back to top
خانهدیدگاه هاارثیۀ پدری/ چماقداری از شعبان جعفری تا چماقداران مجازی و واقعی رضاپهلوی،...

ارثیۀ پدری/ چماقداری از شعبان جعفری تا چماقداران مجازی و واقعی رضاپهلوی، نویسنده: آزاد جنوب

ناسزاگویی، ارعاب، ترور شخصیت و تهدید به ترور فیزیکی از سوی پهلوی چی های رضا پهلوی در کجا ریشه دارد؟ عدم تحمل پهلوی چی ها در برابر مخالفان و منتقدان، رفتار رضا شاه، محمد رضا شاه و آخوندها را در ذهن تداعی می کند.

چرا سلطنت طلبان به منتقدین و مخالفان و حتی کسانی که با آنها نیستند، بی محابا می تازند و آنها را برچسب باران می کنند؟ آنگونه که پیدا است، رضا پهلوی از تجربۀ روش های استبداد طلبان پیشین برای قضیۀ قدرت، بهره می جوید. روشی که سه دستگاه دیکتاتور ساز رضا شاهی، محمد رضا شاهی و آخوندی، بکار بستند و در بازسازی استبداد و شکست انقلاب ها و جنبش ها، به آنها یاری رساند تا بر مسقدرت نشستند.

رضا پهلوی همانند آن سه، در رسیدن به صندلی قدرت، به هر ریسمانی آویزان می شود، از ریسمان رودی جولیانی تا ادلسون که پیشنهاد بمباران ایران را می دهد، تا ریسمان جان مک کین که سرود به ایران حمله کنید را می خواند، تا ترامپ و تحریم، تا ریسمان سعودی ها که به قول اردشیر زاهدی برای دریافت پول، در خانۀ آنها را هم زد، تا به ریسمان دست راست ترین حکومت اسرائیل و نتانیاهو که نزد بسیاری از ملل دنیا به جنایات جنگی و بچه کشی، معروف و از دشمن ترین ملت ایران است، چنگ زد

در عین حال، همزمان با ریسمان دروغ و حرکت های زیگزاگی، از مصاحبه با سایت ها و روزنامه های مختلف، از جمله، فوکوس که من شاه ایرانم، تا حاشا کردن را بکار می گیرد. از اینرو، او روش پدر و پدر بزرگش که چماقدار پروری و ضعیف کشی بود را به شدت دنبال می کند.

این روش را در کنار گزینۀ مراجعه به اجنبی، از آنها به ارث برده است.

“پسر کو ندارد نشان از پدر” “تو بیگانه خوانش نخوانش پسر”

نکته قابل ذکر این است که روحانیان قدرتمدار برای شکست انقلاب، روش های آن دو شاه را در چماقداری و مخالف کشی، ضعیف آزاری و مراجعه به خارجی بکار گرفتند. علیه انقلاب ایران کودتا کردند و در برقراری استبداد موفق شدند.

منتهی رضا پهلوی، فاکتورهایی را نادیده گرفته است، از جمله: گذر زمان، موقعیت اجتماعی، سطح دانش ایرانیان، کنشگری، تجربە، خواسته های متراکم مردم، رسانه های بیکران حقیقی و مجازی– که کران تا کران ایران و کره زمین را زیر سیطرۀ خود در آورده اند. امروز، هر نکته ای از سوی هر کسی بیان می شود، هر عملی انجام می شود، به سرعت در سراسر دنیا پخش و مورد نقد و بررسی قرار می گیرد.

امروز ایرانیان در مواجهه با سه حکومت چماقدار، بعد از تجربه هستند، توجه دارند، چماقداری روش دیکتاتورهاست. چرا که صد سال چماقداران سه پادشاهی پهلوی و آخوندی بر آنان، حکم رانده اند.

متأسفانه، رضا پهلوی در تفکر ماقبل تحول فکری و اندیشگی در ایران، سیر می کند. بدین لحاظ به پیروی از استبداد طلبان پیشین عمل می کند.

استبداد طلبان سه حکومت شیخ و شاه و رضا شاه، برای تسلط کامل بر جامعه، ساختار ذهنی و عینی سرکوبگری را در جامعه رواج می دادند. با سرکوب مستمر و گستردۀ مردم و مخالفان و حتی نزدیکان حکومت، ترس به جان جامعه می افکندند، تا جایی که حکومت به دیکتاتوری فراگیر، سرباز می کرد.

رضاشاه، بنیانگذار چماقداری بعد از مشروطه، مستمر از آن بر علیه منتقدین و مردم، بهره می برد. او همزمان با همکاری شیخ و گروه های قدرت طلب داخلی و دولت اجنبی، با کودتا بر ملت پیروز شد. مشروطه را کنار گذاشت و به ساختار استبدادی قبل از مشروطه، باز گشت. او چماقداران خود را برای ضرب و شتم و تهدید و ارعاب و تسلیم مردم و مخالفان، روانۀ مراکز فرهنگی و قانون گذاری، نشریات و روزنامه ها و دفاتر انجمن ها و احزاب، و حتی وارد صحن اماکن مقدسه می کرد. او گاهی که طاقتش طاق و صبرش لبریز می شد، خود فرماندهی بازارِ دیگر آزاری و کتک کاری از بخت برگشتگان را بدست می گرفت.

نمونۀ آن، کتک زدن حسین صبا خان، مدیر روزنامه ستاره ایران که در روزنامه اش، نقدی ملایم نوشته بود. مدیر را احضار و در حضور دیگران، مورد ضرب شتم قرار داد، بطوری که چند تا از دندان هایش شکسته شدند. همچنین نمونۀ دیگر، همراه چماقداران در حمله به مجلس و سعی در خفه کردن سید حسن مدرس، از رهبران مشروطه طلب است که اگر دیگر نمایندگان به داد مدرس نمی رسیدند، او را به قتل رسانده بود. نمونه ای دیگر، در شهر قم، با پوتین وارد صحن حضرت معصومه شد و شیخ منتقدی را زیر کتک و شلاق گرفت.

یکی از چندین اهرم رضا شاه در برانداختن قاجار و بر تخت شاهی نشستن، چماقدارانش بودند. یک نمونه، حملۀ چماقداران به سر کردگی رضا خان سردار سپه به مجلس، در روز استیضاح رضا خان بود که به کتک کاری برخی از نمایندگان و به برهم زدن مجلس و به منتفی شدن استیضاء او، منجر گشت.

نمونۀ دیگر، ارعاب نمایندگان مجلس در روزهای قبل از برگزاری مجلس، برای خلع احمد شاه و جایگزینی رضاخان به شاهی بود. در آن روزها، ترس بر جان مجلسیان، مستولی گشته بود. اما قتل واعظ به جای بهار، وضعیت را برای مجلسیان، به شدت امنیتی تر و ترسناک تر کرد که در نهایت مجلس از ترس جان، تسلیم و زیر شلاق تهدید و ارعاب، به خلع احمد شاه و بر آمدن رضاشاه، رأی داد.

چماقداران، در دو پادشاهی پهلوی و پادشاهی شیخ های حاکم، از حافظان سلطنت بوده و هستند. “نیروهای خودسر” در سه رژیم، هر عملی را طبق خواست هستۀ سخت قدرت، انجام می دادند.

از امرهای مستمر و معمول، یکی این بود که چماقداران سردار سپه قبلی و رضا شاه بعدی، برای ارعاب و تسلیم شدن مخالفین به خواسته او، در زمان لازم روانه می گشتند، همانند ارعاب مجلس پنجم برای تسلیم مجلس به شاه شدن با همراهی داور و تیمورتاش که طراحی کرده بودند، اما اگر نمایندگان و یا شخصیت های مستقل، مرعوب و تسلیم او نمی شدند، نقشۀ قتل آنها طراحی می شد. نمونۀ آن، مدرس، نمایندۀ مجلس، و میرزاده عشقی و فرخی یزدی، شاعران نامدار ایران زمین و ملک شعرای بهار که جلادان جنایت، به جای بهار، به اشتباه واعظ را به قتل رساندند و سر بریدند. نمونه های دیگر فراوانند که از حوصلۀ این مقاله خارج است.

از این نظر، او بنیان گذار چماقداری و گروه های فشار در تاریخ معاصر است. در ادامه، فرزندش محمد رضا پهلوی، فرزند خلف پدر در چماقدار پروری، راه پدر را در چماقداری پیش گرفت و در چماقدار پروری، در زمان خود، سرآمد چماقداران دوران شد.

در زمان رضاشاه، چماقداری علیه مردم، خاص مردان بود، اما در زمان محمد رضا شاه، این نقیصه رفع شد و در کودتای ٢٨ مرداد ١٣٣٢، با همکاری آیت الله بهبهانی و کاشانی و دلارهای آمریکایی، زنان چماقدار همطراز شعبان بی مخ، در حمایت از شاه، به تخریب اموال مردم وارد میدان شده و در کودتا شرکت کردند.

