back to top
خانهدیدگاه هاجمال صفری : کشتاردر مسجد گوهر شاد، بهلول، کشف حجاب، صدیقه دولت...

جمال صفری : کشتاردر مسجد گوهر شاد، بهلول، کشف حجاب، صدیقه دولت آبادی و جنبش زنان (3 ) بخش هشتم

بویس ماجرای رئیس نظمیه [ شهربانی] تهران که همسرش را با چادر به کافه ای در شمال تهران می ‏برد تا بدین ترتیب از سایر زنان بخواهد که با مردان درانظارعمومی  ظاهر شوند  را نقل می کند.« ‏لورتا » هنرپیشه ارمنی ایرانی در نمایش ها در کنار مردان بازی می کرد، نک : جاهد ، سالنامه  پارس ‏، 1311 ، ص 205‏

97- Chehabi; Staging the Emperor’s New Clothes; pp. 216, 218, and Baker ; Politics of Dress; p.186 ‎

98 – «  یک زن  می پرسد» ، عالم نسوان 3  ( اسفند  1309 ) : 50‏

99 – « قدردانی  و اطلاعیه » ،  عالم نسوان 1 ( شهریور  1301 ) ،  و « مخارج کافی است » ،  ‏عالم  نسوان  2 (  آبان  1301 ) : 6 – 4 ‏

100– عالم  نسوان 3 ( دی  1300 ) : 18 ، 19 ، 22؛ 4(اسفند 1300 ) : 18 ، 19 ، 22 ، 23 ، 5 ( ‏اردیبهشت 1301): 18 ، 19 ، 22 ، 23 ؛ 6 ( تیر 1301 ):10 ، 11،14 ، ص15 ‏

101 –  میس یانگ، « مُد  بهاره » ترجمۀ طوبی ضرغامی ، عالم  نسوان 1 ( شهریور 1301 ) : 18 ‏‏– 16 ، و خانم  ویشام ، « لباس روزی » ،  ترجمه طوبی ضرغامی ، عالم نسوان  3 (دی 1301 ): ‏‏17 – 16 ، تصاویر  مُدهای لباس  در شماره های بعدی نشریه حذف شده اند  چون دبیران  نشریه  از ‏کیفیت  چاپ  سنگی  آنها راضی  نبوده اند.‏

102  – همان

103  – « مخارج کافی است» ، صص 6 – 4 ، و خانم  یانگ « نوکردن لباس ها ی قدیمی » ، ‏ترجمه طوبی ضرغامی ، عالم نسوان  2 ( آبان 1301 ) ، 25 – 24 ‏

 

‏104 –  جاهد ، سالنامه  پارس ، 1309 ، ص 189‏

105 – نک،« اطلاعیه»، عالم نسوان1( دی 1308): 52 ‏

106 – نک، عالم نسوان2(شهریور1300 ): 18 ، 19 ، 22 و3 (دی 1300):18، 19،22‏

107- « مخارج  کافی است» ، صص 6 – 4 ‏

108 –  علی اصغر شریف، «  هزینه ها »، عالم نسوان 3 ( دی 1301 ) : 32 – 30‏

109 – « یک زن برازنده » ترجمه  خانم  م . جلالی، عالم نسوان 2 ( اسفند 1309): 57 – 51 ؛ همان ‏، 3 (  اریبهشت 1310 ) : 129 – 118 ؛ و همان ،  6 ( ابان  1310 ): 288 – 282‏

110- « فصل ششم: رهنمای خانواه ها، ترجمه خانم جلالی، عالم نسوان3 (اریبهشت 1311) :124 – ‏‏113 ‏

111 –  جاهد،« زیبایی بدن» سالنامه پارس، 1315 ، ص 87‏

112- جاهد،« آرایش با جراحی» ، سالنامه پارس، 1319، صص 3 -2 ‏

113– جاهد « پاکیزگی بدن ونظافت»، سالنامه پارس،1319، ص 72‏

114- جاهد«ساختن کلاه های زنانه»، سالنامه پارس، 1315، صص83 – 82 و« کیف های زنانه » ، ‏سالنامه پارس ، 1315، صص 81 – 78‏

115 – جاهد ، سالنامه پارس ، 1318، صص 75 – 72، و1319 ، صص 83 – 72‏

116 – جاهد ، سالنامه پارس ، 1308 ‏

117 –  جاهد « هزار رمز زیبایی» ، سالنامه پارس ، 1314 ، صص 85 – 70‏

118 – بامداد ، از ظلمت  به روشنایی ، ص 96‏

119 – See Eliy Sanasnsarian, The Women‘ s Rights movement in Iran ( New York: Praeger , 1982); ‎Najmabadi; Hazards of Modernity ; and Paidar, Women and the  Political Process.‎

120 – افسانه  نجم آبادی  این تیپ شناسی  را مربوط  به دوره  محمد رشا  شاه  می داند  ‏Hazards of ‎Modernitz”, p.674 ) ‎‏   اما من  معتقدم  که در مورد  دوره  رضا  شاه  نیز صدق  می کند.‏

 

منبع: استفانی  کرونین « رضا شاه و شکل گیری ایران نوین » مترجم : مرتضی ثاقب‌فر –  نشر جامی ‏‏– 1382     مقالۀ  یاسمین رستم کلابی ‏ برنامه   گسترده  برای زنان  ایران « نو» از ‏کتاب   ‏- صص 270 – 235 ‏

 

 

یادداشت ها:‏ افسانه نجم آبادی اقتدار و نمایندگی: بازبینی فعالیت‌های زنان در دورۀ حکومت رضا شاه

‏  این مقاله با عنوان:‏

Authority and Agenuy; Re    visiting Women’s Activisim ‎during Riza shah’s ‎period‏.‏

در سمیناری که در ۱۹ و ۲۰ سپتامبر ۲۰۰۳ در آمستردام برگزار شد، ارائه گشت سمینار تحت ‏‏عنوان زیر برگزار شد:‏

The Triumphs and Travails of Anthoritiorian Modernism in Turkey and ‎Iran: ‎Twientieth                            ‎‎                 Century Turkish and Iranian ‎Histories from ‎Below‏.‏

