خانهتحلیل و وضعیت سنجیژاله وفا : وضعیت سنجی ۴۶۸ :اقتصاد ایران میان جنگ و صلح

ژاله وفا : وضعیت سنجی ۴۶۸ :اقتصاد ایران میان جنگ و صلح

 

اثرات و ابعاد از بین رفتن زیر ساختها بر معیشت مردم  و نقش عاملیت مردم

متن سخنرانی ژاله وفا در جلسه زوم مجامع اسلامی ایرانیان در تاریخ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۵ برابر با ۱۷ ماه مه ۲۰۲۶

بعد از تجاوز اول امریکا و اسرائیل به وطنمان ایران که در تاریخ ۲۳خرداد ۱۴۰۴ رخ داد و به جنگ ۱۲ روزه معروف شد و خسارات بسیار جانی (

۱۱۹۰ نفر کشته و ۴۴۷۵ نفر مجروح )و مالی ببارآورد تجاوز نظامی  دوم که در تاریخ ۲۸ اسفند ۱۴۰۵ باز توسط ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران آغاز شد، به‌سرعت به درگیری‌ای منطقه‌ای با پیامدهای فاجعه‌بار برای مردم ایران، منطقه و جهان تبدیل شد.

حمله به زیرساخت‌های ایران ــ پیچیده‌شده در زرورق دروغینِ «ارسال کمک به مردم ایران» ــ به نقض قوانین بین‌المللی بشردوستانه و فروپاشی قابل پیش‌بینی سیستم‌های حیاتی غیرنظامی  مردمی انجامید؛ که پیش از آن نیز زیر فشار تحریم‌ها و سرکوب استبداد داخلی آسیب ‌دیده بودند.

حال که از آمار و ابعاد تخریب زیرساخت‌ها در ایران سخن می‌گویم، برخی ممکن است استدلال کنند آغازگر جنگ آمریکا و اسرائیل بوده‌اند و جمهوری اسلامی تقصیری نداشته است. اما از دید اینجانب اتفاقا آغازکنندگان جنگ باید بابت مرگ‌های مستقیم و غیرمستقیم ناشی از نابودی سیستم‌های ضروریِ بقای ملتها  پاسخگو هم به ملت ایران و هم به مردم جهان باشند. خطابم همچنین به کسانی است که به نام «کمک به مردم ایران» از این حمله و تجاوز وطن حمایت کردند؛ که شما با ناتوان فرض کردن مردم، به استقبال ویرانی ایران رفتید وایرانی ویرانه را هم برای این مردم و هم نسلهای آینده خواستید.

از سوی دیگر، باید وضعیت واقعی مردم ایران را دید؛ مردمی که فشار و رنج را با گوشت و پوست خود لمس می‌کنند. و به آن بخش از طرفداران حکومت که تنها دل‌خوش به برخی پیروزی‌های نظامی‌اند و در تحلیل‌هایشان جایی برای درد مردم نیست، باید یادآور شد که هم‌وطنان ما هر روز قربانی این تخریب‌ها هستند و حقوق و رنج آنان باید در اولویت هر تحلیل و تصمیم و محاسبه‌ای قرار گیرد.

 ابعاد خسارت به زیرساخت‌های ایران که  حدود ۳۰۰ میلیارد دلار برآورد شده است به شرح زیر است.

🔹 ۲۲۹مرکز درمانی و امدادی که بطور سیستماتیک تخریب شده اند
🔹 ۱۳بیمارستان کاملاً از کار افتاده و ۷ بیمارستان تخلیه شده‌اند.
🔹 دست‌کم ۸ نفر از کادر درمان کشته شده‌اند. .

🔹 ۳۰کارخانهٔ داروسازی و شرکت های تجهیزات پزشکی تخریب شده‌اند و مؤسسهٔ علمی پاستور ایران هدف حمله قرار گرفت و تحریب شد.

🔹 حمله به سیستم سلامت بطور سیستماتیک ، نقض آشکار اصول حقوق بین‌الملل و کنوانسیون ژنو بوده است.

🔹 بیش از ۲۶٬۹۲۶ واحد مسکونی و در مجموع بیش از ۸۷ هزار ساختمان ــ از مراکز تجاری تا مجموعه‌های ورزشی و اداری ــ تخریب شده‌اند.
🔹 همچنین ۱۳۴ موزه، بنا و محوطهٔ تاریخی در ۱۸ استان کشور آسیب دیده‌اند.

🔹 بیش از ۳۰ دانشگاه و مرکز آموزشی و حدود ۱۲۰۰ مدرسه آسیب دیده‌اند؛

🔹 تعداد ۶۰دانشجو و ۵ استاد کشته شده‌اند.

🔹 بیش از ۲ هزار واحد صنعتی و تولیدی آسیب دیده و حدود ۴۸۰ واحد کاملاً نابود شده‌اند. بخش عمدهٔ خسارات متوجه صنایع پالایشگاهی، پتروشیمی و فولاد بوده است؛ از جمله پالایشگاه‌های تهران، اصفهان و بندرعباس و شرکت‌هایی چون فولاد مبارکه، فولاد خوزستان و فولاد هرمزگان.و بالتبع خودروسازی ها نیز از تولید افتاد اند.و کارگران و کارکنان آنها بیکار شده اند.و هخمچنین کارگاه های قطعات سازی برای خورو از کار افتاده اند.

🔹 بیش از ۲۰ هزار واحد تولیدی و صنعتی خسارت دیده‌اند.

🔹 ده‌ها هزار شغل مستقیم و صدها هزار شغل غیرمستقیم  از بین رفته است؛ به‌ویژه با قطعی طولانی اینترنت و اختلال در اقتصاد دیجیتال رخ داده با قطع انترنتی از طرف نظام حاکم.

🔹 فقط در مجتمع‌های فولادی، حدود ۲۰ هزار شغل مستقیم و بیش از ۵۰ هزار شغل غیرمستقیم تحت تأثیر قرار گرفته‌اند.

🔹 طبق آمار رسمی، جنگ بیش از یک میلیون فرصت شغلی را از بین برده و موجب بیکاری دو میلیون نفر شده است.

🔹 علاوه بر تخریب زیرساخت‌ها، خدمات حیاتی مانند حمل‌ونقل، درمان، برق و توزیع سوخت نیز دچار اختلال شدید شده‌اند. محدودیت صادرات انرژی و اختلال در تجارت، چشم‌انداز رشد و ثبات اقتصادی را تضعیف کرده و حتی بازار جهانی انرژی را در معرض رکود تورمی قرار داده است.

این حجم ازتخر یبهای جنگی  اگر در اقتصادی سالم رخ میداد خود فاجعه بود  اما فراموش نکنیم که قبل زا جنگ هم ایرانیان با اقتصادی رانتخوار و سوداگر و سراپا فاسد و با شاخصهای بسیار پایین روبرو بودند که حاصل بیکفایتی مسئولین نظام و سیاستگذاریهای  نا کار آمدو ضزبه زننده به اقتصاد ایران توسط نظام حاکم  بوده . بودجه های دولتهای این نظام هیچگاه برداشت از تولید ملی نبوده بلکه حاصل حراج سرمایه ها و ثروتهای ملی بوده است.اکنون این تحریب زیر ساختها همانند تحریمها مزید بر علت شده اند. من باب مثال

🔹 تورم لجام گسخته ورسمی سالانه  که به ۶۵.۸ درصد رسیده است؛ کاهش ارزش پول ملی و عقب‌ماندن دستمزدها از هزینه‌های زندگی،  تنها در زمان جنگ نیست که توان معیشتی جامعه را به‌شدت تضعیف کرده است.

🔹 واما پیامدهای انسانی جنگ فراتر از تخریب فیزیکی است.دست‌کم ۳۶۳۶ نفردر این تجاوز  کشته شده‌اندحدود ۱۷۰۰ نفر آنان غیرنظامی بوده‌اند و ۲۶۵۰۰ نفر نیز مجروح شده‌اند.

بگذریم از فشارهای روانی و آسبهای روحی که بر ساکنان شهرها  وارد امده .از شب‌های مملو از انفجار، صدای هواپیماها و موج‌های انفجاری گرفته تا  فشار روانی ناشی از بمباران‌های طولانی‌مدت، به‌ویژه برای کودکان، سالمندان و بیماران، که بسیار سنگین بوده است.


اما وقتی بیمارستان‌ها، مدارس، دانشگاه‌ها، مراکز فرهنگی و جان انسان‌ها نابود می‌شوند، مسئله فقط خسارت مالی نیست که با غرامت جبران شود.

ویرانی زیرساخت‌ها یعنی نابودی سال‌ها تجربه، فرهنگ و ساخته های دست و اندیشه و حافظهٔ جمعی یک ملت.
کشته شدن انسان‌ها فقط از بین رفتن چند عدد نیست؛ هر انسان دنیایی از پیوند عاطفی و نسبی و آرزو، دانش و  نیروی محرکه اکنون وآینده است که دیگر به جامعه بازنمی‌گردد.

اماکن تاریخی  که نابود می شوند هویت یک ملت‌اند.
مدارس و دانشگاه‌ها که محل تربیت نسل‌های آینده‌اند.
وقتی اسیب میبینند رشد علمی جامعه متوقف می شود .

بیمارستان‌ها نماد امنیت و امید مردم برای ادامهٔ زندگی‌اند. دارو سازی خبر میداد که با همکارانش شاهد تحول خطرناکی شده است و آن اینکه ازفرط فقر و کمیود استطاعت مالی بسیاری از مشتریان دیگر توان مراجعه به پزشک را ندارند ( بمن باب مثال یمه تامین اجتماعی خود دچار ورشکستگی است و پول درمان را نمیپردازد )و بدین خاطر مردم به خود درمانی روی آورده اند و گاهی از من دارو ساز میخواهند که من بیماری آنها را تشخیص  دهم وبرای آنها دارویی تجویز کنم ! هر چند ان بیماری حتما نیاز فوری به رجوع به پزشک و یا بیمارستان برای درمان دارد.

نابودی این مراکز در حقیقت نابودی سرمایه‌های آینده و نیروهای محرکهٔ رشد یک کشور است.
به همین دلیل، خسارت واقعی جنگ را نمی‌توان فقط با پول و غرامت سنجید؛ زیرا بخشی از آن زخمی است که سال‌ها بر روح، هویت و آیندهٔ یک جامعه باقی می‌ماند.

از عمد تلفات انسانی این تجاوز را در پایان ذکر کرذم، زیرا به مسئلهٔ عاملیت مردم  یعنی بخش دوم صحبت امشب من مربوط است.

جایگاه و عاملیت مردم در حیات ملی

همگی مستحضرید که حیات جامعه زمانی پایدار، زنده و پویا می‌ماند که مردم خود را صاحب حق، صاحب رأی و صاحب مسئولیت بدانند و در تعیین سرنوشت خویش نقشی مستقیم ایفا کنند. حیات ملی نیز زمانی تداوم می‌یابد که همه اعضای جامعه، بدون تبعیض، از حق برابر برای مشارکت در تصمیم‌سازی، تصمیم‌گیری و تعیین مسیر زندگی فردی و جمعی برخوردار باشند.این  در علوم اجتماعی به عاملیت مردم یعنی ظرفیت مردم برای  کنش اجتماعی و سیاسی مستقل  و انتخابهای آزاد مردم تعبیر شده است. 

