در هفتههای اخیر، تنش میان ایران و آمریکا وارد مرحله تازهای شده است. واشنگتن اعلام کرده تا زمان دستیابی به توافق جدید هستهای، فشار بر صادرات نفت ایران ادامه خواهد یافت و تهران نیز بازگشایی کامل تنگه هرمز را به خروج نیروهای دریایی آمریکا از منطقه مشروط کرده است.
این تقابل در تنگه هرمز ــ یکی از مهمترین مسیرهای انتقال نفت جهان ــ نگرانیهای گستردهای درباره پیامدهای اقتصادی و ژئوپلیتیکی آن ایجاد کرده است. همزمان با افزایش تنشها پس از حملات آمریکا و اسرائیل به ایران، بسیاری از تحلیلگران نسبت به شکلگیری یک بحران بزرگ انرژی در جهان هشدار میدهند.
در داخل ایران نیز این نگرانی وجود دارد که اختلال در صادرات نفت، دولت را با کاهش شدید درآمدها و کسری بودجه روبهرو کند؛ وضعیتی که میتواند حتی پرداخت حقوق کارمندان و بازنشستگان را نیز با دشواری همراه سازد.
یکی از خوانندگان محترم، این دغدغهها را با من در میان گذاشته و پرسیده است:
- اگر صادرات نفت از تنگه هرمز متوقف شود، آیا ایران و کشورهای خلیج فارس مجبور به بستن چاههای نفت خواهند شد؟
- آیا این چاهها ممکن است برای همیشه از کار بیفتند؟
- و جهان تا چه اندازه توان تحمل یک بحران بزرگ نفتی را دارد؟
پیش از پاسخ به این پرسشها، ابتدا باید به یک نکته اساسی توجه کرد:
آیا جهان و ایران به اندازه کافی ذخایر نفتی دارند تا بتوانند از یک بحران طولانی عبور کنند؟
پاسخ کوتاه این است: خیر؛ دستکم نه برای مدت طولانی.
تنشها و اختلالهای ایجادشده در تنگه هرمز تنها به افزایش قیمت نفت محدود نمانده، بلکه خسارتهای گستردهای به اقتصاد جهانی وارد کرده است.
بر اساس گزارش بانک جهانی (World Bank Blogs ) در گزارشها و تحلیلهای پیشین خود درباره تنگه هرمز هشدار داده بود که هرگونه اختلال گسترده در این مسیر میتواند به یکی از بزرگترین شوکهای بازار انرژی جهان تبدیل شود ,.این گزارش اعلام میکند که کاهش عرضه نفت خلیج فارس موجب جهش سریع قیمت نفت برنت و افزایش هزینه انرژی در بازار جهانی می شو .(1)
که اتفاقا با شکل گیری درگیری در تنگه هرمز همین اتفاق افتاد و قیمت نفت برنت افزایش یافت.و بر اساس گزارش مؤسسات بینالمللی انرژی و بازار نفت، پس از آغاز بحران تنگه هرمز در سال ۲۰۲۶، قیمت نفت برنت در مراحل مختلف بحران بین ۱۰ تا ۶۵ درصد افزایش یافت و در اوج تنشها حتی به حدود ۱۲۰ تا ۱۲۶ دلار در هر بشکه رسید.
همچنین کنفرانس تجارت و توسعه سازمان ملل (UNCTAD) هشدار داده است که ادامه بحران در تنگه هرمز موجب افزایش تورم جهانی، رشد هزینه حملونقل، اختلال در زنجیره تأمین و کاهش رشد اقتصادی بسیاری از کشورها شده است.(2)
طبق ارزیابی صندوق بینالمللی پول (IMF)، افزایش شدید قیمت نفت میتواند به افزایش تورم جهانی و کاهش رشد اقتصادی بینجامد. برخی تحلیلهای منتشرشده در Modern Diplomacy با استناد به دادههای IMF و مؤسسات بازار انرژی هشدار دادهاند که در صورت تداوم بحران، قیمت نفت ممکن است به بیش از ۱۵۰ دلار در هر بشکه برسد و جهان را با خطر رکود اقتصادی روبهرو کند.(3)
برخی مؤسسات بینالمللی انرژی و تحلیلهای بازار نفت نیز اعلام کردهاند که تنها در هفتههای نخست بحران، صدها میلیون بشکه نفت از چرخه بازار جهانی خارج شده و این مسئله باعث افزایش شدید هزینه بیمه نفتکشها، حملونقل دریایی و قیمت مواد اولیه صنعتی شده است. (4 )
همزمان، تحلیلهای اقتصادی منتشرشده درباره آثار جنگ و بحران انرژی در خاورمیانه نشان میدهد بازارهای مالی، تجارت جهانی و کشورهای وابسته به واردات انرژی بیشترین آسیب را از تنشهای تنگه هرمز متحمل شدهاند.(5)
اختلال در مسیرهای صادرات نفت، بهویژه در تنگه هرمز، میتواند بازار جهانی انرژی را با شوکی جدی روبهرو کند. زیرا بخش بزرگی از نفت جهان از این منطقه عبور میکند و هیچ کشوری ذخایر نامحدود در اختیار ندارد.
آمریکا طی سالهای اخیر تلاش کرده صادرات نفت ایران را به حداقل برساند، اما تاکنون موفق به حذف کامل نفت ایران از بازار جهانی نشده است. در مقابل، ایران نیز با تهدید به محدود کردن عبور نفتکشها در تنگه هرمز، عملاً یکی از حساسترین گلوگاههای انرژی جهان را به اهرم فشار ژئوپلیتیکی تبدیل کرده است.
در چنین شرایطی، آمریکا برای کنترل بازار جهانی نفت و جلوگیری از جهش قیمتها، بخشی از ذخایر استراتژیک خود را آزاد کرده است. با این حال، بسیاری از تحلیلگران معتقدند این راهکار تنها در کوتاهمدت کارایی دارد و در صورت تداوم بحران، توان کنترل بازار بهتدریج کاهش خواهد یافت.
در داخل ایران نیز دولت و شرکت ملی نفت تلاش کردهاند با کاهش تدریجی تولید، افزایش ذخیرهسازی و استفاده بیشتر از پالایشگاههای داخلی، فشار ناشی از محدودیت صادرات را مدیریت کنند.
برآورد برخی مؤسسات بینالمللی نشان میدهد ایران میتواند برای مدتی محدود، حتی بدون صادرات کامل نفت، بخشی از تولید خود را حفظ کند. بخشی از این امکان به دلیل استفاده از نفتکشها بهعنوان مخازن شناور و بخشی نیز به دلیل مصرف داخلی پالایشگاهها و صنایع پتروشیمی است.
اما مهمترین نگرانی، مسئله بستن چاههای نفت است.
چرا توقف طولانی تولید نفت برای چاهها و مخازن زیانبار و پرهزینه است؟
در افکار عمومی گاهی تصور میشود چاه نفت مانند یک شیر آب است که میتوان آن را بهسادگی بست و هر زمان دوباره باز کرد. اما واقعیت صنعت نفت بسیار پیچیدهتر از این است.
توقف طولانیمدت تولید نفت میتواند باعث افت فشار مخزن و کاهش دائمی توان تولید شود. در برخی موارد حتی ممکن است چاه دیگر هرگز به ظرفیت قبلی خود بازنگردد.
همچنین توقف جریان نفت میتواند موجب رسوب مواد سنگین و انسداد مسیر حرکت نفت در لایههای مخزن و خطوط انتقال شود؛ مشکلی که بازگرداندن آن به وضعیت عادی، هزینههای بسیار سنگینی در پی خواهد داشت.
از سوی دیگر، راهاندازی دوباره چاههایی که برای مدت طولانی تعطیل شدهاند، معمولاً به عملیات فنی پیچیده و پرهزینه نیاز دارد؛ عملیاتی که گاه شامل حفاری مجدد، اسیدکاری یا استفاده از روشهای پیشرفته ازدیاد برداشت میشود.
به همین دلیل، شرکتهای نفتی در شرایط بحران معمولاً تلاش میکنند بهجای تعطیلی کامل میادین، تولید را بهصورت تدریجی کاهش دهند تا چاهها فعال باقی بمانند و آسیب کمتری ببینند.
البته باید توجه داشت که همه چاههای نفت در صورت کاهش صادرات تعطیل نمیشوند. بخش مهمی از تولید نفت و گاز همچنان برای مصرف داخلی، پالایشگاهها، نیروگاهها و صنایع مورد استفاده قرار میگیرد.
با این حال، ادامه طولانیمدت بحران و بسته ماندن مسیرهای صادراتی میتواند فشار سنگینی بر اقتصاد کشورهای منطقه وارد کند؛ بهویژه کشورهایی که بودجه و درآمد ارزی آنها وابستگی بالایی به صادرات نفت دارد.
من باب نمونه بر خلاف ادعای رسمی دولت مبنی بر کاهش وابستگی بودجه ۱۴۰۵ به نفت، گزارشهای مرکز پژوهشهای مجلس و دیوان محاسبات نشان میدهد وابستگی واقعی بودجه ایران به درآمدهای نفتی بین ۳۰ تا ۴۰ درصد و با احتساب وابستگیهای غیرمستقیم حتی بیش از ۵۰ درصد است.(6)
بنابراین اگر درگیری در تنگه هرمز یا تحریمها باعث اختلال جدی در صادرات نفت ایران شود، فشار سنگینی بر:
بودجه دولت،
پرداخت حقوق،
واردات کالا،
یارانه انرژی،
و ثبات اقتصادی کشور
و بالتیع بر معیشت مردم خواهد آمد.
البته ناگفته نماند که ایران در کنار تنگه هرمز، تلاش کرده مسیرهای جایگزین صادراتی و ظرفیتهای ذخیرهسازی جدیدی ایجاد کند تا در صورت تشدید بحران، بخشی از صادرات خود را حفظ کند. با این حال، بسیاری از کارشناسان معتقدند هیچ مسیر جایگزینی نمیتواند بهطور کامل اهمیت راهبردی تنگه هرمز را جبران کند. در وضعیت سنجی های شماره آینده دقیقتر به این مهم می پردازم.
واقعیت آن است که تنگه هرمز تنها یک گذرگاه نفتی نیست، بلکه یکی از حساسترین گلوگاههای اقتصاد جهانی به شمار میرود. هرگونه اختلال طولانیمدت در این منطقه میتواند بازار انرژی، تجارت جهانی و ثبات اقتصادی بسیاری از کشورها را با بحرانی کمسابقه روبهرو کند.
در بخش دوم این مقاله، به بررسی ذخایر استراتژیک نفت جهان، نقش آمریکا و چین و توان کشورهای مختلف حاشیه خلیج فارس منجمله ایران برای مقابله با یک بحران بزرگ انرژی خواهم پرداخت.
منابع:
1/
World Bank Blogs – Strait of Hormuz disruption sends oil prices surging
منتشرشده در بخش Open Data بانک جهانی.
2/ UNCTAD Report – Hormuz disruption deepens global economic strain across trade, prices and finance
3/ Modern Diplomacy – The Economic Cost of Closure of the Strait of Hormuz for the World
با استناد به دادههای IMF و بازار جهانی انرژی.
4/
MarketWatch – The world lost nearly 1 billion barrels in oil supply over the past 75 days
5/keplerگزارشهای تحلیلی اقتصادی گردآوریشده در پرونده
Economic impact of the 2026 Iran war
و تحلیلهای مرتبط با بحران انرژی جهانی.
6/مرکز پژوهشهای مجلس ایران
گزارش دیوان محاسبات کشور درباره بودجه۱۴۰۵
ژاله وفا عضو مجامع اسلامی ایرانیان
jalehwafa@yahoo.de

خانموفای گرامی
بسیار سپاسگزارم که سوالات مرا جدی گرفته و یک وضعیت سنجی را بدان اخصاص داده اید ومطلب را دقیقا پاسخ داده اید . میدانم حتی وضعیت سنجی بعدی را هم به سوال بعدی اینجانب اختصاص داده اید. ادمی احساس بسیار خوشایندی بهش دست میدهد وقتی نظرش را تا این حد محترم میشمارند.
از این بابت صمیمانه از شما سپاسگزارم .
باور کنید این سوالات فقط به ذهن من نیامده و افراد بسیاری همین سوالات را دارند.
جواب سوال اولم را بخوبی دریافت کردم . بویژه که استدلالهایتان کاملا منطقی وعلمی است.
ازادتمند
سینا پور سهامی
اقای پور سهامی گرامی
با سلام. این وطیفه من است که به پرسشهای هموطنان عزیز و خوانندگان محترم نوشته هایم پاسخ دهم. اگر این ارتباط با هموطنان را هر فعال سیاسی نداشته باشد تحلیلهایش از واقعیت و مردم میهنش و نیاز ها و بیم و امید های آنان بدور خواهد بود. جدای از آن سوالاتی که مطرح نمودید بسیار اساسی بودند.
در وضعیت سنجی بعدی موضوع ادامه خواهد داشت
با مهرودوستی
ژاله وفا
خانم وفای عزیز سلام
مطلب جالبی بود سپاس
عسل شمسایی