back to top
خانهآرشیو گزارش‌ها از سایت قدیمگزارش‌ها و تحلیل‌ها oکلید حل مشکل مصالحه با ایران، کاستن از مجازاتها است:

کلید حل مشکل مصالحه با ایران، کاستن از مجازاتها است:

 

 

مقاله دوم از پل پیلار است که بمدت 28 سال تحلیلگر سیا بوده است. نوشته او در 28 انویه 2013 انتشار یافته و دارای این نکات و اطلاعات است:

بی اعتمادی متقابل ایران و امریکا بسا بزرگ ترین مانع در راه رسیدن به توافق برسر برنامه اتمی ایران و آسان کردن مجازاتها است. و بیشترین امید را حاضر شدن قدرتهای غرب به کاستن از مجازاتها به قصد موفقیت آمیز کردن مصالحه در باره برنامه اتمی ایران است.

هر اندازه زمانی طولانی شود که گفتگوها در بن بست هستند، بدون تردید دو طرف امریکا و ایران، به عمل و عکس العمل سیاسی ادامه خواهند داد. مشابهات میان امریکا و ایران از جمله در این ها است: دو طرف، با پیش فرض ها و اماره های غلط در موضوع مصالحه می نگرند. کار به جائی رسیده است که پنداری امریکا با ایران می خواهند در باره بمب اتمی ایران، همچون مخاصمه ای بزرگ، مصالحه کنند.

یکی از این پیش فرض های هموزن وهم، اینست که طرز کار عقلهای سران عمامه به سر ایران، بطور بنیادی، طرز کار سران غرب متفاوت است. اینطور گمان می رود که آنان کمتر به زندگی و بیشتر به بعد از زندگی می اندیشند. در واقع، رفتار رهبران ایران جائی برای اعتبار این پیش داوری باقی نمی گذارد. اصولی که برای بازداشتن طرف مقابل از آسیب رساندن را آنها همان اندازه رعایت می کنند که رهبران امریکا و دیگر کشور ها. در اساس، سرهای عمامه دار همانطور فکر می کنند که سرهای بدون عمامه.

 

انقلاب اسلامی: نویسنده از واقعیتی غفلت کرده است: عمامه بسرهای حاکم، در آنچه به قدرت و موقعیت و چگونه زندگی کردنشان مربوط می شود، چنان زندگی می کنند که پنداری هرگز نخواهند مرد. اما در آنچه به مردم ایران مربوط می شود، طرفدار فلسفه چگونه مردن می شوند: هراندازه زندگی این دنیائی مردم سخت تر و هراندازه تن دادنشان به مرگ آسانتر، وضعیتشان در آن دنیا بهتر. به سخن روشن، حاکمان ایران از راه تحمیل هزینه سنگین استبداد و سیاست ستیز و سازش خویش به مردم، حکومت می کنند. آیا سران غرب این واقعیت را نمی دانند؟ تردید وجود دارد در اینکه ندانند. از این رو، این افکار عمومی جهان است که باید از واقعیت آگاه کرد تا از دولتها بخواهند دست از مجازات مردم ایران بمثابه روشی برای بزانو درآوردن ریم بردارند و بگذارند ایرانیان سرنوشت خویش را خود در دست بگیرند.

 

و اینک، مشکلات گفتگو حاصل مشابهات طرز برداشت و رویه دو طرف امریکا و ایران گشته اند و خود را به این و آن شکل نشان می دهند. از آن جمله است مشکل تاریخ و محل گفتگوها. هریک از دو طرف زمان و محلی را پیشنهاد می کند و بر سر این و آن پیشنهاد جر و بحث می شود. در حال حاضر، ایرانی ها بیشتر گرفتار قید مکان گفتگو هستند و کشورهای 5+1 در این باره قیدی در باره محل ندارند. و باز همان سخن را از زبان امریکا می شنویم: سئوال اینست که آیا ایرانی ها واقعا˝ می خواهند برای رسیدن به توافق گفتگو کنند.

این شکها را طرف ایرانی نیز اظهار می کند. البته دلایل بسیار دارد برای این که بپرسد آیا امریکا و طرفهای غربی دیگر گفتگو براستی خواهان گفتگو به قصد رسیدن به توافق هستند. و نیز کشورهای 5+1 نسبت به گفتگو انعطاف پذیر هستند اما نسبت به موضوع گفتگو، یعنی موضوعی که ایران اقوی دلیل را برای گفتگو در باره اش دارند، یعنی برداشتن تحریمها، انعطاف ناپذیر هستند:

کشورهای 5+1 پیشنهادی که در بر بگیرد الغای مجازاتهای قابل اهمیتی را، ارائه نمی کنند و علائم حاکی از آنند که قصد ندارند در گفتگوهای پیش رو، چنین پیشنهادی را بکنند.

انعطاف ناپذیری کشورهای 5+1بسا عامل عمده رقص دیپلماتیک کنونی است (محل و زمان گفتگو) که ایرانیان بدان آغاز کرده اند. ایرانی ها بسا نمی خواهند بخاطر شکست دور جدید گفتگوها سرزنش شوند، شکستی که روی خواهد داد هرگاه کشورهای 5+1 همچنان انعطاف ناپذیر بمانند.

بسا ایرانی ها از رهگذر جر و بحث برسر تعیین محل و تاریخ نارضائی خود را از انعطاف ناپذیری کشورهای طرف گفتگو اظهار می کنند.

بسا ایرانی ها اشتباه می کنند که هرگاه گفتگوها شکست بخورند بیشتر سرزنش می شوند تا اگر گفتگوها انجام نگیرند. اگر چنین باشد، خود مشابهت دیگری میان ایران و امریکا است. امریکا نیز (مورد فلسطین و…) همواره براین باور است که شکست گفتگو بدتر از گفتگو نکردن است. اینک ایرانی ها هم همین طرز فکر را از خود بروز می دهند.

بدین قرار، شباهت ها که دو طرف امریکائی و ایرانی پیدا کرده اند، و بسیاری ملت های دیگر نیز در این مشابهت با آنها شریک هستند اینست که گمان می برند، موضع سخت گرفتن کلید موفقیت در یک گفتگو است. طرف امریکائی این باور را از راه وضع مجازاتها و تشدید آنها و تهدید به حمله نظامی، بروز می دهد.

طرف ایرانی یک دلیل اضافی نیز برای اظهار سرسختی در دور جدید گفتگوها وجود یافته است و آن اینست که می خواهد نشان بدهد مجازاتها ضربه ای را که امریکا می پندارد بر اقتصاد ایران وارد نکرده است و ایران نگران سرانجام نگرفتن مصالحه نیست. علی اکبر ولایتی، مشاور ارشد رهبر جمهوری اسلامی ایران، سعی کرد این پیام را بدهد وقتی روز شنبه (26 انویه ) گفت: « امروز، امریکا ضعیف تر از زمانی است که به عراق و افغانستان حمله کرد و ایران بسیار قوی تر از عراق و افغانستان آن روز است».

 

 

انقلاب اسلامی: نخست این که دستگاه تبلیغاتی ریم همه روز تبلیغ می کند که طرف غرب است که بر سر تاریخ گفتگو بازی در می آورد. و سپس این که رویه ریم همواره این بوده است که مدتی دم از قاطعیت می زند و فرصتها را یکی پس از دیگری می سوزاند و وقتی دیگر فرصتی برجا نماند، چاره را در تسلیم می بیند و تسلیم شرائطی می شود که به او تحمیل می شوند. اگر این رویه را دارد بخاطر آنست که اولا بها را مردم ایران می پردازند و ثانیا می پندارد این بهترین روش برای ادامه حیات او است.

 

 

باتوجه با این جر و بحث ها و قطع و وصل ها، برای هر طرف، این سئوال پیش می آید: آیا بنای طرف مقابل بر کش دادن گفتگوها تا بی نهایت است؟ بدین سان، یکی دیگر از مشابهت ها اینست که هیچیک از دو طرف نمی داند یا طرف دیگر براستی درپی گفتگو برای رسیدن به توافق هست یا خیر؟

این امر که ایران به آانس بین المللی انری اتمی اطلاع داده است که بنا دارد سانتریفوهای جدیدی در تأسیسات نطنز نصب کند، امریکا را به این فکر انداخته است که نکند هدف ایران اینست که با استفاده از ابراز علاقه به گفتگوها، می خواهد در فرصت کوتاه، بمب اتمی بسازد.

از آن سو، ایرانی ها – که قربانی مجازاتها هستند و فراوان در باره قصد امریکائی ها در باره تغییر ریم شنیده اند – می پرسند: آیا امریکائی با کش دادن گفتگوها نمی خواهد زمان برای تأثیر گذاری مجازاتها بدست آورد؟ آیا نمی خواهند فشار اقتصادی به حدی برسد که بی ثباتی سیاسی جدی پدید آید و ریم ایران متزلزل بگردد؟ انعطاف ناپذیری کشورهای 5+1 در باره مجازاتها، این فرض را که قصد متزلزل کردن ریم است، قوت می بخشد.

 

 

انقلاب اسلامی: ریم تبلیغ می کند که هدف امریکا اینست که مجازاتها وضعیت اقتصادی مردم را سخت کند و مردم به جنبش برخیزند. برای آنکه به این تبلیغ اعتبار بدهد، از قول کلینتون جعل قول نیز می کند: در واپسین روز وزارتش، هیلاری کلینتون گفت امیدوار است ایرانیان با استفاده از فرصت انتخابات ریاست جمهوری قیام کنند.

 

 

در 1975، پل وارنک Paul Warnke که رئیس هیأت گفتگو کننده در باره کنترل تسلیحات با شوروی آن روز بود، مقاله ای نوشت و به تسلیحات امریکا و شوروی و گفتگو در باره کنترل آنها انتقاد کرد. او می دید که دو طرف، از بیم یکدیگر، در همان حال که به مسابقه تسلیحاتی ادامه می دهند، بر سر کنترل آنها گفتگو می کنند. او گفت برای خارج شدن از این مدار بسته، بر امریکا است که قدم اول را بردارد.

البته میان آن وضعیت و وضعیت کنونی فرق های چندی وجود دارند. میان مسابقه امریکا و روسیه بر سر اسلحه استراتژیک و رویاروئی کنونی امریکا با ایران تفاوت وجود دارد. مهمترین آنها اینست که ایران یک ابر قدرت نیست و هیچ از اسباب آن را ندارد. ایران سلاح اتمی ندارد و ریمش می گوید نمی خواهد چنین بمبی را بسازد و جامعه اطلاعاتی امریکا نیز می گوید ایران قصد ندارد اسلحه اتمی تولید کند. این اسلحه را اسرائیل دارد و می خواهد انحصار آن را در منطقه داشته باشد.

هستند کسانی که می گویند روش پیشنهادی وارنک غلط بود و در دهه 1980، ریگان با تحمیل مسابقه تسلیحاتی به شوروی سابق، سبب فروپاشی آن شد. اینان استدلال می کنند که مجازاتهائی که امروز برضد ایران وضع شده اند همان اثر را بر ریم ایران خواهند داشت.

صحت داشتن و نداشتن استدلال اینان در باره شوروی، بکنار، ایران شوروی سابق نیست و هیچ نه معلوم که مجازاتها همان اثر بر ریم ایران داشته باشند که مسابقه تسلیحاتی بر ریم شوروی داشته است. اما اگر چنین استدلالی اساس سیاست امریکا در مورد ایران باشد، پس سوءظن های ایرانی ها نسبت به هدفهای امریکا به جا هستند. در حقیقت، رابطه امروز امریکا با ایران، به همان رابطه ای می ماند که وارنک در باره گفتگوهای امریکا و شوروی سابق در باره کنترل تسلیحات نوشته بود. آسان می شود جنبه های رفتار ایرانی ها را که لجوجانه و اداو اطوارگونه هستند، تشخیص داد. اما طرف مقابل نیز همین رفتار را دارد.

برخی از رفتارها که در روابط فی مابین دولتها اتخاذ می شوند، بسختی تغییر دادنی هستند. اما اگر امریکا، قدمی را بردارد که هنوز برنداشته است، یعنی از شدت مجازاتها بکاهد و بگوید این کار را محض به نتیجه رسیدن گفتگوها می کند، مصالحه با ایران برسر مسئله اتمی را آسان می کند.

 

ایران با کشورهای 1+5 موافقت کرده است که در26 فوریه (8 اسفند) در آلماتا گفتگو کند. روسیه امیدواراست پیشرفت های مهم حاصل شود.

 

 

انقلاب اسلامی: هیگل که هنوز سنا با وزارت او بر وزارت دفاع موافقت نکرده است، گفته است:

 

 

 

هیگل: پنجره بر روی ایران و دیپلماسی دارد بسته می شود:

 

در 30 انویه، به گزارش رویتر، هیگل، نامزد وزارت بر وزارت دفاع امریکا گفته است: ایران نیاز دارد به تدارک جدی مذاکره و ورود به مذاکره جدی و اگر از آن تن زند، با پی آمدهایی روبرو خواهد شد که سخت تر و سخت تر خواهند شد.

«پنجره بر روی ایران دارد بسته می شود» و امکان رسیدن به توافق از راه دیپلماسی، هرگاه ایران خواستهای جامعه بین المللی را همچنان نادیده بگیرد، نیز از دست می رود. این موضع را جاک هیگل، بهنگام پاسخ به پرسشنامه 112 صفحه ای کمیته تسلیحاتی سنا، گرفته است.

ایران اصرار می ورزد که قصد ندارد اسلحه اتمی تولید کند و قصدش از غنی سازی اورانیوم تولید سوخت برای نیروگاه اتمی و استفاده صلح آمیز از انری اتمی است.

هیگل بدین خاطر که به اندازه کافی هوادار اسرائیل نیست و بنا بر اتخاذ روش قاطع در برابر ایران ندارد، سرزنش می شود.

در 31 انویه، هیگل در مجلس سنا حاضر شد تا به پرسشهای سناتورها پاسخ دهد. ناظران پرسشهای سناتورهای جمهوریخواه را تفتیش عقیده ارزیابی کردند. روشن است که اسرائیل و ایران محور تفتیش عقیده او بوده اند.

 

 

 

بایدن: امریکا آماده گفتگوی مستقیم با ایران است. توپ در زمین ایران است:

 

در 2 فوریه 2013، در کنفرانس امنیت مونیخ، جُو بایدن، معاون رئیس جمهوری امریکا گفته است: ایران که می گوید هدفش از غنی سازی اورانیوم فقط استفاده صلح آمیز از انری اتمی است، اینک گرفتار سخت ترین مجازات در تاریخ است. هدف از وضع و اجرای این مجازاتها اینست که اطمینان حاصل شود ایران اسلحه اتمی نمی سازد. اما برای رهبران ایران روشن کرده ایم نیاز ندارند مردم خود را با محرومیت شدید اقتصادی و کشور را با انزوا روبرو کنند. هنوز وقت وجود دارد. هنوز فضا برای دیپلماسی متکی به فشار وجود دارد. حالا توپ در زمین ایران است.

هر زمان رهبری ایران، رهبر عالی (آیةالله خامنه ای)، آماده انجام گفتگوهای جدی بگردد، ما نیز آماده ایم. ما روشن کرده ایم که آماده دیدار و گفتگوی مستقیم با رهبری ایران هستیم. ما این قصد خود را مخفی نکرده ایم. ما می خواهیم شرکای ما در گفتگو با ایران، بدانند تا اگر چنین گفتگوی انجام گرفت، از پیش آگاه باشند».

در همان روز، لاورف، وزیر خارجه روسیه از سخنان بایدن استقبال کرده و گفته است: ما باید ایران را قانع کنیم که حل مشکل اتمی بنفع او است. در قبال ایران، باید رفتار تشویق آمیز اتخاذ کرد و اطمینان داد که قصد تغییر ریم این کشور در میان نیست.

اما دستگاه تبلیغاتی ریم مافیاهای نظامی – مالی که خامنه ای آلت فعل آنست، این اظهار آمادگی را دامی جدید توصیف کرده و دلیل فریب آمیز بودنش را سخت کردن مجازاتها گفته است.

در 3 فوریه 2013، صالحی، «وزیر» خارجه ریم که برای شرکت در کنفرانس امنیت به مونیخ رفته بود، گفته است: برای گفتگو با امریکا خط قرمز نداریم اما شرط قبول گفتگو اینست که حسن نیت امریکا را احراز کنیم. متأسفانه، در گذشته حسن نیت ندیده ایم.

در 19 بهمن 91 (7 فوریه 2013) خامنه ای «رئیس جهوری» و «وزیر» خارجه را که نسبت به اظهارات بایدن اظهار خوش بینی کرده بودند، ساده لوح و یا مغرض خواند و گفت: گفتگوی مستقیم موکول به اثبات حسن نیت است. از یاد برد که کسی را ساده لوح یا مغرض می خواهند طرز فکر او را به طرز فکر نزدیک خوانده بود.

اخبار مرتبط

دیدگاه خود را بنویسید

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید