ژاله وفا : وضعیت سنجی 469-پشت پرده ذخایر استراتژیک نفت جهان؛ برندگان و بازندگان جنگ انرژی
یکی از خوانندگان محترم دو پرسش را مطرح کردهاند. به پرسش نخست در وضعیتسنجی شماره ۴۶۷ پاسخ دادهام و اکنون به بررسی پرسش دوم میپردازم.
پرسش دوم:
آیا میزان ذخایر استراتژیک آمریکا و کشورهای حاشیه خلیج فارس میتواند پاسخگوی نیاز جهانی به نفت باشد؟
پیش از ورود به اصل بحث، ذکر دو نکته ضروری است:
نخست آنکه تابآوری کشورها در برابر کمبود سوختهای فسیلی تنها به میزان ذخایر استراتژیک نفت محدود نمیشود. این تابآوری به مجموعهای از عوامل اقتصادی، فنی، زیرساختی و سیاسی بستگی دارد؛ از جمله توان اقتصادی و مالی کشور، انعطافپذیری ساختار اقتصادی، میزان بهرهگیری از انرژیهای تجدیدپذیر، تولیدکننده یا واردکننده نفت بودن، میزان وابستگی صنعت، حملونقل، تولید برق و سامانههای گرمایشی به سوختهای فسیلی، ظرفیت پالایشگاهی، توان ذخیرهسازی و توزیع سوخت، دسترسی به منابع جایگزین انرژی، سطح فناوری و بهرهوری انرژی، وضعیت زیرساختهای حملونقل و لجستیک، توان دولت در مدیریت بحران و همچنین موقعیت سیاسی و روابط بینالمللی آن کشور.
با این حال، از آنجا که پرسش خواننده محترم ناظر بر یکی از این عوامل، یعنی ذخایر استراتژیک نفت است، در این نوشتار به همین موضوع میپردازم.
نکته دوم آنکه شرایط سیاسی و نظامی پدیدههایی ثابت و پایدار نیستند و با تغییر این شرایط، آثار و پیامدهای اقتصادی و انرژی نیز میتوانند بهسرعت دگرگون شوند.
اکنون که این وضعیتسنجی را برای انتشار آماده میکنم، پس از توافق اخیر میان جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا قرار داریم و قرار است طی روزهای آینده ( جمعه 19 ژوتن 2026 برابر با30 خرداد 1405 )تنگه هرمز بار دیگر برای عبور و مرور نفتکشها بازگشایی شود. بدیهی است که چنین تحولاتی میتواند تأثیر قابل توجهی بر جریان صادرات نفت و در نتیجه بر میزان نیاز جهان به استفاده از ذخایر استراتژیک نفتی بگذارد.
با این وجود، برای پاسخ به پرسش مطرحشده و نیز به دلیل اهمیت شناخت وضعیت ذخایر استراتژیک نفت در جهان، به بررسی این موضوع میپردازم. در پایان نیز یادآور خواهم شد که در کنار کشورها و مردمانی که از جنگها، بحرانها و اختلال در بازار انرژی آسیب میبینند، همواره گروههایی نیز وجود دارند که از همین بحرانها و جنگها سودهای کلان به دست میآورند.
ذخایر راهبردی نفت در جهان، یکی از مهمترین شاخصهای آمادگی کشورها در برابر بحرانهای انرژی و بیثباتیهای ژئوپلیتیکی به شمار میروند. اهمیت این ذخایر بهویژه در شرایط بحرانی، مانند اختلال در تنگه هرمز، آشکار میشود؛ زیرا میتوانند مانع بروز شوکهای ناگهانی در قیمت نفت و بازار انرژی شوند.
بر اساس برآوردهای سال ۲۰۲۶، توان کشورها در عرضه سریع نفت از محل ذخایر خود، یکی از عوامل تعیینکننده در کنترل بحران و حفظ تعادل بازار جهانی انرژی است. این ذخایر به دولتها امکان میدهند تا در شرایطی مانند جنگ، تحریم، بلایای طبیعی یا اختلال در بازارهای جهانی، ثبات عرضه سوخت داخلی را حفظ کنند و از ضربههای ناگهانی اقتصادی بکاهند.
