چین ایران را تنها نمیگذارد، اما وارد جنگ با آمریکا هم نمیشود
داود غرایاق زندی، استاد علوم سیاسی دانشگاه شهید بهشتی، معتقد است اختلاف تهران و پکن بر سر «نظم جهانی» و بهویژه تنگه هرمز میتواند به یکی از جدیترین آزمونهای روابط دو کشور تبدیل شود؛ چین نمیخواهد ایران در برابر فشار آمریکا فروبپاشد، اما حاضر نیست منافع اقتصادی و امنیت انرژی خود را قربانی رویارویی مستقیم با واشنگتن کند.
تهران و پکن؛ دو شریک با دو برداشت متفاوت از جهان
روابط ایران و چین در سالهای اخیر به یکی از مهمترین محورهای سیاست خارجی تهران تبدیل شده است. هر دو کشور با یکجانبهگرایی آمریکا مخالفاند و از افزایش نقش کشورهای غیرغربی در ساختار قدرت جهانی حمایت میکنند؛ اما این اشتراک به معنای همسان بودن راهبردهای دو طرف نیست.
به گفته داود غرایاق زندی، چین برخلاف بخشی از جریان سیاسی در ایران، معتقد نیست که آمریکا در آستانه فروپاشی قرار دارد یا نظم موجود جهان بهزودی به یک نظم کاملاً جدید و دوقطبی تبدیل خواهد شد.
از نگاه پکن، چین با وجود قدرت اقتصادی فزاینده خود هنوز ظرفیت آن را ندارد که دقیقاً جای شوروی سابق را در برابر آمریکا بگیرد.
چین میخواهد نظم جهانی را تغییر دهد، نه اینکه آن را یکشبه نابود کند
چین طی چند دهه گذشته از درون ساختار اقتصاد جهانی موجود رشد کرده است. به همین دلیل، پکن برخلاف رویکردهای انقلابیتر، ترجیح میدهد جایگاه خود را در همین ساختار ارتقا دهد.
سازمانهایی مانند بریکس و سازمان همکاری شانگهای نیز در همین چارچوب قابل تحلیل هستند: چین تلاش میکند از طریق چندجانبهگرایی و ایجاد نهادهای بینالمللی، سلطه یکجانبه آمریکا را محدود کند؛ بدون آنکه الزاماً به دنبال فروپاشی کامل نظم اقتصادی و سیاسی موجود باشد.
غرایاق زندی معتقد است همین تفاوت نگاه، یکی از نقاط اساسی فاصله میان تهران و پکن است.
ایران و چین؛ دو تعریف متفاوت از «مقابله با آمریکا»
از دید این استاد علوم سیاسی، ایران آمریکا را یک تهدید بنیادین برای ساختار سیاسی و امنیتی خود میداند و به دنبال جهانی است که در آن قدرت آمریکا محدود شود.
چین اما رویکرد متفاوتی دارد.
پکن میخواهد در برابر یکجانبهگرایی آمریکا موازنه ایجاد کند، اما همزمان از مزایای اقتصاد جهانی، تجارت بینالمللی و ارتباط با بازارهای غربی استفاده میکند.
به همین دلیل، چین حاضر نیست برای مقابله با آمریکا وارد هر نوع رویارویی پرهزینهای شود.
پکن به دنبال «ائتلاف جنگی» با تهران نیست
یکی از مهمترین نکات مطرحشده در این تحلیل آن است که ایران نباید انتظار داشته باشد چین برای تغییر نظم جهانی، وارد یک رویارویی مستقیم با آمریکا شود.
به بیان دیگر، از نگاه پکن، ایران یک شریک مهم است؛ اما قرار نیست به نیروی نیابتی چین در رقابت با آمریکا تبدیل شود و چین نیز قصد ندارد به نیابت از ایران با واشنگتن وارد جنگ شود.
این تفاوت میتواند در زمان بحرانهای شدید، خود را آشکارتر کند.
تنگه هرمز؛ جایی که منافع تهران و پکن به هم برخورد میکنند
تنگه هرمز شاید مهمترین نقطهای باشد که تفاوت نگاه ایران و چین را آشکار میکند.
تهران این تنگه را یک اهرم راهبردی برای بازدارندگی در برابر فشار و حمله آمریکا میداند.
چین اما به تنگه هرمز از زاویه دیگری نگاه میکند: امنیت انرژی و تجارت جهانی.
چین یکی از بزرگترین مصرفکنندگان و واردکنندگان انرژی جهان است و هرگونه اختلال طولانیمدت در جریان انرژی از خلیج فارس میتواند مستقیماً منافع اقتصادی این کشور را تحت تأثیر قرار دهد.
از همین رو، پکن در عین مخالفت با فشار حداکثری علیه ایران، نمیتواند با هر اقدامی که تجارت جهانی و مسیرهای انرژی را مختل کند، همراه شود.
هرمز؛ «اهرم بازدارندگی» یا «تهدید علیه تجارت جهانی»؟
این دو برداشت متفاوت، یک معادله پیچیده ایجاد کرده است.
برای ایران، تنگه هرمز میتواند ابزار افزایش هزینه فشار آمریکا باشد.
اما برای چین، بسته ماندن یا ناامن شدن طولانیمدت این مسیر میتواند به افزایش هزینه انرژی، اختلال در زنجیره تأمین و بیثباتی تجارت بینالمللی منجر شود.
در نتیجه، پکن ممکن است از ایران در برابر فشارهای اقتصادی آمریکا حمایت کند، اما همزمان از تهران بخواهد که از تبدیل هرمز به یک بحران دائمی برای تجارت جهانی خودداری کند.
گزارشهای منتشرشده درباره مواضع چین در بحران هرمز نیز نشان میدهد که پکن بر گفتوگو، کاهش تنش و بازگشت امنیت به کشتیرانی تأکید داشته است. euronews
آیا هرمز میتواند تهران و پکن را از یکدیگر دور کند؟
نقطهای که منافع چین و آمریکا به هم نزدیک میشود
غرایاق زندی معتقد است اگر استفاده از اهرم تنگه هرمز از چارچوب بازدارندگی خارج شود و به اختلال گسترده و طولانیمدت در کشتیرانی بینالمللی منجر شود، ممکن است حتی چین و آمریکا در یک نقطه به موضع مشترک برسند.
این نقطه، آزادی و امنیت کشتیرانی است.
در چنین شرایطی، مسئله فقط اختلاف تهران و واشنگتن نخواهد بود؛ بلکه پکن نیز ممکن است برای حفظ منافع اقتصادی خود خواهان بازگشت سریع جریان تجارت و انرژی شود.
این همان سناریویی است که میتواند شکاف میان تهران و پکن را افزایش دهد.
چین نمیخواهد ایران فروبپاشد
چرا پکن از فشار حداکثری علیه تهران استقبال نمیکند؟
با وجود اختلافات، از نگاه این تحلیلگر، چین تمایلی ندارد ایران تحت فشار اقتصادی آمریکا به نقطه فروپاشی یا تضعیف شدید برسد.
دلیل آن صرفاً روابط اقتصادی تهران و پکن نیست.
چین ایران را بخشی از موازنه منطقهای در برابر نفوذ آمریکا میبیند. اگر فشار آمریکا موجب تضعیف جدی ایران و روسیه شود، واشنگتن میتواند با آزادی عمل بیشتری به سمت حوزههای حساستر برای چین حرکت کند.
در این چارچوب، تضعیف ایران لزوماً برای چین یک خبر خوب نیست.
اما این به معنای آن نیست که چین حاضر است برای جلوگیری از این اتفاق، هزینه رویارویی مستقیم با آمریکا را بپردازد.
تحریمها؛ نقطه اصطکاک دیگر تهران و پکن
پکن با تحریمهایی که تجارت آزاد را محدود میکنند، مشکل دارد
یکی دیگر از محورهای مهم اختلاف، تحریمهای اقتصادی است.
از نگاه غرایاق زندی، ساختار اقتصادی چین طی دهههای گذشته بر تجارت، سرمایهگذاری و ادغام در اقتصاد جهانی بنا شده است.
بنابراین تحریمهای گستردهای که روابط اقتصادی کشورها را محدود میکند، با منطق اقتصادی مورد قبول پکن سازگار نیست.
از سوی دیگر، تحریمهای ثانویه آمریکا میتواند مستقیماً شرکتها و بانکهای چینی را در معرض فشار واشنگتن قرار دهد.
در نتیجه، چین در حمایت از ایران با یک معادله دوگانه مواجه است:
از یک سو نمیخواهد ایران زیر فشار آمریکا از پا درآید؛ از سوی دیگر نمیخواهد برای حمایت از تهران، وارد جنگ اقتصادی مستقیم با واشنگتن شود.
چین؛ حامی ایران یا شریک محتاط؟
حمایت پکن سقف دارد
رفتار چین را نمیتوان بهسادگی در قالب «حمایت کامل» یا «بیتفاوتی» تعریف کرد.
رویکرد پکن بیشتر محاسبهگرانه و مبتنی بر منافع ملی است.
چین ممکن است در مجامع بینالمللی از ایران حمایت کند، با برخی اقدامات آمریکا مخالفت کند و برای کاهش فشار بر تهران تلاش کند؛ اما در نقطهای که هزینه این حمایت برای روابط چین و آمریکا بیش از منافع آن شود، احتمالاً پکن محتاطتر رفتار خواهد کرد.
این همان تفاوتی است که میان «شراکت راهبردی» و «ائتلاف نظامی» وجود دارد.
چین و سیاست «طب سوزنی» در بحران خاورمیانه
پکن به دنبال جراحی بزرگ نیست
غرایاق زندی برای توضیح رویکرد چین در بحرانهای منطقهای به یک استعاره جالب اشاره میکند.
به گفته او، یک استاد چینی در پاسخ به این پرسش که آیا چین برای حفظ منافع اقتصادی و انرژی خود در منطقه وارد عمل خواهد شد، گفته بود:
چین مانند آمریکا به دنبال «جراحی» در منطقه نیست؛ بیشتر به «طب سوزنی» تمایل دارد.
این تعبیر، تفاوت فلسفه سیاست خارجی دو کشور را بهخوبی نشان میدهد.
آمریکا در بسیاری از بحرانها به دنبال مداخله مستقیم و تغییر معادله از طریق فشار نظامی یا سیاسی است؛ چین ترجیح میدهد با اقدامات محدود، میانجیگری، تجارت و دیپلماسی، هزینههای بحران را کنترل کند.
وقتی بحران حل نمیشود، پکن ممکن است از کنار آن عبور کند
به گفته این استاد دانشگاه، یک نگاه رایج در سیاست چینی این است که اگر بحرانی قابل حل نباشد، باید از آن عبور کرد و اجازه داد شرایط بهتدریج تغییر کند.
این رویکرد با فرهنگ سیاسی ایران که معمولاً به دنبال حل مستقیم و تعیین تکلیف نهایی بحرانهاست، تفاوت قابل توجهی دارد.
دیدار شی جینپینگ و پزشکیان؛ چرا اهمیت داشت؟
یک دیدار کوتاه در سایه بحران
در جریان نشست سازمان همکاری شانگهای، دیدار کوتاه شی جینپینگ، رئیسجمهور چین، و مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران، نیز مورد توجه قرار گرفت.
غرایاق زندی معتقد است کوتاه بودن این دیدار را نمیتوان کاملاً بیاهمیت تلقی کرد، بهخصوص با توجه به شرایطی که ایران درگیر مجموعهای از فشارهای نظامی، اقتصادی و تبلیغاتی است.
از نگاه او، تهران انتظار داشت پیام سیاسی خود را به جهان منتقل کند، در حالی که چین و سازمان همکاری شانگهای با منطق متفاوتی به بحران نگاه میکنند.
با این حال، صرفاً بر اساس یک دیدار کوتاه نمیتوان درباره آینده روابط تهران و پکن قضاوت قطعی کرد.
چرا چین نمیخواهد «سد ایران» در برابر غرب فرو بریزد؟
موازنه منطقهای برای پکن اهمیت دارد
در نهایت، استدلال اصلی این تحلیل را میتوان در یک جمله خلاصه کرد:
چین نه خواهان شکست ایران است و نه آماده است برای پیروزی ایران وارد جنگ با آمریکا شود.
پکن از وجود یک ایران قدرتمند و دارای ظرفیت اقتصادی و ژئوپلیتیکی برای حفظ موازنه منطقهای سود میبرد؛ اما همزمان به تجارت جهانی، امنیت انرژی و روابط اقتصادی خود با آمریکا وابسته است.
بنابراین، حمایت چین از ایران احتمالاً تا جایی ادامه خواهد داشت که با منافع بنیادی پکن در تضاد قرار نگیرد.
آینده روابط تهران و پکن؛ همکاری با یک سقف نامرئی
سه سناریو پیش روی رابطه ایران و چین
بر اساس این تحلیل، میتوان سه سناریو را برای آینده روابط تهران و پکن در نظر گرفت:
سناریوی اول؛ حفظ همکاری محتاطانه
چین به حمایت سیاسی و اقتصادی محدود از ایران ادامه میدهد، اما از ورود به تقابل مستقیم با آمریکا خودداری میکند.
سناریوی دوم؛ افزایش فشار بر تهران بر سر هرمز
اگر ناامنی در تنگه هرمز طولانی شود و تجارت و انرژی چین را تحت تأثیر قرار دهد، احتمال افزایش فشار دیپلماتیک پکن بر تهران بیشتر خواهد شد.
سناریوی سوم؛ فاصله راهبردی
اگر ایران از چین انتظار داشته باشد در یک رویارویی گسترده با آمریکا وارد میدان شود، احتمالاً شکاف میان دو کشور افزایش خواهد یافت.
در این سناریو، چین ممکن است بهجای قطع روابط، سطح همکاری و حمایت خود را به شکل محسوسی محدود کند.
جمعبندی؛ تهران نباید پکن را با واشنگتن در یک جبهه قرار دهد
رابطه ایران و چین یک اتحاد بدون قیدوشرط نیست؛ بلکه شراکتی است که بر پایه منافع مشترک، موازنه قدرت و محاسبات اقتصادی شکل گرفته است.
چین از یکجانبهگرایی آمریکا ناراضی است و نمیخواهد واشنگتن به پیروزی کامل در برابر تهران دست یابد. اما این مخالفت به معنای آمادگی پکن برای ورود به یک جنگ مستقیم با آمریکا نیست.
در این میان، تنگه هرمز میتواند آزمون اصلی این رابطه باشد.
اگر هرمز بهعنوان یک اهرم بازدارنده و در چارچوب محاسبات محدود استفاده شود، چین میتواند همچنان در کنار ایران باقی بماند.
اما اگر این تنگه به بحران دائمی برای تجارت و انرژی جهانی تبدیل شود، منافع چین ممکن است پکن را از تهران دور و حتی در برخی نقاط به آمریکا نزدیک کند.
در نهایت، به نظر میرسد مهمترین پیام این تحلیل برای تهران آن است که چین شریک ایران است، اما متحد نظامی ایران علیه آمریکا نیست؛ و هرچه هزینه بحران برای منافع اقتصادی چین بالاتر برود، فاصله میان منافع دو کشور نیز بیشتر خواهد شد.
منبع :
این مطلب بر پایه گفتوگوی داود غرایاق زندی، استاد علوم سیاسی دانشگاه شهید بهشتی، با خبرآنلاین تنظیم و تکمیل شده است.
