خانهدیدگاه هاسوگ نامه‌ ای برای «پری» قربانی اضطراب و آوار، از جمال صفری

سوگ نامه‌ ای برای «پری» قربانی اضطراب و آوار، از جمال صفری

افسوس که مرغ جان «پری» در هیاهوی آتش و آوار، سبک‌ بال پر کشید و رفت. حکایت او، روایت زنی است که به همراه همسر وفادارش، «جهانگیر»، پس از سالیان دراز تلاش، در جستجوی آرامش به خانه بازگشت؛ اما دریغ که تقدیر در هفتمین دهه از عمرش، خانۀ امن او را هدف تازیانه‌ های کینۀ بمب و انهدام قرار داد.

در آن لحظۀ شوم که دیوارهای خانه در «شاهین‌ شهر» زیر ضربات سهمگین بمبارانِ متجاوزان لرزید، نه فقط خشت و گل، که ستون‌ های آرامش جان او فرو ریختند. اگرچه پیکر رنجورش به همت فرزندان به پناهگاهی منتقل شد، اما روح بلندش در همان لحظۀ اصابت، در شوک و هراسی بی‌ پایان حبس گردید. سیزده روز تمام، «پری» آوارۀ دیار غربت شد؛ سیزده روز تلخی که در هر دم و بازدمش، طعم گسِ ترس از ددمنشیِ آمریکای نفتخوار و اسرائیل نسل‌ کش جاری بود؛ همانانی که خیال خام تجزیۀ «مامِ وطن» را در سر می‌ پرورند.

او در روزهایی که آسمان به جای باران، آتش بر سر خانه‌ ها، مدرسه‌ ها و بیمارستان‌ها می‌ بارید، تابِ این‌ همه بیداد را نیاورد. او قربانی زورگوییِ قدرت‌ هایی شد که تجزیۀ ایران را در سر دارند؛ همانانی که گروهی فاشیست به رهبری رضا پهلوی، هم‌ صدا با بمب‌ ها و کشتار مردم، به رقص، ناسزا، آواز و پایکوبی، پرداختند؛ کسانی که قانونِ مجازاتِ هر کشوری، آنها را «خائن» می‌ نامد و اشدِ مجازات را برای جُرمشان سزاوار می‌ داند.

اما یاد «پری» در کنار رشادت‌ های سلحشوران ایران جاویدان خواهد ماند؛ دلاورانی که در برابر ابرقدرت‌ های پوشالی ایستاده‌ اند و از تمامیت ارضی این خاک حراست می‌ کنند. افکار عمومی جهان در ایستادگی و مقاومت این سلحشوران و دلاوران ایرانی، در حیرت است.

بر ماست که با حمایت مادی و معنوی از نیروهای مسلح غیورمان، اجازه ندهیم خون «پری‌ ها» و سیاوش‌ های زمانه، پایمال شود.

«پری صفری» در حسرت بازگشت به کاشانۀ خویش، در حالی که دیوارهای خانه‌ اش دیگر توانِ در آغوش کشیدنش را نداشتند، با قلبی مالامال از اضطراب، آخرین نفس را در غبارِ غم کشید و به دیار باقی پرواز کرد.

یارب، این جانِ خسته از هراس را در جوار رحمتت آرام ده.

از همۀ شما سروران که در مراسم خاکسپاری خواهرم شرکت کردید و در این سوگ ملی و شخصی هم‌ درد ما بودید، سپاسگزارم. یاد و نامش گرامی و راه سلحشورانِ میهن پررهرو باد.

«ایران تو را چو جان به بغل می‌ کشد هنوز / خاکت معطر است به خونِ سیاوشان»

پاینده ایران.

جمال صفری
۶ فروردین ۱۴۰۵ برابر با ۲۶ مارس ۲۰۲۶

اخبار مرتبط

1 دیدگاه

  1. “اما یاد «پری» در کنار رشادت‌ های سلحشوران ایران جاویدان خواهد ماند؛ دلاورانی که در برابر ابرقدرت‌ های پوشالی ایستاده‌ اند و از تمامیت ارضی این خاک حراست می‌ کنند. افکار عمومی جهان در ایستادگی و مقاومت این سلحشوران و دلاوران ایرانی، در حیرت است.”
    این «دلاوران» همانهایی هستند که دو ماه پیش چند ده هزار تن از مردم بپاخاسته ایران را کشتند ؛ آنزمان این «پری خانم» هیچ مشکلی نداشتند؟ راحت زندگی میکردند و لابد در اعماق وجودشان از برادران پاسدا ر و بسیجیشان متشکر هم بودند. بشماهم آقای صفری میگویم «هرکه دارد هوس کرب و بلا ـ بسم الله. به برادران بسیجی و سپاهیتان بپیوندید و اسلحه بدست گرفته با امپریالیسم و صهیونیسم بجنگید بجای اینکه در اروپا نشسته و پرت و پلا بگویید.

دیدگاه خود را بنویسید

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید