، کارگر روزمزد، روزانه حدود ۸۰ افغانی (یک یورو) درآمد دارد و این درآمد اندک کفاف اجاره را نمیدهد. دختر بزرگ خانواده که در ایران درس میخواند، اینک مشمول ممنوعیت تحصیل دختران در افغانستان شده است.
حامد حسنی، کارگزار املاک در کابل، به خبرگزاری فرانسه گفته است: «از وقتی مالکان فهمیدهاند که پناهجویان بازمیگردند، اجارهها را دو برابر کردهاند.» با این حال، شهرداری کابل بحران مسکن را انکار میکند و طرح توسعه شهری خود را – که شامل تخریب خانههای فاقد مجوز برای احداث جادههای تازه است – ادامه میدهد. این اقدام دسترسی به مسکن را برای فقرا دشوارتر کرده است.
امداد محدود و موانع طالبان:
سازمان بینالمللی مهاجرت این موج بازگشت را «یکی از بزرگترین جابهجاییهای جمعیت در تاریخ معاصر» خوانده و هشدار داده است که تنها از پاکستان، یک میلیون افغان دیگر در راهاند. این سازمان در چهار گذرگاه مرزی – اسلامقلعه و میلک با ایران، و تورخم و اسپین بولدک با پاکستان – مراکز پذیرش ایجاد کرده، اما کاهش بودجه، ظرفیت امدادرسانی را بهشدت محدود ساخته است.
گزارش مشترک سازمان «زنان سازمان ملل» و سازمان امدادی «کر» نشان میدهد که محدودیتهای طالبان نیز امدادگران زن را فلج کرده است. الزام همراهی محرم برای سفر امدادگران زن و کاهش بودجه پشتیبانی، باعث شده در بسیاری از مناطق کلیدی، زنان آواره حتی به ابتداییترین خدمات بهداشتی و حمایتی دسترسی نداشته باشند.
گراهام دیویدسن، مدیر «کر» در افغانستان، میگوید: «دیدن حجم عظیم ورود خانوادههای بیپناه و شنیدن داستانهایشان ما را با بحرانی روبرو کرده که از نظر انسانی طاقتفرساست.» او تأکید میکند که بدون تأمین فوری بودجه و تضمین حضور امدادگران زن، امکان دسترسی به این جمعیت آسیبپذیر وجود ندارد.
افغانستان، که هنوز از زخمهای جنگهای پیدرپی، فقر مزمن و بلایای طبیعی رها نشده، اکنون با موجی روبرو است که میتواند ساختارهای نحیفش را در هم بشکند. این بحران، پیش و بیش از همه، زنان و کودکان را نشانه گرفته است؛ آنان که در صف توزیع آب و نان، در پناهگاههای موقت، و در سایۀ ترس از خشونت و ازدواج اجباری، در پی اندکی امنیت و کرامت انسانیاند.
با وجود هشدارهای پی در پی سازمان ملل و نهادهای امدادی، جهان تاکنون در برابر این بازگشت اجباری و پیامدهای آن سکوتی سنگین پیشه کرده است؛ سکوتی که هر روز به بهای تباهی هزاران زن و کودک افغان تمام میشود.
منبع: rfi فارسی
