۲۵
آوریل ۲۰۲۶
رئیسجمهور ترامپ در سال ۲۰۱۸ از توافق هستهای دوران اوباما خارج شد و آن را «بدترین توافق تاریخ» خواند. اما ایران در واکنش، موجی از غنیسازی را آغاز کرد که تا امروز مذاکرات را تحتتأثیر قرار داده است.
ویلیام جی. برود و دیوید ای. سنگر بیش از دو دهه درباره برنامه هستهای ایران نوشتهاند.
در حالی که رئیسجمهور ترامپ تلاش میکند از طریق مذاکره یا اعمال فشار از جنگی که با ایران آغاز کرده خارج شود، اکنون با میراث پیچیده تصمیمی روبهروست که هشت سال پیش گرفت؛ زمانی که توافقی را که خود «توافقی وحشتناک و یکطرفه» مینامید، لغو کرد.
توافق دوران اوباما دارای نقصها و کاستیهایی بود. این توافق پس از ۱۵ سال منقضی میشد و پس از سال ۲۰۳۰ به ایران اجازه میداد هر مقدار سوخت هستهای که میخواهد تولید کند. اما پس از خروج ترامپ در سال ۲۰۱۸، ایران بسیار زودتر وارد مسیر افزایش گسترده غنیسازی شد و اکنون بیش از هر زمان دیگری به ساخت بمب نزدیک است.
اکنون مذاکرهکنندگان ترامپ با پیامدهای آن تصمیم روبهرو هستند؛ تصمیمی که او برخلاف نظر بسیاری از مشاوران امنیت ملی خود اتخاذ کرد. در همین راستا، ترامپ روز شنبه بهطور ناگهانی یک دور از مذاکرات هستهای با ایران در پاکستان را لغو کرد.
بخش زیادی از توجهات اخیر به حدود نیم تُن اورانیوم ایران معطوف شده که تا سطحی نزدیک به درجه مورد استفاده در بمبهای اتمی غنیسازی شده است. گمان میرود بخش عمده آن در مجموعهای از تونلها دفن شده باشد که ترامپ در ژوئن گذشته آن را بمباران کرد. اما این ۹۷۰ پوند سوخت بالقوه تنها بخش کوچکی از مشکل است.
امروز بازرسان بینالمللی میگویند ایران در مجموع ۱۱ تُن اورانیوم در سطوح مختلف غنیسازی در اختیار دارد. با پالایش بیشتر، این مقدار میتواند برای ساخت تا ۱۰۰ سلاح هستهای کافی باشد — بیش از برآورد اندازه زرادخانه اسرائیل.
تقریباً تمام این ذخایر پس از خروج ترامپ از توافق دوران اوباما انباشته شده است. زیرا تهران به تعهد خود برای ارسال ۱۲.۵ تُن از کل ذخایرش به روسیه (حدود ۹۷ درصد) عمل کرده بود و در آن زمان طراحان سلاح در ایران سوخت کافی برای ساخت حتی یک بمب نداشتند.
اکنون دستیابی به توافقی همسطح یا بهتر از آن دستاورد دیپلماتیک، یکی از پیچیدهترین چالشهای پیشروی ترامپ و دو مذاکرهکننده اصلی او، دامادش جرد کوشنر و فرستاده ویژهاش استیو ویتکاف است؛ افرادی که سفر برنامهریزیشدهشان به پاکستان برای دور دیگری از مذاکرات در آخرین لحظه توسط ترامپ لغو شد. محور اصلی مذاکرات، درخواست آمریکا برای توقف کامل غنیسازی ایران و تحویل ذخایر سوختی است که طی هشت سال گذشته انباشته کرده؛ درخواستی که ایران در برابر هر دو مورد مقاومت میکند.
ترامپ بهخوبی میداند هر توافقی که با ایران به دست آورد با دستاورد اوباما در بیش از یک دهه پیش مقایسه خواهد شد. در حالی که دو کشور همچنان در حال تبادل پیشنهادها هستند و ممکن است به نتیجهای هم نرسند، ترامپ از هماکنون توافق احتمالی خود را برتر میداند. ترامپ روز دوشنبه در شبکه اجتماعی خود نوشت: «توافقی که با ایران انجام میدهیم بسیار بهتر خواهد بود.» او توافق دوران اوباما را «مسیر تضمینشدهای بهسوی هستهای شدن» توصیف کرد.
