«سیکوپاتهای یقه سفید » White Collar psychopath
در نوشته های پیشین آمد که روح الله خمینی در علن آمریکا را « شیطان بزرگ » خواند، ولی در خفا با اسرائیل و آمریکا روابط پنهانی برقرار کرد. هدف او از این دوگانگی در گفتار و اعمال این بود که خود و یاران مستبد خویش را در ظاهر « انقلابی، سازش ناپذیر، و مدام در جنگ و دشمنی علیه آمریکا و غرب » جلوه دهد، ولی در خفا و باطن روابط خوبی با آنان داشته باشد. این مکر و حیله را جانشینان او تا هم اکنون نیز در رابطه با دشمن تراشیهای خود بکار میبرند.
در روانشناسی شخصیت شناسی، دوگانگی در گفتار و رفتار هر انسانی را بیماری روانی ـ اجتماعی میدانند با نام سیکوپاتی Psychopathy، که در نوشته پیشین بر اساس پژوهشهای هروی کلکلی Hervey Cleckley، اولین محقق شناسایی این بیماری در ابتدای قرن بیستم، در کتاب « نقاب عادی بودن »، چهارده علائم و نشانه آن تشریح شد.
البته از دهه نود قرن بیستم برای روانشناسان، روانپزشکان و دیگر پژوهشگران اجتماعی معلوم گشت که نوع دیگری از سیکوپاتی و سیکوپاتها وجود دارد که غالباً در میان تحصیل کرده ها، رؤسای شرکتهای بزرگ تجاری و مالی، روحانیان، سران احزاب و گروههای سیاسی، بخصوص در میان نیروهای امنیتی کشورهای سلطه گر و همچنین مستبدین زیر سلطه، وجود دارند.
محققین این نوع از بیماران روانی ـ اجتماعی بشدت خطرناک برای جوامع انسانی را « سیکوپاتهای یقه سفید » White Collar psychopath نامگذاری کردند.
در نوشته کنونی دوگانگی در اخلاق و شخصیت، جایگاه های متفاوت اجتماعی و اشتغالی، و خطرناک بودن سیکوپاتهای یقه سفید برای جوامع انسانی تشریح خواهد شد.
ویژگیهای سیکوپات یقه سفید که در بخشهای سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی، خاصه در شرکتهای بزرگ مالی چند ملیتی ها شاغل هستند:
پژوهشهای گوناگون روانشناختی که در مورد سیکوپاتهای یقه سفید صورت گرفته اند، مبرهن میکنند: هر زمان در روابط سیاسی و اقتصادی دولتی و غیر دولتی، خاصه در شرکتهای بزرگ چند ملیتی، فساد و تبهکاری های عظیمی واقع گردید، معنایش اینستکه تعدادی از سیکوپاتهای یقه سفید تحصیل کرده در رأس آنها اشتغال بکار دارند.
بنابر این تحقیقات در میان ملتهای گوناگون در جهان کنونی، تنها یک درصد از جمعیت جامعه ها مبتلا به بیماری روانی ـ اجتماعی سیکوپاتی هستند. در صورتیکه در سطح رؤسا، مدیریت ها و رهبری های سیاسی و اقتصادی، خاصه در امور مالی و بانکی، شش درصد رؤسای این مؤسسات را سیکوپاتهای یقه سفید تشکیل میدهند. ( ۱ )
برای مثال جمله معروفی از روبرت د. هاره Robert D. Hare روانشناس بزهکاری و بنیاد گذار پژوهش شناسایی سیکوپاتها در این مورد وجود دارد که میگوید:
« سیکوپاتهای یقه سفید سرقت مسلحانه نمی کنند و به بانکها دستبرد نمی زنند، بلکه رئیس بانکها میشوند. »
تحقیقات در مورد اخلاق و شخصیت دوگانه، و تفاوت فاحش میان ظاهر و باطن سیکوپاتهای یقه سفید نشان میدهد که » بسیاری از مشکلات وخیم سیاسی، اقتصادی، مالی و اجتماعی که در جوامع گوناگون بشری وجود دارند، حاصل عملکرد سیکوپاتهای یقه سفید هستند. » ( ۲ )
نیلز بیربامر Niels Birbaumer پژوهشگر سیکوپاتهای یقه سفید در مورد اخلاق و شخصیت دوگانه اینگونه افراد، اینطور مینویسد:
« اگر یک انسان معمولی در شرکتی تجاری و یا مالی شاغل باشد و چندین ملیون دلار به آن شرکت ضرر زند، چنان حالت بدی به او دست میدهد که به احتمال بسیار قوی دچار دپرسیون و کزکردگی خواهد شد و مدتهای مدیدی با این مشکل دست به گریبان خواهد بود. در صورتیکه اگر یک سیکوپات یقه سفید جای او باشد، با خیال راحت به خانه خویش می رود و اصلاً در مورد آن ضرر فکر و تأمل هم نمیکند. »
باز بنابر همین تحقیقات، « سیکوپیاتهای یقه سفید، بشدت شیفته و مجذوب سازمانهای دولتی و غیر دولتی هستند که دارای سلسله مراتب ( هیرارشی ) بسیار سخت و محکمی باشند. »
در واقع آنچه در تمامی نظامهای استبدادی قابل مشاهده است. ( در نوشته های بعدی بیشتر به نقش سیکوپاتهای یقه سفید در سلسله مراتب سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی نظامهای مستبد شاهی و ولایت مطلقه فقیه در ایران، پرداخته خواهد شد. )
حال یکی دیگر از ویژگیهای سیکوپاتها، چه بیسواد و محکوم به زندانهای طویل المدت، و خواه تحصیل کرده و یقه سفید، گرایش شگرف آنان به بی باکی، ریسک کردن و عدم ترس از عواقب اعمال خویش است.
بهمین دلیل سیکوپاتهای یقه سفید غالباً در سازمانهای سیاسی و اقتصادی بسیار بزرگ که دارای سلسله مراتبی سخت و کاملاً معلومی می باشند، برای خود محل اشتغال دست و پا می کنند. بنابراین جای هیچگونه تعجبی نیست که در تمامی مؤسسات و وزارتخانه های دولتهای کشورهای استبدادی، خاصه در ایران گذشته و حال، که تحت حاکمیت فردی مستبد خودکامه ای خشن و بیرحم اداره م یشوند، سیکوپاتهای یقه سفید صاحب مقامهای مهم و بلندپایه سیاسی و اقتصادی و اجتماعی، و یا رؤسای شرکتهای خصوصی، و مالی و بانکی می شوند.
دلیل روانشناختی گرایش به این کارگزینی در نظامهای استبدادی اینست که سیکوپاتهای یقه سفید در اینگونه نظامها، هیچگونه مسئولیتی در برابر شهروندان آن کشورها ندارند. چرا که روشهای رفتاری چون مسلط بودن بر دیگران، بکار بردن زبان دروغ و فریب، و بیش از همه اعمال خشونت زبانی و غیر آنرا، بدون داشتن هیچگونه بیمی از عواقب قانونی و جزائی آن، براحتی می توانند بکار برند.
بخصوص نزد سکوپاتهای یقه سفید دو ویژگی، اوّلی تسلط بر دیگران، و دوّمی بکار بردن زبان فریب، نه تنها از صفات بسیار مورد پسند و محبوب آنان است، بلکه از دید آنان این دو ویژگی « ذکاوت و با هوشی در کیفیت مدیریت و رهبری »، نزد آنان بحساب میآیند.
محققین فهرست شغلهای مورد پسند و جذاب نزد سیکوپاتهای یقه سفید را بدست آورده اند. شناخت این فهرست جهت درک بیشتر اخلاق و رفتار دوگانه این بیماران روانی ـ اجتماعی از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است:
سیکوپاتهای یقه سفید اشتغال در بنیادهای دینی « روحانی شدن »، رؤسای احزاب و سازمانهای سیاسی بزرگ و با نفوذ گشتن، مدیران مؤسسات اقتصادی و مالی، و بیش از همه اشتغال در دستگاههای قضایی، مثل قضات و وکلاء دادگستری، رؤسای رسانه های گروه جمعی بزرگ، مثل رادیو و تلویزیون ها، مدیریت در بنگاههای فروش کالاهای تجاری، جراحان شاغل در بیمارستانها را در فهرست حرفه های جذاب سیکوپاتهای یقه سفید شناسایی کرده اند. ( ۳ )
جالب آنکه در میان افرادی که شغل هایی چون مدد رسانی های اجتماعی و یا معلمی و دبیری و استادی دانشگاهها و یا آموزشهای یادگیری حرفه را دارند، بسیار کمتر بچشم می خورند. در میان زنان نیز خیلی کمتر از مردان سیکوپاتهای یقه سفید وجود دارند.