خانم نجم‎ ‎آبادی همچنین تقدیر و تشکری را در آغاز نوشته آورده بودند که متن آن چنین است: ‏‏سپاسگزاری و تشکر فراوان ‏خود را نثار دوستان، همکاران و کتابدارانی می‎ ‎نمایم که ‏کمک‎ ‎هایشان ‏برای دسترسی به اطلاعات آرشیوی استفاده شده در ‏این مقاله برایم حیاتی بود: آذر ‏اشرف، هما ‏هودفر، غلامرضا سلامی و متیو اسمیت. ایشان همچنین یادآور شده‎ ‎اند که از گفت ‏و ‏گوهای صورت ‏گرفته با کامران امین و پروین پایدار در مورد بسیاری از موضوعات مورد بحث ‏در این مقاله، بهرۀ ‏بسیار ‏بردهاند.‏

۱ . ادبیات مربوط به مدرنیتۀ ایرانی و سیاست‎ ‎های مربوط به آن بسیار فراوان است . به نظر ‏‏اینجانب مواردی که در ادامه ‏مطرح می‎ ‎کنم بسیار مفید و مؤثر می‎ ‎باشند. ‏

Fariba Adelkhah, Being Modern in Iran, tr. Jonathan Derrick (London: ‎Hurst & ‎Co., ‎‏۱۹۹۹‏‎), Mehrzad ‎Boroujerdi, Iranian Intellectuals and the west: ‎The ‎Tormented Triumph of Nativism (Syracuse: ‎Syracuse University Press, ‎‏۱۹۹۶‏‎), ‎Roy Mottahedeh, The Mantle of the Prophet (New York: Simon ‎and ‎Schuster, ‎‎‏۱۹۸۵), ‏

و بسیاری از نوشته‎ ‎های محمد توکلی طرقی:‏

Mohamad Tavakoli  Targhi, Emergence of Two ‎Revolutionary Discourses in ‎Modern ‎Iran (Ph.D. Dissertation, University of ‎Chicago, ‎‏۱۹۸۸‏‎), and ‎Refashioning Iran: orientalism, ‎Occidentalism and ‎Historiography (New York: ‎Palgrave, ‎‏۲۰۰۱)‏

۲ . به عنوان مثال خانم هایده مقیسی، جامعه شناس فمینیست ایرانی و عضو فعال جامعۀ بانوان ‏‏چنین مطرح می کنند که : ‏‏«به اعتقاد من، چیزی که امروز در ایران در حال وقوع است، ‏نمی تواند ‏گواه مشروعیت اسلام سیاسی به عنوان یک ‏راه حل بومی برای مشکلات فرهنگی، ‏اجتماعی و ‏سیاسی ناشی از تجربۀ مدرنیته و سیاست ها و خط مشی مربوط به آن ‏باشد. این مسئله ‏به نوعی ‏دنباله جنگ بین سنت و مدرنیته است که از عصر مشروطیت تا زمان حال همواره با فراز ‏و ‏نشیب ‏های فراوان در زندگی اجتماعی ایران وجود داشته است.» هایده مقیسی، «زن، تجدد و ‏اسلام ‏سیاسی» ص ۹۸ –  ‏‏۱۱۴، مجموعه مقالات نهمین کنفرانس سالانۀ مجمع ‏مطالعات زنان ایرانی، ‏واشنگتن دیسی، ۲۶  ،  ‏‏۲۸ ژوئن، ۱۹۹۸، نه نقل از ‏صفحات ۱۰۱ و ۱۰۲.‏

۳ . برای مشاهدۀ دو مقاله دربارۀ تمایلات مشابه در سایر جوامع انسانی و همچنین دربارۀ اثرات ‏‏فناوری های جدید بر روی ‏این دستاوردها به مقالات زیر رجوع کنید: ‏

Charles Kurzman, “Liberal Islam: Prospects and Challenges,” and Dale ‎‎Eickelman, “the Coming ‎Transformation of the Muslim World,” both in ‎Middle ‎East Review of International Affairs‏۳‏‎, ‎‏۳ ‏‏‎(September ‎‏۱۹۹۹‏‎) at ‎‎www.biu.ac.il/SOC/besa/meria.html‏.‏

۴ . اگرچه منظور داشتن زنان غیرمسلمان در دسته بندی های خواهران وطنی و خواهران نوعی ‏‏میسر بود ولی ‏می توانست مخاطرات خود را هم داشته باشد.‏

۵ . این نامه همچنان ادامه دارد و مفصل است. برای مشاهدۀ متن کامل آن به نشریۀ حبل المتین ‏‏‏(نسخۀ تهران) شمارۀ ۱۰۵، ‏‏(۲۲ رجب ۱۳۲۵/اول سپتامبر ۱۹۰۷) صفحات ۴ الی ۶ چاپ مراجعه ‏‏فرمائید. همچنین بنگرید به صص ۶۵ تا ۷۰ کتاب ‏مهرانگیز فلاح و افسانه نجم آبادی تحت عنوان:‏

Bibi Khanum Astarabadi and khaunm Afzal Vaziri: Pioneering Mother and ‎‎Daughter for Women ‎Education and Right in Iran

(نیویورک، ۱۹۹۶) مراجعه نمایید. برای دیدن مباحث مشابه به نامه های بی بی خانم استرآبادی ‏در ‏همان کتاب مراجعه ‏کنید. این الفاظ و معانی در نوشته های زنان در مطبوعات مشروطه‌خواه آن ‏‏دوره متداول بودند.‏

۶ . محمد توکلی طرقی با توجه به گردآوری مستندات فراوان چنین اظهار می کند که در قرن ‏‏نوزدهم، زنان اروپایی و ‏ایرانی / مسلمان در واقع «زمینۀ مجادلات و مشاجرات فرهنگی و ‏سیاسی» ‏بوده اند. به نقل از صفحه ۷۴ از مجلۀ ‏Radical ‎America‏ ، شمارۀ ۲۴ (۱۹۹۰) ‏

۷ . به عنوان مثال به شمارههای زیر مراجعه کنید: شکوفه ۱، ۱۴ (۳۱ آگوست، ۱۹۱۳)؛ ۱، ۱۵ ‏‏‏(۲۱ سپتامبر ۱۹۱۳) : ۳                              ‏‏۴؛ ۲، ۵ (۲۲) (۱ فوریه ۱۹۱۴): ۱  ‏۲؛ ۲، ۶ ‏‏(۲۳) (۱۶ فوریه ۱۹۱۴): ۴؛ و ۲، ۷ (۲۴) (۲ ‏مارس ۱۹۱۴): ۳.‏

۸ . برای اطلاعات و منافع بیشتر به مقالۀ حامد الگر تحت عنوان ‏Chador in Islamic Persia‏ ، ‏‏صفحات ۶۱۰                              ‏‏۶۱۱ از دایره المعارف ایرانیکا، مجلد ‏IV‏ (لندن، ‏‏Routledge and Kegan Paul ‎، ۱۹۹۰) مراجعه کنید.‏

۹ . برای مطالعۀ تاریخچۀ کاملتری از طرفدارای مردان از کشف حجاب به عنوان مقیاسی برای ‏‏توسعه و پیشرفت زندگی ‏زنان در ایران در قرن نوزدهم، به مقالۀ کامران امین به عنوان ‏The ‎‎Attention of the Great Father : Reza Shah, ‎‎”The Woman Question”, and the ‎‎Iranian Press, ‎‏۱۸۹۰ – ۱۹۴۶ (پایاننامۀ دکتری، ‏دانشگاه شیکاگو، ‏‏۱۹۹۶) مراجعه کنید. ‏همچنین می توانید به مقالۀ فرزانه میلانی تحت عنوان ‏Veils and ‎Words: The ‎Emerging ‎Voices of Iranian Women Writers‏ (دانشگاه سیراکوز، ‏‏۱۹۹۲)؛ توکلی طرقی ‏Imagining ‎Western ‎Women‏ و «زنی بود، زنی نبود» در نشریۀ نیمه ‏دیگر ۱۴، بهار ۱۹۹۱: ۷۷  –   ‏‏۱۱۰، نیز مراجعه ‏نمایید. برای مشاهدۀ از ‏چیزی که زنان از آن تحت عنوان کشف حجاب در این ‏دوره طرفداری می کردند به عکسی از ‏افضل ‏امیری، ص ۲۸، در کتاب ملاح و نجم آبادی تحت ‏عنوان بی بی خانوم استر آبادی و خانم ‏افضل وزیری یا عکسی از ‏صدیقه دولت آبادی در کتاب ‏نماها، نوشتهها و یادها نوشتۀ مهدخت ‏صنعتی و افسانه نجم آبادی (نیویورک، نگارش و ‏نگارش ‏زن، ۱۹۹۹)، جلد سوم، ص ۱۱۶ ‏مراجعه کنید.‏

۱۰ . برای مشاهدۀ بحثی در این ارتباط به مقالۀ ارائه شدهام در انجمن مذهب آمریکا، ۲۳ نوامبر ‏‏‏۱۹۹۹ و نسخۀ کوتاه شدۀ ‏آن در نشریۀ ‏Social Text ‎، ۶۴، ‏‎(‎‏۲۰۰۰‏‎(: ‎‏۲۹  – ‏‏۴۵، مراجعه نمایید.‏

۱۱ . یاسمین رستم کلایی اظهارات مشابهی را در مقالۀ ارزشمند خود تحت عنوان ‏Expanding ‎‎agendas for the ‘new’ ‎Iranian Woman: Family law, Work and Univeiling‏ ، ص ‏‏‏۱۵۷ –    ۱۸۰، در کتاب ‏The ‎Making of Modern Iran، ویرایش شده ‏توسط استفانی کرونین ‏‏(لندن، ۲۰۰۳) ارائه نموده است.‏

۱۲ . خط آهن سراسری در ایران نیز از دیگر نمادهای برجای مانده از این دوره است. در حالی که ‏‏ساخت خط آهن یک ‏دستاورد موفقیت آمیز تلقی می گردد، اما کشف حجاب رویکردهای مختلفی را ‏‏به همراه دارد، عده ای آن را یک دستاورد ‏می                              دانند، گروهی دیگر آن را ‏‏یک اقدام ننگین دانسته و عدۀ دیگری آن را فاجعه ای بزرگ ‏میخوانند.‏

۱۳ . علاوه بر چندین مجموعۀ خاطرات شخصی، سه مجموعه مستند از احکام حکومتی، ‏یادداشت ‏ها و گزارشهای ‏مربوط به داستان کشف حجاب به چاپ رسیده  اند که امکان بررسی و ‏ارزیابی ‏مجدد تاریخ این عملیات را به صورت عمیق ‏و جزیی فراهم می کنند. برای دستیابی به ‏مستندات ‏کاملی از منابع موجود به کتاب ‏The Attentions of the Great ‎Father‏ نوشتۀ امین ‏مراجعه ‏نماید. برای آگاهی از یک بحث جدید دربارۀ عدم امکان دسترسی و دستیابی به حقوق زنان ‏بدون ‏‏اقدامات شدید رضاخان به مقالۀ شیرین مهدوی تحت عنوان ‏Reza Shah Pahlavi and ‎Women: ‎A re  ‎‏ ‏‎ ‎evaluation‏ در صفحات ۱۸۱ تا ۱۹۲ از کتاب ‏The ‎Making of Modern Iran‏ ‏مراجعه نمایید.‏

۱۴ . در دهۀ ۱۹۲۰ و اوایل دهۀ ۱۹۳۰، تعداد روز افزونی از زنان شهری طبقۀ میانی، استفاده از ‏‏روبنده را کنار گذاشتند. ‏اما مسئله ای که هنوز زنان در مورد آن اختلاف نظر داشتند، تعویض چادر ‏‏با سایر پوشش های تمام قد بود که زنانی مانند ‏افضل وزیری و صدیقه دولت آبادی از آن طرفداری ‏‏می کردند.‏

۱۵ . افضل وزیری، «مردها خیلی زرنگی میکنند»، شفق سرخ ۹، ۱۵۶۵ (۱۸ آگوست ۱۹۳۰) ‏‏‏۳: صص ۹۲                              ‏‏۹۵ در کتاب ملاح و نجم آبادی. نقل از صفحات ۹۴ –  ‏‏۹۵.‏

۱۶ . برای مشاهدۀ ترجمۀ فرانسۀ بخشی از مقالات و گزارشات ، مراجعه کنید به: ‏

Revue des etudes Islamique VII, (‎‏۱۹۹۳‏‎), pp.‎‏۴۵ – ۱۴۱‏

۱۷ . اطلاعات، ش۲۷۲۱ (۲۵ فوریه ۱۹۳۶): ۵.‏

۱۸ . برای مشاهدۀ تحلیلی عمیق از اهمیت سفر ترکیه به مقالۀ افشین مرعشی تحت عنوان: ‏

Performing the nation: the Shah’s Official State Visit to Kemalist Turkey, ‎June to ‎July ‎‏۱۹۳۴‏

صص ۹۹- ۱۱۹ در کتاب ‏The Making of Modern Iran‏ ، مراجعه ‏نمایید. اگرچه من نیز با ‏تأکید ‏مرعشی بر اهمیت این سفر از نظر فرهنگی در بافت مربوط به ‏‏«بروز یک روایت رو به رشد ‏از فرهنگ مدرن در منطقه» ‏‏(ص ۱۰۲) موافق هستم، اما فکر ‏می کنم تأکید بیش از حد بر این سفر ‏به عنوان واقعه ای که منجر به اصلاح لباس و کشف ‏حجاب ‏زنان گردید باعث نادیده گرفتن شدن ‏اثرات تغییرات فرهنگی و فعالیت های زنان در دو دهۀ پیشین ‏در درون ایران ‏می شود. همچنین باید ‏خاطرنشان سازم که سال ها پیش از سفر رضاخان به ترکیه، ‏ایرانیان نیز از تغییراتی که در ترکیه ‏رخ ‏می داد کاملاً پیروی میکردند. تغییر لباس مردان نیز ‏در واقع به عنوان قهقرا به استبداد تلقی ‏می گردید. مراجعه کنید به ‏قهرمان میرزا سالور (عین ‏السلطنه)، روزنامه خاطرات عینالسلطنه ، ‏ویراست شده توسط مسعود سالور و ایرج افشار، در ‏ده ‏مجلد (تهران: اساطیر ، ۱۹۹۵ – ۲۰۰۱)، ‏‏۶۸۹۷: ج ۹، ۳ آوریل ۱۹۲۴؛ ‏همچنین مراجعه کنید به ‏‏۷۳۶۱: ج ۹ ، ۱۵ اکتبر ۱۹۲۵؛ ۷۴۸۵: ‏ج ۹، ۲ مه ۱۹۲۶. لغو قوانین ‏اسلامی ازدواج با هشدار و اعلام خطر ذکر شده بود. ‏‏( ۲۹ ژانویه ‏‏۱۹۲۵، ۷۲۲۳ : ج ۹) دولت باید ‏هر گونه اقدام مشابهی را تکذیب کند؛ حداقل در حال حاضر. (۱۲ ‏نوامبر ‏‏۱۹۲۵، ۷۳۶۸: ج ۹ ) ‏گزارش تحولات جاری در ترکیه نیز یکی از موضوعات دائمی ‏اطلاعات، شفق سرخ و مطبوعات ‏‏مربوط به زنان بود. ‏

۱۹ . مراجعه کنید به یحیی دولت آبادی، حیات یحیی (تهران: ابنسینا، ۱۹۵۲)، مجلد ۴، صص ‏‏‏۴۳۰                              ‏‏۴۳۶. برای روایات دیگر در این زمینه مراجعه کنید به مرتضی ‏‏جعفری، صغری اسماعیل زاده و معصومه فرشچی، واقعه ‏کشف حجاب (تهران: سازمان مدارک ‏‏فرهنگی انقلاب اسلامی، ۱۹۹۳)، مقالۀ دوم نوشتۀ غلامحسین زرگری نژاد، ص ۲۱؛ ‏علی اصغر ‏‏حکمت، سی خاطره از عصر فرخندۀ پهلوی (تهران: پارس، ۱۹۷۶)، صص ۸۷ – ‏‏۱۰۲؛ ‏مهدیقلی ‏هدایت، خاطرات و خطرات (تهران: زوار، ۱۹۶۵)، صص ۴۰۵ – ‏‏۴۰۸؛ محسن صدر، ‏خاطرات ‏صدرالاشراف، (تهران: وحید، ۱۹۸۵)، صص ۳۰۲ -‏‏۳۰۷. شهابی براساس روایات ‏افواهی و ‏یادداشتهای بعدی مانند مطالبی که به آنها اشاره کردیم، ‏چنین اظهار میکند که کشف حجاب ‏حتی در زمانی که ‏رضاخان نخستوزیر بود (۱۹۲۳ – ‏‏۱۹۲۵) نیز در دستور کار وی قرار داشت.‏

مراجعه کنید به هوشنگ شهابی ‏The Banning of the Veil and its Consequences‏ صص ‏‏‏۱۹۳                              ‏‏۲۱۰، در ‏The Making of Modern Iran, Cronin‏ . روایات ‏‏مقارن و هم عصر آن از چنین موضوعی حمایت و پشتیبانی ‏نمی کنند.‏

۲۰ . خاطرات عین السلطنه جلد ۱۰، ص ۷۷۰۱، زنان دهه های ۱۹۱۰ و ۱۹۲۰ معمولاً به این ‏‏مسئله متهم می شدند که ‏با استفاده از پیچه های نیمه متحرک با مردان در انظار عموم اختلاط ‏‏میکردند. برای مشاهدۀ تصاویر کاریکاتوری که ‏چنین صحنه  هایی مراجعه کنید به ناهید ۳، ۵۰ ‏‏‏(پاییز ۱۹۲۴): ۴. این شماره و شماره های ۴۷  – ۴۹ ‏بدون تاریخ هستند. ‏تاریخ شمارۀ ۴۶ در ۱۹ ‏نوامبر ۱۹۲۴ و شمارۀ ۵۱ در ۶ دسامبر ۱۹۲۴ می باشد.‏

۲۱ . عین السلطنه همان، جلد ۱ صص ۷۰  – ۲۶۹ و ۲۷۰ ، مطالب بسیار ‏نادر و غیرمستقیمی از ‏‏بحث های مربوط به حجاب در مطبوعات مشروطیت به چشم می خورد. ‏یکی از این منابع عبارت ‏است از سخنرانی ‏فارغالتحصیل بدرالدجا امام الحکما، یکی از شاگردان ‏مدرسۀ امریکایی دختران ‏در تهران که در ایران نو ، ۳ ، ۸۰، (۲۹ ‏ژوئن ۱۹۱۱): ۳ و ۸۱ (۱ ‏جولای ۱۹۱۱): ۲ – ۳، به ‏چاپ رسید. وی اظهار تاسف کرده بود که زنان ‏به ‏واسطۀ محجوب بودن در قرون اخیر از شرکت ‏در فعالیت های ورزشی محروم بوده اند و بنابراین ‏ضعیف و ناتوان ‏شده اند. حتی زنانی که به طور ‏خصوصی و در درون گروه ها و انجمن های ‏مذهبی خویش کشف حجاب میکردند، در ‏نوشته های ‏عمومی خود از این مسئله جانبداری ‏نمی کردند.‏

۲۲ . عینالسلطنه، همان ، ج ۱، صص ۷۰                              ۲۶۹ و ۲۷۰، برای مشاهده و ‏‏اطلاع از سایر تماشاهای ‏سیزده به در به ۹۱۷: جلد ۱ مراجعه کنید. برای مطالعۀ توصیف وی از ‏‏مراسم حنابندان در روز ۲۷ رمضان ۱۳۰۷ [۱۷ می ‏‏۱۸۹۰] به ۲۷۳: جلد ۱ مراجعه کنید. همچنین ‏‏نقل وی از مراجعۀ زنان به مسجد سپهسالار برای خرید از فروشندگان محلی ‏در جلد ۱ : ۲۷۴، ‏‏‏۵۷۷، ۷۰۷ ،۷۰۸ و ۹۰۵ آمده است.‏

۲۳ . برای مطالعۀ مطلب مربوط به صفر ۱۳۰۸ [سپتامبر و اکتبر ۱۸۹۰] به ‏I: ‎‏۲۹۹-‏‏۳۰۰ و برای ‏‏مطالعۀ مطالب مربوط به سال های بعد به ‏I: ‎‏۳۸۵، ۵۹۹ و ۹۰۸ مراجعه نمایید.‏

۲۴ . عینالسلطنه، ۵۱۲، به جلد ۱: ۷۱۱ و ۷۱۲ ، ۸۵۰، ۹۰۶ نیز مراجعه کنید. بسیاری از این ‏‏مضامین در منابع قرن ‏نوزدهم و اوایل قرن بیستم ذکر شده اند. مظفرالدین شاه برخلاف پدرش ‏‏نمیدانست با این گروه های زنان معترض چگونه ‏برخورد کند و دستور داد زنان معترض ‏دستگیر ‏و زندانی شوند. صدر اعظم او مجبور شد مداخله کرده و از طریق آزاد کردن ‏زنان و ‏معذرت خواهی ‏بابت دستگیری آنها از یک انفجار بزرگ جلوگیری نماید. در اوایل دهه ۱۹۲۰، ‏زنان به سردار سپه ‏‏نیز به همین صورت روی آورده و از سختی های روزمره به وی شکایت ‏می کردند. به توصیف ‏مجلس روضۀ سه روزه ‏در پایان ماه صفر در سپتامبر ۱۹۲۵ در ج ۹ : ‏‏۷۳۳۷ و ۷۳۳۸ مراجعه ‏کنید.‏

۲۵ . به جلد ۱ : ۷۲۱۵۲  –  ۳۵۳؛ ج۲ : ۱۱۳۵ مراجعه کنید.‏

۲۶ . به ج۱: ۵۲۲ و ۷۱۶ مراجعه کنید.‏

۲۷ . به جلد ۱، ص ۱۲۵۵، جلد ۲، ۶۹۸۸، جلد ۱ : ۹۰۸ – ۹۰۹؛ ج ۲ : ‏‏۱۰۷۰ مراجعه کنید. ‏دربارۀ ‏تغییر مد لباسهای مردان و موی سرشان مراجعه کنید به ج ۲ : ‏‏۱۸۷۳، ج۳ : ۱۹۳۱، ج۸ ‏‏: ۶۴۸۶ – ‏‏۶۴۸۷.‏

۲۸ . مراجعه کنید به عین السلطنه، روزنامه خاطرات ، ج۱: ۷۵۱ و ۷۵۲، تاریخ ۸ ژوئن ۱۸۹۵، ‏‏ج۱: ۷۹۴ (۱۷ ژوئیه ‏‏۱۸۹۵)، ج۱ : ۸۸۹ (۳ فوریه ۱۸۹۶) که در آن عین السلطنه از وضعیت ‏‏موجود ابراز نگرانی می کند «به زودی اوضاع ‏ایران وخیم خواهد شد، تمام زنان شروع به انجام ‏‏این کار خواهند کرد. البته تعدادی از آنها آغاز به این کار کرده اند.» و ‏همچنین جلد ۵، ص ‏‏۳۸۲۲، ‏جلد ۶، ۴۸۴۹.‏

۲۹ . عین السلطنه ، همان، جلد ۹، ص ۷۱۲۶؛ جلد ۸ ، ص ۶۴۹۵, جلد ۹، ص ۷۰۸۷ و ۷۱۵۶. ‏‏دکتر استپانیان، «مکتوب ‏سرگشوده»، ایران نو ۳، ۳۵ (۶ می ۱۹۱۱): ۴.‏

۳۰ . نگرانی های مربوط به نامناسب بودن چشم چرانی ها و اختلاط های مردان به تفصیل در ‏‏نشریات زنانه به چشم می                              ‏خورد. به عنوان مثال مراجعه کنید به دانش، ۲ ‏‏‏(۲۹ سپتامبر ۱۹۱۰): ۲؛ شکوفه ۲، ۸ (۱۷ مارس ۱۹۱۴): ۳ـ ۴؛ ۲؛ ۱۹ ‏‏(۲۷ سپتامبر ۱۹۱۴): ۳ ‏،؛ ۲، ۲۰ (۲۱ اکتبر ۱۹۱۴): ۴ ؛ ۲ ، ۲۱ (۹ نوامبر ۱۹۱۴): ۴ ؛ ۳ : ۲ ‏‏(۱۶ دسامبر ۱۹۱۴): ۲                              ‏‏‏۳؛ ۳، ۸ (۲۹ مارس ۱۹۱۵): ۲و ۳ و ۴، ۱۰ (۱۳ ‏می ۱۹۱۶): ۱ –   ‏‏۲.‏

۳۱ . عین السلطنه، همان، جلد ۸، ص ۶۵۰۷؛ ج ۹، ص ۷۰۸۷ و ۷۱۵۶، رجوع کنید به ناهید ۳، ‏‏‏۵۰ (پاییز ۱۹۲۴) : ۴‏

۳۲ . عین السلطنه، همان، ج ۸، ص ۶۵۲۹‏

۳۳ . به عنوان مثال رجوع کنید به، عین السلطنه، روزنامه خاطرات ، ج ۱ : ۷۳۹و ۷۴۰، تاریخ ‏‏‏۱۹ می ۱۸۹۵‏

۳۴ . به عنوان مثال رجوع کنید به، عین السلطنه، روزنامه خاطرات ، ج ۳ : ۲۰۰۹ ، تاریخ ۲۸ ‏‏مارس ۱۹۰۸.‏

۳۵ . عینالسلطنه، همان، ج ۷، ص ۵۶۹۳ و ۵۷۱۸‏

۳۶ . عین السلطنه، همان، ج ۸، ص ۲۱ – ۶۵۲۰ در حالی که مخالفان ‏قاجار تصویری از احمد ‏شاه ‏با یک زن اروپایی را منتشر کرده بودند تا بی کفایتی او را برای ادامۀ ‏سلطنت نشان دهند، ‏مخالفان سردار سپه نیز تصویری ‏از رضا خان را منتشر کردند که وی یکی از ‏الواح بهائیان را در ‏دست داشت. هر کدام از این موارد اسلامی نبودن طرف ‏مقابل را نشان می داد. ‏عین السطنه، ج ۹: ‏‏۷۰۶۶.‏

۳۷ . عین السلطنه، همان، ج ۹، ص ۷۲۹۶؛ ج ۱۰، ص ۷۷۰۱، همچنین رجوع کنید به ج ۹ : ‏‏‏۷۴۴۹ / ۲۱ مارس ۱۹۲۶ ‏که در آن عین السلطنه در بازدید از شیراز می نویسد که زنان آنجا ‏‏روبنده و چاقچور می پوشیدند و تعداد کمی از آنها از ‏پیچه استفاده می کردند، «برای ما که مدت ‏‏طویلی بود روبنده ندیده بودیم این منظره ارزش تماشا داشت؛ یاد گذشته ها افتاده ‏بودیم».‏

۳۸ . در این مقاله بیشتر به مطبوعات زنانه پرداخته شده است. در طرح گسترده تری که در دست ‏‏دارم عرصه های دیگر ‏نیز تحلیل و بررسی شده اند. مجموعه ای از نوشتههای روحانیون، ‏شامل ‏نوشته های مربوط به دهۀ ۱۹۲۰، به تازگی ‏چاپ شده است. مراجعه کنید به رسول جعفریان ‏، ‏رسائل حجابیه، (قم؛ انتشارات دلیل ما، ۲۰۰۱). برای مشاهدۀ تحلیلی از دو ‏نمونه از این متون ‏‏مراجعه کنید به محمد توکلی ـ طرقی، «زنی بود، زنی نبود: بازخوانی وجوب نقاب» ، در نیمۀ ‏دیگر ‏، ‏‏۱۴ (بهار ۱۹۹۱): ۷۷ -۱۱۰‏

۳۹ . برای مشاهدۀ متن گفتگوی خصمانه بین عین السلطنه و ابوالقاسم آزاد دربارۀ این نشریه رجوع ‏‏کنید به ج ۹ : ۷۰۸۰/ ۲ ‏ژوئن ۱۹۲۴. عین السلطنه با بیانی اهانت آمیز راجع به شهناز آزاد ‏‏صحبت کرده بود و دریافت مجوز نشر چنین نشریهای ‏را مایۀ بدنامی و ننگ می دانست.‏

۴۰ . «به دختران ایران»، ۱ ، ۶ (آگوست / سپتامبر ۱۹۲۸): ۱۶۷ . به دیوان بهار مراجعه کنید. ‏

۴۱ . رستم کلایی، «‏Expanding agendas for the ‘new’ Iranian Woman‏» . روایت ‏رستم ‏کلایی یکی از معدود ‏روایات زن محور این دوره است. اما او نیز بر این باور بود که ‏مداخلۀ زنان ‏در امور حکومتی و کشوری لزومی ندارد؛ هیچ ‏گزینۀ دیگری وجود نداشت. معلوم ‏نیست چرا زنان ‏تلاش در جهت دخالت در امور کشور نمی کردند. به نظر می رسد این ‏مسئله ‏ردپای دستاوردهای ‏سیاسی گذشته و تأثیر آن بر تاریخ نگاری دوره های قبلی باشد.‏

۴۲ . برای مشاهدۀ ارزیابی عین السلطنه از بحث های مطبوعات دربارۀ حجاب دراین دوره، ‏‏مراجعه کنید به: ‏X : ‎‏۷۷۰۴. ‏همچنین رجوع کنید به ج۱۰ : ۷۷۰۱- ۷۷۰۵ ‏که در این بخش نظرات ‏و گزارشات وی از جلسات ‏برگزار شده در کلوب ها و مهمانی های ‏خصوصی و فعالیت های مربوط ‏به کشف حجاب و اختلاط زنان و مردان مطرح ‏شده است. شفق ‏سرخ نیز در سال های ۱۹۲۹ و ‏‏۱۹۳۰ بحث هایی را به چاپ رساند. ‏

۴۳ . شهابی می نویسد: «به نظر نمی رسد این ایده که زنان می توانند چادر بپوشند و در عین ‏حال ‏فعال بوده و در یک ‏حوزۀ عمومی با مردان ارتباط داشته باشند، در دهه های ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰ ‏از ‏خاطر مردان و زنان زیادی گذشته باشد و به آن ‏عمل کرده باشند.» و باز هم : «به نظر نمی رسد ‏‏این ایده که می توان فعالیت های زنان را در عرصه های اجتماعی ‏گسترش داد و در عین حال در ‏‏مورد انتخاب لباس و پوشش به آنها آزادی داد از خاطر تجددگرایان گذشته باشد، اما اگر ‏بخواهیم ‏‏عادلانه سخن بگوییم، علما نیز به آن توجهی نکردند.» شهابی ، ‏The Banning of the Veil ‎and ‎its ‎Consequences‏ ، به نقل از صفحات ۱۹۳ و ۲۰۳.‏

۴۴ . برای مطالعۀ بحثهای منتقدانه در مورد قوانین ازدواج در عالم نسوان به مقالۀ رستم کلایی ‏‏به نام ‏Expanding ‎agendas for the ‘new’ Iranian Woman‏ مراجعه فرمایید.‏

۴۵ . حسین شجره، «نهضت نسوان شرق»، ایران ، ۳۹۴۴ (۴ نوامبر ۱۹۳۲): ۱.‏

۴۶ . کمیتۀ اجرایی حقیقی عبارت بود از نور حماره، رئیس؛ مستوره افشار، نایب رئیس؛ و خانم ها ‏‏جمیل و صدیقه دولت ‏آبادی نیز منشی های کمیته بودند. ایران ، ۳۹۶۳، (۲۷ نوامبر ۱۹۳۲): ۱.‏

۴۷ . نورالهدی منگنه، دیوان ، (تهران: ابنسینا، ۱۹۵۷)، صص ۱۵  – ۱۶‏

۴۸ . یک بار تعدادی از زنان به این مسئله اعتراض کردند و گفتند وی حق صحبت کردن در این ‏‏کنگره را ندارد؛ و اینکه ‏قرار بوده است در این کنگره فقط زنان سخن بگویند. اورنگ در این مقطع ‏‏اعلام نمود که وی نمایندۀ جمعیت زنان وطن خواه ‏است و مستوره افشار نیز سخنان وی را تایید ‏‏نمود. توجه داشته باشید که در این مقطع نه تنها زنان ایرانی میتوانستند ‏حضور و حق سخن گفتن ‏‏وی را زیر سوال ببرند، بلکه وی برای توجیه حضورش نیازمند استمداد از قدرت جمعیت زنان ‏‏‏وطن خواه بود چون اولاً هیئت های نمایندگی بینالمللی در جلسه حضور داشتند و ثانیاً اینکه ‏‏ارتباط دولت با سازمانهای ‏زنانه هنوز به شکل روشن و شفاف مشخص نشده بود.‏

۴۹ . هاجر تربیت و صدیقه دولت آبادی اولین و دومین رئیس کانون بانوان بودند.‏

۵۰ . رستم کلایی نیز در بحث های خود در عالم نسوان به نتیجه گیری مشابهی می رسد.‏

۵۱ . در مورد بسیاری از زنان فعال در دهههای ۱۹۵۰ تا ۱۹۷۰ ، می توان به نتیجه گیری ‏‏مشابهی رسید. رجوع کنید ‏به ، مانا کیا، ‏Negotiating Women’s Right: Activism and ‎‎Modernization in Pahlavi Iran‏, پایان نامۀ ‏MA‏ ‏منتشر نشده، دانشگاه نیویورک، ۲۰۰۱.‏

۵۲ . هاجر تربیت «سی خاطره قبل از17دی۱۳۱۴» تهران مصور، ۱۰ (ژانویه / فوریه ‏‏۱۹۵۷): ‏‏۱۲ و ‏‏۱۳ و ۳۵.‏

۵۳ . «سی خاطره قبل از ۱۷ دی ۱۳۱۴»، ص ۱۳ ، روایت دولت آبادی از تشکیل کانون بانوان ‏‏حاکی از آن است که ایدۀ ‏اولیه توسط اصغر حکمت، وزیر آموزش وقت، پس از بازگشت رضا شاه ‏‏از ترکیه مطرح شد. وی همچنین به خاطر ‏می آورد که پس از موافقت با درخواستش یک یونیفورم ‏‏برای مدارس دخترانه طراحی نمود که همه مدارس آن را به کار ‏گرفتند. او می گوید اعلام این ‏نکته ‏که این مسئله یک حکم دولتی است، مسئولیت معلمان و کادر مدرسه را در مقابل والدین ‏شاکی ‏و ‏ناراحت کمتر می نمود. به صفحه ۱۲ از همین مقاله مراجعه کنید. ‏

۵۴ . عبدالرضا صدیق پور، یادگار گذشته: مجموعۀ سخنرانی های اعلیحضرت فقید رضا شاه کبیر ‏‏‏(تهران: جاویدان، ‏‏۱۹۶۸)، ص ۱۳۷.‏

۵۵ . هما هودفر در مقالۀ ‏The Veil in Their Minds and our Heads: Veiling ‎Practices ‎and Muslim Women‏ ، ‏صص ۲۴۸ –   ۲۷۹ ، در کتاب ‏Lisa Lowe‏ و ‏David Lloyd‏ تحت ‏عنوان ‏Politics of Culture in ‎the Shadow of ‎Capital‏ (دانشگاه دوک، ۱۹۹۷)، به شکلی ‏دقیقی به طرح این مسئله می پردازد که تحمیل ‏بی حجابی، ‏برخلاف برداشت های مطرح، باعث ‏افزایش فرصت های تحصیل و اشتغال برای ‏زنان نگردید. برای بسیاری از زنان ‏شهری، عدم علاقه ‏و تمایل به کشف حجاب باعث محدودیت ‏تحصیل، فعالیت های اقتصادی، فرصتهای اجتماعی و ‏‏وابستگی بیشتر آنها به مردان گردید. ‏

۵۶ .ادبیات رسمی مربوط به کشف حجاب بارها بر این نکته تأکید دارند که نه تنها اقدامات صورت ‏‏گرفته در مورد روبنده و ‏چادر غیراسلامی بودند، بلکه لباس های مورد استفاده در این دوران نیز ‏‏همان لباس هایی هستند که زنان ایرانی از دوران ‏بسیار کهن استفاده می کرده اند. به عنوان مثال ‏‏مراجعه کنید به خشونت و فرهنگ ، انتشارات بخش تحقیقات و آموزش، ‏سازمان اسناد ملی ایران ، ‏‏‏(تهران، ۱۹۹۲)، ص ۳.‏

۵۷ . همچنین از اصطلاح لباس تمدن نیز استفاده می شد. رجوع کنید به جعفری و همکاران، ‏‏واقعیت کشف حجاب ، صص ‏‏۱۰۵ و ۱۴۸. ‏

۵۸ . نجم آبادی، «فمینیسم در جمهوری اسلامی»، ص ۷۶‏

۵۹ . در واقع این مسئله حایلی بود که باعث گردید امتناع و خودداری دولت از سکولار کردن قوانین ‏‏از نظرها پنهان بماند: ‏در واقع قانون مدنی ایران که در دهۀ ۱۹۳۰ پیش نویس آن تهیه شد، در مورد ‏‏موضوعاتی چون ازدواج، طلاق، حضانت ‏کودکان، ارث و مطالب دیگر همان قانون اسلامی بود که ‏‏بدون اشاره به متون اسلامی تغییر شکل یافته بود و به جای آن که ‏تحت نظارت رهبران مذهبی ‏‏محلی باشد، تحت نظارت مؤسسات دولتی بود. نظر رادیکالتر فمینیست های سکولار این بود ‏که ‏‏حکومت به حد کافی سکولار نشده است. اما در این چارچوب نسبت به تأثیر خود به مثابه یک پرده ‏‏و زمینهساز ساخت ‏مدرن سکولاریسم غافل مانده است.‏

۶۰ . البته باید به این نکته نیز توجه کنیم که نباید این حالت دو شاخگی و دوگانگی موجود را به ‏‏طور معکوس به وجود ‏آورد. یعنی نباید حال فمینیسم اسلامی را تنها منبع موثق در زمینۀ ‏فعالیت ‏های مربوط به حقوق زنان تلقی کرده و فمینیسم ‏سکولار را یک مسئله وارداتی قلمداد کنیم. ‏‏[این دو ‏روند در گذشته از یک منبع ریشه گرفته اند و در میانه راه از هم جدا ‏شده اند]. برای ‏بررسی بیشتر ‏رجوع کنید به، انوار مجید، «‏The Politics of Feminism in Islam» ‎،Signs: ‎Journal of ‎‎Women in Culture and Society ‎‏۲۳، ۲، (زمستان، ۱۹۹۸).‏

۶۱ . هنگامی که مشغول بررسی این موضوع بودم به طور تصادفی کتابی از ‏Janet Jakobsen‏ ‏به ‏نام ‏

Working Alliances and the Politics of Differnce: Diversity and Feminist ‎Ethics‏ ‏

(‏Bloomington‏ : انتشارات دانشگاه ایندیانا، ۱۹۹۸) به دستم رسید که به طرزی عمیق بر تفکر و ‏‏نوشتههایم تأثیر گذاشت.‏

(2)   افسانه نجم آبادی اقتدار و نمایندگی: بازبینی فعالیت‌های زنان در دورۀ حکومت رضا شاه – ‏گفتگو شماره ۴۴‏

‏ ‏

 

 

 

   یادداشت ها : – ناهید کشاورز- جلوه جواهری  سازماندهی، محورهای مبارزاتی، و گفتمان های جنبش زنان/ دوره پهلوي اول (1320-‏‏1305)‏

 

 منابع:

 

– آبراهامیان، یرواند، ایران بین دوانقلاب از مشروطه تا انقلاب اسلامی، ترجمه کاظم فیروزمند، حسن شمس آوری، محسن مدیرشانه چی، تهران: نشرمرکز، 1377. 

– احمدی خراسانی و اردلان، نوشین و پروین، سناتور، تهران: نشر توسعه، 1382. 

– ببران، صديقه، نشريات ويژه زنان، تهران: روشنگران و مطالعات زنان، 1381 

– بشیریه، حسین، موانع توسعه سیاسی در ایران، تهران: گام نو، 1380. 

– پایدار، پروین، زنان در فرایند سیاسی ایران در قرن بیستم، ترجمه شهرام زرندار، چاپ نشده، 1379. 

– ساناساریان، الیز، جنبش حقوق زنان در ایران، ترجمه نوشین احمدی خراسانی، تهران: نشر اختران، 1384. 

– فتحی، مریم ، کانون بانوان با رویکردی به ریشه های تاریخی حرکت های زنان در ایران، تهران: موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران، 1383. 

– فوران، جان، مقاومت شکننده (تاریخ تحولات اجتماعی ایران ار صفویه تا سال های پس از انقلاب اسلامی)، ترجمه احمد تدین، تهران: موسسه خدمات فرهنگی رسا، 1378. 

– کیان، آزاده، فمینیسم دولتی و جنبش مستقل زنان، زنان، 124، شهریور 1384.

 

قسمت اول: شیوه های عمل، مطالبات و گفتمان مسلط زنان در دوران انقلاب مشروطه (1300-1285)

 

پانوشت:

[1] براي کسب اطلاعات بيشتر درباره نهضت نسوان شرق مي توانيد به کتابي با همين عنوان که افسانه نجم آبادي تدوين و توسط نشر شيرازه منتشر شده است، مراجعه کنید.

 

[2] رضا شاه گرچه اصلاحات محدودی را در قوانین ازدواج و طلاق به عمل آورد اما این اصلاحات همچنان به مبانی شریعت در مورد زنان وفادار بود. بر طبق قانون مدنی مصوب سال 1931 تعدد زوجات هم چنان وجود داشت. ریاست خانواده از خصائص شوهر بود و مرد هر وقت که می خواست می توانست زنش را طلاق دهد. رضا شاه با اصلاحات سعی داشت سلطه روحانیون بر نظام حقوقی ایران را از بین ببرد و به همین دلیل اصلاحاتی در قوانین خانواده ایجاد کرد اما به برابری زنان اعتقادی نداشت و خود دارای دو همسر بود. به گفته افسانه نجم آبادی، رضا شاه، زنان را مدرن اما فروتن می خواست.

 

[3] فمینیست های دولتی کسانی هستند که سیاست های دولت در مورد زنان را در جامعه به پیش می برند. (كيان،‌شهريور 1384: 47)

 

(3 ) سازماندهی، محورهای مبارزاتی، و گفتمان های جنبش زنان/ دوره پهلوي اول (1320-1305)

 

ناهید کشاورز- جلوه جواهری-10 دی 1387 – سایت مدرسه فمینیستی 

http://www.feministschool.com/spip.php?article1907

اخبار مرتبط

دیدگاه خود را بنویسید

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید