ویراستار
تحقیقی که در ذیل میآید، پژوهشی است پیرامون تاریخ و فرهنگ ایران در عصر مشروطه که از سه بخش متعدد تشکیل یافته است. این بخشها عبارتند از: بخش اول. تذکار، بخش دوّم. پیش درآمد، بخش سوّم. مقدمه.
پس از اینها اصل مقاله تحت عنوان « برای تاریخ مشروطه » که شامل 1. کسب قدرت، 2. همبستگی، 3. شاهان قاجار، 4. تعدد احزاب و سازمانها در انقلاب، خواهند آمد.
مقدمه ( قسمت سوّم ):
خوانندگان این نوشته اطلاع دارند که بجهت طولانی بودن مقدمه، آنرا به سه قسمت گوناگون تقسیم کردیم. با این هدف که ماهیت واقعی و ویژگیهای نظامهای سیاسی استبدادی خودکامه قابلیت تفکر و تأمل بیشتری پیدا کنند.
این ماهیت و ویژگیها که سه گانه هستند، نه تنها در تمامی طول تاریخ میهن ما ایران بمثابه امر واقع و مستمری وجود داشته و هنوز نیز دارند، بلکه در همه جای دیگر جهان نیز این استمرار صدق میکند.
براساس ماهیت و ویژگیهای سه گانه استبداد، در قسمت اوّل مقدمه، اولین ویژگی استبداد و خودکامگی تحت عنوان « رواج کیش شخصیت و شخص پرستی » توضیح داده شد. در قسمت دوّم مقدمه، دومین ویژگی استبداد، یعنی « سرکوب خونین و بیرحمانه مستبدین » که بدون استثناء در تمامی طول تاریخ حاکمیت های استبدادی نه تنها در ایران، بلکه در همه جای دیگر جهان وجود داشته و هنوز نیز وجود دارد، توضیح و تشریح گردید.
حال در قسمت سوّم مقدمه به حاصل دو ماهیت و ویژگی فوق، یعنی رواج کیش شخصیت و جنایات مهیب، ویژگی سوّمی با عنوان، شهوت رانی و گرایش به تجملات افراطی از طریق غارت اموال عمومی و ثروتهای ملی مردمی، شرح داده خواهد شد.
سومین ویژگی استبداد و خودکامگی، عیاشی و شهوترانی، ارضای افراطی لذت های جنسی و گرایش به ثروت اندوزی و تجمّلات است.
در نوشته های پیشین از قول روانشاد ابوالحسن بنی صدر آمد، « استبداد مادر تمامی فساد ها است. » فساد جنسی یکی دیگر از افساد بس ویرانگر نظامهای استبدادی خودکامه است. این فساد دربرگیرنده عیاشی ها در اشکال ارضای افراطی امیال و شهوات نفسانی، میل شدید به لذت های جنسی و گرایش به مادیت خشن و ثروت اندوزی است.
این فساد نه تنها دشمن ویرانگر اخلاق و روابط اجتماعی و فرهنگی است، بلکه مورخان به درستی فساد جنسی، ثروت اندوزی و عیاشی های افراطی را زمینه ساز « سقوط » نظامهای استبدادی قلمداد میکنند.
برای مثال بنگرید به تاریخ بابل که بقول ویل دورانت در کتاب « تاریخ تمدن، مشرق زمین گاهواره تمدن » این چنین مینویسد:
« هیچ چیز از اخلاق مردم این شهر شگفت انگیز تر نیست، و هیچ جای دیگر ( دنیا ) این اندازه برای استفاده از لذت های جنسی و شهوانی وسیله فراهم نیامده است. » ( صفحه ۲۱۲ همین کتاب )
در واقع بابلی ها چنان در عیاشی و خوشگذرانی، بقول اعراب، در لهو و لعب، غرق شده بودند که « در برابر ایرانیان، آشوریان و یونانیان گردن خم کرده و به یوغ آنها سر نهاده بودند و با رضامندی فرمانبرداری آنها را قبول کرده بودند. »
بزبانی دیگر استقلال خویش در برابر قدرتهای جهانی را از دست داده، و متغیری از توقعات روزافزون آنان گشته بودند.
( مراجعه کنید به: مشرق زمین: گاهواره تمدن، صفحه ۴۱. نویسنده ویل دورانت، مترجمان احمد آرام، ع- پاشایی، امیرحسین آریان پور، ناشر: انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی. )
در تاریخ مدون ایران، اشاره به فساد جنسی از دوران صفویه تا پایان قاجار خود موضوع تحقیق جداگانه ای است. در این مورد کافی است به این امر اشاره کنم که دو تن از شاهان صفویه از مرض مقاربتی گم سوزه، که همان سوزاک است، جان خویش را از دست دادند و به هلاکت رسیدند.
برای مثال اگر شرح عیاشی های ناصرالدین شاه قاجار و پسرش، مظفرالدین شاه قاجار به وصف آید، بقول معروف، « دود از کله آدم بدرآید. »
علامه اقبال لاهوری پاکستانی در شعری این بی بند و باری و عیاشی را حاصل از میان بردن خدمت گذاران ( سَرور ) واقعی مردمی، به زبان امروزی جانبداران آزادی و استقلال، و حقوق و کرامت انسان، دانسته و اینگونه میسراید:
« سَرور رفته باز آید که ناید، نسیمی از حجاز آید که ناید.
سر آمد روزگار این فقیری، دگر دانای راز آید که ناید. »
یکی دیگر از تجارب تاریخی شهوت رانی مستبدین خودکامه در مورد شاه سلطان حسین صفوی است. او بیش از ۴۰۰۰ زن و دختر را به حرم خود کشیده و برای اطفاء شهوترانی های خود به چه راه هایی که توسل نمی جست.
کتاب » رستم التواریخ « چنین شهوترانی ها را شرح داده است. غلامان شاه سلطان حسین در سرتاسر ایران برای او » زن « جور میکردند و بدا به حال زنی که زیبا و طناز و باصطلاح خوشگل بود و شاه او را رویت میکرد و میدید.
( رجوع کنید به رستم التواریخ، کتابی از محمد هاشم آصف مشهور به رستم الحکما از مورخان دوره زندیه و اوایل قاجار که تاریخ سیاسی و اجتماعی ایران در دوره پادشاهی شاه سلطان حسین صفوی و استیلای افاغنه و افشاریه و زندیه تا پادشاهی فتحعلیشاه قاجار را روایت میکند. اولین بار بخشی از رستم التواریخ توسط سلطان علی سلطانی بهبهانی در چند شماره پیک ایران به چاپ رسید و سپس محمد مشیری این اثر را تصحیح و با توضیح و اضافاتی در سال ۱۳۴۸ منتشر ساخت. چاپ دیگر، به اهتمام عزیزالله علیزاده در سلسله انتشارات فردوس در سال ۱۳۸۱ در تهران منتشر شده است. )
علاوه بر تاریخ گذشته اگر بتاریخ نوین ایران نیز رجوع کنیم، برای مثال دوران سلسله پهلوی، اینگونه شهوت رانی ها را در « عیاشی های دربار پهلوی» میتوانیم مطالعه کنیم.
این عیاشی ها و تجمّلات افراطی دربار پهلوی از طریق غارت اموال عمومی و ثروتهای ملی مردمی، خاصه مواد خام و نفت، در اشکال ثروت اندوزی، ارضای افراطی امیال و شهوات نفسانی، میل شدید به مادیات و تجملات، همراه با بی بند و باری در عیاشی ها و خوشگذرانی ها را در مطبوعات درون و برون ایران میتوان تفحص و مطالعه کرد.
برای مثال رضا خان قلدر که بعداً رضا شاه و مستبد خونریز و خودکامه افسار گسیخته ای گشت، پنج بار ازدواج کرد. سن آخرین همسر او چند دهه کمتر از خود او بود. پسرش محمد رضا شاه پهلوی نیز علاوه بر بیشمار معشوقه ها و هم خوابگی ها در درون و برون ایران، سه بار ازدواج کرد.
شرح خوشگذرانی ها، ثروت اندوزی ها و ریخت و پاش های اموال عمومی مردم ایران، از طریق شاهان پهلوی و همسران و فرزندان و خاندان شان، یکی از محبوبترین و پر خواننده ترین موضوعات مجلات و روزنامه های بلواری غربی تا هم اکنون است.
در دوران کنونی، یعنی دوره حاکمیت استبداد خودکامه « ولایت مطلقه فقیه » عیاشی های « بیت امام » در گذشته و « بیت رهبری » در زمان کنونی شکل « تقیه » بخود گرفته اند. طوریکه « سربازان گمنام امام زمان » رژیم ولایی، با وسواس فراوانی آنها را استتار کرده، و دور از چشم مردم فقیر ایران، بقول حافظ « چون به خلوت میروند، آن کار دیگر میکنند » نزد شان رواج یافته است.
برای مثال فیلم جشن عروسی دختر شمخانی، یکی از ستون پایه های خشونت و جنگ افروزی رژیم، نشان اهل خرد داد که سرچشمه فقر روزافزون مردم ایران، آبشخور از کجاها دارد.
در حقیقت تنها از طریق غارت ارقام نجومی اموال عمومی مردم ایران، و ثروت اندوزی های بیشرمانه « آقا زاده ها » که در درون و برون ایران تلنبار میکنند، اشارات کوچکی به عیاشی های سران رژیم ولایی هستند.
با آوردن تنها یک مثال از تاراج ثروت ملی مردم ایران، بوسیله « سربازان گمنام امام زمان » دست ساخت روح الله خمینی، ما را کافی است.
علی اکبر هاشمی رفسنجانی در دوران ریاست جمهوری خویش به این فکر بکر رسید که دست اندرکاران واواک و « نیروهای امنیتی » یعنی متصدیان، توقیف، زندانی، شکنجه و اعدام مخالفین استبداد ولایی را وارد بازار واردات و صادرات کالاها و خرید و فروش و رانت خواری در اقتصاد ایران کند.
چند دهه بعد که رفسنجانی خود باصطلاح اصلاح طلب و « منتقد » نظام ولایی، خاصه شاخه نظامی و سرکوب آن، سپاه پاسداران شده بود، گفت: « سپاه پاسداران به کمتر از تصاحب تمامی ثروتهای ملی ایران، قانع نیست. »
البته بعداً کیفر این افشاگری خویش را با غرق شدن در استخر دید. امروزه واقعیتهای ویرانی همه جانبه اقتصاد ایران میگویند: هفتاد درصد از مردم ایران زیر خط فقر زندگی میکنند. در حالیکه صاحب منصبان کنونی در رژیم ولایی، صاحبان و ساکنان خانه های صدها میلیارد تومانی در درون ایران، و صدها میلیون دلاری در کشورهای خارجی هستند.
البته نباید فراموش کرد که در این خانه های فوق لوکس، خود و فرزندان « مسئولان بالا رتبه نظام مقدس » به احتمال بسیار قوی « دعا و عبادت » نمیکنند، بلکه بساط تفریحات « غیر شرعی »، چون دادن پارتی های مدرن غربی و زن بازی و عیاشی را پهن کرده و میکنند.
از دید مستبدین خودکامه، زنان تنها « شی جنسی سیاسی » قلمداد میگردند:
آنچه بیش از همه در وصف عیاشی ها، شهوترانی های افراطی و گرایش به ثروت اندوزی و تجمّلات نزد مستبدین خودکامه چشمگیر است، مقام و نقش زن و دید آنان نسبت به زنان در تمامی طول تاریخ است.
ابوالحسن بنی صدر پیش از انقلاب سال ۵۷ پژوهش مبسوطی در مورد « نقش زن در پیدایش و زوال قدرت از دیدگاه فردوسی » تحت نام « زن در شاهنامه » انجام داد.
این پژوهش بصورت کتاب توسط « نشریه دانشجویان دانشکده خدمات اجتماعی » در اوایل پیروزی انقلاب درایران انتشار یافت.
در این پژوهش بنی صدر مقام و موقعیت زنان را در شاهنامه فردوسی در چهار وجوه اینگونه توصیف میکند:
وجه اوّل: « … زنان از راه زناشویی های درون گروهی که در انواع تعادل های قدرت انجام میگیرند. و بخصوص از وظیفه اصلی زن در استمرار قدرت کانونی سوء استفاده میشود. »
وجه دوّم: « از وظایفی که زنان از راه زناشویی های برون گروهی در تعادل های گوناگون و ناپایدار قدرت کانونی و قدرتهای فرعی ایرانی و قدرتهای کانونی و فرعی انیرانی بر عهده دارند. در واقع نقش این دو نوع زناشویی ها در ایجاد و استمرار تار عنکبوت روابط شخصی قدرت سوء استفاده میشود. »
وجه سوّم: « … وظایفی که زن از راه هم خوابگی ها و دلبستگی ها، بعنوان ” شی جنسی سیاسی ” در موازنه های ناپایدار قدرت ها دارد. » و بالاخره
وجه چهارم: « جای زن در نظام اجتماعی ( استبدادی ) که هر تولیدی را ماده اولیه تولید زور تلقی میکند و بزور تبدیل میسازد، زن ابزار شی جنسی و ناموسی » قلمداد میگردد.
بنی صدر در مورد این شناسایی مینویسد:
« فایده اینکار ( پژوهش فوق ) در آن دیده شده است که اسباب و عوامل اساسی اسارت زن را باز میشناسد. »
و در پایان کتاب « زن در شاهنامه » این نکته بس با اهمیت را بیان میکند:
« در هر جمعی که اساس آن بر روابط شخصی قدرت باشد و یا پس از طی مراحلی چنین گردد، مایه های فساد و تباهی ( در آن جمع ) جمع آمده اند. جمعی که در آن این روابط قائمه نیستند، هم از ضربات روزگار جان سالم بدر میبرد و هم دگرگون ساز میگردد. اهل خرد را همین اشارت بس. »
در نوشته بعدی اصل مقاله با عنوان « برای تاریخ مشروطه » را مطالعه خواهید کرد.