حال با آوردن مثالی از یک گزارش رسمی که در مورد فرد سیکوپاتی بنام جیم همس Jim Hammes در آمریکا انتشار یافته، و در آن ظاهر و باطن و دوگانگی اخلاق و شخصیت فرد سایکوپات یقه سفید را با وضوح تمام نشان میدهد، در ذیل مطالعه میکنیم: ( ۴ )
« جیم همس نزدیک به پانزده سال بعنوان متصدی یکی از شرکتهای پپسی در منطقهLexington, Kentucky به کار اشتغال داشت. او بمثابه همکاری اصولی، با حیثیت و اخلاق، مورد اعتماد همه دیگر کارکنان این شرکت خصوصی بود.
علاوه بر آن او پدر و شوهر مهربانی در خانواده ای با عزت و آبرومند بحساب می آمد.
تا زمانیکه یک کارشناسی و بازرسی غیر رسمی و محرمانه در آن شرکت به این نتیجه رسید که جیم همس بیش از یک دهه تمام پولهای شرکت را به نفع شخصی خود اختلاس می کرده است. بنابراین بازرسی او مبلغ هشت ملیون و هفتصد هزار دلار پول شرکت را به حسابهای خصوصی خود واریز و اختلاس مالی عظیمی را موجب شده بود.
وقتی که پلیس داخلی امریکا، اف بی آی، جهت بازجویی بسراغ جیم همس آمد، او بجای دفاع از حیثیت و آبرو، و وفاداری خویش به شرکت، خود را به باز پرسان اداره پلیس معرفی کند، فرار را بر قرار ترجیح داد.
بلافاصله پس از این واقعه جیم همس بعنوان سارق و اختلاس گر تحت تعقیب پلیس قرار گرفت. او حتی خانواده خویش را نیز ترک کرد و در جایی دیگر خود را پنهان و مخفی کرد. حال نظری به،
اخلاق، شخصیت و زندگی دوگانه جیم همس، بمثابه فردی سیکوپات یقه سفید، بیاندازیم:
افرادی که مبتلا به بیماری سیکوپاتی یقه سفید و یا سیکوپات تحصیلکرده هستند، مثل جیم همس، تا مدتهای زیادی قادرند، چهره واقعی و اخلاق و شخصیت دوگانه خویش را از دید دیگران پنهان نگاه دارند. آنگونه که نقش خود را بمثابه فردی کاملاً عادی، حتی با اخلاق، و محبوب نزد دیگران، ایفا میکنند.
این امر تا زمانی ادامه می یابد که در اثر رخدادی ناگهانی شخصیت و چهره واقعی آنان برملا گردد. به اصطلاح ماهیت واقعی اخلاق و شخصیت و چهره چند گانه آنان لو رود.
سیکوپاتهای یقه سفید دو نوع اخلاق و رفتار و زندگی گوناگون، که کاملاً از هم جدا هستند را دارند. البته این امری معمولی و عادی است که زندگی شغلی و خانوادگی هر انسانی با هم تفاوت هایی دارند. ولی نزد سایکوپاتهای یقه سفید تحصیلکرده، این تفاوت بشدت فاحش و اغراق آمیز است.
برای مثال زمانیکه دختر و همسر جیم همس از اتهاماتی که به پدر و شوهر خودشان زده میشد، اطلاع یافتند. در ابتدا امر اصلاً باور نمی کردند. حتی جیم همس برخلاف انتظار آنان زندگی شخصی و خصوصی دوگانه خویش را از دید خانواده خو هم پنهان کرده بود. طوریکه پس از برملا شدن دزدیدن پول از محل کار خویش، همسر و دختر او تلاش کردند، شوهر و پدر واقعی خویش را بهتر بشناسند و بدانند جیم همس واقعی اصلاً کی بود.
آنان در مور اخلاق و شخصیت جیم همس به حقایق و واقعیتهای وحشتناک شوکه آوری دست یافتند.
از جمله آنکه آنان اطاق دربسته ای را در خانه خویش پیدا کردند که در آن دفترچه های حسابرسی اموال شرکت، بعلاوه شناسنامه ها، گواهی نامه های فوت، و طرح و برنامه ریزی دقیق فرار خود را جیم همس، از قبل به دقت برنامه ریزی و در آن اطاق پنهان کرده بود.
از همه اینها برای همسر و دختر جیم همس تکان دهنده تر، معلوم گشتن این امر بود که او سالهای درازی با یک زن دیگر ارتباط عاشقانه داشته، حتی از او صاحب یک فرزند هم هست که سرپرستی و مخارج زندگی او را می داده است.
در واقع علائم رفتاری و داشتن اخلاق و شخصیت و زندگی دوگانه جیم همس، برای یک روانشناس و یا روانپزشک کارشناس سیکوپاتهای یقه سفید، اصلاً شگفتی آور نیست.
چرا که مهمترین شاخص شناسایی فردی که سیکوپات یقه سفید است، دارا بودن تفاوت فاحش میان ظاهر و باطن او است. دلیل روانشناختی این تفاوت فاحش فریب دادن دیگر انسانها است. چرا که برای سیکوپاتهای یقه سفید ، فریب دادن دیگر انسانها بشدت هیجان انگیز و شادی آور است.
روانپزشک کارشناس جرایم جیم همس، در گزارش خود برای ارائه به دادگاه، اینطور می نویسد:
« جیم همس ازدواج کرده و صاحب همسر و دختری در یک خانواده کاملاً عادی و معمولی بوده است. ولی در خفا و پنهان سالهای مدیدی معشوقه داشته، و از او حتی یک فرزند هم داشته است. او پانزده سال کارمندی مورد اعتماد در شرکت تولید کننده پپسی بوده، ولی پولهای آن شرکت را بطور پنهانی اختلاس میکرده است. آنطور که هیچکس کوچکترین اطلاعی از این زندگی و اخلاق و رفتار دوگانه جیم همس، نداشته است.
در واقع جیم همس خود را باهوش تر و مستعد تر از همه دیگر همکاران و کار فرمای خویش بحساب می آورده است. از دید او، همه دیگر همکاران و حتی خانواده اش، مشتی آدمهای ابله، احمق و ساده لوح بشمار می روند. بیشتر بدین خاطر که ماهیت واقعی اخلاق و شخصیت دوگانه او را هیچکس قادر نبوده است، بشناسد. این امر نارسیسم جیم همس را بشدت تقویت می کرده است. چرا که او خود را باهوش تر، زرنگ تر و مستعد تر از همه دیگر آشنایان خود می دانسته است. »
بنابر تحقیقات متعدد روانشناسی، برای افراد سایکوپات چه تحصیل کرده و خواه بیسواد، اغوا و فریب دادن دیگران بشدت هیجان انگیز و شادی آور است. آنان علاقه بسیار زیادی دارند دیگران را فریب دهند و گمراه کنند. آنان حتی دوستان و نزدیکان و همکاران خویش را با وسوسه کردن، آلت دست خویش جهت رسیدن به مقاصد شخصی خود میکنند. برای سیکوپاتها ظاهر سازی و حقه برای فریب و گمراه ساختن دیگر انسانها، نشانگر باهوش و مستعد بودن خودشان در مقایسه با دیگران است.
حاصل سخن:
در دو نوشته پیشین و کنونی بنابر پژوهشهای متعدد در مورد اخلاق و شخصیت دو و یا حتی چند گانه سیکوپاتها، چه سیکوپاتهای بیسوادی که بخاطر جرایم مرتکب شده در زندانها بسر میبرند و خواه سیکوپاتهای یقه سفید تحصیل کرده ای که در رأس امور، بخصوص در نظامهای استبدادی قرار دارند، و جنایت و فساد و ویرانگری میکنند، بطور اختصار پرداخته شد.
البته در میان هر دو دسته از سیکوپاتها نکات و ویژگیهای مشترک و همچنین تفاوتهایی وجود دارند که ابتدا نکات و ویژگیهای مشترک آنان را در ذیل شمارش میکنیم:
نکات و ویژگیهای مشترک مابین هر دو دسته از سیکوپاتها:
الف. هر دو دسته از سیکوپاتها هیچگونه احساس گناه و مقصر بودن، پشیمانی و ندامت، و شرم و حیا ندارند. در روابط انسانی و اجتماعی فوق العاده پررو، بی آزرم، وقیح و بی چشم و رو هستند.
ب. هر دو دسته بشدت دروغگو، دغل کار و حیله گر هستند، که کارشان فریب دادن دیگران، و لذت بردن از فریبکاری خویش است.
ج. هدفشان در دست زدن بهر کار و فعالیتی، فقط بدست آوردن نفع شخصی خودشان است.
د. هیچگونه آرمان و ایمانی به هیچگونه مرامی ندارند. دین و مرام و ایدئولوژی پوششی است برای آنان که خود را در پشت آن استتار کنند.
ه. هر دو دسته سیکوپات بشدت مستعد و با هوش هستند، بخصوص در پوشاندن چهره واقعی و عیوب خویش از دید دیگران.
چ. هر دو دسته در روابط مابین انسانی در باورمند کردن دیگران نسبت به نظرات و دیدگاههای خودشان توانایی شگرفی دارند. در واقع مهارت فوق العاده ای در فریب دادن دیگران و آنان را ابزار دست امیال خویش کردن، دارند.
ژ. هر دو دسته سیکوپات بسیار بیباک و نترس هستند. آنان از دست زدن به ریسک های بزرگ هیچ بیمی ندارند.
نکات و ویژگیهای متفاوت در میان دو دسته سیکوپات:
الف. سیکوپاتهای یقه سفید که باسواد و تحصیلکرده هستند، تمامی مهارت در دانش و معرفت خویش را جهت کسب قدرت، آنهم بهر قیمتی بکار می گیرند. در صورتیکه سیکوپاتهای بیسواد، چون بشدت واکنش می شوند و دست به خشونت می زنند، شاید سه چهارم زندگی خویش را در زندانها سپری میکنند.
ب. سیکوپاتهای بیسواد بی صبر و کم حوصله هستند. بدین معنی که خیلی زود می خواهند به هوا و هوسهای زودگذر خویش رسند. چون قادر نیستند، از قبل طرح و برنامه های طولانی و دراز مدت برای رسیدن به اهداف خویش تهیه کنند.
در صورتیکه سیکوپاتهای یقه سفید تحصیلکرده بسیار صبور هستند و برای رسیدن به مقاصد دلخواه خویش سالها صبر و انتظار می کشند و طرحهای دراز مدت میریزند.
در نوشته بعدی به سه ویژگی دیگر روانشناختی سیکوپاتها، بنام « تاریکی سه گانه » Dark Triade ، یعنی نارسیسم، ماکیاولیسم و سیکوپاتی که در پژوهشهای قرن بیست و یکم بدست آمده، پرداخته خواهد شد.
منابع و مآخذ ها:
( ۱ )
Birger Dulz, Peer Briken, Otto F. Kernberg, Udo Rauchfleisch: Handbuch der Antisozialen Persönlichkeitsstörung. Schattauer Verlag, Stuttgart 2015
( ۲ )
Hare und Neumann: Psychopathy as a clinical and empirical construct. In: Annual review of clinical psychology. (2008) vol. 4, S. 217–246.
( ۳ )
Zum Zusammenhang von Psychopathie und beruflicher Integrität. Verlag für Polizeiwissenschaft Prof. Dr. Clemens Lorei, Frankfurt 2012
( ۴ )
Jeanine Ibrahim; To White Collar Psychopaths, Stealing and Backstabbing Come Easy; Published Wed, Aug 22 2012
11:08 AM EDTUpdated Tue, Oct 15 201311:34 AM EDT
