انقلاب اسلامی در هجرت: آنچه امروز در لبنان در جریان است، ادامه همان سیاست ویرانگر «زمین سوخته» به رهبری بنیامین نتانیاهو است؛ رویکردی که پیشتر در غزه نیز اجرا شد. تخریب زیرساختها، افزایش تلفات غیرنظامیان و آسیب گسترده به محیطزیست، واقعیتهایی هستند که نمیتوان نادیده گرفت. این اقدامات با چراغ سبز دونالد ترامپ ادامه یافته است. در این میان، گزارشهایی از هدف قرار گرفتن روزنامهنگاران مستقل توسط ارتش اسراییل نیز منتشر شده است؛ موضوعی که نگرانیها درباره آزادی رسانهها را بیش از پیش تشدید میکند و یادآور اتفاقات مشابه در غزه است.این وضعیت نیازمند توجه جدی افکار عمومی و واکنش مسئولانه جامعه بینالمللی است.
سوختن زمین، فروریختن سنگ: تحقیق دربارهٔ «محو سازمانیافته» جنوب لبنان بهدست ارتش اسرائیل
در امتداد نوار مرزی جنوب لبنان، شواهد میدانی و تحلیل دادههای ماهوارهای از روندی حکایت دارد که ناظران آن را «ویرانسازی نظاممند» بافتهای مسکونی توصیف میکنند؛ روندی که بهگفتهٔ ارتش اسرائیل با هدف نابودی زیرساختهای حزبالله انجام میشود، اما در عمل پیامدهایی فراتر از اهداف صرفاً نظامی برجای گذاشته است.
این گزارش که بر پایهٔ مشاهدات میدانی، شهادت ساکنان، دادههای منابع باز (OSINT) و بررسی دهها تصویر ماهوارهای تهیه شده، تصویری همگرا از تخریبهای گسترده در روستاها و شهرکهای مرزی ارائه میدهد؛ تخریبهایی که الگوی آنها—بهگفتهٔ تحلیلگران—نشاندهندهٔ تداوم، پراکندگی جغرافیایی و هدفگیری زیرساختهای حیاتی است.
چشمانداز ویرانی: از مجدل زون تا شمعا
در حاشیهٔ روستای «مجدل زون»، تنها یک برآمدگی موقتی که بر بقایای مخزن آب ساخته شده، امکان دیدن روستای «شمعا» را میدهد. یوسف شهیمی، شهردار، که ساعاتی پیش برای مراسم تدفین به منطقه بازگشته، میگوید: «حتی به فکر ورود هم نباشید.» به گفتهٔ او، در این بخش از روستا تا پایان آوریل، حدود یکچهارم خانهها—آن هم بهصورت پراکنده میان آوار—باقی مانده است.
در امتداد جادهٔ اصلی، چند نمای ساختمان هنوز ایستادهاند، اما این «بقایای عمودی» بیش از آنکه نشانهٔ پایداری باشند، یادآور شدت تخریباند. در ۲۸ آوریل، یکی از همین ساختمانها بار دیگر هدف حملهٔ هوایی قرار گرفت و سپس در حملهای دوگانه، سه امدادگر دفاع مدنی—حسین سطی، هادی ظاهر و حسین غضبونی—کشته شدند. منابع محلی میگویند تکرار «ضربهٔ دوم» (double-tap) حتی عملیات امدادی را نیز پرخطر کرده است.
«خط زرد»: جغرافیای ممنوعه
شهردار با اشاره به شمعا توضیح میدهد: «برخی خانوادهها به هر قیمتی ماندهاند، اما شمعا زیر خط زردی است که دشمن اسرائیلی تعیین کرده؛ ورود عملاً ناممکن است.» این «خط زرد»—اصطلاحی محلی برای محدودههای پرخطر—به مناطقی اشاره دارد که هرگونه تردد در آنها با خطر هدفگیری مواجه است. محدودیت دسترسی، حضور رسانههای مستقل و نهادهای امدادی را نیز بهشدت کاهش داده و راستیآزمایی میدانی را دشوار کرده است.
الگوهای تخریب در تصاویر ماهوارهای
تحلیل تصاویر ماهوارهایِ پیش و پس از حملات نشان میدهد که تخریبها غالباً پیوسته و گستردهاند:
- فروریختن بلوکهای مسکونی بهصورت خوشهای، نه صرفاً نقاط منفرد؛
- قطع و تخریب جادههای دسترسی و مسیرهای فرعی؛
- آسیب به تأسیسات آب، برق و مخازن ذخیره؛
- سوختن یا از بین رفتن زمینهای کشاورزی و باغها.
این الگوها بهگفتهٔ برخی کارشناسان میتواند با هدف کاهش قابلیت بازگشت ساکنان و ایجاد نوعی «کمربند خالی از سکنه» تفسیر شود. در مقابل، مقامهای اسرائیلی تأکید دارند که اهداف، ماهیت نظامی داشته و در چارچوب مقابله با تهدیدات مرزی و زیرساختهای حزبالله انتخاب میشوند.
پیامدهای انسانی و جابهجایی جمعیت
در بسیاری از روستاهای مرزی، بخش بزرگی از جمعیت یا آواره شدهاند یا در شرایطی بسیار دشوار باقی ماندهاند. اختلال در خدمات پایه—آب آشامیدنی، برق، بهداشت و درمان—زندگی روزمره را مختل کرده است. مدارس تعطیل یا جابهجا شدهاند و فعالیتهای اقتصادی، بهویژه کشاورزی و کسبوکارهای خرد، عملاً فلج شدهاند. دسترسی محدود به مناطق، رساندن کمکهای بشردوستانه را نیز با چالش روبهرو کرده است.
چارچوب حقوقی و مناقشه بر سر تناسب
ناظران حقوق بشردوستانه بینالمللی بر اصول «تمایز» و «تناسب» در مخاصمات مسلحانه تأکید میکنند—اینکه اهداف نظامی از غیرنظامی تفکیک شوند و میزان نیروی بهکاررفته با هدف مورد نظر متناسب باشد. در چنین شرایطی، ارزیابی مستقل و دسترسی میدانی برای قضاوت دقیق ضروری است؛ امری که بهدلیل محدودیتهای امنیتی و دسترسی، بهسادگی ممکن نیست.
افق پیشِ رو
تداوم این روند میتواند به تغییرات پایدار در بافت جمعیتی و اقتصادی جنوب لبنان بینجامد و خطر گسترش درگیریها را افزایش دهد. همزمان، هرگونه کاهش تنش در جبهههای دیگر منطقه—از جمله مسیرهای دریایی—میتواند بر معادلات این جبهه نیز اثر بگذارد.
در مجموع، آنچه در جنوب لبنان جریان دارد، صرفاً مجموعهای از حملات پراکنده نیست، بلکه الگویی از فشار نظامی مداوم است که پیامدهای انسانی و ژئوپولیتیکی آن، فراتر از خطوط مقدم، کل منطقه را تحت تأثیر قرار میدهد.
منبع: لیبراسیون
