خانهتاریخقدیمی‌ترین مکاتبات خصوصی بشر (۴۰۰۰ سال پیش) - من از بین‌النهرین برای...

قدیمی‌ترین مکاتبات خصوصی بشر (۴۰۰۰ سال پیش) – من از بین‌النهرین برای شما می‌نویسم

قدیمی‌ترین مکاتبات خصوصی بشر (۴۰۰۰ سال پیش) – من از بین‌النهرین برای شما می‌نویسم

۰۲.۰۴.۲۰۲۶، نوشتهٔ  Marina Julienne روزنامه لوموند

قدیمی‌ترین مکاتبات خصوصی بشر از ازدواج‌ها و طلاق‌ها، تجارت و فرار مالیاتی، و حرفهٔ دامداری یا بافندگی سخن می‌گویند. صداهای زنانی که ۴۰۰۰ سال پیش بر گل نقش بسته‌اند و روایت‌هایی شگفت‌انگیز و همچنان امروزی را به ما می‌رسانند. نامشان سوخکانا، کونّانیا، لاماشا یا حاتّیتوم بود؛ همسر، بیوه، پرورش‌دهندهٔ گاو، حسابدار یا زن پارسا بودند و در بین‌النهرین، ۴۰۰۰ سال پیش، زندگی می‌کردند… باستان‌شناسان هزاران نامهٔ نوشته‌شده بر لوح‌های گِلی یافته‌اند. با خواندن این متون، که این زنان فرستاده یا دریافت کرده‌اند، همراه آنان گاه اندوهگین، خشمگین، خسته، مشتاق یا نگران می‌شویم.

Cécile Michel – سسیل میشل-، تاریخ‌دان و باستان‌شناس و متخصص بین‌النهرین، قدیمی‌ترین مکاتبات خصوصی بشر را گرد آورده است. او بخشی از این نامه‌ها را چنان دسته‌بندی کرده که بتوان در کنار حدود سی زن گام زد و با زندگی روزمرهٔ آنان را شریک شد.

خانواده‌های بازرگان

میان  Assur (شهر کنونی الشرقاط در شمال عراق) وKanesh  (کولتپهٔ امروزی در ترکیه) خانواده‌هایی بازرگان می‌زیستند که اعضایشان گاه برای چند ماه و در فاصله‌ای چند صد کیلومتری از خانه، برای فروش پارچه، روغن، قلع، ادویه و… سفر می‌کردند.

سسیل میشل توضیح می‌دهد: «شاید در آغاز هزارهٔ دوم پیش از میلاد حدود ۱۰ هزار نفر در آشور و ۳۰ هزار نفر در کانش زندگی می‌کردند؛ کانش در قلب شبکه‌ای متشکل از حدود چهل مرکز تجاری آشوری در آناتولی قرار داشت».

تنها راه حفظ ارتباط با خانواده، ادارهٔ ساخت خانه از راه دور یا رسیدگی به امور روزمره، نوشتن بود. این مردم خط میخی را می‌شناختند و با نوک نی بر لوح‌های گلِ تر نشانه‌ها را حک می‌کردند. سپس لوح‌ها در پاکت‌های گِلی قرار می‌گرفت، بسته می‌شد و با مُهر استوانه‌ای کوچکی که هویت فرستنده را نشان می‌داد، مُهر و موم می‌شد.

«آن‌ها را در چرم یا پارچه می‌پیچیدند و بر پشت الاغ حمل می‌کردند. یک کاروان معمولی برای پیمودن ۱۰۰۰ کیلومتر حدود شش هفته زمان می‌برد. در موارد اضطراری، می‌شد پیک خصوصی با قاطر اجاره کرد و نامه در سه هفته می‌رسید.»

سازمان اجتماعی و اقتصادی بسیار مدرن

سسیل میشل در خوانش ۱۲ هزار لوح از مجموع ۲۲ هزار لوح کشف‌شده در محوطهٔ کانش مشارکت داشته است. در جامعه‌ای که از راه تجارت می‌زیست، شمار زیادی از نامه‌ها دربارهٔ پول و کالا هستند.