در آغاز باید تأکید کرد که میزان واقعی ذخایر نفتی در اغلب کشورهای جهان، بهجز ایالات متحده آمریکا، در زمره اطلاعات محرمانه قرار دارد. از اینرو، نهادها و مؤسسات بینالمللی معمولاً ناچارند با تکیه بر دادههای غیرمستقیم، برآوردهای فنی و محاسبات تخصصی، حجم این ذخایر را تخمین بزنند. بنابراین، ارائه ارقام کاملاً قطعی و دقیق درباره ذخایر نفتی بسیاری از کشورها عملاً امکانپذی نیست.
میزان ذخایر نفتی کشورها به ترتیب رتبهبندی:
چین: آمار رسمی شفافی منتشر نمیشود، اما برآورد اداره اطلاعات انرژی آمریکا (EIA) نشان میدهد:
کل ذخایر راهبردی و تجاری اضطراری چین:
حدود ۱.۴ میلیارد بشکه تا پایان سال ۲۰۲۵
🔹 بخش دولتی: حدود ۳۶۰ تا ۴۰۰ میلیون بشکه
🔹 بخش تجاری تحت کنترل دولت: حدود ۱ میلیارد بشکه
این میزان، بیش از مجموع ۹ انبار بزرگ ذخیره در دیگر کشورهاست.
چین با حدود ۱.۴ میلیارد بشکه ذخایر راهبردی نفت، بزرگترین دارنده ذخایر استراتژیک جهان به شمار میرود؛ رقمی که از مجموع ذخایر بسیاری از قدرتهای بزرگ نفتی نیز فراتر است. برآوردها نشان میدهد پکن در سال ۲۰۲۵ روزانه نزدیک به یک میلیون بشکه به این ذخایر افزوده است.
پس از چین، ایالات متحده، ژاپن و کشورهای عضو OECD قرار دارند که طی دههها برای مقابله با شوکهای احتمالی بازار نفت، ذخایر گستردهای ایجاد کردهاند.
حجم ذخایر راهبردی چین حتی از مجموع ذخایر آمریکا، ژاپن، کشورهای اروپایی عضو OECD، عربستان، کره جنوبی، ایران، امارات و هند نیز بیشتر برآورد میشود. مقیاس ذخایر چین نشاندهنده وابستگی بالای آن به مسیرهای تأمین خارجی، از جمله کریدورهای دریایی حساس استراتژیک مانند تنگه هرمز است.
هرچه ذخایر بزرگتر باشد، کشورها انعطافپذیری بیشتری برای عبور از دورههای نوسان بازار دارند. از اینرو، جنگ کنونی از لحاظ حجم ذخایر نفتی تأثیر نگرانکنندهای بر اقتصاد چین نمیگذارد.
آمریکا: میزان ذخایر اسمی نفتی آمریکا و مصرف آن پس از جنگ
آمریکا دارای «ذخایر استراتژیک نفت» (Strategic Petroleum Reserve یا SPR) است که تحت مدیریت وزارت انرژی آمریکا قرار دارد. اطلاعات زیر بهصورت عمومی منتشر میشود:
🔹 مقدار دقیق ذخایر
🔹 محل ذخیرهسازی
🔹 میزان برداشت یا تزریق هفتگی
🔹 ظرفیت مخازن
🔹 برنامههای فروش نفت ذخیره
این اطلاعات در وبسایت وزارت انرژی و اداره اطلاعات انرژی آمریکا (EIA) منتشر میشود.
چرا آمار ذخایر نفتی آمریکا شفافتر از بسیاری از کشورهای دیگر است؟
آمریکا برخلاف بسیاری از کشورهای نفتی، بخش قابل توجهی از اطلاعات مربوط به ذخایر استراتژیک نفت خود را بهصورت عمومی منتشر میکند. این شفافیت را میتوان ناشی از چند عامل دانست:
🔹 ساختار اقتصاد بازار و حضور گسترده شرکتهای بورسی در بخش انرژی؛
🔹 الزامات قانونی مربوط به انتشار دادههای انرژی؛
🔹 نیاز بازارهای جهانی به اطلاعات دقیق و قابل اتکا؛
🔹 جایگاه محوری دلار و نفت در اقتصاد جهانی.
با این حال، حتی در آمریکا نیز همه اطلاعات در دسترس عموم قرار نمیگیرد. برای مثال، میزان ذخایر سوخت پایگاههای نظامی، مصرف واقعی سوخت در برخی عملیاتهای محرمانه و همچنین ذخایر تاکتیکی ارتش آمریکا در خارج از کشور همچنان در زمره اطلاعات غیرعلنی قرار دارند.
بر اساس دادههای موجود، ظرفیت اسمی ذخایر استراتژیک نفت آمریکا (SPR) حدود ۷۱۴ میلیون بشکه و موجودی فعلی آن حدود ۴۱۳ میلیون بشکه برآورد میشود. این میزان، پس از چین، دومین ذخیره بزرگ استراتژیک نفت در جهان به شمار میرود. این ذخایر عمدتاً در غارهای نمکی ایالتهای تگزاس و لوئیزیانا و تحت شرایط امنیتی بسیار بالا نگهداری میشوند.
آمریکا برای کنترل قیمت جهانی نفت و جبران اختلالات احتمالی در عرضه نفت خلیج فارس، بخشی از ذخایر استراتژیک خود را آزاد کرده است. گزارشها از آزادسازی حدود ۱۷۲ میلیون بشکه نفت در چارچوب برنامهای هماهنگ با آژانس بینالمللی انرژی حکایت دارند.
البته باید توجه داشت که این نفت لزوماً برای مصرف مستقیم نظامی آزاد نشده است. بخش عمده آن با هدف کنترل بازار جهانی، جلوگیری از افزایش شدید قیمت سوخت و حفظ ثبات اقتصادی به بازار عرضه شده است.
ژاپن: با وجود منابع محدود انرژی داخلی، با ۲۶۳ میلیون بشکه ذخیره در رتبه سوم قرار دارد. از آنجا که این کشور تقریباً تمامی نفت خام مورد نیاز خود را وارد میکند، حفظ ذخایر اضطراری گسترده برای دههها یکی از اولویتهای راهبردی توکیو بوده است.
کشورهای اروپایی عضو OECD: این کشورها در مجموع با حدود ۱۷۹ میلیون بشکه ذخیره نفت خام، در رتبه بعدی قرار دارند و بخش مهمی از سازوکار امنیت انرژی اروپا را تشکیل میدهند.
کشورهای خاورمیانه و آسیا: شماری از کشورهای خاورمیانه و دیگر کشورهای آسیایی نیز ذخایر استراتژیک قابل توجهی در اختیار دارند که نشاندهنده اهمیت روزافزون امنیت انرژی، چه برای صادرکنندگان و چه برای واردکنندگان نفت، است.
چه کشورهایی ذخایر نفتی خود را محرمانه نگه میدارند؟
بسیاری از کشورهای نفتخیز جهان، آمار واقعی ذخایر نفتی خود را بهطور کامل و شفاف منتشر نمیکنند و یا امکان راستیآزمایی مستقل این ارقام وجود ندارد. از اینرو، همواره فاصلهای میان آمارهای رسمی و برآوردهای نهادهای تخصصی بینالمللی مشاهده میشود.
🔹 عربستان سعودی: آمارهای رسمی منتشر میشود، اما امکان بررسی و راستیآزمایی مستقل آنها محدود است.
🔹 ایران: اطلاعات مربوط به میادین نفتی و حجم ذخایر راهبردی در زمره اطلاعات محرمانه قرار دارد.
🔹 روسیه: بخشی از دادههای مرتبط با ذخایر و ظرفیتهای انرژی، اطلاعاتی امنیتی تلقی میشوند.
🔹 امارات متحده عربی: اطلاعات کلی منتشر میشود، اما جزئیات و دادههای تفصیلی محدود است.
🔹 کویت: سطح شفافیت در اعلام ذخایر نفتی محدود است.
🔹 عراق: آمارهای منتشرشده گاه متناقض بوده و عمدتاً به منابع دولتی متکی هستند.
🔹 ونزوئلا: میان آمارهای رسمی و برآوردهای مستقل، اختلافهای قابل توجهی وجود دارد.
در میان کشورهای عضو اوپک نیز موضوع دقت آمار ذخایر نفتی همواره محل بحث بوده است. بهویژه در دهه ۱۹۸۰ میلادی، برخی کشورها بدون آنکه اکتشافات قابل توجهی انجام داده باشند، میزان ذخایر اعلامی خود را بهطور ناگهانی افزایش دادند؛ زیرا سهمیه تولید اوپک تا حدودی بر پایه حجم ذخایر نفتی تعیین میشد. به همین دلیل، بسیاری از کارشناسان بر این باورند که ارقام واقعی ذخایر نفتی برخی کشورها ممکن است کمتر یا بیشتر از آمارهای رسمی اعلامشده باشد.
بر اساس برآوردهای رسمی و تحلیلهای بازار بینالمللی انرژی در سال ۲۰۲۶،
وضعیت ظرفیت ذخیرهسازی مخازن ساحلی و زیرزمینی و همچنین ظرفیت تولید مازاد (Spare Capacity) کشورهای کلیدی حاشیه خلیج فارس به شرح زیر است:
عربستان سعودی :ظرفیت تولید مازاد: ۲ تا ۳ میلیون بشکه در روز
ویژگیها: عربستان با تکیه بر پایگاههای بزرگ ذخیرهسازی ساحلی در ینبع (دریای سرخ) و رأس تنوره و همچنین بهرهگیری از خط لوله شرق به غرب (Petroline)، از گستردهترین زیرساختهای ذخیرهسازی نفت در جهان برخوردار است. این کشور علاوه بر مخازن داخلی، از ذخایر شناور و تأسیسات ذخیرهسازی در خارج از مرزهای خود نیز بهره میبرد تا در صورت اختلال در تولید یا صادرات، توانایی حفظ تعادل بازار را داشته باشد.
امارات متحده عربی :ظرفیت تولید مازاد :800هزار تا ۱ میلیون بشکه در روز
ویژگیها: امارات سرمایهگذاری گستردهای در توسعه زیرساختهای ذخیرهسازی نفت انجام داده است. هاب بینالمللی فجیره با ظرفیت ۱۸ میلیون متر مکعب مخازن تجاری و پروژه مخازن زیرزمینی «المنذوس» با ظرفیت ۲۴ میلیون بشکه، از مهمترین این تأسیسات به شمار میروند. هدف امارات از این سرمایهگذاریها، تقویت امنیت عرضه انرژی و تبدیل فجیره به یکی از مهمترین مراکز ذخیرهسازی، صادرات نفت و سوخترسانی دریایی در جهان بوده است.
در جریان تنشهای گسترده منطقهای و رویارویی نظامی میان ایران، اسرائیل و آمریکا، بندر فجیره نیز به دلیل اهمیت راهبردی خود در کانون تحولات قرار گرفت.
ایران :ظرفیت تولید مازاد :ناچیز (کمتر از ۱۰۰ هزار بشکه در روز)
ویژگیها: تمرکز اصلی ایران بر مخازن ساحلی پایانه خارگ و پایانه جدید جاسک قرار دارد. توسعه این زیرساختها با هدف افزایش ظرفیت ذخیرهسازی در خارج از محدوده تنگه هرمز و افزودن حدود ۶ میلیون بشکه به ظرفیت مخازن ساحلی دنبال شده است. ایران با در اختیار داشتن حدود ۱۵۴ میلیارد بشکه ذخایر قابل برداشت نفت، معادل نزدیک به ۱۰ درصد ذخایر شناختهشده جهان، یکی از بزرگترین دارندگان ذخایر نفتی دنیا محسوب میشود. با این حال، حجم دقیق ذخایر راهبردی نفت خام این کشور بهطور رسمی اعلام نمیشود و در شمار اطلاعات محرمانه قرار دارد.
کویت :ظرفیت تولید مازاد: حدود ۱۵۰ تا ۲۰۰ هزار بشکه در روز
ویژگیها: کویت بخش عمده ظرفیت ذخیرهسازی نفت خود را در مخازن ساحلی واقع در نزدیکی پالایشگاههای الاحمدی و عبدالله متمرکز کرده است. این تأسیسات علاوه بر تأمین نیازهای داخلی، نقش مهمی در حفظ تعهدات صادراتی میانمدت این کشور ایفا میکنند و به کویت امکان میدهند در شرایط نوسان بازار، انعطافپذیری بیشتری در مدیریت عرضه نفت داشته باشد.
عمان :ظرفیت تولید مازاد: حدود ۵۰ هزار بشکه در روز
ویژگیها: عمان با توسعه هاب ذخیرهسازی ساحلی دُقم، تلاش کرده است جایگاه خود را در تجارت و ذخیرهسازی نفت منطقه تقویت کند. این مرکز عمدتاً بر ذخیرهسازی تجاری و صادراتی نفت در خارج از محدوده خلیج فارس متمرکز است و از این رو در کاهش وابستگی به مسیرهای پرتنش منطقهای اهمیت ویژهای دارد.
کدام کشورها از کاهش ذخایر استراتژیک نفتی جهان بیشترین آسیب را میبینند؟
بیشترین آسیب متوجه کشورهایی است که مصرف بالای نفت دارند، اما از تولید داخلی کافی برخوردار نیستند و بخش عمده نیاز خود را از طریق واردات تأمین میکنند. در این گروه میتوان به ژاپن، کره جنوبی، هند، چین، بسیاری از کشورهای اروپایی، ترکیه، سنگاپور، فیلیپین و تایلند اشاره کرد.
در میان اقتصادهای پیشرفته نیز استرالیا و نیوزیلند از جمله کشورهایی هستند که در برابر اختلالهای طولانیمدت در عرضه نفت آسیبپذیر به شمار میروند. برخی گزارشها نشان میدهد استرالیا از پایینترین سطوح پوشش ذخایر نفتی در میان اعضای آژانس بینالمللی انرژی (IEA) برخوردار است.
در سوی دیگر، کشورهایی که از ذخایر اضطراری محدودی برخوردارند نیز در معرض آسیب بیشتری قرار دارند. این گروه عمدتاً شامل کشورهایی است که عضو آژانس بینالمللی انرژی نیستند، از توان اقتصادی پایینتری برخوردارند یا واردکننده خالص انرژی محسوب میشوند؛ از جمله بسیاری از کشورهای آفریقایی، کشورهای جزیرهای و برخی کشورهای جنوب آسیا.
در میان اقتصادهای بزرگ واردکننده نفت، هند نیز از نظر ذخایر استراتژیک دولتی وضعیت چندان مطلوبی ندارد. برآوردها نشان میدهد ذخایر دولتی این کشور تنها پاسخگوی حدود ۵ تا ۹.۵ روز مصرف است، هرچند با احتساب ذخایر شرکتهای نفتی، این میزان به حدود ۷۴ روز میرسد.
دوام تقریبی ذخایر نفتی در یک بحران شدید
🔹 چین: با حدود ۱.۴ میلیارد بشکه ذخیره استراتژیک تا پایان سال ۲۰۲۵، بسته به اینکه مبنای محاسبه مصرف کل یا واردات باشد، بین ۸۰ تا ۱۱۵ روز توان پوشش نیازهای خود را دارد.
🔹 آمریکا: با حدود ۳۴۹ میلیون بشکه ذخیره در اوایل ژوئن ۲۰۲۶، در صورت اتکا صرف به ذخایر استراتژیک، شاید تنها حدود ۱۷ روز مصرف خود را پوشش دهد. با این حال، به دلیل جایگاه آمریکا بهعنوان یکی از بزرگترین تولیدکنندگان نفت جهان، میزان آسیبپذیری آن بسیار کمتر از کشورهای واردکنندهای مانند ژاپن یا کشورهای اروپایی است.
🔹 ژاپن: در پایان سال ۲۰۲۵ حدود ۲۵۴ روز ذخیره نفتی، شامل ذخایر ملی و خصوصی، در اختیار داشته است. با وجود این، وابستگی شدید این کشور به واردات نفت همچنان یکی از نقاط ضعف اصلی آن محسوب میشود.
🔹 اتحادیه اروپا: کشورهای عضو اتحادیه اروپا بر اساس مقررات موظفاند حداقل معادل ۹۰ روز واردات خالص یا ۶۱ روز مصرف خود ذخیره نفتی داشته باشند. با این حال، در صورت بروز یک بحران طولانیمدت، اقتصادهای صنعتی مانند آلمان، فرانسه، ایتالیا، اسپانیا و هلند زودتر از دیگران تحت فشار افزایش قیمت انرژی و کمبود سوخت حملونقل قرار خواهند گرفت.
جمعبندی:
ژاپن و کشورهای اروپایی اگرچه از ذخایر قابل توجهی برخوردارند، اما وابستگی بالای آنها به واردات نفت یک نقطه آسیبپذیر مهم محسوب میشود. چین بزرگترین ذخایر استراتژیک جهان را در اختیار دارد، اما حجم عظیم مصرف انرژی این کشور بخشی از این مزیت را خنثی میکند. آمریکا اگرچه بخشی از ذخایر استراتژیک خود را مصرف کرده است، اما به دلیل تولید گسترده داخلی از حاشیه امنیت بیشتری برخوردار است. در مقابل، کشورهایی مانند هند و استرالیا از نظر ذخایر اضطراری و حاشیه امنیت انرژی، آسیبپذیرتر ارزیابی میشوند.
چه مدت طول میکشد تا ذخایر استراتژیک نفت آمریکا دوباره به میزان قبلی بازگردد؟
اگر آزادسازی نفت از ذخایر استراتژیک آمریکا همان برنامه حدود ۱۷۲ میلیون بشکه در مدت ۱۲۰ روز باشد، نرخ برداشت روزانه حدود ۱.۴ میلیون بشکه خواهد بود. در صورتی که تنگه هرمز در روز جمعه، ۱۹ ژوئن ۲۰۲۶، باز شود و برداشت از ذخایر متوقف گردد، احتمالاً حدود ۱۳۵ تا ۱۴۵ میلیون بشکه از ذخایر استراتژیک نفت آمریکا، یعنی SPR، مصرف یا فروخته شده است.
بر اساس گزارش رسمی وزارت انرژی آمریکا (DOE)، ذخایر استراتژیک نفت این کشور میتواند تا حدود ۴.۴ میلیون بشکه در روز برداشت شود. اما پر کردن دوباره این ذخایر، برخلاف برداشت از آن، به عواملی مانند بودجه دولت، قیمت نفت، قراردادهای خرید، ظرفیت تحویل و توان تزریق نفت به مخازن بستگی دارد.
زمان تقریبی پر شدن دوباره ذخایر استراتژیک نفتی آمریکا
اگر روند خرید نفت با سرعت بسیار کند سالهای اخیر ادامه یابد، برای نمونه حدود ۱ میلیون بشکه در یک تا دو ماه، پر کردن دوباره ۱۴۰ میلیون بشکه میتواند حدود ۷ تا ۱۴ سال طول بکشد. وزارت انرژی آمریکا در نوامبر ۲۰۲۵ تنها قراردادی برای خرید حدود ۱ میلیون بشکه نفت، با تحویل در فاصله دسامبر تا ژانویه، اعلام کرده بود.
اما اگر دولت آمریکا برنامهای تهاجمیتر در پیش بگیرد و ماهانه حدود ۳ تا ۵ میلیون بشکه نفت خریداری کند، جبران همین میزان برداشتشده، یعنی حدود ۱۴۰ میلیون بشکه، ممکن است حدود ۲.۵ تا ۴ سال زمان ببرد.
در صورتی که هدف، پر کردن کل ذخایر تا ظرفیت طراحیشده حدود ۷۱۴ میلیون بشکه باشد، با فرض موجودی حدود ۳۴۹ میلیون بشکه، کمبود ذخایر حدود ۳۶۵ میلیون بشکه خواهد بود. جبران این میزان، حتی با خرید جدی و منظم، احتمالاً ۶ تا ۱۰ سال زمان میبرد و در صورت ادامه خریدهای آهسته، ممکن است بسیار طولانیتر شود. ظرفیت طراحیشده SPR، طبق اعلام وزارت انرژی آمریکا، حدود ۷۱۴ میلیون بشکه است.
در نتیجه، آمریکا میتواند ذخایر استراتژیک نفت خود را نسبتاً سریع تخلیه کند، زیرا توان برداشت از SPR بیش از ۴ میلیون بشکه در روز است. اما پر کردن دوباره این ذخایر فرایندی بسیار کندتر است و به بودجه، قیمت جهانی نفت، قراردادهای خرید، ظرفیت تزریق و تصمیمات سیاسی دولت بستگی دارد.
و اما در پی تجاوز آمریکا و اسرائیل به ایران، علاوه بر خسارات جانی و نابودی زیرساختهای ایران، کارتلهای نفتی و خانواده ترامپ چگونه سود به جیب زدند؟
گزارشهایی از سوی رسانههایی چون نیویورک تایمز، سیانان، بیبیسی، فایننشال تایمز، بلومبرگ، والاستریت ژورنال، آسوشیتدپرس و فوربس، از وجود الگویی قابل توجه در دولت ترامپ خبر میدهند. بر اساس این گزارشها، بسیاری از اعلامیههای مهم نظامی و دیپلماتیک در زمان تعطیلی بازارهای مالی منتشر شدهاند؛ در حالی که دقایقی پیش از آن، حجم معاملات در بازار نفت و پلتفرمهای شرطبندی به شکل غیرعادی افزایش یافته بود.
تحلیل این الگوها با استفاده از روشهای آماری متداول، از جمله تحلیل رویداد و شبیهسازی مونتکارلو، نشان میدهد که احتمال تصادفی بودن چنین همزمانیهایی کمتر از یک درصد است. این موضوع، در کنار گزارشهای مربوط به افزایش ۱۴ میلیارد دلاری ثروت دونالد ترامپ طی یک سال، پرسشهایی جدی درباره تعارض منافع در بالاترین سطوح قدرت سیاسی آمریکا ایجاد کرده است.
فوربس در مارس ۲۰۲۶ اعلام کرد دارایی خالص ترامپ از ۵۱ به ۶۵ میلیارد دلار رسیده است. همچنین آسوشیتدپرس گزارش داد که اریک ترامپ و دونالد ترامپ جونیور در میان سهامداران عمده شرکت پهپادسازی «پاوروس» قرار دارند. ریچارد پینتر، مشاور سابق امور اخلاقی کاخ سفید، این وضعیت را بیسابقه توصیف کرده و گفته است که برای نخستین بار، خانواده یک رئیسجمهور از جنگی که خود او آغاز کرده، بهطور مستقیم سود میبرد.
همزمان، جرد کوشنر، داماد ترامپ، نیز از طریق صندوقی که عمده سرمایه آن از عربستان، امارات و قطر تأمین شده، دارایی چند میلیارد دلاری در اختیار دارد؛ موضوعی که بر نگرانیها درباره ارتباط منافع اقتصادی و تصمیمات سیاسی افزوده است.
ریچارد پینتر، مشاور ارشد سابق امور اخلاقی در دولت جورج بوش، در واکنش به این تحولات اظهار داشت: «برای نخستین بار در تاریخ ایالات متحده شاهد آن هستیم که اعضای خانواده یک رئیسجمهور از جنگی که خود او بدون مجوز کنگره آغاز کرده، به شکل مستقیم منتفع میشوند.»
سود کارتلهای نفتی از جنگ و بسته شدن تنگه هرمز
بزرگترین پیامد اقتصادی جنگ، تاکنون افزایش شدید قیمت انرژی بوده است. نتیجه این جنگ و وضعیت ناشی از آن، نوسان گسترده در بازارهای انرژی بوده؛ نوسانی که به سود برخی از بزرگترین شرکتهای نفت و گاز جهان تمام شده است.
بزرگترین برندگان این وضعیت، غولهای نفتی اروپایی بودهاند؛ شرکتهایی که واحدهای معاملاتی گسترده دارند و توانستهاند از جهشهای شدید قیمت انرژی، سودهای هنگفتی کسب کنند.
شرکت بیپی: اعلام کرد سودش در سهماهه نخست سال به بیش از دو برابر افزایش یافته و به ۳.۲ میلیارد دلار رسیده است. این شرکت دلیل این رشد را عملکرد «استثنایی» بخش معاملات خود عنوان کرد.
شرکت شِل: نیز فراتر از پیشبینی تحلیلگران ظاهر شد و اعلام کرد سود سهماهه نخست شرکت به ۶.۹۲ میلیارد دلار رسیده است.
شرکت توتالانرژیز: این غول بینالمللی نیز تحت تأثیر نوسانات بازارهای نفت و انرژی، شاهد جهش تقریباً ۳۰ درصدی سود خود بود و در سهماهه نخست سال جاری میلادی، ۵.۴ میلیارد دلار سود کسب کرد.
ژاله وفا از مجامع اسلامی ایرانیان
آدرس سایت شخصی ژاله وفا

خانموفای گرامی
بسیار سپاسگزارم که در این وضعیت سنجی جدید سوال دوم مرا به این مفصلی و کاملی پاسخ دادید . جدا بسیار بهره بردم. من بعنوان یک هموطن از شما سپاسگزارم که اینهمه به خوانندگان مطالبتان اهمیت میدهید.
تا بحال بسیار اتفاق افتاده از نویسنده مطلبی در سایتهای دیگر سوال پرسیده ام ولی پاسخی ندادند. این جدی گرفتن نظر خوانندگان از طرف شما بسیار جالب توجه است.اطلاعات من با پاسخ جامع شما در باره نفت بسیار روشن شد.
بویژه شمردن عوامل متعددی که اقتصاد هر کشور بدان وابسته است برایم جالب بود. این جنگ طبق گفته شما علاوه بر تلفات جانی انسانی بیگناه ضربه عظیمی به اقتصاد جهانی نیز بوده و دو جاه طلب مثل ترامپ و نتانیاهو بدان دامن زده اند.
من جدیدا برای دیدار خواهرم به امریکا سفرکرده ام.فکر میکردم اغلب مردم امریکا موافق جنگند ولی جهت اطلاع شما می نویسم که عده ای از جمهوریخواهان را دیدم که شدیدا مخالف شروع جنگ امریکا با ایران بودند و دیگر طبق گفته خودشان به ترامپ رای نخواهند داد. اتفاقا مطلبی که شما در وضعیت سنجی نوشته اید مثل به جیب زدن سودهای بیشمار از طرف خانواده ترامپ بعد از این جنگ را نیز اشاره میکردند.و برایشان شکست امریکا شرم اور بودو میگفتند ویتنامی دوم.
ارادتمند
سینا پور سهامی