رئیس دانشکده توانبخشی دانشگاه علوم پزشکی تهران گفت: با توجه به تغییرات اجتماعی، بویژه در نقش های جنسیتی، انتظار می رود که در آینده شاهد تغییراتی در الگوهای زندگی سالمندان باشیم.
احمدرضا خاتون آبادی، مدیر گروه سالمندشناسی و رئیس دانشکده توانبخشی دانشگاه علوم پزشکی تهران در گفتگو با خبرنگار ایلنا درباره بحران سالمندی و چالشهای آن در کشور گفت: بحث سالمندی به نظر میرسد موضوعی غیرمعمولی نیست، در تمامی کشورها وجود دارد و کشور ما نیز به طور خاص این بحث را عمیق تر تجربه می کند. به طور خاص، مسائلی نظیر کاهش میزان ازدواج و تولدها و همچنین پیشرفتهای پزشکی به افزایش جمعیت سالمندان کشور منجر شده است. این موضوع هم بعنوان یک افتخار برای کشوری محسوب میشود که جمعیت سالمند آن در حال افزایش است، زیرا سالمندان بعنوان نماد خرد و تجربه شناخته می شوند.
وی افزود: اما با توجه به محدودیتهای موجود، خطر ابتلا به مشکلات سلامتی در میان سالمندان افزایش مییابد و رسیدگی به نیازهای آن ها بسیار ضروری است. بنابراین، ما باید دو حوزه را حفظ کنیم: اول، توجه به رشد سالمندی که غیرقابل تغییر است و ناشی از بهبود وضعیت پزشکی و افزایش طول عمر است، و دوم، لزوم ارائه خدمات بهتر به سالمندان تا از سلامت آن ها محافظت کنیم. در گذشته، افرادی که دچار سکته می شدند، احتمالاً جان خود را از دست می دادند، اما اکنون با بهبود خدمات پزشکی، امکان بهبود و ادامه زندگی آنها بیشتر شده است.
خاتون آبادی با بیان اینکه ابعادی که به سالمندان مرتبط میشود، نیاز به کنترل و هدایت دارند تا کیفیت زندگی آنها به بهترین شکل ممکن مدیریت شود، اظهار داشت: در این راستا، دو حوزه مهم وجود دارد. نخست، حوزه طب سالمندی که پزشکان و اساتید این رشته باید وضعیت پزشکی سالمندان را مداوا و مراقبت کنند. دوم، حوزه توانبخشی سالمندی است. در این زمینه، همواره با چالش هایی مواجه هستیم، بویژه زمانی که سالمندانی که به مشکلات جسمی دچار میشوند، نیاز به درمان دارند. بعنوان مثال، فردی که دچار سکته شده و به مشکلات شنوایی یا گفتاری دچار است، باید تحت مراقبت و توانبخشی مناسب قرار گیرد.
به گفته وی، نکته بسیار مهم تر این است که باید پیش از ورود به دوران سالمندی، اقداماتی انجام دهیم تا از بروز مشکلات جلوگیری کنیم. همچنین، باید به افرادی که به سن سالمندی رسیدهاند و هیچ مشکلی ندارند، توجه ویژهای داشته باشیم تا بتوانند از زندگی سالم و با کیفیتی برخوردار شوند.
رئیس دانشکده توانبخشی دانشگاه علوم پزشکی تهران در ادامه خاطرنشان کرد: به طور کلی، ما باید سه حوزه را بهطور مؤثر مدیریت کنیم و خدمات توانبخشی را به سالمندان ارائه دهیم. نخست حوزه قبل از سالمندی: افراد باید از عواقب سالمندی آگاه شوند. این عواقب شامل آتروفی [= کاهیدگی] عضلات، کاهش توان جسمی و بروز مشکلاتی مانند افسردگی ناشی از تنهایی یا بازنشستگی است. بنابراین، افرادی که در سنین ۵۰ تا ۶۰ سالگی هستند، باید آمادگی لازم را داشته باشند و برنامهریزی کنند، مثلاً با یافتن مشاغل جدید بعد از بازنشستگی.
وی در ادامه گفت: گروه دیگری که باید بر روی آنها تمرکز کنیم، سالمندانی هستند که در حال حاضر سالم به نظر میرسند. این افراد باید تحت برنامههای مدیریت سلامتی قرار گیرند تا از بروز مشکلات جلوگیری شود. سوم، توانبخشی سالمندان: این گروه شامل سالمندانی است که به مشکلات جسمی یا روحی دچار شدهاند و نیاز به مراقبت و توانبخشی دارند. مدیریت صحیح این سه حوزه میتواند به ارتقای کیفیت زندگی سالمندان کمک کند.
خاتون آبادی با اشاره به اینکه سالمندان بهطور طبیعی از نظر فیزیولوژیک دچار افول میشوند، اما میتوانند با انجام تمرینات مناسب به بهبود وضعیت خود کمک کنند، گفت: بخصوص در زمینه مسائل شناختی، مانند حافظه و توجه، نیاز به برنامه ریزی و تمرینات شناختی وجود دارد. این موضوع اهمیت زیادی دارد و در هفته سالمندی که ما در فرهنگسرای خراسان برگزار کردیم، این فعالیت ها را اجرا کردیم و امیدواریم ادامه پیدا کند.