با توجه به اهداف متغیر ترامپ در قبال درگیری با ایران، کوشنر و ویتکاف با فهرستی دشوار از موضوعات مذاکره روبهرو هستند که بسیاری از آنها در توافق تیم اوباما مورد توجه قرار نگرفته بود. آنها باید راهی برای محدود کردن توانایی ایران در بازسازی زرادخانه موشکیاش پیدا کنند (توافق ۲۰۱۵ به توان موشکی ایران نپرداخته بود و تهران نیز قطعنامه سازمان ملل را نادیده گرفت.)
همچنین باید راهی برای اجرای دستور ترامپ در حمایت از معترضان ضدحکومتی بیابند؛ معترضانی که ترامپ در ژانویه، زمانی که به خیابانها آمدند، وعده کمک به آنها را داده بود. در واقع، همان اعتراضات از عوامل شکلگیری تجمع نظامی آمریکا بود که نهایتاً به حمله ۲۸ فوریه انجامید.
آنها همچنین باید درباره بازگشایی تنگه هرمز مذاکره کنند؛ گذرگاهی که ایران پس از حملات آمریکا و اسرائیل آن را بست — اقدامی که ترامپ ظاهراً برای آن آمادگی نداشت. اکنون ایران دریافته است که با استفاده از چند مین ارزانقیمت و تهدید کشتیها میتواند اهرم فشار بزرگی بر اقتصاد جهانی ایجاد کند؛ فشاری که میتواند آن را افزایش یا کاهش دهد، بهگونهای که حتی سلاح هستهای چنین قابلیتی ندارد.
با این حال، سرنوشت برنامه هستهای در قلب مذاکرات قرار دارد. همانند مذاکرات ۲۰۱۵، ایران بر «حق» خود برای غنیسازی طبق پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای تأکید دارد و حاضر به چشمپوشی از آن نیست. با این حال، همچنان امکان «تعلیق» فعالیتهای هستهای برای چند سال وجود دارد (جیدی ونس، معاون رئیسجمهور، دو هفته پیش خواستار تعلیق ۲۰ ساله شد، اما ترامپ چند روز بعد گفت این مدت باید «نامحدود» باشد.
ویلیام جی. برنز، رئیس پیشین سازمان سیا که در مذاکرات دوران اوباما نقش کلیدی داشت، روز جمعه در نیویورک تایمز گفت یک توافق خوب نیازمند «بازرسیهای سختگیرانه، توقف طولانیمدت غنیسازی اورانیوم و صادرات یا رقیقسازی ذخایر موجود ایران در ازای کاهش ملموس تحریمها» است.
او همچنین تأکید کرد که دولت ترامپ باید تمامی شروط را بهطور دقیق مشخص کند: «اگر خطوط بهوضوح ترسیم و بهدقت نظارت نشوند، ایرانیها از آن عبور خواهند کرد.
این دقیقاً همان اتفاقی بود که پس از خروج ترامپ از توافق اوباما در سال ۲۰۱۸ رخ داد. در آن زمان ایران حتی سوخت کافی برای یک بمب نداشت، اما سپس غنیسازی را با شدت آغاز کرد.
در جنگ کنونی، ترامپ درباره احتمال عملیات برای تصرف نیم تُن اورانیوم نزدیک به درجه نظامی ایران صحبت کرده که میتواند حدود ۱۰ سلاح تولید کند. اما او کمتر به ذخیره کلی ۱۱ تُنی و تهدید آن برای آمریکا و متحدانش پرداخته است.
این مشکل جدیدی نیست. ایران در سال ۲۰۰۶ غنیسازی در مقیاس صنعتی را آغاز کرد. اگرچه هدف خود را صلحآمیز اعلام میکرد، اما اقداماتش کارشناسان را متقاعد کرد که بهدنبال ساخت بمب است.
در سال ۲۰۱۰، زمانی که ایران غنیسازی را به ۲۰ درصد رساند، نگرانیها افزایش یافت. این سطح مرز رسمی بین کاربردهای غیرنظامی و نظامی محسوب میشود. ایران اعلام کرد این سوخت برای راکتور تحقیقاتی دانشگاه تهران است. اما این سطح، ایران را در مسیر رسیدن به غنای ۹۰ درصد — مناسب برای ساخت کلاهکهای سبک و قابل نصب روی موشک — قرار داد. در توافق دوران اوباما، ایران از غنیسازی بالاتر از ۳.۶۷ درصد منع شده بود و کل ذخایر آن به حدود ۶۶۰ پوند محدود میشد. این محدودیتها قرار بود تا سال ۲۰۳۰ ادامه یابد، هرچند ایران اجازه داشت غنیسازی در سطح پایین را ادامه دهد و سانتریفیوژهای پیشرفتهتری بسازد. همین خلأ باعث شد پس از خروج ترامپ و بازگشت تحریمها، ایران بهسرعت از تمام این محدودیتها عبور کند.
در اوایل سال ۲۰۲۱، درست پیش از ترک قدرت توسط ترامپ، ایران دوباره هدف غنیسازی ۲۰ درصدی را دنبال کرد. سپس انفجاری مرموز در نطنز رخ داد که ایران آن را خرابکاری اسرائیل دانست و در پاسخ بخشی از ذخایر خود را به ۶۰ درصد رساند — جهشی بیسابقه که بسیار نزدیک به سطح نظامی است.
از اوایل ۲۰۲۱ تا اوایل ۲۰۲۵، دولت بایدن تلاش کرد محدودیتهای جدیدی را مذاکره کند، اما ناموفق بود و ایران به گسترش ذخایر ۶۰ درصدی ادامه داد. در ژوئن ۲۰۲۵، ترامپ تأسیسات نطنز و فردو و همچنین تونلهای ذخیرهسازی در اصفهان را بمباران کرد و اعلام کرد برنامه هستهای «کاملاً نابود شده است»، هرچند مقامات رسمی گفتند این برنامه صرفاً «به عقب رانده شده است.»
با این حال، سرنوشت ذخایر اورانیوم غنیشده ایران — که حدود ۱۰.۹ تُن برآورد شده — همچنان نامشخص است.
کارشناسان میگویند اگر ایران بتواند سانتریفیوژهای جدیدی را فعال کند، حتی بهصورت زیرزمینی، میتواند کل این ذخایر را به سوخت بمب تبدیل کند.
برخی برآوردها نشان میدهد این ذخایر میتواند برای ساخت ۳۵ تا ۱۰۰ سلاح هستهای کافی باشد.
برای آمریکا، محل نگهداری این ذخایر یک ابهام بزرگ است؛ اما برای ایران، یک اهرم فشار سیاسی محسوب میشود.
گری سامور، مشاور سابق کاخ سفید، گفت: «بله، بسیاری از دانشمندان آنها کشته شدهاند، اما هنوز ظرفیت صنعتی لازم برای تولید سلاح هستهای را دارند.» ایران همچنین کارت دیگری در اختیار دارد: محل دقیق یک تأسیسات جدید غنیسازی که پیش از جنگ ۱۲روزه با اسرائیل قرار بود اعلام شود، همچنان نامشخص است. تحلیلگران معتقدند این تأسیسات ممکن است در تونلهای کوهستانی اطراف اصفهان ساخته شده باشد — جایی نزدیک به محل ذخیره عمده اورانیوم. متیو بان، کارشناس هستهای، گفت: «ما نمیتوانیم دانش آنها را بمباران کنیم.» او افزود اندازه یک تأسیسات غنیسازی میتواند به کوچکی یک فروشگاه باشد و کوهستانهای ایران مکانهای زیادی برای پنهانسازی فراهم میکنند.
ویلیام جی. برود از سال ۱۹۸۳ درباره علم در نیویورک تایمز گزارش مینویسد و در نیویورک مستقر است
دیوید ای. سنگر بیش از چهار دهه در نیویورک تایمز فعالیت داشته و درباره دولت ترامپ و مسائل امنیت ملی مینویسد.