محمد رضا شاه نیز به پیروی از رضا شاه، هر زمان لازم می دید، چاقوکش هایش به سرکردگی شعبان جعفری، رمضان یخی و حسن عرب. حبیب و حسین سیاه مجیدی، طیب و محمود مسگر و امیر موبور و …، در امر چاقوکشی و بقول خودشان گوش مالی، تخریب اموال و غارت اموال مردم، آماده و گوش به فرمان می شدند. آنها نقشی بی بدیل در ضرب و شتم و قتل و غارت مردم، ایفا می کردند.

نقش اوباش محمدرضا شاهی، قبل، هنگام و بعد از کودتای ٢٨ مرداد ١٣٣٢، بسیار خواندنی است. جریان کارد آجین کردن دکتر فاطمی و خواهرش نیز عبرت انگیز است. این ارثیه ای که بعد از انقلاب به متحدان تاریخی شاه، یعنی شیخ ها رسید. روشی که توسط دیکتاتور های قبلی بکار گرفته شده بود و بعنوان یکی از اهرم های بازگشت به استبداد، جواب داده بود.

چماقداری، توسط بهشتی، هاشمی رفسنجانی و شاگردان مظفر بقایی– طراح کودتای ٢٨ مرداد ١٣٣٢-، پیروان آیت الله بهبهانی و کاشانی– از دیگر همکاران شیخ و شاه-، بازسازی شد. این گروه در حزب جمهوری اسلامی که مردم آنرا حزب چماق بدستان می نامیدند، گرد آمدند.

حال که چماقداران شیخی و شاهی زیر لوای اسلام فقاهتی، در یک حزب برای سرکوب، ارعاب، تهدید و تسلیم مردم و شکست انقلاب گرد آمده بودند، استراتژی حزب چماقداران، کودتا علیه انقلاب با استفاده از تجربۀ دو حکومت شاهی و رضا شاهی بود. آنها برای این عمل ضد ملی، برنامه ریزی کردند. بعنوان نمونه، یکی از برنامه ها، طرح حسن آیت، شاگرد بقایی بود که توسط کودتاچیان در سال ۱۳۶۰ به اجرا درآمد. چماقداران حزب جمهوری اسلامی، همان کاری را می کردند، که چماقداران رضا شاه، و محمدرضا شاه، علیه مردم و در سود استبدادیان و قدرت خارجی، مرتکب شدند.

چماقداران حزب جمهوری اسلامی، از ضرب و شتم مخالفین در خیابان ها، آتش زدن کتابخانه ها، حمله و برهم زدن گردهم آیی ها، راه اندازی کارناوال اوباشی اعدام باید گردد ها، تا به قتل رساندن مخالفان را مرتکب می شدند.

چماقداران حزب الهی به سرکردگی امثال هادی غفاری، هفت تیر به دست، خیابان و شهر را نا امن، و به روی نمایندگان مخالف منتقد مجلس، و شخصیت های ملی و پایبند به اصول انقلاب، و مردمی که برای دفاع از آزادی و انقلابشان به خیابان ها آمده بودند اسلحه می کشیدند.

اساساً، چماقداری حزب جمهوری اسلامی و قداره بندی های خیابانی، بخشی از برنامۀ شکست انقلاب و پایان دادن به آزادی و بازگشت به ساختار استبدادی قبل از انقلاب بود.

این تشنگان قدرت، ویژگی های خاص خود را دارند از جمله:

از ویژگی های تشنگان قدرت، کلی گویی و ابهام گویی و دادن شعار و عدم پایبندی به حرف و سخن است. فعلی که از رضا شاه تا خمینی و از خمینی تا پهلوی چی های امروز، ساری و جاری است.

استبداد طلبان برای رسیدن به قدرت و یا حفظ آن، مستمر در خدعه و فریب، فعال بودند و هستند.

اگر خمینی بعد از سوار شدن بر قدرت گفت، خدعه کردم، امروز پهلوی چی های تشنۀ قدرت در آرزوی تصرف حکومت، با وارونه گویی تاریخ، دروغ بر دروغ می افزایند و فریب ها در کار می آورند.

فحاشان سلطتنی رضا پهلوی با تهدید وارعاب و تهمت و ترور شخصیت، گوی سبقت از گروه های فشار شعبان جفعری وار محمد رضا شاه، و جمهوری اسلامی، ربوده اند.

اما نکته اینجاست که با وجود رسانه های حقیقی و مجازی و آگاهی عمومی مردم ایران، قسم های حضرت عباس استبداد طلبان، در قرن ٢١ کارایی ندارد. دم خروسِ دروغگویان، به سرعت آشکار می شود.

از امرهای واقع است که “زور و زور پرستی”، شاه و شیخ و نعلین و کراوات، نمی شناسد، درب هر خانه ای که طالب زور باشد را می زند. روزگاری نامزد این عروس هزار داماد، رضا خان سردار سپه بود، و روز دیگر پسرش، و روز دیگر بهشتی و هاشمی رفسنجانی. امروز که پهلوی چی ها فیل شان یاد هندوستان کرده است، آیا نمی دانند، مردم بعد از تجربه های یکصد سالۀ ستمگری چماقداری هستند؟ اگر خود نمی دانند، که به کاهدان زده اند. مردم شعور دارند، می دانند که آزموده را آزمودن، خطاست.

یکی دیگر از ویژگی استبداد طلبان، نخبه گرایی افراطی است، بطوری که استبداد طلب، برای مردم، قوۀ تشخیص و رهبری، قائل نبود و نیست. آنها مردم را نا آگاه، فریب خورده و توده های عوام و بی فکر، می پندارند! استبداد طلب، اگر مردم را صاحب حق و استعداد و توانا به تشخیص حقوق خود می دانست، در مدتِ ١١٠سال، با همکاری اجنبی و با ضرب و شتم مردم توسط چماقداران، سه بار علیه مردم خود، کودتا نمی کرد. شیخ و شاه، در ١١٠ سال گذشته، متخصصان کودتا و تولید کنندۀ چماقدار، علیه مردم بوده اند.

از دیگر ویژگی های استبداد طلبان زورمدار، روش کردن دروغ است. آنها معمولاً دروغ را روش، و راستی را به کناری می نهند. بر راستگویان شتابان حمله می کنند تا صدایشان به گوش همگان نرسد. کسی که گوش های مردم را لایق شنیدن دروغ، اتهام و وارونه گویی برای تحریف تاریخ و فریب مردم می داند، آیا از بدترین آدم های روزگار نیست؟

بدین لحاظ، چماقداری، دروغ، سانسور، پنهانکاری و استبداد، لازم و ملزوم یکدیگرند و رابطۀ اکمال متقابل، دارند.

سکوت رضا پهلوی در برابر چماقداران مجازی، عملکرد جمهوری اسلامی، در سال های اول انقلاب را در اذهان، تداعی می کند.

چماقداری، فرآوردۀ سه رژیم استبدادی پهلوی اول و دوم و سلسله روحانیت است که با دروغ قدرت را تصرف کردند و استبدادهای ویرانگر را بنیان نهادند. در هر دوره ای، چماقداران حکومتی، با توجه به بافت جامعه، شکل و شمایل و خاصه های خود را داشتند.

چماقداران محمد رضاشاه، اکثراً گنده لات ها و چاله میدانی های ناخوشنام بودند که خیلی از آنها با آیت الله کاشانی، ارتباط مرید و مرادی و نزدیک داشتند. آنها، خود را شاه پرست می نامیدند.

چماقداران جمهوری اسلامی، کم سوادان بی دانش و به شدت تحت تأثیر روحانی محل بودند. آنها را حزب الهی و امت حزب الله می نامیدند.

بعد از انقلاب، منتقدین به این پدیدۀ عجیب، اعتراض می کردند که این گروه قلیل، هتاکانه به هر کسی حمله می کنند، مردم را مورد ضرب و شتم قرار می دهند، ترور شخصیت می کنند، و نقاد و مخالف را تهدید به قتل می کنند.

مردم می گفتند: انقلاب شد که رسم شعبان بی مخ ها جمع شود. اینها این کارها را به نام برخی روحانیان و حزب فقط حزب الله، رهبر فقط روح الله، انجام می دهند. توجیه گران ولایت مدار می گفتند، این چماقداران می خواهند روحانیت را خراب کنند!

به هاشمی رفسنجانی و بهشتی می گفتند، چرا جلوی چماقداران تان را نمی گیرید؟ هاشمی رفسنجانی سکوت می کرد و بهشتی حاشا. اما چماق زیر عباهایشان پیدا بود. بعد از کودتای خرداد ۱۳۶۰ که علیه انقلاب و مردم و آزادی های مردم به وقوع پیوست، گفتند: اینها (چماقداران) امت همیشه در صحنه و عاشقان ولایت هستند.

امروز هم به رضا پهلوی می گویند، چرا بدون لکنت و بطور شفاف این پدیدۀ شوم را محکوم نمی کنید؟ و یک بار به چماقداران تان نمی گویید، به مردم هتاکی نکنید؟ اما آقا زاده پهلوی، مثل همۀ دیکتاتور طلب ها، با سکوت چماقداران را همراهی می کند، و توجیه گران استبداد شاهی می گویند: می خواهند، رضا پهلوی را خراب کنند!! اگرچه بعد، در جریان مشهد او ذوق زده با رضایت از چماقدران، به آنها تبریک گفت.

حقیقت این است که ایشان به سبک محمد رضا شاه، بهشتی، هاشمی رفسنجانی و …، مهار چماقداران را رها کرده اند، تا پاچۀ مردم را بگیرند و منتقدین را با تهدید و ترور شخصیت، به سکوت، وادار کنند. بطوری که بطور مستمر، منتقدان و مخالفان را تهدید و ترور شخصیت، و حتی تهدید به ترور فیزیکی می کنند. چنین اعمالی، چه تفاوتی با استبداد طلبان و دیکتاتورهای حاکم دارد؟

از هتاکی تا چماقداری، و اگر موقعیت داشته باشند، تا حبس و شکنجه و اعدام، راهی نیست. سکوت در برابر چنین پدیده های خطرناکی، جفا به ایران، به مردم و نسل های آینده، و توقف در برابر استبداد خشونت بار است.

برای استبداد زدایی و برقراری مردم سالاری، با روش های استبدادی، جامعه از استبداد رها نمی شود، بلکه بدتر گرفتار آن می شود. اگر رها می شد، استبداد صد سال در جامعه جاری و مستبد حاکم نمی شد. جایگزین کردن یک زور با زور دیگر، عملی استبدادی و دیوانگی و از یک سوراخ، چند بار گزیده شدن است. از این رو استبداد با مستبدین استبداد طلب، زدوده نمی شود. فقط شکل عوض می شود و تخریب شدید تر ادامه پیدا می کند. با تخریب بزرگتری که رخ می دهد، فضای جامعه پر از مستبدین و دیدگاه های استبدادی می گردد.
مصداق این ضرب المثل است که می گوید:

آلوده را با آلوده پاک نمی کنند، همه جا پر از آلودگی می شود.

نکتۀ دیگری که رضا پهلوی و چماقدارانش متوجه نیستند، این است که جامعه از فرد و رهبر محوری، از فرد معیاری، عبور کرده است. فکر بازگشت به فرد محوران چماقدار، کاری عبث است. سده هاست، حکومت های زور محور از شاه و شیخ و سلطان و رهبر، حکومت می کنند. امروز فقط عقب ماندگان از تحول فکری، اجتماعی، و فرهنگی، فرد محورند و به فرد، اعتماد می کنند.

رهبر محوران، باز ماندگان از قافلۀ تحولات اجتماعی هستند. چرا که مردم ده ها بار، رهبر محوری،و اعتماد به فرد را تجربه کرده اند، و به تجربه شاهد اضمحلال وطن و فقیر و عقب مانده شدن ایرانیان بوده اند.

امروز، انسان حقوق خود و حقوق جامعه و طببعت را معیار قرار می دهد و بر این مبنا، عمل می کند. و فصل و عصر انسان وابسته و دلبسته به رهبر، گذشته است.

انسان حقوند، کسی است که خود و دیگران را دارای قوۀ عقلانی و تشخیص و شخصیت، می داند و به حقوق مردم احترام می گذارد و به آنها پایبند است و برای عمل به آنها، هر روز تمرین می کند.

انسان امروز در مبارزه با اشکال مختلف استبداد، به دنبال ایجاد ساختاری است که بیانگر حقوق همۀ مردم باشد. و ساختاری باز، با قانون اساسی شفاف، پر از حق و خالی از زور و ابهام را خواستار است. قانونی که حق انسان امروز در مبارزه با اشکال مختلف استبداد است. قانونی که حقوق پنجگانه، از جمله، حقوق انسانی، شهروندی، ملی و منطقه ای، و حقوق طبیعت را در بر بگیرد.

صاحبان و تصمیم گیرندگان این مملکت، چماقداران و مستبدان تشنۀ قدرت دخیل بند کاخ سفید، نیستند. صاحبان این مرز و بوم، مردم حقوند ایران اند که بجز حقوق پنجگانه، چیزی نمی خواهند. این مردم ایران هستند که می گویند چه می خواهند، چه نمی خواهند. بر این مبنا، در صلح و آزادی و دوستی با همه، راه خود را در پیش می گیرند و سخنگوی خود را
خود، پیدا می کنند.

اخبار مرتبط

دیدگاه خود را بنویسید

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید