گزارشهای تحلیلگران بینالمللی و دادههای درز کرده از رسانههای غربی همچون نیویورک تایمز و سیانان، پرده از یک واقعیت تلخ در تفاهمنامه اخیر واشنگتن-تهران برمیدارد. بندوبستِ ۶۰ روزه موسوم به توافق اسلامآباد که با بوق و کرنای رسانههای استبداد حاکم بر ایران به عنوان «پیروزی» قلمداد شد، از دیدگاه ناظران مستقل تنها یک «آتشبس تاکتیکی و مصلحتی» برای تضمین امنیت و سودآوری مسابقات جام جهانی ۲۰۲۶ در خاک آمریکا است.
منطق قدرت جهانی اقتضا میکرد که شعلههای جنگ و بحران در تنگه هرمز، تصویرِ آراسته و تجاریِ ایالات متحده را در میزبانی این رویداد بزرگ جهانی مخدوش نسازد. دونالد ترامپ با خرید یک فرجه ۶۰ روزه، بازارهای جهانی نفت را آرام کرد تا خطر رکود اقتصادی را از سر بگذراند. اما اکنون رسانهها صراحتاً میگویند که پس از سوت پایان جام جهانی و تخلیه توریستها، استراتژی آمریکا از «هویجِ معامله موقت» به «چماقِ مطالبات فرساینده» تغییر خواهد یافت.
تهدیدهای پسابازی؛ بندهای مبهم و تله بازرسیهای هستهای
نشانههای نقض و بازگشت به فاز سخت از هماکنون در مواضع ترامپ آشکار است. او در شبکه اجتماعی خود صراحتاً اعلام کرده است: «مسئله ایران تمام شده است، ما تا پایان مهلت ۶۰ روزه پیش میرویم اما آنها هیچ پولی (حتی ۱۰ سنت) دریافت نخواهند کرد».
این لفاظی عریان ثابت میکند که فرجه تفاهمنامه، نه گامی به سوی صلح، بلکه یک تله ساختاری برای تحمیل شروط جدید است.بحران از جایی عمیقتر میشود که رافائل گروسی و مقامات آمریکایی، پذیرش بازرسیهای گسترده از سایتهای آسیبدیده را شرط ادامه تفاهم خواندهاند؛ شروطی که ترامپ میداند نظام تهران به دلیل تناقضهای درونی ساختار قدرت و فشار باندهای نظامی، قادر به تمکین کامل از آنها در بلندمدت نخواهد بود.
بند مربوط به عبور کشتیها از تنگه هرمز نیز صرفاً برای همین مدت ۶۰ روزه «بدون عوارض» تنظیم شده است. رسانههای بینالمللی گمانهزنی میکنند که ترامپ بلافاصله پس از اتمام مسابقات، با کوبیدن بر طبلِ «عدم پایبندی کامل ایران به جزئیات فنی»، تفاهمنامه را ملغی یا تعلیق خواهد کرد تا فاز دوم حملات و فشارهای خردکننده اقتصادی را آغاز کند.
رسوایی تبلیغاتی حاکمیت تهران؛ گدایی ۲۴ ساعت فرصت بیشتر در لسآنجلس
در حالی که دستگاه تبلیغاتی حاکمیت در تهران (تسنیم، ایرنا و فارس) مدعی هستند که ترامپ را به زانو درآوردهاند، رسواییهای دیپلماتیک در حاشیه جام جهانی، عمقِ حقارتِ ناشی از موازنه مثبت را برملا میکند. گزارش رسانههای ورزشی و سیاسی بینالمللی نشان میدهد که دولت ترامپ با اعمال تحقیرآمیزترین محدودیتهای ویزایی و ترانزیتی علیه تیم فوتبال ایران، حاکمیت ملی ما را به بازی گرفته است.رسانهها فاش کردهاند که کاروان ایران تنها اجازه داشته یک روز پیش از بازیها وارد خاک آمریکا شود و بلافاصله پس از بازی باید اخراج گردد.
اینکه واشنگتن منت بگذارد و صرفاً برای بازی در سیاتل، ۲۴ ساعت فرصت بیشتر به دلیل مسافت طولانی اعطا کند و آن را جزوی از «برنامهریزی کاخ سفید» بداند، نماد بارز دیپلماسی ارباب-رعیتی است. حاکمیتی که ادعای اقتدار دارد، برای حضور موقت ورزشکارانش در میدان مسابقه، باید استقلال ملی را خرج کند و در نهایت، سایه تهدید به اخراج و نقض توافق را بالای سر خود ببیند.
تا زمانی که جامعه ملی ابتکار عمل را از دست استبدادِ وابسته و سازشکارِ تهران خارج نکند، کشور گوشت قربانیِ آتشبسهای تاکتیکی و تهدیدهای مکرر پس از پایانِ ویترینهای بینالمللی خواهد بود. استقلال کشور، وجهالمصالحه بازیهای سیاسی ترامپ نیست.