این عاملیت و حقوق انسانی بر دو اصل استقلال و آزادی استوار است:
استقلال یعنی حق تصمیم‌گیری، و آزادی یعنی حق انتخاب نوع تصمیم.

هرگاه اراده و عاملیت مردم نادیده گرفته شود و قدرت جای حقوق را بگیرد، جامعه به‌تدریج دچار ضعف، گسست و فرسودگی خواهد شد. جنگ همواره زمینه مناسبی است تا با طولانی کردن آن  آرمانها و و ساختارهای مدنی جامعه در سایه آن به هبچ انگاشته شوندو معیشت مردم در مرکز توجه قرار گیرد و بتدریح عاملیت مردم حذف شود.

تاریخ ایران سرشار از جنبش‌هایی است که از متن جامعه و بر اساسا عاملیت مردم برخاسته‌اند؛ از سربداران و مقاومت بابک خرمدین گرفته تا نهضت مشروطه و جنبش ملی شدن نفت. این تجربه‌ها نشان می‌دهد که بقای ایران در بزنگاه‌های تاریخی، بیش از آنکه وامدار قدرت حکومت‌ها باشد، حاصل کنش و اراده مردمی بوده که نخواسته‌اند این سرزمین دچار فروپاشی یا سلطه بیگانه شود. از این رو، هر نوع دخالت خارجی که اراده و عمل جمعی مردم را نادیده بگیرد و جای آن را بگیرد، در تعارض با عاملیت و استقلال جامعه قرار می‌گیرد.

بر این اساس، تجاوز آمریکا و اسرائیل به ایران  نه صرفاً یک حمله و تجاوز نظامی، بلکه ضربه‌ای  و کودتایی به جنبش‌های مدنی و تلاش مردم ایران برای بدست گرفتن حاکمیت ملی خود و رهایی از استبداد داخلی بود. زیرا این نگاه ــ چه از سوی قدرت‌های خارجی و چه از سوی کسانی که خواهان حمله خارجی بودند ــ بر این پیش‌فرض استوار است که مردم ایران خود توان تغییر سرنوشت خویش را ندارند.

بگذریم که قدرتهای خارجی که چشم طمع به خاک یک کشور میدوزند و یا منافعی برای خود در آن سرزمین قائلند مایل نیستند که مردم ان کشور با تکیه بر استقلال و آزادی خود اداره امور کشور خود را بدست گیرند.

در چنین رویکردی، اصل استقلال، یعنی حق مردم برای تصمیم‌گیری درباره سرنوشت خود، و اصل آزادی، یعنی حق انتخاب نوع نظام و شیوه زندگی سیاسی و اجتماعی ، نقض می‌شود. کسانی که مداخله خارجی را راه‌حل می‌دانند، آگاهانه یا ناآگاهانه، نقش مردم را به حاشیه می‌رانند و قدرت‌های خارجی را جانشین اراده عمومی می‌کنند.

قدرت‌های متجاوز نیز با معرفی خود به‌ عنوان ناجی یا تعیین‌کننده آینده ایران، همین منطق قیم‌مآبانه را بازتولید می‌کنند. در این چارچوب، خواست یک جریان سیاسی خاص به‌عنوان خواست ملت ایران معرفی می‌شود و به کل مردم ایارن تعمیم داد ه می شود .بدین‌ترتیب عاملیت مردم و حقوق آنان نادیده گرفته می‌شود.

از سوی دیگر، تخریب زیرساخت‌های کشور نیز بیش از هر چیز زندگی و توان جامعه را تضعیف می‌کند. از این‌رو، به‌رسمیت شناختن عاملیت مردم مانع آن می‌شود که جامعه به ابزاری در دست قدرت‌طلبان ــ چه خارجی و چه داخلی ــ تبدیل گردد و در عین حال، مردم را به‌عنوان نیروهای اصلی تحول و پیشرفت جامعه به یکدیگر پیوند می‌دهد.

امروز شاهدیم که بار اصلی خسارت‌های جنگ، تخریب زیرساخت‌ها و پیامدهای اقتصادی، روانی و اجتماعی آن بر دوش مردم قرار گرفته است. مردم ایران از یک‌سو با تهدید خارجی و بیم تجزیه کشور  توسط اسرائیل روبه‌رو هستند و از سوی دیگر با نظامی استبدادی مواجه‌اند که ماشین سرکوب و اعدام آن حتی در شرایط جنگ نیز متوقف نشده است .و هم‌زمان،  شاهد تحولاتی در ساختار قدرت داخلی و  تقویت نقش نهادهای امنیتی و نظامی در تصمیم‌گیری‌های کلان، به‌ویژه در شورای عالی امنیت ملی و سپاه پاسداران هستیم و جدیدا غلامرضا داوری زمزمه تشکیل دولت اقتدار سپاه را داده است که، نشانه‌ای از حرکت به ‌سوی تمرکز بیشتر قدرت در ساختاری امنیتی / نظامی است.و این زنگ خطری است که  هر نوع جنگی هیچگاه نعمت که نیست  بلکه فاجعه ای است برای مردم.

در روند مذاکرات آتش‌ بس و هرگونه صلح احتمالی نیز مردم هیچ عاملیتی ندارند؛ نه خواست آنان پرسیده می‌شود و نه نگاهشان به صلحی مبتنی بر حقوق ملی جایگاهی در تصمیم‌گیری‌ها دارد. همچنین این نگرانی وجود دارد که حاکمیت، جنگ را بهانه‌ای برای تثبیت هرچه بیشتر اقتدار نظامی و امنیتی سازد.

عاملیت مردم زمانی معنا پیدا می‌کند که مردم خود را صاحب حق، صاحب سرزمین و صاحب تصمیم بدانند و این حق را در عمل به‌کار گیرند. جامعه‌ای که در مسائل سرنوشت‌ساز سکوت کند یا حق مشارکت خویش را واگذارد، دیر یا زود میدان را به قدرت‌هایی می‌سپارد که منافع خود را جایگزین حقوق ملی می‌کنند.

از این‌رو، اولویت کار هر روشنفکر واقعی  ازادیخواه و مستقل باید بازتاب دادن وضعیت مردم و بیرون آوردن وضعیت  آنان از حاشیه فراموشی باشد؛

 هم‌زمان باید به نهادینه شدن عاملیت مردم یاری رساند،و بداند عاملبت مردم را نیز نمیتوان اتمیزه کرد بنا براین کوشش برای برپایی مردم سالاری شورایی یعنی نهادینه شدن ساختارهایی که در آنها شور و گفتگو و تصمیم سازی واقعی توسط آحاد ملت شکل می گیرد ، وتحقق  آن در فردای ایران وظیفه اصلی آنان است.

سازمانهای سیاسی دموکرات  ومستقل  وملی و روشنفکرن جامعه بایستی به جد نسبت به نادیده گرفتن این عاملیت ــ چه از سوی نظام حاکم و چه از سوی قدرت‌های خارجی و چه بخشهایی از اپوزیسیون وابسته ــ هشدار بموقع دهند، و از اکنون با تقویت نهادها و جنبشهای مدنی این عامیلت را تقویت کرده و  زمینه سازی کنند تا فرهنگ صاحب‌ حق بودن و صاحب ‌سرنوشت بودن مردم در جامعه نهادینه شود.

 

ژاله وفا از مجامع اسلامی ایرانیان

jalehwafa@yahoo.de

آدرس سایت شخصی ژاله وفا

https://www.jaleh-wafa.com

 

اخبار مرتبط

1 دیدگاه

  1. خانم وفا متن سخنرانی سما را خواندم هم سپاسگزارم که تخریب زیر ساختها را فهرست کردید برای ما مردم و هم از مواضع درست و هوشیارانه شما سپاسگزارم

دیدگاه خود را بنویسید

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید