خانهدیدگاه هاسیمور هرش: چه چیزی در ایران در پیش است؟

سیمور هرش: چه چیزی در ایران در پیش است؟

این پرسش به ترامپ و ارتش ایران گره خورده است

این روزها استاد محبوب من در سیاست خارجی، الیوت اِی. کوهن است؛ استاد بازنشستهٔ مدرسهٔ مطالعات پیشرفتهٔ بین‌المللی جانز هاپکینز در واشینگتن دی‌سی، که در دوره‌ای که باید زمان کهنسالی‌اش باشد، به‌عنوان منتقدی نوآورانه از رئیس‌جمهور دونالد ترامپ ظهور کرده است. او در مقاله‌ای تازه برای نشریهٔ «آتلانتیک» پیشنهاد می‌کند که لقب شایستهٔ ترامپ باید «رهبر عزیز» باشد؛ لقبی که کیم جونگ‌ایلِ کرهٔ شمالی از آن برخوردار بود و همانند ترامپ، بدون هیچ انتقادی از سوی اعضای دولتش حکومت می‌کرد.

به من گفته شده است که «رهبر عزیز» آمریکا مأموریتی به‌غایت حساس به او سپرده شده است: رسیدگی به افزایش تنش‌ها در داخل ایران، در حالی که این کشور با پیامدهای سرکوب خشن قیام اخیر از سوی آیت‌الله خامنه‌ای دست‌وپنجه نرم می‌کند؛ سرکوبی که به اعتراف خود او به «چندین هزار» کشته انجامید. آمار رسمی کشته‌شدگان تا این لحظه ۳٬۱۱۷ نفر اعلام شده، اما این رقم به‌شدت کمتر از واقع تلقی می‌شود و برخی برآوردها آن را تا ۱۶٬۵۰۰ نفر نیز می‌رسانند. به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی—نیرویی نزدیک به ۲۰۰ هزار نفر—اختیار تیراندازی برای کشتنِ معترضان داده شد و آنان نیز با انتقام‌جویی چنین کردند.

سرنگونی رهبری دینی ایران مدت‌هاست هدف اسرائیل و بسیاری در آمریکا و اروپا، و نیز شمار بی‌شماری از ایرانیان بوده است؛ اما تحقق آن تا زمانی ممکن نخواهد بود که ارتش ایران—با ۷۶۰ هزار نیروی فعال و ذخیره، جدا از سپاه پاسداران—موافقت نکند یا قانع نشود که در این اقدام مشارکت کند. برنامه‌ریزی برای چنین احتمالی بار دیگر به‌طور فعال در جریان است.

چند هفته پیش به من گفته شد که دیوید بارنیا، رئیس در آستانهٔ بازنشستگی موساد—واحد عملیات خارجی و ضدتروریسم مرگبار اسرائیل—ماه گذشته سفری کم‌سر‌وصدا به واشینگتن داشته است. او به‌همراه چند فرماندهٔ نظامی آمده بود تا دربارهٔ چگونگی پیشبرد کار، در صورت اتخاذ تصمیم برای تلاش تهاجمی جهت سرنگونی رژیم دینی ایران، گفت‌وگو کند.

چنین عملیاتی، اگر مجوز داده می‌شد، تا ماه‌ها بعد انجام نمی‌گرفت؛ زمانی که احتمال هوای مناسب بسیار بیشتر بود و فرصت کافی برای آموزش و آماده‌سازی اطلاعات لازم و عملیات کماندویی—در صورت نیاز—وجود داشت. ماه ژوئن به‌عنوان زمان احتمالی هدف در نظر گرفته می‌شد. از همه مهم‌تر، این اقدام مستلزم پرورش و جلبِ دقیقِ ارتش منظم ایران نیز بود؛ چرا که نیروهای آن ناگزیر نقش عمده‌ای ایفا می‌کردند، به‌ویژه اگر—چنان‌که محتمل است—برخی بخش‌های سپاه پاسداران در زمان بروز مقاومت آشکار همچنان به رژیم دینی وفادار می‌ماندند.

به من گفته شد که یک ضرورت فوری وجود داشت: اطمینان‌بخشی به رهبری مرددِ ارتش ایران که اگر در برابر آیت‌الله بایستد، آمریکا متعهد به حمایت از آن است.

پیام‌رسانیِ دقیق لازم بود و ترامپ، طبق عادت خود، آخر هفته با لحنی تهاجمی این نقش را بر عهده گرفت. تیتر روز شنبهٔ نیویورک تایمز چنین بود: «ترامپ بار دیگر ایران را با تهدید جنگ تحت فشار قرار می‌دهد، با شواهدی نامشخص.» یک روز بعد در سی‌ان‌ان: «ترامپ: اگر با ایران به توافقی نرسیم، جهان ‘خواهد فهمید’ که آیا حملهٔ آمریکا جنگ منطقه‌ای به راه می‌اندازد یا نه.» پاسخ اجتناب‌ناپذیر تهران نیز در گزارشی از بی‌بی‌سی در روز یکشنبه آمد: «رهبر عالی ایران هشدار داد در صورت حملهٔ آمریکا، جنگی منطقه‌ای رخ خواهد داد.»

تهدیدهای علنی رئیس‌جمهور از سوی برخی کارشناسان آمریکایی که دهه‌ها با دولت اسرائیل در مسائل حساس کار کرده و به آن مشاوره داده‌اند، مورد استقبال قرار گرفت. یکی از آنان به من گفت: «اپوزیسیون باید نیروی نظامی—و نه فقط ارتش—را برای قدرت و تعهد در کنار خود داشته باشد تا از سقوط ایران به جنگ داخلی میان بسیاری از جناح‌های تاریخیِ به‌جامانده از دوران‌های کهنِ فارسی جلوگیری شود. آمریکا در هر مرحله انقلاب‌ها را تشویق کرده و وعدهٔ حمایت داده، اما سپس آن‌ها را به مرگ و شکستِ اجتناب‌ناپذیرشان واگذار کرده است. این بار به دولت هشدار داده شد که باید از روز نخست عزم خود را ثابت کند و تا پایان پای آن بایستد. اظهارات ترامپ شاید برای شما نانِ بیات به نظر برسد، اما برای شهروندان ایرانی مَنّا است.»

سپس این کارشناس به مسئلهٔ حیاتی پرداخت: نقش خامنه‌ای، که مسئول رها کردن سپاه پاسداران و صدور مجوز واکنش بی‌رحمانه به معترضان—که عمدتاً جوان بودند—است. او به من گفت: «خامنه‌ای و وفادارانش تنها کنترل سستی دارند، اما به‌هرحال کنترل دارند؛ و همین یعنی اپوزیسیونی که در سراسر جمعیت وجود دارد، به‌دلیل ترس و نبود سازمان‌دهی مهار شده است.» اکنون، به گفتهٔ او، در پی کشتار اخیر: «نارضایتی و عزم برای کنار زدن خامنه‌ای در همهٔ سطوح و بخش‌ها وجود دارد.»

به گفتهٔ این کارشناس، توافق گسترده‌ای وجود دارد که بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر جنجالی اسرائیل، بخشی از هیچ برنامهٔ آتیِ واشینگتن برای کمک به شهروندان ایرانی در برکناری آیت‌الله نخواهد بود. او گفت اگر اسرائیلی‌ها «در جهان مسلمان به‌عنوان همدستِ سرنگونی دیده شوند»، این کار «به‌شدت خراب می‌شود».

این مقام توضیح نداد که با توجه به این‌که یکی از واکنش‌های دولت ترامپ به بحران اخیر ایران، میزبانی از رئیس موساد برای دیداری در کاخ سفید بود، چگونه می‌توان از چنین برداشت‌هایی جلوگیری کرد.

سیمور هرش
ساب‌استک

اخبار مرتبط

دیدگاه خود را بنویسید

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید