پیام نوروزی ابوالحسن بنی صدر به مردم
پیام نوروزی ابوالحسن بنی صدر به مردم فرا رسیدن نوروز را به شما و همه انسانها تبریک عرض میکنم؛ به شما، به خاطر این جشن زندگی که به بشریت هدیه کردید و به همه کسانی که میخواهند حق زندگی را بهجا آورند. مراسم نوروز به ما یادآور میشود که چهارشنبهسوری، یادگار ایستادن بر حق و عبور از آتش برای اثبات بیگناهی است. نوروز روزی است که انسانِ خلاق، فعال، آزاد و مستقل در برابر هفتسین مینشیند. اگر به نمادها توجه کنید، هم گویای عمرانِ طبیعت و رشد انسان است و هم نماد صلح، استقلال و آزادی. نماد زیستن در برادری و دوستی در جامعهای مستقل، آزاد، باز و تحولپذیر. اعضای خانواده در عشق و دوستی گرد این سفره مینشینند و این در سرتاسر کشور جاری است؛ یعنی یک وجدان همگانی برای ضرورت همبستگی ملی و رهایی از خشونت وجود دارد. هر اندازه جامعه از درون همبستهتر و برابرتر باشد، نظام اجتماعی عادلانه تر و از خطر زورمداران رهاتر خواهد بود. به تاریخ که بنگریم، نوروز یک «گذار» است؛ گذار از یک نوع زندگی به نوعی دیگر. هفتسین میگوید که جامعه ایرانی از زندگیِ پیش از بومنشینی عبور کرده و به عمران طبیعت و رشد رسیده است. از سوی دیگر، نوروز یادگار خیزش همگانی ایرانیان علیه استبداد ضحاکی و بازیافتن جامعهای است که در آن انسانها شهروندانی مستقل بودند. در این نمادها، ایستادگی بر حق با پهلوانی گره میخورد که مظهر آن «کاوه آهنگر» است. این جشنی که به بشر هدیه دادید، جشن استقلال، آزادی و «حقمداری» است. زمانی این زندگی و غرور انسانی را بازخواهید یافت که مسائل تاریخی خود را حل کنید؛ از جمله اختیارِ دین که باید در دست خودِ انسان باشد، نه دولت. وجود قرآن در سفره هفتسین نشاندهنده این است که اختیار دین با فرد است و موازنه باید بر اساس صلح و رهایی از جنگ باشد. در نهایت، مسئله نیروهای مسلح مطرح است. در یک کشور آزاد، نیروهای مسلح تحت فرمان و در خدمت ملت هستند. ننگ است که نیروی مسلح سلاح خود را به روی مردم بگیرد. آن روزی که دولت و نیروهای مسلح از آنِ ملت شوند و اختیار دین هر کس با خود او باشد، آن روز نوروز واقعی است. برای شما چنین نوروزی را آرزو میکنم. شاد و پیروز باشید.»

این مگه سال ۱۴۰۰ نمرده؟!!!
کاش میبود و میدید که مردم ایران قرآن را نه تنها سر سفره هفت سین نمیگذارند بلکه آنرا به آنجایی پرتاب کرده اند که درست آن است یعنی سطل زباله. از این کتاب جز تباهی بیرون نیامده.