برای نمونه، شیشاهشوشار این متن را از همسرش دریافت کرده است: «چرا چنین نوشتی: جز ۲۰ کیسه گندم و ۱۵ کیسه جو که کودوبیس به من داد، چیز دیگری نیست؟ پس ۴۰ مَن مس به شکل داس و ۲٫۵ مَن قلع که ایلی‌ایشار و هولوبا نزد شانا آورده‌اند کجاست؟ فوری است! اگر برای وصول بدهی‌های معوق توجه نمی‌کنند، گزارشی برایم بفرست…»

این نامه‌ها از سازمان اجتماعی و اقتصادی بسیار پیشرفته‌ای حکایت دارند که در آن چک در وجه حامل (قابل نقد شدن توسط هر فرد بالغ) و شرکت‌های مشارکتی نیز وجود داشته است.

«در این جامعه وام‌های تجاری و معیشتی بسیار رایج بود. وقتی ذخایر غله تمام می‌شد و والدین چیزی برای تغذیهٔ خانواده نداشتند، بدهکار می‌شدند. اگر موعد بازپرداخت می‌گذشت، گاه یکی از اعضای خانواده، کودک یا زن را برای کار نزد طلبکار به بردگی می‌دادند تا بدهی پرداخت شود. هنگامی که پادشاهان محلی به تخت می‌نشستند، گاه فرمان بخشودگی عمومی بدهی‌ها صادر می‌کردند و افراد آزاد می‌شدند.»

غرامت طلاق

در برخی مناطق، قراردادهای ازدواج به‌طرزی شگفت‌انگیز مدرن بودند؛ برای مثال در آشور و در Nippur  (نیفر امروزی). زن و مرد از حقوق برابر برخوردار بودند. هر دو می‌توانستند ارث ببرند، پول قرض دهند، خانه و برده بخرند. هر دو نیز حق درخواست طلاق داشتند و در آن صورت غرامت برابر می‌پرداختند.

«اگر ابایا از آداد-شامشی طلاق بگیرد، او باید یک‌سوم مَن نقره (۱۵۰ گرم) به زن بپردازد و نباید زن دیگری بگیرد. اگر آداد-شامشی از ابایا طلاق بگیرد، او نیز باید یک‌سوم مَن نقره بپردازد.»

اما در بابل شمالی، در Sippar، زنانی که شوهر خود را ترک می‌کردند ممکن بود به مرگ محکوم شوند.

«به سوی آشور، خدای خود و خانه‌ات بازگرد»

برخی نامه‌ها بسیار جان‌سوزند، به‌ویژه آن‌ها که تنهایی مادی و عاطفی زنان را بازتاب می‌دهند:

«وقتی رفتی، برایم هیچ پولی نگذاشتی، حتی یک شِکِل! پس از رفتنت قحطی سختی در آشور آمد و حتی جو هم برایم نگذاشتی… اما در نامه‌هایت پیوسته مرا به چه چیزهایی متهم می‌کنی؟ ما دیگر چیزی برای خوردن نداریم، حق داریم شکایت کنیم! … وقتی نامه‌ام را خواندی، بازگرد، رو به آشور، خدای خود و خانه‌ات کن، تا پیش از آنکه هنوز زنده‌ام چشمانت را ببینم!»

این نامه را تارام-کوبی به شوهرش اینایا نوشته است.

دوازده نامهٔ تارام-کوبی به همسر و برادرش امکان بازسازی زندگی زنی را می‌دهد که از خانواده‌ای شش‌فرزندی بود و دست‌کم پنج پسر داشت. او دربارهٔ دغدغه‌های زنان آشوریِ تنها‌مانده در آشور می‌نویسد: ادارهٔ خانه، نمایندگی منافع شوهر غایب، پرداخت مالیات و انجام وظایف دینی خانواده.

از خلال این نامه‌ها، تجارت لاجوردِ شوهرش را دنبال می‌کنیم و نگران می‌شویم وقتی مقامات مالیات‌های سنگین طلب می‌کنند؛ تا جایی که تارام-کوبی برای جلوگیری از دردسر برای شوهرش جواهرات خود را می‌فروشد… و سرانجام هرگز او را بازنمی‌یابد، زیرا اینایا در آناتولی می‌میرد.

سطوح مختلف سواد

«احتمالاً این زنان خودشان می‌نوشتند و از کاتب استفاده نمی‌کردند. سه سطح نوشتن وجود داشت. کاتبان نشانه‌های کمیاب را کاملاً درست و در خطوطی صاف و منظم می‌نوشتند.» سطح دوم نشان‌دهندهٔ آموزش خانگی و انتقال نسلی بود؛ و در سطح سوم، آموزش تجربی دیده می‌شود: نشانه‌های کمتر، حرکات ساده‌تر و گاه خطی نامرتب.

«بیشتر نامه‌ها به زبان گفتاری و بسیار مستقیم نوشته شده‌اند و ترجمه‌شان دشوارتر است، زیرا قواعد دستور زبان همیشه رعایت نشده است. برای انتقال این لحن، از علامت‌های تعجب فراوان استفاده شده. اما در هر حال، خواندن، نوشتن و حساب در این جوامع بسیار گسترده بود.»

بافندگان گلیم

از خلال این نامه‌ها دربارهٔ کشاورزی، دامداری و بافندگی نیز بسیار می‌آموزیم. پوزور-آشور برای کارآموز بافنده، واقورتوم، مشخصات فنی دقیقی برای بافت پارچه‌ای پشمی از نوع کوتانوم به اندازهٔ ۴ در ۴٫۵ متر می‌فرستد.

پژوهشی در دههٔ ۲۰۱۰ در Cappadocia و Jordan نشان داد زنان گلیم‌بافی که امروز با دارهای عمودی سنتی کار می‌کنند، همچنان کار را تقریباً به همان شیوهٔ دوران آشوری سازمان می‌دهند.

همچنین باستان‌شناسی تجربی نشان داده برای تهیهٔ ۲٫۵ کیلوگرم نخ پشمی لازم برای یک پارچهٔ کوتانوم، حدود ۲۰ روز برای پاک‌سازی و آماده‌سازی پشم و سه ماه برای ریسیدن ۳۶ کیلومتر نخ لازم بوده است.

رمزگشایی خط میخی

خط میخی (نشانه‌هایی به شکل گُوِه) در نیمهٔ دوم هزارهٔ چهارم پیش از میلاد توسط Sumerians ابداع شد. از آن برای نوشتن حدود دوازده زبان مختلف استفاده می‌شد؛ از جمله اکدی، هیتی و فارسی باستان.

در این خط که ابتدا واژه‌نگار و سپس هجایی بود، هر نشانه یک واژه را نشان می‌داد. نه نشانه‌گذاری وجود داشت و نه جدایی میان هجاها و واژه‌ها. داستان رمزگشایی آن ماجرایی واقعی و هیجان‌انگیز است.

همچون Jean-François Champollion، دانشمندان قرن نوزدهم بر متون سه‌زبانه کار کردند. اما برخلاف سنگ روزتا، سه زبان روی این لوح‌ها همگی با خط میخی نوشته شده بودند.

چهار دانشمند، همکار و رقیب، بر این خط کار کردند: Henry Rawlinson، Henry William Fox Talbot، Jules Oppert و Edward Hincks.

پس از سال‌ها کار، نسخه‌ای از متنی ناشناخته به آن‌ها داده شد. دو ماه فرصت داشتند ترجمهٔ انگلیسی خود را در پاکت مهر و موم‌شده تحویل دهند. هر چهار ترجمه با یکدیگر سازگار بود. بدین‌گونه، زبان اکدیِ میخی رسماً در ۲۵ مه ۱۸۵۷ رمزگشایی شد.

 

اخبار مرتبط

دیدگاه خود را بنویسید

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید