28
مرداد ۱۳۳۲ را نمیتوان صرفاً جابهجایی یک دولت دانست؛ این رویداد ضربهای جدی به روند حاکمیت ملی و حق مردم ایران برای تعیین سرنوشت سیاسی خود بود. دولت دکتر محمد مصدق در چارچوب نهضت ملی و با پشتوانه گسترده اجتماعی، سیاست ملیشدن صنعت نفت را دنبال کرد؛ سیاستی که هدف آن استقرار استقلال سیاسی و اقتصادی ایران و پایان دادن به سلطه بیگانه بر منابع کشور بود.
ملیشدن صنعت نفت تنها تصمیم یک دولت نبود؛ حاصل مطالبه عمومی و مبارزه سیاسی مردم ایران برای دستیابی به استقلال ملی بود. بخش گستردهای از جامعه، احزاب، نیروهای مذهبی و ملی و اقشار مختلف مردم از این آرمان حمایت کردند و آن را بخشی از حق ملت ایران بر منابع و سرنوشت خویش میدانستند.
از این منظر، دخالت قدرتهای خارجی در سرنگونی دولت مصدق، نهتنها دولت وقت، بلکه اراده بخش مهمی از جامعه ایران برای دستیابی به استقلال سیاسی و اقتصادی را هدف قرار داد. کودتا نشان داد که هنگامی که منافع قدرتهای بزرگ با خواست یک ملت در تعارض قرار گیرد، استقلال کشور میتواند با مداخله خارجی و فشار سیاسی تهدید شود.
واکنش نیروهای ملی پس از کودتا نیز نشان داد که آرمان استقلال از میان نرفت. شعار «نهضت ادامه دارد» و شکلگیری نهضت مقاومت ملی، بیانگر استمرار مطالبه حاکمیت ملی و استقلال بود.
از این رو، محکومیت ۲۸ مرداد تنها محکومیت یک رویداد تاریخی نیست؛ دفاع از این اصل است که ملتها حق دارند درباره حکومت، منابع و آینده کشور خود تصمیم بگیرند و هیچ قدرت خارجی نباید این حق را از آنان سلب کند. تجربه ۲۸ مرداد یادآور آن است که استقلال ملی زمانی پایدار میماند که بر اراده و پشتوانه مردم، حاکمیت قانون و نهادهای ملی استوار باشد.
رضا م