رئیس دانشکده توانبخشی دانشگاه علوم پزشکی تهران تصریح کرد: گروه دیگری که باید به آن ها توجه کنیم، سالمندانی هستند که دچار مشکلات خاصی مانند سکته مغزی یا آلزایمر هستند. این افراد بهویژه در خطر سقوط و افتادن هستند، که میتواند عواقب جدی برای سلامت آنها به همراه داشته باشد. اگر به این افراد رسیدگی نشود، ممکن است نیاز به بستری شدن پیدا کنند که این امر می تواند هزینه های سنگینی را به سیستم بهداشت و درمان تحمیل کند.
وی افزود: همچنین ورود سالمندان به حوزه بیمارستانی میتواند خطر ابتلا به عفونتهای بیمارستانی و سایر عوارض جدی را افزایش دهد. به همین دلیل، تقویت و مدیریت سلامت این افراد از اهمیت بالایی برخوردار است و میتواند یکی از چالشهای بزرگ در زمینه مراقبت از سالمندان باشد. از سوی دیگر، هزینه های بالای توان بخشی و عدم دسترسی به بیمه های مناسب برای این خدمات، یک مانع جدی برای خانوادهها و سالمندان است. بنابراین، توجه دولت به بحث بیمههای توانبخشی و ارائه تسهیلات مالی برای پوشش این هزینهها بسیار مهم است.
خاتون آبادی همچنین در تحلیل خود از زنانه شدن سالمندی گفت: این موضوع به وضوح نشان دهنده تغییرات اجتماعی و فرهنگی در نقشها و مسئولیتهای زنان و مردان است. در گذشته، زنان به دلیل ساختار اجتماعی کمتر در فعالیتهای اجتماعی و اقتصادی شرکت میکردند، اما اکنون با افزایش فعالیتهای اجتماعی و شغلی، فشارهای جدیدی به آنها وارد شده است. این فشارها میتواند به استرس و خستگی منجر شود، به ویژه زمانی که زنان همزمان مسئولیتهای خانه و کار را مدیریت میکنند. از سوی دیگر، مردان با فشارهای اقتصادی و بار مسئولیت تأمین مالی خانواده مواجه هستند، که ممکن است باعث افزایش ریسک ابتلا به بیماریهای مختلف در آنها شود.
مدیرگروه سالمندشناسی با اشاره به اینکه زندگی در خانه بهطور قطع می تواند مزایای خاصی داشته باشد، از جمله عدم مواجهه با مشکلات اجتماعی و فشارهای بیرونی، گفت: اما در عین حال خطر انزوا و رکود اجتماعی را نیز به همراه دارد. انزوا میتواند به مشکلات روانی و اجتماعی منجر شود و کیفیت زندگی سالمندان را تحت تأثیر قرار دهد. با توجه به تغییرات اجتماعی، بهویژه در نقشهای جنسیتی، انتظار میرود که در آینده شاهد تغییراتی در الگوهای زندگی سالمندان باشیم. این تغییرات ممکن است باعث افزایش تعاملات اجتماعی و مشارکت فعالتر سالمندان در جامعه شود.
خاتون آبادی در پاسخ به این سؤال که چرا آمار طلاق در سالمندان بالای ۶۰ سال افزایش یافته است، گفت: سالمندان نیز مانند جوانان تحت فشارهای اقتصادی قرار دارند. افزایش هزینههای زندگی، کاهش درآمدهای بازنشستگی و نیاز به مراقبتهای بهداشتی میتواند به تنشهای خانوادگی منجر شود. این فشارها ممکن است به اختلافات خانوادگی و در نهایت به طلاق منجر شود. همچنین تغییر در نگرش نسبت به روابط و طلاق نیز میتواند نقش داشته باشد. نسلهای جدیدتر معمولاً کمتر از نسلهای قبلی به تابوهای اجتماعی پایبند هستند و ممکن است سالمندان نیز به تدریج این نگرش را به ارث ببرند. با وجود بحرانها، بسیاری از سالمندان به دلیل وابستگی عاطفی و اجتماعی که به یکدیگر دارند، از هم جدا نمیشوند. این وابستگی میتواند به عنوان یک عامل محافظتی در برابر طلاق عمل کند.
وی در پایان تأکید کرد: در حال حاضر آمار طلاق در سنین بالاتر چندان زیاد نیست، اما وجود چنین آمارهایی در هر صورت نگران کننده است و می تواند نشانه ای از مشکلات عمیق تر اجتماعی و اقتصادی باشد. با توجه به روندهای اجتماعی و فرهنگی، اگر به این مسائل توجه نشود، ممکن است در آینده شاهد افزایش بیشتر این آمارها باشیم. نیاز به آگاهی رسانی، مشاوره و حمایت های اجتماعی بیشتر از همیشه احساس میشود.
