با تشدید بحران نظامی در خلیج فارس و بنبست دیپلماتیک میان تهران و واشنگتن، گزارشهای دریافتی از کانونهای دیپلماتیک منطقه نشان میدهند که مسقط علاوه بر وساطت میان ایران و آمریکا، اکنون به داور پنهان اختلافات عمیق درونحکومتی ایران تبدیل شده است. از سوی دیگر، این چندپارگی در هرم قدرت، آینده شغلی و حتی امنیت جانی فرماندهان ارشد ارتش را در هالهای از ابهام قرار داده است.
نقش بیسابقه عمان؛ میانجیگری در جنگ قدرت داخلی تهران
به گزارش منابع منطقهای و ناظران دیپلماتیک در مسقط، پادشاهی عمان خطوط ارتباطی پنهانی را نه تنها برای تبادل پیام میان ایران و آمریکا، بلکه برای تسهیل گفتگو میان دو جناح متخاصم در داخل ساختار قدرت ایران فعال کرده است:
کانال انتقال پیام دولت به تندروها: بدنه اجرایی و تیم دیپلماسی که از سوی نهادهای تبلیغاتی و رسانههای تندرو بایکوت شدهاند، از کانال مسقط استفاده میکنند تا برآوردهای واقعی و هولناک ناشی از ادامه جنگ بر اقتصاد کشور را به گوش لایههای سخت سپاه و شورای عالی امنیت ملی برسانند.
تلاش برای توافق بر سر یک «بسته صلح واحد»: دیپلماتهای عمانی در تلاشند تا فرمولی را تدوین کنند که در آن، منافع استراتژیک و حیثیتی تندروها حفظ شود و در عین حال، به دولت اجازه دهد تا مذاکرات فنی دوحه را برای برقراری آتشبس پیش ببرد.
ارتش در برزخ تصمیمگیری؛ دستبندیهای جناحی و سرنوشت فرماندهان
جنگ قدرت در تهران، بیشترین آسیب و فشار ساختاری را بر ارتش جمهوری اسلامی ایران وارد کرده است. گزارشهای رسیده نشان میدهند که فرماندهان ارشد ارتش به دلیل اتخاذ مواضع واقعبینانه در قبال توان نظامی آمریکا، در وضعیت مخاطرهآمیزی قرار گرفتهاند:
تصفیههای پنهان و حاشیهنشینی: پس از حملات سنتکام که منجر به کشته شدن ۸ تن از پرسنل ارتش در بوشهر و بندرعباس شد، برخی از فرماندهان ارشد ارتش نسبت به نبود پوشش پدافندی مناسب از سوی سیستمهای تحت کنترل سپاه اعتراض کردند. این اعتراضها با واکنش تند تندروها مواجه شده و گزارشهایی از عزل پنهان یا محدودیت اختیارات چند فرمانده باسابقه به گوش میرسد.
فشار برای وفاداری به رهبری جدید: در دوره جدید رهبری، ارتش تحت فشار شدیدی قرار دارد تا وفاداری مطلق خود را به جریان تندرو اثبات کند. این در حالی است که بدنه کارشناسی ارتش به شدت با ماجراجوییهای نظامی در تنگه هرمز مخالف است و آن را عاملی برای انهدام کامل ناوگان دریایی و هوایی کشور میداند.
آیا ارتش قربانی بقای جناحی می شود؟
تحلیلگران بینالمللی متفقالقولند که فرسایش جایگاه ارتش و تبدیل شدن آن به قربانی اختلافات جناحی، بزرگترین نقطه ضعف نظام در برابر تهدیدهای خارجی است. در حالی که عمان تلاش میکند با پادرمیانی، از سقوط کامل کشور به دره جنگ جلوگیری کند، اصرار هسته سخت قدرت بر تصفیه نیروهای واقعبین و دلسوز در ارتش، ایران را در یکی از حساسترین برهههای تاریخ خود، در برابر ماشین جنگی آمریکا بیدفاعتر از هر زمان دیگری رها کرده است.
اعمال سیاست «ترتیبات ایرانی» از سوی سپاه پاسداران در تنگه هرمز منجر به انشقاق استراتژیک با ارتش شده است، چرا که فرماندهان ارتش این راهبرد را ماجراجویی نظامی و «خودکشی استراتژیک» میدانند. ارتش نسبت به عدم توازن قوا در برابر سنتکام، آسیبپذیری زیرساختهای کشور و هزینههای جانی پرسنل خود در پی حملات تلافیجویانه آمریکا هشدار داده و بر لزوم پایبندی به قوانین بینالمللی دریانوردی تاکید دارد.
گزارشهای دیپلماتیک از مسقط حاکی از ارائه یک بسته پیشنهادی ویژه از سوی عمان به تهران است که با هدف ایجاد آشتی داخلی و همگرایی میان جناح تندرو و اعتدالگرا، زمینه را برای توافق نهایی با واشنگتن هموار کند. این طرح سه مرحلهای شامل حفظ موقعیت سیاسی تندروها، مدیریت اقتصادی تنگه هرمز توسط دولت، و جلوگیری از تصفیه فرماندهان ارتش است که با استقبال دولت پزشکیان و مخالفت بخشی از جبهه پایداری و سپاه مواجه شده است.

از دیدگاه من راه حل نهائى از مسیر پیدا کردن حلقه الیگارشها (بخوان یک شبه پولدار شده ها، کسانى که منافع خود را بر حقوق ملى ترجیح مى دهند، و نان به نرخ روز خورها) و حذف هوشمندانه آنهاست به گونه اى که دیگر امکان سر بر اوردن نداشته باشند. زیرا در آنصورت این دو جناح مى توانند به توافق معقول برسند. البته منظورم پزشکیان نیست، که شایستگى ندارد و در واقع بزور طبقه خاصى بر گزیده شده نه راى مردم.