در دو نوشته پیشین ابتدا نقش اعتماد به نفس در ایجاد تحول فردی و اجتماعی و سپس روانشناسی فاقد اعتماد به نفس بودن نزد انسانها را بررسی کردم. در نوشته کنونی به روانشناسی داشتن اعتماد به نفس می پردازم.
روانشناسی داشتن اعتماد به نفس نزد انسانها:
انسانهایی که دارای اعتماد به نفس قوی هستند، نه تنها از زندگی خویش راضی و خشنودند، بلکه مدام احساس شادی و خرسندی میکنند. منشأ پیدایش این خرسندی ناشی از دستاورد هایی است که آنان در طول زندگی شان از طریق بکارگیری استعدادها و تواناییهای خویش در بخشهای گوناگون زندگی فردی و اجتماعی خود، کسب کرده اند.
تحقیقات متعدد روانشناختی ثابت میکنند که صاحبان اعتماد به نفس زندگی خانوادگی و زناشویی موفق آمیز و شادی آفرینی دارند. در شغل و حرفه خویش، به منزله هویت اجتماعی خود نیز موفقیتهای چشمگیری بدست میآورند.
بر اساس این موفقیتها است که صاحبان اعتماد به نفس نسبت به وجود خود شان، احساس غرور و افتخار میکنند. علاوه بر آنکه انسانی که اعتماد بنفس قوی دارد، دوستان نزدیک و دور صمیمی دارد که از معاشرت و مصاحبت با آنان هم فراوان لذت میبرد، هم همراه با آنها جمعی از رفقای یکدل و یگانه را تشکیل میدهد که مشوق رشد و سعادت یکدیگر هستند. در فعالیتهای اجتماعی و سیاسی نیز صاحبان اعتماد به نفس به عضویت گروههای فعالی در میایند که نزد مردم جامعه خوشنام و محبوب محسوب میشوند.
در حقیقت اینطور میتوان گفت که افراد، جمع ها، و ملت هایی که اعتماد بنفس دارند، بخاطر موفقیتهای چشمگیر خویش در زمینه های گوناگون، سرمشق و الگوی فکری و رفتاری هموطنان و همنوعان خویش میگردند.
از دیدگاه روانشناسی اجتماعی مجموعه رفتارهای بالا باعث میشوند که دیگر انسانها از مصاحبت و معاشرت با دارندگان اعتماد بنفس، نه تنها بشدت لذت میبرند، بلکه شیفته نوع پندار و کردار و گفتار آنان میگردند. این امر ناشی از آنستکه فرد و جمع و ملتی برخوردار از اعتماد به نفس، تمامی تواناییها و استعداد ها ذاتی خویش را همراه با امکانات موجود در محیط زیست اجتماعی خود بکار میگیرند تا رشدی همواره روی به کمال را بدست آوند.
ابوالحسن بنی صدر، مبتکر ایده « استعداد های شش گانه » نزد انسانها است. او این شش دسته از استعدادها را جمع آوری، تعریف و تشریح کرده است. بنابر نظر او این استعدادها ذاتی، یعنی مادر زادی هستند، و در درون همه ما انسانها وجود دارند.
بنی صدر این شش دسته از استعداد ها را اینگونه شمارش، تعریف و تشریح میکند:
اوّل. استعداد انس، بمثابه توانایی برقرار کردن ارتباط عاطفی با خود و دیگر انسانها، و حفظ و دوام پیوندهای دوستی و همدلی با همنوعان خویش است،
دوّم. استعداد خلاقیت، ابتکار، ابداع و نوآوری است،
سوّم. استعداد رهبری و مدیریت، چه رهبری خود خویش و خواه دیگران است،
چهارم. استعداد هنری، به منزله توانایی درک زیبایی ها و خلق آثار هنری است،
پنجم. استعداد اقتصادی، بمعنای توانایی کار و تولید و بهره برداری از کار خویش، و تدبیر منزل است،
ششم. استعداد یاد گیری، آموختن و آموزش دادن است. ( ۱)
اگر ما با دقت تمام افکار، رفتار و احساسات صاحبان اعتماد به نفس را مشاهده کنیم، خواهیم دید که آنان تمامی این استعداد های شش گانه بالا در درون خودشان را بکار میگیرند. و این امر است که باعث میشود، صاحبان اعتماد به نفس افرادی شجاع و پُر امید نسبت به حال و آینده خود، و جامعه و وطن شان گردند.
افکار، احساسات و رفتار هایی که برانگیخته از اعتماد بنفس هستند:
خانم آسترید شوتز، محقق سرشناس اعتماد به نفس ـ که در نوشته اوّل از ایشان نقل قول آوردم ـ حاصل پژوهشهای خویش پیرامون داشتن اعتماد بنفس نزد انسانها را به اختصار اینگونه بیان میکند.
« انسانهای صاحب اعتماد به نفس، داری خودی قوی و توانا هستند. زیرا که در مورد خودشان نظری خوب تا سطح عالی دارند. این افراد نسبت به این امر که توانائیهای مهم و فراوانی دارند، باوری سخت و خدشه ناپذیر دارند. » ( ۲ )
ویژگیهای روانشناسی باور خدشه ناپذیر نسبت به تواناییهای خود نزد دارندگان اعتماد به نفس:
الف.
فردی که اعتماد به نفس دارد، به این زودی ها از میدان تلاش و کوشش جهت رسیدن به آمال و آرزوها و اهداف خویش بدر نمی رود. او انسانی آرمانخواه است. بدین معنی که زمان برایش بینهایت، و مکان نیز همه جای جهان بشمار میرود. در واقع او هرگز نمی گذارد، زمان و مکان محدود کننده فعالیتهای او گردند.
ب.
دارندگان اعتماد به نفس بسیار جسور هستند. باصطلاح « دل شیر » دارند. شجاعت آنان ناشی از این امر است که در هیچ زمینه ای در زندگی خویش، از ریسک کردن، و « دل به دریا زدن » واهمه و هراسی ندارند. هر چیز و کس ناشناخته ای را آزمون و ابتلاء میکنند. و از درس تجربه آموختن، هیچ ترسی به سر و دل خویش راه نمیدهد.
ج.
صاحب اعتماد به نفس هرگز بیم از شکست و ناکامی در هیچ کار و فعالیتی را ندارد. کلمه « شکست » نزد آنان بی معنی است. زیرا چنانچه در کار و فعالیتی به نتیجه دلخواه خویش نرسند، با دقت تمام خطاهای خویش در آن کار را شناسایی و از آن پس، از تکرار آنها اکیداً خودداری میکنند.
د.
دارا بودن حس کنجکاوی، یکی دیگر از ویژگیهای برجسته شخصیتِ افراد صاحب اعتماد به نفس است. آنها چون میل شدیدی به دانستن و جستجو کردن و تفحص دارند، و از دانستنی ها و دانش کسب کرده خویش بشدت لذت میبرند، علم و تجربه آموختن برایشان بسیار با اهمیت است.
ذ.
افرادی که اعتماد به نفس دارند، عدم موفقیت و شکست خویش در هر کار و فعالیتی را هرگز به گردن ناتوانائیهای خودشان نمی اندازند. آنها عدم دستیابی به موفقیت را در خطا هایی می بیند که در آن کار و فعالیت مرتکب شده اند. در این صورت آنرا بخشی از تجارب خویش تلقی میکنند و از آن پس دیگر آن خطا را تکرار نمی کنند.
چ.
انسانهای صاحب اعتماد به نفس، اهل تجربه و درس آموختن از تجارب خویش هستند. در این صورت عدم موفقیت خودشان را هرگز به اوضاع نامناسب نسبت نمی دهند. بلکه تلاش میکنند، اوضاع نا مناسب را مناسبِ با کار و فعالیت خویش گردانند.
آنان معتقدند، شکست یک برداشت و احساس غلط و فریبنده است، نباید آنرا به عقل و دل خویش راه داد. کسانی که می گویند ما در این و یا آن کار شکست خوردیم، بیشتر می خواهند برای کمبود اعتماد به نفس خویش توجیه بتراشند. قصد شان اینست که آن کار و کوشش را در نیمه راه رها کنند.
ر.
استقامت، پایداری و ثبات قدم در کار و فعالیت، دارندگان اعتماد به نفس را زبان زد خاص و عام میکند. طوریکه در اثر زمان شخصیت آنان تبدیل به الگوهای جاویدانی در تاریخ و فرهنگ میهن خودشان، و گاه نیز دیگر ملتهای جهان میگردد.
ز.
صاحبان اعتماد به نفس خویشتن خویش را درخور و لایق پنجه نرم کردن با مشکلات پیچیده، بزرگ و بشدت سخت زندگی میدانند.
برای مثال خانم آسترید شوتز، محقق اعتماد بنفس در کتاب خود، « هر چه اعتماد به نفس بیشتر باشد، بهتر است »، و در مصاحبه ای کوتاه در مورد افرادی که اعتماد به نفس دارند صفات شخصی آنان را اینگونه خلاصه کرده و میگوید: »
« دارندگان اعتماد به نفس باوری سخت استوار به این امر دارند که خوش کام گشتن، خوشبخت بودن، و شاد و سربلند زندگی کردن، حق مسلم آنان است. بر اساس این باور است که جامه عمل پوشاندن به آمال و آرزوها و آرمانهای خویش را، حق خود میدانند. در نتیجه تن و روانی سالم نیز دارند، بندرت بیمار م یشوند، و اگر هم بیمار شدند، با تدابیر خویش مانع از وخیم تر شدن بیماری خود میگردند. » ( ۳ )
( در نوشته های بعدی بیشتر به امر سلامت تن و روان و ربط این دو با اعتماد به نفس، خواهم پرداخت. )
توجه به این امر بسیار در خور تأمل است که خانم آسترید شوتز، یکایک خصایل صاحبان اعتماد به نفس را از خود در نیاورده، و حاصل ذهنیات و خیالبافی های او نیستند. بلکه این علائم و نشانه ها نتیجه بیش از سه دهه تحقیق و پژوهشهای او با انسانهایی است که چون اعتماد به نفس قوی دارند، در امور گوناگون زندگی خویش، نه تنها موفق و پیروز هستند، بلکه عمر خویش را با شادی و شعف سپری میکنند.
منابع و مآخذ ها:
( ۱)
ابوالحسن بنی صدر در پُر شمار نوشته ها و سخنرانی های خویش این شش دسته از استعداد ها را شمارش، تعریف و تشریح میکند. بخصوص در الگوی پیشنهادی او برای استقرار و استمرار « جمهوری حقوندان » در ایران و دیگر جاهای جهان، می نویسد:
« ساختار اجتماعی بایستی آنگونه طراحی شود که زمینه شکوفایی آزادانه این شش دسته از استعدادها برای همه شهروندان فراهم شود تا مانع از استثمار و تباهی آنان بدست مستبدین گردند. »
( ۲ )
Astrid Schütz; : Selbstwertgefühl – je mehr, desto besser? Beltz PVU, Weinheim 2005
( ۳ )
مصاحبه خانم آسترید شوتز با مجلۀ ماهانه « روانشناسی روز » Psychologie Heute چاپ آلمان، در ماه آپریل سال ۲۰۱۲

با درود فراوان
بسیار عالی و آموزنده بود.
سپاس از شما جناب آقای شفیعی