خانهنویسندگانعلی شفیعی; متن سخنرانی, روانشناسی اعتماد به نفس، نیاز امروز و فردای...

علی شفیعی; متن سخنرانی, روانشناسی اعتماد به نفس، نیاز امروز و فردای ایران

( این سخنرانی در جلسه عمومی کانون دفاع از حقوق بشر در ایران، در روز یکشنبه، ۲۵ مرداد ماه ۱۴۰۵ برابر با ۱۶ماه آگوست ۲۰۲۶ اجرا گردید. )

مقدمه:

جامعه امروز ایران هم از جنبه تاریخی و فرهنگی و هم از دیدگاه روانشناسی فردی و اجتماعی، در حالت تحولی بسیار بزرگ و عمیق بسوی استقرار و استمرار مردمسالاری و حقوق انسان قرار گرفته است.

چرا که از جنبه سیاسی، اکثریت قریب به اتفاق مردم ایران در جنبشهای مردمی همگانی مکرر خویش گرایش عمومی خود به بازیافت مردمسالاری و حقوق انسان را، نه تنها در درون خود ایران، بلکه در سطح جهان بطور متواتر نشان همگان داده و میدهند.

به خصوص از جنبه روانشناسی فردی و اجتماعی، اکثریت بزرگی از ایرانیان چه در روابط شخصی و خانوادگی خویش، و خواه در گروههای متشکل سیاسی و اجتماعی این گرایش را با وضوح تمام نمایان میکنند.

البته نبایستی فراموش کنیم که استقرار و استمرار مردمسالاری و حقوق انسان در کشوری مثل ایران، یعنی « در چهار راه حوادث و تحولات جهانی »، کار سهل و آسانی نیست. چرا که جانبداران استبداد در داخل و حامیان سلطه گر جهانی آنان در بیرون از مرزهای ایران، به این زودی ها  و براحتی تن به این تحول عظیم و عمیق تن نمی دهند.

در واقع بنابر نظر محققان روند مردمسالار شدن در جوامع گوناگون بشری، استقرار و استمرار مردمسالاری و حقوق انسان، سخت ترین و خطرناکترین کاری است که یک ملت بایستی توان موفق گشتن در آنرا داشته باشد.

در نتیجه این کار بس مهم و دشوار نیاز به زنان و مردانی دارد که سر و پا مجهز به اعتماد به نفس قوی و استوار باشند.  زیرا تنها از طریق اعتماد به نفس قوی و  پایدار است که ما ایرانیان قادر خواهیم گشت، به آرمان تاریخی خویش، یعنی تحول بسوی مردمسالاری و حقوق انسان را در خانه کهنسال خودمان ایران، سازماندهی و سامان دهیم.

به همین خاطر فعالیت در سازمانها و گروههای سیاسی و اجتماعی جانبدار مردمسالاری و حقوق انسان، یعنی فعالیتهای شما حضار گرامی در این نشست، یکی از مهمترین اقدامات جهت رسیدن به این آرمان است.

از دید من، در روند این تحول بزرگ و عمیق، هیچگونه جبر تاریخی و یا انسانی وجود ندارد. بدین معنی که نمیتوان بطور دقیق و مشخص پیش بینی کرد، آینده ایران و مردم آن اینگونه و یا آنگونه خواهد گشت. زیرا هر گونه تحول فردی و انسانی و یا تاریخی و فرهنگی، غالباً در زمینه های اجتماعی و سیاسی، نیازی مبرم به انسانهایی دارد که خود را معمار سرنوشت خود و وطن خویش بدانند. یعنی از روانشناسی اعتماد به نفس قوی، محکم و با ثبانی برخوردار باشند. آنگونه که یکایک آحاد مردم ایران بعلاوه تمامی  جمع ها و تشکلات سیاسی و اجتماعی صاحب اعتماد بنفس قوی و استواری باشند.

ایران امروز از هر جنبه ای که مشاهده کنیم، گرفتار بحرانهای سخت و شدید مرگبار است. واژه « بحران » crisis از دانش پزشکی میآید. این واژه بتدریج وارد علوم اجتماعی گشته و معنای آن اینست:

هر گونه حالت بحرانی که انسانها و یا جوامع مبتلا به آن گردند، معنایش اینست که میان مرگ و زندگی قرار گرفته اند. یا می میرند و نابود میشوند و یا دوبار سالم و تندرست میشوند و به زندگی و حیات سالم خویش ادامه میدهند.

از جنبه روانشناسی و روان درمانگری، اعتماد به نفس اصلاً چیست؟ چگونه بوجود میآید؟ و چطور میتوان از آن پاسداری کرد؟

هر کدام از ما انسانها دارای دو دنیا، یا دو جهان کاملاً متفاوت با یکدیگر هستیم: دنیای درونی و دنیای بیرونی.

مابین این دو دنیای بشدت ناهمگون ما انسانها در تکاپوی دائمی هستیم، که به زندگی خویش سر و سامان دهیم. یعنی رابطه ای معقول، سازنده و رشد یاب مابین این دو جهان درونی و بیرونی خودمان بوجود آوریم. بنابراین معنی صریح و روشن اعتماد به نفس میشود: تکیه کردن بر جهان درونی خویش با این هدف که جهان بیرونی دلخواه خود را طوری بسازیم که از زندگی و حیات خودمان لذت بریم.

بنا بر یک اصطلاح آلمانی، زندگی خودمان را طوری سرو سامان دهیم که ارزش زندگی کردن را داشته باشد.

از دید من معنی واقعی اعتماد بنفس را حافظ شیرازی غزل سرای نامدار و محبوب ما ایرانیان، اینگونه زیبا و باشکوه بیان میکند:

سالها دل طلب جام جم از ما میکرد                   زانچه خود داشت، ز بیگانه تمنا میکرد

گوهری کز صدف کون و مکان بیرون است       طلب از گمشد گان لب دریا میکرد.  

نقش روانشناسی اعتماد به نفس در ایجاد تحول بزرگ فردی و اجتماعی:

ما میدانیم، ایران امروز ما پُر است از زنان و مردان جوانی که مملو از شور و هیجان، و دارای نیروهای محرکه ای سخت قوی، توانا و کارساز هستند. ابوالحسن بنی صدر، بدرستی جوان را « نیروی تغییر  و تحول » میخواند.

با این وجود انسان از خود سئوال میکند، در این وضعیتی که استبداد حاکم فرومایه هیچ جز خشونت و جنگ و ویرانی برای میهن ما ایران ببار نیاورده، در حال حاضر جوان پُر شور و شوق ایرانی به چه چیز و چه کس میتواند اعتماد و اطمینان، و تکیه کند؟

چگونه این جوان قادر است، روزنه ای از امید و شادی، همراه با آینده ای نوید بخش را هم برای خود و هم برای میهن خویش تماشاگر شود؟

چه وقت و از کجا میتواند جوان ایرانی آن اطمینان و آسایش خاطری که در حال حاضر سخت بدان نیازمند است، را در درون خودش بوجود آورد؟

روان درمانگر کانادایی ـ آمریکایی، ناتانیل براندن، Nathaniel Branden که به « پدر روانشناسی به خود بها دادن » معروف است و مهمترین کتاب او « شش ستون پایه از احساس ارزشمند بودن خود » را نوشته است، به همه سئوالات بالا، جوابی بس روشن و شفاف میدهد. او مینویسد:

« در دوران هایی که سرشار از تلاطم، بی ثباتی و نا اطمینانی هستند، تنها زمانی انسان قادر است روی پای خود بایستد و با تمامی سختی ها و مشکلات زندگی پنجه نرم کند، و سرانجام  نیز بر آنها پیروز گردد، که دارای خودی قوی باشد. خود قوی بدین معنی که در او به اندازه کافی اعتماد به نفس وجود داشته باشد. چون در زمانهای بحرانیِ و پُر از آشفتگی و ناآرامی، فوق العاده خطرناک خواهد شد، اگر ما ندانیم، کی هستیم، کدامین هویت را داریم و بخود و نفس خویش اعتماد نکنیم. » ( ۱ )

از دید روانشناسی و روان درمانگری معنای سخن براندن کاملا شفاف و روشن است:

ما انسانها بی ثباتی جهان بیرونی خودمان را تنها بکمک ثبات و پایداری دنیای درونی خویش میتوانیم جبران کنیم. هر کس احساس خوشایند قوی، روشن و مطلوب از خود و هویت خویش داشته باشد، هر کس نسبت به توانائی ها و ارزشمند بودن نفس خویش معرفت داشته باشد. آن کس در زمانهای بی ثبات و پُر از بحران، چون وضعیت امروز میهن ما ایران، برگهای برنده ای سخت قوی و کار ساز در دست خویش دارد.

داشتن اعتماد به نفس و یا خودی قوی، محکم و استوار چیست؟

در علم روانشناسی و روشهای گوناگون متداول در روان درمانی، اصطلاحات، القاب و خصایل گوناگونی پیرامون قوی بودن خود، و اعتماد به نفس وجود دارد و بیان میگردد. از جمله: اعتماد و اطمینان نسبت به تواناییهای خویش که در زبان فارسی آنرا مناعت طبع و یا عزت نفس هم مینامند.

خود آگاهی،  confident در زبان انگلیسی وSelbstbewusst  در زبان آلمانی، واژه ای است که از عصر روشنایی در مغرب زمین، در فلسفه ساخته شد و رواج یافت. سپس این واژه به علوم جامعه شناسی، روانشناسی و دانش تربیتی نیز راه یافت و تعاریف متفاوتی را کسب کرد.

در روانشناسی، خود آگاهی بمعنای داشتن معرفت نسبت به توانائیهای خویش، ارزشمند شمردن این تواناییها، و اتکاء به آنها، که همان اعتماد به نفس معنی میدهد.

برای مثال از جنبه روانشناسی انسانی خودآگاه، نسبت به آینده زندگی خویش بسیار خوشبین است. او نه تنها هیچگونه ترسی از آینده خود ندارد، بلکه با کنجکاوی تمام نسبت به خود و تواناییهای خویش برای ساختن آینده ای خوب برای خود و جامعه اش امیدوار است. زیرا که به خود و تواناییهای خویش اعتمادی محکم و استوار دارد.

در روان درمانگری جهت شناسایی اعتماد به نفس نزد فردی که مشکل روانی دارد، با دقت تمام  پندار و کردار و گفتارهای او شناسایی میشوند. این شناسایی از دو بخش عمده تشکیل یافته است:

بخش اوّل، پی بردن به مقدار و اندازه خودشناسی او، مراقبت و توجه او نسبت تواناییهای خودش، و احترام قائل بودن برای خود و شخصیت خویش است.

بخش دوّم، بررسی و شناسایی، خود شدن و خود ماندن او است.

در روانشناسی خود شدن را تحقق خویش، self-realization بزبان انگلیسی و Selbstverwirklichung بزبان آلمانی، میگویند. با این معنی که فرد تا چه اندازه تلاش و کوشش میکند، به امیال و آرزوهای فردی و اجتماعی خویش جامه عمل پوشاند. در حقیقت تا چه اندازه آرمانخواه است و آرمانخواه باقی خواهد ماند. چرا که بدون اعتماد به نفس قوی، آرمانخواهی حرفی بی معنی است.

در عمل خود شدن و خود ماندن، کوششی است که انسان بکار میبرد، برای بدست آوردن هویت ثابت، هویتی که برازنده شخصیت او باشد. هویت ثابت تنها از طریق استقامت و پیگیری در رسیدن به امیال و آرزوهای فردی و اجتماعی خویش، و استوار ماندن در تقویت روزافزون آن، بوجود میآید. برای مثال شغل و حرفه هر انسانی را هویت اجتماعی او، قلمداد میکنند.

از دید روانشناسی، بطور کلّی اعتماد بنفس هر انسانی از پنج امر ذیل بوجود میآید، تقویت میشود، و در جامعه نمایان میگردد:

اوّل. خودشناسی،

دوّم. احترام قائل بودن برای خود و شخصیت خویش،

سوّم. تلاش مداوم جهت رسیدن به آمال و آرزوهای خود،

چهارم. با کار و کوشش خستگی ناپذیر، هویتی ثابت و برجسته که برازنده شخصیت خود باشد را برای خود کسب کردن، و

پنجم. استقامت، مداومت و پیگیری برای استوار و برجسته کردن هویت خویش، تا آنجا که برای دیگران الگوی پندار و کردار و گفتار گردیم.

ادامه این سخنرانی ها پیرامون روانشناسی اعتماد به نفس از این پس در آکادمی کانون حقوق بشر در ایران، از ماه دیگر، هر ماه یکبار، صورت خواهد گرفت.

( ۱ )

Nathaniel Branden: Die sechs Säulen des Selbstwertgefühls, Pieper, München 2003 S.83

اخبار مرتبط

دیدگاه خود را بنویسید

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید